روزنامههای تهران: نگرانی از اختلاف کلامی ایران و آمریکا در مذاکرات اتمی
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های اول هفته تهران از انتقاد رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام از مخالفان دولت نوشته اند آن جا که گفته عده ای نمی فهمند و عده ای ذاتشان خراب است. ابراز نگرانی نسبت به تشدید اختلافات کلامی بین ایران و آمریکا چهل روز مانده به مهلت پایان مذاکرات هسته ای، انتقاد از گسترش بی قانونی در کشور از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
توقف پیشرفتها دوئل تریبونها

منبع تصویر، na
<link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=154&pageno=1" platform="highweb"/></link>در گزارش اصلی خود نوشته: مذاکرات هستهای میان ایران و ١+٥ در چندسطح ادامه دارد. اگر بنای تیمهای مذاکرهکننده ایران و شش کشور از نخستین روزهای آغاز دور جدید مذاکرات در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل این بود که دامنه آن به وسعت به سطح رسانه ها کشیده نشود، حالا در حالی که کمتر از ٤٠ روز تا پایان ضربالاجل زمانی باقی مانده، رسانهها به میدانی برای دوئلهای مذاکراتی تبدیل شدهاند.
به نوشته این گزارش: مذاکرهکنندگان ایرانی شاید به نسبت همتاهای خود در شش کشور دیگر کمترین هیاهوهای رسانهای را برای حفظ ماهیت مذاکرات به راه انداختهاند اما فضاسازیهای رسانهای طرف مقابل به خصوص ایالات متحده گاه ایران را هم به واکنش وادار میسازد. گاه توپ از زمین طرف مقابل به زمین ایران پرتاب میشود و گاه این ایران است که بازی را به زمین امریکا میکشاند. در حالی که مذاکرات هستهای میان ایران و ١+٥ از روز چهارشنبه صبح در وین از سرگرفته شده و صبح امروز نیز معاونان وزیر امور خارجه به ایران بازگشتهاند اما به نظر میرسد تمام گرههای موجود در پیشنویس متن برنامه جامع اقدام مشترک به انضمام ضمایم آن هنوز باز نشدهاند.
گزارش اعتماد سرانجام به این جا رسیده که گمان میرود تمام طرفین در مذاکرات هستهای به این نتیجه قطعی رسیدهاند که میتوانند تا پایان ماه ژوئن به توافق هستهای دست پیدا کنند. در این فضا بحث بر سر ماهیت توافق احتمالی و برنده و بازنده این مذاکرات است که به سرفصل اظهارنظرهای مقامهای هفت کشور تبدیل شده است.
سالگرد دوم خرداد

منبع تصویر، na
محمد علی خالق نژاد در مقاله ای در مردم سالاری از دوم خرداد ۷۶ نوشته که: هجده سال پیش در چنین روزی سنگ بنای اصلاحات و اصلاحطلبی را با رای غافلگیرکننده مردم بنا نهاد و در شرایطی که تمامی گروهها وجناحهای سیاسی راستگرا و به قولی ابر وباد و مه وخورشید وفلک درکار بودند تا نامزد مورد نظرشان را سکاندار اجرایی کشور سازند کمی آن سوتر جمعی از رقبای جناح چپ آن زمان که بعداز چند سال سکوت دوباره هوای سیاست کرده بودند به دنبال قانع کردن نخست وزیر دوران امام جهت ورود به عرصه رقابت بودند.
مقاله بدون اشاره به نام میرحسین موسوی افزوده: ولی ایشان به این امر رضایت نداد و نیروهای جناح چپ به دنبال کسی دیگر رفتند که آن کس جز ساکن کتابخانه ملی نبود؛ سید روشنفکری که پس از استعفا از وزارت ارشاد گوشه آرام ودنج کتابخانه ملی را برهرگونه فعالیت سیاسی ترجیح داده بود .
