تجربههایی از شرم و باجگیری در فضای آنلاین

تعدادی از مخاطبین بیبیسی فارسی از افغانستان و ایران تجربههای خودشان از اخاذی در فضای آنلاین را برای ما فرستادند. بعضی از این تجربهها به صورت متن برای ما ارسال شدهاند که ما آنها را در یک ویدیو بازسازی کردهایم. بعضی از آنها را اینجا میخوانید.
باجگیری بعد از سکس چت
یک مخاطب از افغانستان می گوید دختر غریبه روی فیسبوک با او دوست شد و به سکس چت دعوتش کرد.
«در مسنجر به انگلیسی پیام داد و از من خواست تماس تصویریاش را جواب دهم. تماس که برقرار شد، دیدم خیلی سکسی و زیبا است. تماس را قطع کرد ولی دوباره زنگ زد. این بار بدون حرف زدن لباسهایش را بیرون کرد. داشت جلوی من خود ارضایی میکرد. از من خواست جایی بروم که من هم تنها باشم و لباسهایم را بیرون کنم. متاسفانه من هم همین کار را کردم. بعد از مدتی تماس قطع شد. بعد ویدیویی برایم فرستاد و دیدم که از خود ارضایی من فیلم گرفته است. گفت: "یا چهارصد دلار برایم می فرستی یا ویدیو را برای همه دوستانت روی فیسبوک میفرستم". من در فیسبوک سه هزار و پانصد دوست دارم. جوابش را ندادم و فیسبوکم را غیرفعال کردم. نمی دانم چه کار بکنم.»
+بیشتر بخوانید: کلاهبرداری سکسی در اسکایپ، ثروتی محصول شرمسار کردن دیگران
از چت تا تجاوز
دختری برای ما از تجربه تلخ خود نوشته است:
"در اپ بی-تاک با یک پسر آشنا شدم. بعد از مدتی متوجه شدم که شخصیت درستی ندارد. می خواستم رابطهای را که فقط تلفنی بود تمام کنم که گفت: "من همه عکسهای پروفایلت و عکسی که برایم فرستادی را دارم. اگر فردا نیایی ببینمت عسکهایت را پخش می کنم." جدی نگرفتم، تا این که عکسهایم را روی پروفایلش، در واتس اپ، ایستاگرام و تلگرام گذاشت. التماسش کردم که عکسها را بردارد. گفت: "باید بیایی! فقط می خواهم صحبت کنیم." من هم روز بعد رفتم. بعد از چند دقیقه چرخیدن در ماشین دیدم دارد جایی میرود که نمیشناسم. ناگهان وارد یک بنبست شد. در پارکینگ خانه ته بنبست را یک نفر باز کرد. خیلی التماسش کردم که بگذارد بروم. برای اینکه گریه نکنم و ساکتم کند من را میزد. بعد مجبورم کرد بروم داخل. هیچ کس آن اطراف نبود... بعد از آن روز خیلی افسرده بودم. الان هم به هیچ کس نمیتوانم اعتماد کنم. فکر این که مردی وارد زندگیام شود آزارم میدهد. ضربهای که من خوردم جبران ناپذیر است.»

باجگیری با عکس
یک زن که خود را متاهل و بچهدار معرفی میکند از تجربهاش برای ما میگوید:
«ده روز پیش اس ام اس به من رسید که "ما از شما عکس داریم و بیست میلیون (تومان) برای ما بیاورید تا اینها را در اختیار خانوادهتان قرار ندهیم". بهتر دیدم که شکایت کنم. در دادگاه به من نامه دادند که به مخابرات ببرم تا شماره شخص را پیدا کنند و دادگاه او را احضار و جلب کند. گفتم: "اگر به من باز زنگ بزند چه کار باید کنم؟" به من گفتند: "چون جرمی واقع نشده و هنوز پولی نگرفته ما کاری نمیکنیم. حتی اگر شما را تهدید به قتل کرده بود تا جرمی واقع نشود ما کاری نمیتوانیم بکنیم." از طریق آشناهای خودم شمارهاش و اطلاعاتی از او را زودتر پیدا کردم. شماره شکایت را برایش نوشتم و گفتم: "من از تو شکایت کردهام و تا آخرش هستم! تا آخرش هستم! تا جایی که تو را بیچاره کنم هستم!" بعد از آن دیگر تماسی نگرفت. من هنوز میترسم.»
نسخه کامل این تجربه ها را در این ویدیو ببینید.











