روزنامههای تهران: سکوت اهالی موسیقی شکست
- نویسنده, فرج بالافکن
- شغل, بیبیسی
روزنامههای اصلاحطلب یا هوادار دولت امروز (پنجشنبه چهارم شهریور ١٣٩٥)، عکس و تیتر اول صفحه نخست خود را به این عبارت از رهبر ایران که گفته «طرفدار فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم»، اختصاص دادهاند اما روزنامههای مخالف حرفهای او را در باره اقتصاد مقاومتی و سیاست خارجی، برجسته کردهاند.
تریبونها چه میکنند؟

مصطفی ایزدی، در روزنامه شرق نوشته که در جوامع سامان یافته دو نوع میز خطابه یا تریبون به مفهوم عام، افکار عمومی را آگاه میکنند؛ تریبونهای رسمی و غیررسمی که در ایران هم چنین است.
به نظر نویسنده گام گذاشتن در وادی نابسامانیهای این حوزه اگرچه سخت، اما بسیار ضروری است، زیرا مردم و مخاطبان آنان را دچار سرگردانی و بهت میکند که این پدیده، شایسته موقعیت ایران در شرایط فعلی نیست.
با این مقدمه این فعال سیاسی به تریبون نماز جمعه به عنوان یک نهاد رسمی اشاره کرده که به گفته او در سراسر ایران نزدیک به ٧٠٠ امام جمعه حضور دارند و در تعریفی که از جایگاه آنها برمیآید، بعضی از ارزش معنوی و برخی دیگر از ارزش سیاسی و اجتماعی برخوردارند.
به نوشته این مقاله حال اگر از جایگاه تعریف شدهای که وجود دارد، سوءاستفاده شود، چه اعتباری برای آنها باقی میماند؟ یکی از سوءاستفادهها از تریبونهای رسمی، بهرهگیری برای بیان سلیقه شخصی یا انعکاس دیدگاههایی است که مغایر تعاریف پذیرفته شده است.
روزنامه شرق در عین حال در خبر دیگری نامه ٣ هزار نفر از اهالی موسیقی به حسن روحانی را منتشر کرده و نوشته که سکوت اهالی موسیقی شکسته شد.
نمیگذارند عکس رئیس جمهور در راهپیماییها بالا برود

گروه سیاسی روزنامه اعتماد در گزارشی از گفتوگوی تلویزیونی محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران نوشته که اگرچه هفته دولت فرصتی را به دولتمردان میدهد تا دستاوردهایشان را به رخ منتقدان خود بکشند اما دولت حسن روحانی در این چند ماه گذشته به قدری زیر توپخانه منتقدانش قرار داشته که کابینه بیسر و صدایش اگر لب به سخن هم باز میکنند، بیش از دستاوردها، گلایههایشان از مخالفان غیرمنصف به گوش میرسد.
در ادامه گزارش اعتماد از جمله آمده که پیش از اینها همواره تنها حسن روحانی بود که در خط مقدم رویارویی با مخالفان دولت ایستاده بود و در سکوت اعضای کابینهاش پاسخ منتقدان را میداد، اما در چند ماه گذشته توهینها و تهمتهایی که به رئیس جمهوری روا داشته شد، مانند آتشی بود که یخ کابینه روحانی را آب کرد. این بار وزیر اطلاعات لب به گلایه باز کرده است و از بیانصافیها در حق رئیس جمهور و دولت سخنمیگوید؛ از جمله این که اخیرا در یکی از سفرهای استانی، عدهای تعداد زیادی از عکسهای رئیس جمهور را جمعآوری کرده و اجازه ندادهاند که مردم آن تصاویر را در دست بگیرند.
فشار فتنهگران بر روحانی شدت گرفت

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه خود نوشته یکی از سران فتنه در ملاقات با روحانی از موضع بالا با وی صحبت کرده و معترض او شده است. اشاره این روزنامه به اظهارات حسن رسولی، عضو شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان در شماره دیروز روزنامه آرمان است.
قبول ملاقات با خاتمی از سوی روحانی، در حالی است که "خاتمی از عوامل اصلی خیانت سال ٨٨ مدعیان اصلاحطلبی به نظام و دعوت به اغتشاش در کف خیابان بوده و این اتفاق در حالی رخ داد که خاتمی در محافل خصوصی بارها اعتراف کرده که در انتخابات سال ٨٨ تقبلی رخ نداده بود.
کیهان یادآوری کرده که پیش از این هم عبدالله ناصری با اشاره به ملاقات موسوی خوئینیها با روحانی گفته بود به روحانی هشدار دادیم که پایگاه رای مستقلی ندارد و بدون رای اصلاحطلبان، نمیتواند مجددا در سال ٩٦ رئیس جمهور شود.
نقشه حذف بسیج دانشآموزی با حاکمیت سازمان ملل!

روزنامه جوان در گزارشی نوشته که لایحه دولتی که هفته آینده برای تصویب به صحن علنی مجلس میرود، میتواند کشور را از داشتن بسیج دانشآموزی با این عنوان که کودکان زیر ١٨ سال نباید وارد منازعات نظامی شوند، محروم کند.
به نوشته این گزارش، «لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به کارگیری کودکان در منازعه مسلحانه»، نقشه خطرناکی است که مستقیما بسیج دانشآموزی را نشانه گرفته است تا تحت حاکمیت سازمان ملل خود را با دست خود از داشتن بسیج و از آموزش دانشآموزان بسیجی و فرهنگ جهادی محروم کنیم. در عین حال نویسنده این گزارش اذعان کرده که ایران پیشتر در سال ٨٦ به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در خصوص فروش، فحشا و هرزهنگاری ملحق شده است و حالا شاید دولتمردان این پروتکل جدید را ادامه همان پروتکل قبلی بدانند.
گزارش روزنامه جوان با این جمله پرسشی به پایان رسیده که آیا تجربه برجام و تعاریف متفاوتی که آمریکا از یک قرارداد معین میکند و بدعهدی که در آن دارد، برای دولتمردان ما تجربهای کافی نبوده است؟!
گره اشتغال دهه شصتیها
علاءالدین ازوجی، در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشته که براساس نتایج رسمی سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٦٥، سهم جمعیت گروه سنی زیر ١٠ سال در این سال تقریبا به ٣٣ و نیم درصد رسیده بود که این سهم نسبت به ده سال قبل از آن تقریبا ٣١ و ٨ صدم درصد بود. این افزایش سهم گروه سنی یاد شده در تحلیلها عنوان متولدان جمعیت دهه شصتی به خود گرفته است.
به نوشته این مقاله در حال حاضر سهم بالای ٣٣ درصد از کل جمعیت دهه ٦٠، فرصتهای شغلی را در بازار کار مطالبه میکند. این که بازار کار کشور تامین کننده نیازهای اولیه آنها خواهد شد یا خیر، بسیار حائز اهمیت است.
آقای ازوجی نوشته که آمارها نشان میدهد نرخ بیکاری جوانان و تحصیلکردهها بسیار بالا بوده و طی سالهای اخیر در سطح ٢٢ درصد قرار گرفته و گویای این واقعیت است که انباشت و ذخیره بیکاری در حال حاضر به صورت رسمی و غیررسمی بسیار بالاست و با توجه به ساختار سنتی بازار کار ایران، حاکی از جوانی ذخیره بیکاری است.
به نظر نویسنده نکته اینجاست که انباشت سرمایه در اقتصاد ایران متناسب با این انباشت سرمایه انسانی صورت نگرفته است و عدم تناسب میان آن دو به تدریج به انباشت بیشتر ذخیره بیکاری دامن زده است.