مقاله مردم سالاری که در آن نامی از محمد خاتمی برده نشده در نهایت خبر داده:بالاخره روز سرنوشت از راه رسید مردم یکپارچه شور بودند وشعور وبرخلاف خواسته جناح مقابل سرانگشت خود را جوهری کرده وپای ورقهای گذاشتند ونام کاندیدای مورد نظر را بر برگههای سرنوشت حک کردند و فرزند فاضل وبا تقوای امامخمینی(ره) در کمال ناباوری با کسب ۲۰ میلیون رأی در مقابل ۷ میلیون رأی رقیب جواز ورود به پاستور را از مردم گرفت واینگونه بود که رخداد دوم خردادماه ۷۶ به عنوان «حماسه دوم خرداد» نام گرفت.
صادق زیبا کلام در <link type="page"><caption> مقاله ای</caption><url href="http://www.ghanoondaily.ir/News/50234/24-خرداد---امتداد---دوم-خرداد---بود-" platform="highweb"/></link> به مناسبت سالگرد دوم خرداد روز رای گیری منجر به انتخاب دولت اصلاحات و در حالی که روزنامه ها هنوز از بردن نام رییس جمهور اصلاحات منع شده اند نوشته: بنابردلایل پیچیده ای،بخشی از امیال و آرزوهای جامعه مدنی ایران بعد از انقلاب نتوانست تحقق پیدا کند. جنگی تحمیلی بلافاصله پس از انقلاب را میتوان یکی از دلایل ناکامی در رسیدن به آرمانها دانست. پس از جنگ، دوران سازندگی شکل گرفت وبازهم این مطالبات تا حدود زیادی عقب افتاد.دوم خرداد ثمره روزهای پس از جنگ بود.
به نوشته این استاد دانشگاه: روزهایی که جامعه به ثبات نسبی رسیده بود و از جنگ و تهدید نظامی نیز خبری نبود.روزهایی که از تحریم و بحران هسته ای نیز سخنی گفته نمیشد.سالهای دوران سازندگی را میتوان در ردیف سال هایی دانست که با موفقیت پشت سر گذاشتیم،بنابراین هیچ عذر و بهانهای برای مطرح نشدن خواستههای مدنی وجود نداشت. چنین بود که تقریبا از اواخر ۷۸ بود که به تدریج دوم خردادی جای خود را به اصلاحات و اصلاح طلبی داد. این که اصلاحطلبی و اصلاحات جانشین دوم خرداد شد در زبان سیاسی و زبان اجتماعی نشان از آن داشت که رای مهم دوم خرداد قرار بود دقیقا همین کار را انجام دهد، اصلاحات.
امتداد خواستههای دوم خرداد را اما در ۲۴ خرداد ۹۲ میتوان دید.دلیل رای آوردن آقای روحانی آیا غیر از این است که مرد همچنان بهدنبال آن خواستههای دوم خرداد ۷۶ هستند؟من فکر میکنم دوم خرداد روایت امیال و آرزوهای فراموش شده و از یاد رفته یک ملت نیست چرا که جامعه و به خصوص اقشار و لایههای تحصیلکرده جامعه همچنان درصدد تحقق خواستههای دوم خرداد هستند. خواستههایی که این بار با نام روحانی و از صندوق رای ۲۴ خرداد خارج شدند.
آن ۱۷۵ نفر...
امروز در حالی که طنزنویسان روزنامه قانون اعلام داشته اند به احترام رسیدن ۱۷۵ شهید دست بسته اعلام کرده اند که طنز نمی نویسند پیمان مقدم نیز در ستون طنز <link type="page"><caption> ایران </caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5935&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link>روزنامه دولت به یاد آنان اول اشاره کرده به مجادلات مقامات سیاسی درباره واقعیت های جنگ هشت ساله و بعد به این جا رسیده که اگر بروی در اعماق تاریخ، لحظهای بروی توی قلب آن غواص ها خواهی دید آنها برای شان مهم نبود که در دهههای بعد هاشمی رفسنجانی راست میگوید یا حسین شریعتمداری؛ حق با این فرمانده است یا آن دیگری. آنها در بند این نبودند که بعدها کسانی به قصد گروکشیهای تاریخی و حسابرسیهای سیاسی، جنگ را جوری روایت میکنند که سود خودشان است.
