روزنامه های تهران: شعار مرگ بر آمریکا، بلندتر از هر سال

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه نگار

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۱۳ آبان در سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران سخنان ضد آمریکایی دیروز رهبر جمهوری اسلامی را در صدر اخبار خود آورده اند که گفته است شعار مرگ بر آمریکا علیه مردم آن کشور نیست بلکه مرگ بر سیاست های استکباری است.

روزنامه های تندرو و اصولگرا با چاپ مقالات و گزارش هایی پیش بینی کرده اند برای این که جلو توهم ها گرفته شود امسال مراسم روز ۱۳ آبان پرشورتر و ضدآمریکایی تر از هر سال خواهد بود.

انتقاد از کاسته شدن سانتریفوژها توسط ایران، تخریب برج آزادی تهران و فیلترینگ شبکه های اجتماعی از دیگر مطالب این روزنامه هاست، که در عین حال جز نقل خبر خبرگزاری های حکومت، نشانه ای از دستگیری عده ای از روزنامه نگاران توسط اطلاعات سپاه پاسداران در آن ها دیده نمی شود.

تیتر و عکس صفحه اول جوان

منبع تصویر، Javan

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول جوان

روزنامه های امروز همزمان با سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران و با نقل سخنان تازه ضد آمریکایی رهبر جمهوری اسلامی در صفحات اول خود در مقالات اصلی خود به تشریح علت مداومت تظاهرات ضدآمریکایی در ایران و تصمیم مسوولان پرداخته اند.

علی میرباقری در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=6069&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: در دوران معاصر این امید و خوشبینی نیز در برهه بعد از جنگ سرد بروز کرد وقتی که آمریکا وعده خاورمیانه نوین و مبتنی بر مردمسالاری را داد تا جایی که حتی نسل سیاستمداران نومحافظه‌کار این کشور مدعی شدند با یورش به خاورمیانه جای حکومت واپسگرای طالبان در افغانستان و استبداد صدام در عراق، نظام‌های دموکراسی نوین را خواهند نشاند.

به نظر نویسنده این تصورات خوشبینانه در دوره بعد از جنگ عراق و افغانستان رنگ باخت و اینک دو مقام بلندپایه سیاست خارجی ایران بعد از رهبری یعنی رئیس جمهوری و وزیر خارجه طی دو سال اخیر هر بار در برابر این سؤال که نگاه شما به سیاست خارجی آمریکا چیست تصریح کرده‌اند که ما به حکم تجربه‌های تاریخ به آمریکا بدبین هستیم.

روزنامه دولت در نهایت نوشته: در عین حال همه مدیران ارشد نظام متفق‌القول هستند که راه غلبه بر تجربه‌های تلخ روابط ایران و آمریکا ضمن تکیه بر اهرم تدبیر و هشیاری سیاسی، بالا بردن توانمندی و قدرت ملی است، یعنی همان چیزی که توسعه پایدار و مبتنی بر منافع ملی در عرصه‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی و سیاسی خوانده می‌شود.

هیئت نظارت بر اجرای برجام چه شد؟

یک روز بعد از اعلام اجرای اجرای برجام و از جمله کاستن از سانتریفوژها و در حالی که مسوول اجرای برجام به نوشته روزنامه های امروز اعلام کرده که این گام اول برجام است و آن چه منظور رهبر جمهوری اسلامی حاصل شده است، کیهان و رسالت به مخالفت با این نظر پرداخته اند.

مسعود علوی در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> رسالت</caption><url href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=215531" platform="highweb"/></link> با اشاره به نامه آیت الله خامنه به رییس جمهور که در آن تشکیل یک هیات قوی برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهدات طرف مقابل تشکیل شود نوشته: سئوال مهم و کلیدی این است که امروز پس از گذشت دو هفته از صدور این فرمان، چنین هیئتی تشکیل شده است؟ این هیئت بدون شک باید متشکل از کارشناسان فنی هسته ای، حقوقدانان برجسته آشنا با حقوق بین الملل، سیاستمداران برجسته حساس به منافع و مصالح ملی، کارشناسان خبره نظامی، کارشناسان مالی و محاسباتی، کارشناسان اقتصادی و... باشد. وظایف و ترکیب این هیئت باید سریعاً طبق فرمان رهبری در شورای عالی امنیت ملی تعیین و تصویب شود. آیا این اقدام صورت گرفته است؟

به نوشته این روزنامه جناح راست: مردمی که شعار می دادند؛ «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و منتقدین هوشمندی که با ریزبینی نقد برجام را مطرح کردند، اگر پرسشی در مورد اجرای برجام داشته باشند، باید از این هیئت بپرسند و آنها هم باید پاسخگو باشند.

