کلیساهایی که 'به دست فرشتگان ساخته شده'

- نویسنده, جک بارکر
- شغل, بیبیسی
کلیساهای سنگی لالیبلا در اتیوپی قرنهاست که باعث سردرگمی همه شده است، به جز مردم محلی که سخت باور دارند سنگتراشی این کلیساها کار فرشتههاست.
اتیوپی با سابقه مسیحیت رسمی از سال ۳۳۰ میلادی، ادعا میکند که یکی از قدیمیترین کشور مسیحی جهان است. با اینکه فقر این کشور را به ویرانی کشانده است، باور مسیحی مردم در طول قرنها استوار باقی مانده است و کلیساهای سنگی لالیلبا شاهدی روشن بر این موضوع است.
کلیساهای لالیلبا، یازده بنای تراشیده شده از سنگ یکپارچه هستند که هر کدام به طور چشمگیری به نمای کوهستانی دوخته شدهاند و ۴۰ تا ۵۰ متر پایینتر از سطح زمین قرار دارند. در بخش ورودی کلیساها، حفرههایی صلیبیشکل حجاری شده است تا نور خورشید به فضای خالی درونی آنها راه پیدا کند.

نظریههای متعددی در مورد ساخته شدن این زیارتگاههای خارقالعاده وجود دارد. برخی باور دارند که این کلیساها ساخته شوالیههای معبد، گروهی از مسیحیهای صلیبی هستند که در قرن سیزده میلادی و زمان ساخته شدن کلیساها در قدرت بودند. با این حال هیچ شاهد محکمی مبنی بر نقش صلیبیها در ساختن این زیارتگاهها وجود ندارد.
یکی از فرضیههایی که بیش از همه انتشار یافته و موزه کوچک نزدیک کلیساها نیز همین فرضیه را رواج داده آن است که کلیساها به دستور شاه لالیبلا، امپراتور اتیوپی در قرن دوازده و سیزده میلادی ساخته شدهاند. گفته میشود که شاه لالیبلا در سال ۱۱۷۸ میلادی به بیتالمقدس سفر کرده است، یعنی درست پیش از آن که شهر به دست مسلمانان بیفتد. بر اساس این فرضیه، شاه لالیبلا کلیساهای سنگی را در امتداد رود اردن در اتیوپی ساخته است تا مسیحیها را به یک ٬بیتالمقدس نو٬ دعوت کند.
به نظر میرسد که موزه لالیبلا تلاش چندانی در پافشاری بر این نظریه ندارد، و ابزارهایی که به نمایش گذاشته تنها شامل یک تیشه شکننده است که ظاهرا کارگران شاه لالیبلا برای کندن کلیساها درون زمین از آن استفاده میکردند. حتی با فرض عمر ۹۰۰ ساله، این تیشه بیشتر مناسب ریشهکن کردن علف از درون خاک است تا سنگتراشی.

در عوض هزاران زائری که هر روز در مراسم مذهبی این کلیساها شرکت میکنند، یک توضیح الهی را در مورد ساخته شدن کلیساهای سنگی باور دارند: اینکه شاه لالیبلا را ارتشی از فرشتهها یاری رساندند و در عرض یک شب یازده کلیسا در این منطقه ساختند.
تنها نشانهای که از دوردست میتوان از وجود این معبدهای زیرزمینی مشاهده کرد، جریان رفت و آمد مردم به داخل و بیرون گودالهای حاوی کلیساهاست. بازدید از کلیساها باید با کاهش جماعت داخل تنظیم شود و زمان استراحت بین مراسم بهترین فرصت برای پایین رفتن از شکافهای زمین است که گاهی عرض آنها تنها به اندازه عبور یک نفر است.
کلیساها حتی در زمانهایی که مراسمی در جریان نیست، خالی نیستند. برای زائران مسنتر، ماندن در نزدیک کلیسا آسانتر از عبور از مسیرهای دشوار است.
خبرنگار بیبیسی میگوید: "با ورود به بیت میکاییل گلگتا، به جایی رسیدم که گفته میشود استراحتگاه پایانی شاه لالیبلا بوده است. فرش نخنمای قرمز چیزی از سرمای سنگ زیر پایم کم نکرد و وقتی چشمانم به تاریکی عادت کردند، یک پیکر قرون وسطایی در برابرم نمایان شد. پیتر مقدس بود که تا ابد بر دیوار بیتالمقدس نو نقش بسته بود."

گذرگاهها و تونلهای تنگ باریک کلیساها را در درون زمین به یکدیگر متصل میکنند، اما یکی از کلیساها جدا از ده عبادتگاه دیگر قرار دارد. بیت جرجیس که به اندازه پرتاب یک سنگ از محوطه دیگر کلیساها فاصله دارد، با شکلی منحصر به فردش بیش از بقیه در خاطر میماند. این کلیسای صلیبی شکل به طور بینظیری در صخرهای با شیب ملایم دفن شده است و بر سقف آن یک صلیب قبطی نقش بسته که تنها از بالا قابل مشاهده است. دیوارههای صاف کلیسا در طول قرنها رنگ برنز گرفته است و ۴۰ متر درون یک مغاک ژرف فرو رفته است. با وجود قرار داشتن در معرض باد و باران، این سازه به طور بینظیری حفظ شده و نه قرن قدمت را با وقار به نمایش گذاشته است.
البته همه کلیساها نیز وضعیت خوبی ندارند. کلیسای ناجی عالم که به عنوان بزرگترین کلیسای یکپارچه جهان پذیرفته شده است، سایهبانی از ورقه سنگین فلزی در برابر باد و باران دارد که یونسکو برای جلوگیری از خرابی بیشتر آن را نصب کرده است. در بیت ابا لیبانوس هم تعدادی ترک نگرانکننده دیده میشود.
خبرنگار بیبیسی میگوید "با دیدن این نشانههای ویرانی، به منشا الهی کلیساها شک کردم. اگر کلیساهای لالیبلا به دست فرشتهها ساخته شده بودند، قطعا امروز در همان وضعیت روز اول بودند."

"اما وقتی از میان گذرگاهی که به کلیسای بیت جرجیس ختم میشد بالا رفتم، فهمیدم که مهم نیست کلیساها چگونه ساخته شدهاند. آن پایین موجی از زائران به درون زمین میرفتند و دوباره ظاهر میشدند. جوانترها به پیرها کمک میکردند تا مسیرهای شیبدار را رد کنند. چند دقیقه تامل کردم تا جریان بیپایان زائران که به سطح زمین بر میگشتند تماشا کنم. آنها باور داشتند و همین کافی بود."