به نوشته این طنزنویس: این روزها که در سونامیهای مجازی، کربلای ۴ از صندوقخانه تاریخ بیرون آمده و لو رفتن عملیاتی عظیم با هدف فتح بصره، از کوچ پیکرهای سربازان تا سرحد سواحل کویت مهم تر شده، دوست داری خودت را بگذاری جای پدر و مادرهایی که چشم به راه بازگشت پسران پیر شدند و خمودند و چشم بر جدالهای فرماندهان جنگ فروبستند.
در پایان مقاله ستون مکاشفه روزنامه ایران آمده: میگویند پیکر ۱۷۵ غواص دست بسته و زنده به گور شده بازگشته است و تو دوست نداری جای پدرها و برادرها و پسرهای دلشکسته آن جوانها باشی. دوست نداری قلب مادرها و همسرها و دخترهای شان پیش چشم هایت مچاله شود. کاش در قلبت بودم که دریابم چقدر مصمم و مقید و مؤمن به عملت بودی برادر، که زدی به دل نیستی تا هستی را جستوجو کنی. چه چیز آن همه دلاورت کرده بود؟ کاش توی ذهن شما بودم ۱۷۵ نفر…
حرمت قانون از میان رفت

منبع تصویر، na
علیرضا خانی در سرمقاله <link type="page"><caption> اطلاعات </caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=121863" platform="highweb"/></link>فهرستی از گزارش های دولتمردان درباره تخلف ها ارایه داده مثلا وزارت بهداشت مدام هشدار میدهد نسبت به کمپوتها و سسها و کنسروها و ربها و شامپوهای غیرمجاز و معاونت دارویی از هجوم داروهای غیرمجاز ماهوارهای و غیرماهوارهای خبر میدهد.رنگهای غیرمجاز خوراکی، نوشیدنیهای غیرمجاز، لوازم آرایشی غیرمجاز، داروی بیهوشی غیرمجاز، امور پزشکی غیرمجاز، افزودنیهای خوراکی غیرمجاز، فیلمهای غیرمجاز، اسباببازیهای غیرمجاز، جنگلخواری غیرمجاز، کوهخواری غیرمجاز، شالیزخواری غیرمجاز، ساخت و ساز غیرمجاز، صید غیرمجاز، شکار غیرمجاز …
سردبیر روزنامه بر این فهرست افزوده:اینها نشانه بدی است. مردم میپرسند مگر ممکن است مؤسسه مالی و اعتباری که ساختمان دارد و تابلو دارد و کارمند دارد و شعب خود را در بهترین مناطق شهرها به هفت رنگ میآراید و تبلیغات تلویزیونی هم میکند از دید مسئولان پنهان مانده باشد؟ کوههایی را که روز روشن با لودر و بلدوزر میتراشند و برج و بارو میسازند، مگر زیرزمین است که پنهان باشد؟ برجهای صدمتری در کوچههای هشت متری که از هفت فرسخی پیدایند، چگونه غیرمجازند؟
پیش بینی سرمقاله اطلاعات این است که: این ها شأن و هویت و حرمت «قانون» را از بین میبرد. قتی یک کارمند شریف و با منزلت برای دریافت ۵۰۰ هزار تومان وام از سیستم بانکی با هزار کاغذبازی و ضمانت طلبی و سنگ بزرگ مواجه میشود و از اصل آن صرف نظر میکند آنگاه در روزنامه میخواند که یک نفر چند هزار میلیارد تومان به بانک بدهکار است و وثیقه هم نگذاشته است، از خود میپرسد مگر قوانین در این سرزمین فقط برای بخشی از جامعه وضع میشوند؟!
محمد نوری در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران </caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5935&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link>روزنامه دولت نوشته: در میان مسائل ریز و درشت دوران دولت یازدهم، دو موضوع سودجویان از خوان تحریم و مؤسسات مالی زنجیرهای بیش از همه به معمایی در اذهان عمومی تبدیل شدهاند. داستان کسانی که در دوران تحریم میلیاردها پول به جیب زدهاند یا چندین مؤسسه مالی غیر مجاز به پا کردهاند دهان به دهان میشود اما گفتهها و نوشتهها به ماهیت و عقبه این مؤسسات راه نمی یابد بلکه صرفاً بیان حیف و میل چند میلیاردی این افراد و مؤسسات است و شرح زخمهای عمیقی است که بر جان تبدار اقتصاد ایران نشسته است، مثل داستان دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارزی که سخاوتمندانه در اختیار بابک زنجانی قرار داده شد یا ثروت ۱۰۰ هزار میلیاردی که مؤسسات مالی از سپردههای مردم به چنگ آوردهاند.