سوریه به کام آمریکا و روسیه

حسین دهشیار در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=1800&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> اول نوشته: با وجود تمامی انقلاب‌ها، کودتاها، شورش‌ها و جنبش‌های اجتماعی منطقه خاورمیانه، یک واقعیت انکارناپذیر، خود را پیوسته متجلی می‌کند؛ واقعیتی که بسیاری از انقلاب‌ها و کودتاها شکل گرفتند تا یا این واقعیت را به چالش بکشند یا وجود آن را انکار کنند؛ ولی ناکام ماندند. چنان که فارغ از این که چه آینده‌ای برای سوریه رقم بخورد و فارغ از اینکه شکل جغرافیایی و نوع حکومت سوریه چه خواهد شد، در نهایت این آمریکا و روسیه هستند که به جشن و پایکوبی روی ویرانه‌های این سرزمین خواهند پرداخت.

نویسنده روزنامه دانشگاه آزاد تاکید کرده: ابهام استراتژیک و فقدان اراده در روند تصمیم‌گیری قاطع درباره سوریه، آمریکا را در این حوزه در موضع دفاعی قرار داد. در سوی مقابل، عملکرد آمریکا این فرصت را برای روسیه فراهم آورد که خلأ پدیدآمده به وسیله آمریکا را پر، و خود را به معادلات سوریه وارد کند.

سرمقاله فرهیختگان در نهایت تاکید کرده: مهم نیست که کدام طرف داخلی در دو سوی منازعه سوریه پیروز شود (البته اگر بتوان از چیزی به نام «پیروزی» صحبت به میان آورد)؛ درنهایت بازیگرانی که در تحلیل نهایی تعیین‌کننده سرنوشت این سرزمین خواهند بود، روسیه و آمریکا هستند. این دو کشور با بهره‌گیری از کارت‌های بازیگران منطقه‌ای و با هزینه‌کردن سرمایه‌های مردم سوریه، سرنوشتی را برای سوریه رقم خواهند زد که تنها و تنها منافع روسیه و آمریکا را، به‌عنوان دو بازیگر برتر نظام بین‌الملل، با درجات مختلف تامین کند.

کارتون امین منتظری، بی قانون

منبع تصویر، Qanoon

توضیح تصویر، کارتون امین منتظری، بی قانون

حذف غیرممكن است

هوشنگ اعلم در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=288&PageNO=16#" platform="highweb"/></link> نوشته: این روزها، روزهای هجوم به سمت تلگرام و وایبر است. ایرانی‌ها در محدودیت فضای تبادل اطلاعات، كانال‌های خبری تلگرام را پر كرده‌اند و هر مطلب و خبری را برای یكدیگر فوروارد می‌كنند و می‌خوانند. خبرهای درست و نادرست، شایعات و هرآن‌چیزی كه عطش دانستن آنها را تامین كند، همخوان می‌شود. عطش دانستن در فضای محدود اطلاعاتی، چنین فضا و رفتاری را از ایرانی‌ها در گروه‌های تلگرام، وایبر و . . . به وجود آورده و این اتفاقی نیست كه ادامه داشته باشد.

این روزنامه نگار معتقد است: با همین دلایل می‌گویند روزنامه‌نگاری كلاسیك در ایران از بین رفته است. می‌گویند روزنامه‌ها دیگر تیراژ سابق خود را ندارند و یكی از دلایل مهم اصلی این اتفاق را همین ورود اینترنت و استفاده از شبكه‌های مجازی می‌دانند. استقبال مردم از روزنامه‌ها را دلیل اصلی می‌آورند و از تیراژ روزنامه‌ها مثال می‌آورند.

