نرگس محمدی ماجرای بازداشت خود و خروج فرزندانش از کشور را شرح داد

منبع تصویر، null
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر با انتشار نامهای از داخل زندان از مشکلاتی نوشته است که او و فرزندانش متحمل شدهاند.
به گزارش سایت کلمه، خانم محمدی با اشاره به اینکه شروع قصه با جدایی و اشتیاق برای به هم رسیدن شروع شد نوشت: "۸ روز از تولد علی و کیانا می گذشت اما من به دلیل آلوده شدن بدنم به امواج رادیوگرافی هستهای اجازه دیدن وبغل کردن بچهها را نداشتم. گویا از ابتدای تولدشان هم دلایلی شاید از جنس تقدیر و سرنوشت برای دوری من، کیانا و علی وجود داشت. و این آغاز قصه من (مادر) و فرزندان دوقلویم بود."
فرزندان خانم محمدی به خاطر زندانی بودن مادرشان ایران را ترک کردند و در حال حاضر با پدرشان در خارج از کشور زندگی میکنند.
خانم محمدی که برای گذراندن ۶ سال حکم زندانش در زندان اوین به سر میبرد، در بخشی از این نامه نوشته است: "دیماه سال ۱۳۸۷ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شد و وزارت اطلاعات به صراحت استعفای من از کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح را مطرح کرد و تهدید کرد که در غیر این صورت، 'محرومیتها' شروع خواهد شد. پس از راهپیمایی ۲۵ خرداد سال ۸۸، بازجویم تماس گرفت که باید از تهران خارج شوی، هشدار داد که فکر نکن چون بچه کوچک داری بازداشت نمیشوی. تو را با کودکانت به سلول می آورم."
فرزندان دو قلوی خانم محمدی در سال ۸۸ دو سال و نیمه بودند.
<link type="page"><caption> نرگس محمدی</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150707_l39_narges_mohammadi_accused_isis" platform="highweb"/></link> نوشته در تمام آن مدت سعی کرده تا با "عدم تحریک و لجاجت با نهادهای امنیتی تا حد امکان به دلیل بازداشت" از فرزندانش جدا نشود.
به همین منظور مدام در سفر به مشهد، زنجان و تهران بوده است.
حدود یک سال بعد وقتی فرزندان خانم محمدی سه سال و نیمه بودند، ماموران شبانه برای بازداشت او به منزلش رفتند.
خانم محمدی در خصوص آن شب نوشته است: "ساعت ۱۰ونیم ماموران وزارت اطلاعات برای بازداشت من وارد خانه شدند. علی جان گریه میکرد. روی پاهایم گذاشتمش. لالایی خواندم تا خوابید. کیانا بیتاب و بیقرار بود. ساعت ۱و نیم نصفه شب بود. ماموران نه کودک بیقرارم را میدیدند و نه مادر آشفتهحال را. دستور دادند حرکت کن، باید برویم. سعی کردم کیانا را از خودم جدا کنم. دستهای کوچکش را با تمام توانش دور گردنم قلاب کرده بود. با دستهایم به زحمت دستانش را باز کردم و بغل تقی (تقی رحمانی همسر خانم محمدی) دادم. با صدای بلند گریه میکرد. چشمانم جلوی پاهایم را نمیدید، با نالهاش قلبم پارهپاره میشد، اما باید میرفتم و در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ اوین که شکنجهگاه روح و روان مادری دور از فرزندان خردسال و مریضاش بود میماندم تا به بیماری مبتلا شوم که خوردن قرصهای اعصاب تا مدتها تنها راه التیام آن زخمها باشد."
خانم محمدی اردیبهشت ماه ۱۳۹۱برای اجرای حکمش به زندان اوین فراخوانده شد و به سلول انفرادی بند ۲۰۹ اوین انتقال یافت و پس از آن در خرداد ماه همان سال، به زندان زنجان منتقل شد. بیماری این فعال حقوق بشر، که در دوران بازجوییهای سال ۱۳۸۹ دچار بیماری اعصاب و فلج عضلانی شده بود، در زندان زنجان تشدید شد.
او در تیر ماه ۱۳۹۱ از زندان به بیمارستان انتقال یافت و پس از آن، بر اساس تشخیص پزشکان حکم "عدم تحمل کیفر" گرفت و آزاد شد.
در همان سال تقی رحمانی همسر خانم محمدی از ایران خارج شد و در حال حاضر در فرانسه زندگی میکند.
خانم محمدی در خصوص <link type="page"><caption> بازداشت سالجاریاش</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/iran/2015/05/150505_nm_narges_mohamadi" platform="highweb"/></link> نوشت: "کیانا و علی هشت سال و نیمهاند. ساعت ۸ ونیم (پانزدهم اردیبهشت) ماموران آمدند به دروغ گفتند قرار است با آقای خدابخشی صحبت کنید، مرا تحویل بند عمومی زندان اوین دادند برای تحمل باقیمانده حبس ۶ سال محکومیتم."
فرزندان خانم محمدی، ۲۶ تیرماه از ایران خارج شدند تا در نبود مادر، پدرشان از آنها نگهداری کند.
نرگس محمدی در خصوص آخرین ملاقاتش با فرزندان خود نوشته است: "کیانا در ملاقاتی که داشتیم گفت «مامان تو که نیستی ما میرویم پیش تقی تا تو بیایی. وقتی برگشتی ما هم میآییم.» و من بیدرنگ جواب دادم «باشد مامان جان». علی گفت: « مامان ناراحت نمیشی؟» و بعد به من نگاه کرد تا ببیند واکنش من چیست. سعی کردم بدون تردید خوشحالیام را نشان بدهم تا نگران من نباشند. خدایا چقدر دلم به یکشنبهها و روز ملاقاتشان خوش بود."