اما به نظر نویسنده مقاله اعتماد: تیراژی كه روزبه روز كمتر می‌شود، دلایل دیگری دارد. مردم صبح به صبح پای دكه‌ها می‌ایستند، در تمام روزنامه‌های صبح، همان خبرهایی را می‌بینند كه دیروز در خبرگزاری‌ها دیده‌اند. در نتیجه برای رسیدن به اطلاعات تكمیلی به سمت همان شبكه‌های خبری مجازی می‌رود و میان ملغمه‌ای از خبرها و شایعه‌ها، دنبال آنچه می‌خواهد، می‌گردد و اتفاقا پیدا هم می‌كند. نه، من باور نمی‌كنم كه با ورود تكنولوژی و همه آنچه حتی در تصور امروزی ما نمی‌گنجد، روزنامه‌نگاری از بین نمی‌رود.

<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/48099/فيلترينگ؛-درد-يا-درمان؟" platform="highweb"/></link> در مقاله اصلی خود با اشاره به واکنش های لحظه ای در شبکه های اجتماعی نوشته: در واقع تحریف خبر منحصر به تولید و درج خبر دروغ نیست، اینكه خبر باید راست باشد و همه راست باشد و جز راست هم با آن نباشد. این تعریف موضوع سیاست خبری را بسیار پیچیده و حساس می‌كند مسأله‌ای كه رسانه‌های مجازی قادر به انجام این وظیفه نیستند. حال ممكن است پرسیده شود كه راه‌حل چیست؟ آیا می‌توان این شبكه‌ها را در انتشار خبر ورزیده كرد؟ آیا باید آنها را فیلتر كرد؟

این مقاله افزوده: هیچ كدام از این دو راه‌حل ممكن و مفید نیست. اولی ممكن نیست، چون تولید خبر، یک وظیفه حرفه‌ای است و نه یك كار از روی تفنن و غیرمسئولانه. راه‌حل دوم نیز ممكن نیست، همچنان كه مبارزه با ماهواره به نتایج مطلوب نرسیده و در آینده نیز معلوم نیست كه با امكانات جدیدی مواجه نشویم كه هیچ دولتی قدرت فیلترینگ آنها را داشته باشد. ضمن اینكه الزامات دنیای مدرن و وابستگی اقتصاد به خطوط اینترنت به تنهایی جلوی همه این راه‌حل‌ها را سد می‌كند.

شهروند در نهایت نوشته: فیلترینگ مفید هم نیست، چرا مردم دوست دارند كه از رسانه‌ای خبر بگیرند که به صحت اخبار آن اطمینان دارند. اگر آزاد گذاشته شوند، دیر یا زود شبكه‌هایی مثل فیس‌بوك و تلگرام، به شبكه‌های مكمل تبدیل می‌شوند و مردم به شبكه‌های اصلی یعنی صداوسیما و مطبوعات رجوع خواهند كرد. بگذارید مردم مدتی را با تلگرام و واتس‌آپ سر كنند، اگر راه‌های بهتر و مطمئن‌تری پیش‌روی خود ببینند، تغییر مسیر خواهند داد و از آن راه‌ها كسب خبر خواهند كرد.

تمنای مردم را چه باید کرد

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=288&PageNO=16#" platform="highweb"/></link> درباره پلمپ مرکز رستوران تازه تاسیس شده کی اف سی در تهران نوشته:

گیرم كه كی‌اف‌سی، آمریكایی و نماد آمریكاست؛ چه فكری برای این تمنای زایدالوصف ملت كرده‌اید كه عین برق و باد خود را به دكان مورد نظر رسانده‌اند و عین مرغ نخورده‌ها صف بسته‌اند و خروار خروار سفارش «شام» داده‌اند. كی‌اف‌سی همچه فوق‌العاده هم نیست و چیزی از همین مغازه‌های داخلی سرندارد. قطعا آدم با یك بار خوردنش امریكایی نمی‌شود، تمایلات ضدامپریالیستی‌اش را هم از دست نمی‌دهد. اما هجوم بردن و صف بستن و با ولع خوردن و نفهمیدن اینكه ران را توی چشم باید كرد یا توی دهان، قدری نوبر است.

كی‌اف‌سی نخورده كسی از دنیا برود، اتفاق خاصی برایش نمی‌افتد. ضمن اینكه اسم نمی‌آورم اما تردیدی ندارم كه مرغ‌های داخلی خوشمزه‌تر و بهترند. با ذائقه ما هم بیشتر جور درمی‌آیند. یكی این صف و این هجوم و این استقبال را ببیند حمل بر این نمی‌كند كه ایرانی‌ها «نخورده‌اند» نه. اتفاقا طبقه متوسط ایران به شكم‌شان بد نمی‌گذرد. خانواده‌ها از این سر شهر بلند می‌شوند می‌روند آن سر شهر كه یك غذای خوب و خوشمزه بخورند. ضمن اینكه نصف بیشتر مردم دوبی و تركیه خودشان را از مك‌دونالد و كی‌اف‌سی و كنتاكی و برگركینگ و از این قبیل اشباع كرده‌اند. كسی نخورده نیست. پس لابد تمنای چیز دیگری دارند.

كی‌اف‌سی را می‌شود با یك دستور ساده درش را تخته كرد اما درِ تمنای مردم را چه كار باید كرد؟ بعد از این همه كار تبلیغی هنوز هم پوشیدن برند امریكایی و خوردن غذای امریكایی و مسافرت به امریكا و... فضیلت به حساب می‌آید. من هم می‌گویم نباید بیاید. اشتباه از نمادهای فرهنگی و تبلیغی است كه نتوانسته‌اند آتش تمنایِ ینگی دنیا را در دل‌ها خاموش كنند. سهل است. شعله‌ورترش هم كرده‌اند. جای دریغ و افسوس دارد كه اگر چراغ كی‌اف‌سی را خاموش كرده‌اید، چراغ كی‌اف‌سی درون ملت را روشن كرده‌اید.

آقا داوود در ریودوژانیرو

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌ در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/48060/آقا-داوود-در-ریودوژانیرو" platform="highweb"/></link> نوشته: اخیرا زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که زمین‌های زراعی کشور برزیل توسط ایرانی‌ها خریده یا اجاره شود و با کشاورز ایرانی و بذر ایرانی، مشغول کشاورزی شوند! توجه شما را به چند صحنه جلب می‌کنم که آن کشور پر‌نعمت، پر از صحنه است پدرسوخته!

- هوووو... هوووو ... کبلایی داووود هوووو... پ چرا آب منو بریدی هوووو

- مش قاسم هوووو... این آب خودمه، سهم خودمه... مگه امروز جمعه نیست؟!

- نه کبلایی، امروز یکشنبه است! درسته تعطیله، ولی جمعه نیست!

- حسن بیک، چرا چند روزه سر زمینت نمیای؟!

-‌ها... رفته بودم شهر

- کدوم شهر؟

ریودوژانیرو! اداره ترویج ریو، یه دوره کلاس تکنیک‌های آبیاری سامبا گذاشته بود! یک معلم هم داشت که نگو! اصلا جمعه به مکتب آرد، طفل گریزپای را!

- پ قاسم، تو قرار بود توی انتخاب کدخدا به آلفونسو رأی بدی، چی شد به سانتوز رأی دادی؟!

- خب اینا برزیلی‌اند، گفتم عین رونالدینیو به آلفونسو نگاه کنم، به سانتوز رأی بدم!

- پ حسن، این چه حال و روزیه؟! چرا این‌طوری شدی؟! این پرهای طاووس چیه روی سرت؟ چرا شلوار دبیت رو از پات درآوردی؟!

- من ‌حسن نیستم، من داف‌ ‌حسنم! الانم دارم میرم فستیوال سامبای برزیلی!

تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

منبع تصویر، Jahane Sanat

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

<link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://jahanesanat.ir/index.php?year=1394&month=08&day=13&category=1&" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود با چاپ عکسی که بنای یادبود آزادی تهران را در حصار نشان می دهد نوشته:

اگر سری به سایت‌های شهرداری تهران و شورای اسلامی شهر تهران بزنید، بلااستثنای در بالای سایت و لگوی آن برج آزادی به عنوان المانی هویت‌بخش وجود دارد اما انگار مسوولان ما در هر رده و جایگاهی عادت کردند از هویت اشخاص و حتی بناهای اطرافشان استفاده کنند ولی به فکر آنها نباشند‌.

چند سالی است که بحث مرمت و بازساری برج 44 سال آزادی نقل محافل خبری شده است‌. بارها کارشناسان میراث فرهنگی از لزوم رسیدگی به این برج که بخشی از هویت شهر تهران است، صحبت کردند و هشدار دادند وضعیت به مرز خطر رسیده است‌ اما انگار گوش شنوایی نیست‌. شورای شهر تهران چند بار بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان دست به دست چرخید و هیچ کدام به فکر نبودند‌. شهرداری هم که این روزها سخت در فکر فروش تراکم و قطع درختان خیابان‌های تهران است، گوشش بدهکار نیست‌.

به نوشته جهان صنعت: در چند روز گذشته و بارندگی‌های تهران که شهر را در ترافیکی وحشتناک غرق کرده بود، برج آزادی هم تحملش تمام شد و بخشی از سقف آن ریخت‌. مدیر برج آزادی می گوید از چند ماه گذشته پیش‌بینی چنین اتفاقی را می‌کردیم و به همین منظور بارها به شورای شهر و شهرداری تهران تذکر دادیم که روند بازسازی به کندی انجام می‌شود اما متاسفانه توجهی نشد‌.

باران رنج آور

کارتون نعیم تدین، شهروند

منبع تصویر، Shahrvand

توضیح تصویر، کارتون نعیم تدین، شهروند

غزاله پورخاکی در <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/24585-رازهای-اسید-باران-اهواز.html" platform="highweb"/></link> نوشته: در اینکه باران، رحمت الهی است، شکی نیست. اما این باران چطور ببارد و در کدام منطقه ببارد، جای بسی تامل دارد. اینکه باعث نشاط و سرزندگی شود یا همه را به نفس تنگی بیاندازد هم جای سئوالات بسیار دارد. اینکه نامش باران بهاره باشد یا پاییزه یا حتی پسوند اسیدی را با خود یدک بکشد، هم جای کارشناسی فراوان دارد. گرچه بارش باران اسیدی در خوزستان در روز اول، در صدر اخبار قرار گرفت و تکذیبش در روز بعد صدرنشین شد، صحبت‌ها و بحث‌های بسیاری در فضای مجازی و غیر مجازی بر سر نام این باران درگرفت.

به نوشته این گزارشگر:در هفته گذشته بارش باران در اهواز و برخی شهرهای خوزستان باعث شد که بیش از 10 هزار نفر از مردم به دلیل مشکلات تنفسی به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مراجعه کنند. در حالی که این باران به «باران اسیدی» مشهور شده، سازمان حفاظت از محیط زیست اصرار دارد که باران اسیدی بر پوست اثرگذار است و نه بر دستگاه تنفسی. با این حال بنا بر برخی شنیده‌ها، اثر این باران بر سلامت خوزستانی‌ها بیش از هر چیز به دلیل آلایندگی هوا ناشی از رکوردگیری تولید نفت در استان خوزستان بوده است.

ابتکار گمانه زنی کرده که: این رکوردگیری که به نظر می‌رسد به دلیل نزدیک شدن به اجرایی شدن برجام و به عنوان برای افزایش تولید انجام شده است. سوزاندن حجم وسیعی از گازهای خارج شده از میادین خوزستان و ورود آلاینده‌ها باعث شده که اولین باران پاییزی خوزستان، منجر به بیماری اهالی این منطقه شود.

پوریا عالمی هم در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/77734/باز-باران-اسيدی-با-سوزش%E2%80%8Cهای-بسيار" platform="highweb"/></link> نوشته: تا دیروز پاییز که می‌آمد مردم تیپ پاییزه می‌زدند و تیریپ شاعرانه برمی‌داشتند و می‌آمدند روی برگ‌های زرد خرت‌خرت راه می‌رفتند و شعر می‌گفتند. الان این‌طوری شده كه پاییز می‌آید هوا وارونه می‌شود و باید ماسك ضدشیمیایی بزنی كه از بین نروی و شعر روی قبرت ننویسند. می‌دویدند دفتر و خودكار می‌آوردند و شعر می‌گفتند. الان این‌طوری شده كه باران می‌آید باید لباس ضدتشعشعات بپوشی چون باران اسیدی است و آلودگی هوا را می‌شورد و می‌آورد پایین.

به نوشته این طنزنویس: قدیم باران می‌آمد پیاده‌روی می‌كردیم، الان یك پیاله باران بزند همچین ترافیك می‌شود كه شش‌ساعت تو ماشین می‌مانیم و اگر همان‌جا زادوولد نكنیم نسل بشر منقرض می‌شود. حالا هم از ما می‌شنوید پاییز و باران كه می‌آید عشق و عاشقی و شعر و شاعری را بی‌خیال شوید و جانتان را نجات دهید و بزنیدش زیربغلتان و از تهران در بروید.