به نوشته این مقاله:متأسفانه بار اصلی مواجهه با این جریانهای قدرت مالی و رانتی بر دوش دولت قرار دارد به گونهای که حتی وظیفه افشای جزئیات سودجویی و حیف و میل عوامل این مؤسسات اغلب از زبان روحانی یا معاون اول او بر دوش کشیدند یعنی کسی ریسک پردهبرداری از فساد گسترده مالی آنها را نمیپذیرد.
مقاله روزنامه دولت گلایه کرده که: در جوامع دموکراتیک، رسالت اصلی مقابله و افشای این نیروها بر عهده رسانه قرار دارد. روزنامهنگاران نخستین کسانی هستند که با افکندن پرتو روشنگری به تاریکخانه این گونه و افشای مناسبات پنهان و ابعاد تخریب مالی آنها، عملاً راه تنفس و ادامه حیات آنها را میبندد. اما در ایران داستان مؤسسات مالی غیر مجاز و نوع برخورد رسانهها به صورت دیگری رقم خورده است.
اسراف در همه چیز
عباس عبدی در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=154&pageno=1" platform="highweb"/></link>به گزارش بانک مرکزی استناد کرد ه که نشان میدهد در سال ٢٠٠٩، شدت مصرف انرژی در ایران به ازای هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی، ٢/٤ بشکه نفت خام بوده، و این رقم در ترکیه برابر ٠/١ ،در ژاپن ٨/٠ و در اتحادیه اروپا ٧/١ و در کل جهان ٤/١ بوده است. به عبارت دیگر ایران به ازای هر واحدی که تولید میکند، بیش از پنج برابر ژاپن انرژی میسوزاند.
به نوشته این جامعه شناس: این به معنای ضعف مفرط ایران در استفاده از منابع انرژی است و به طور کلی بهرهوری انرژی در ایران بسیار پایین است. این وضع فقط به انرژی مربوط نمیشود، بلکه در استفاده تمامی منابع خود همین رفتار را داریم، چرا؟ آیا مردم ایران به صورت تاریخی منابع خود را مسرفانه مصرف میکردهاند؟ پاسخ منفی است. در گذشته هیچ ملتی از جمله ایرانیان چنین بیمحابا در مصرف منابع خود گام نزده است، چرا که به قیمت سقوط و نابودی آنان تمام میشده است. در گذشته مردم ما با توجه به امکانات خود بهینهترین شکل از بهرهبرداری را که به ذهنشان میرسید داشتهاند، ولی چرا در چند دهه اخیر، و به طور مشخص در حدود یک قرن گذشته و البته به مرور دچار این بحران شدهایم؟ تلاقی دو علت موجب این وضع ناخرسندکننده است که معلوم هم نیست تا چه زمانی با آن درگیر خواهیم بود.
در ادامه مقاله اعتماد آمده: علت اول ورود به دنیای جدید است. علت دیگر استفاده از درآمدهای نفتی بود که از قدرت تولیدی مردم و ساختار اقتصادی ناشی نمیشد، بلکه پول بادآورده و درآمد نفت نصیب مردم شد، بدون آنکه برای تولید آن کاری کرده باشند، مثل برندگان بلیتهای بختآزمایی، که پولهای به دست آمده از این راه را به بدترین شیوه هزینه میکنند.ترکیب این دو علت به شکلگیری این وضع تاسفآور انجامیده است.
عزم و همتی دور از دسترس
علی میرفتاح در مقاله ای در ستون کرگدن <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=154&PageNO=16" platform="highweb"/></link>نوشته: اوضاع آب وخیم و نگرانکننده است، اما کسی باور نمیکند. چند سال است که اهل فن دارند انذار میدهند که ادامه این روند کشورمان را «سومالیزه» میکند، اما کو گوش شنوا. بحران آب را البته همه میگویند با یک عزم و همت ملی میتوانیم پشت سر بگذاریم، اما انگار این عزم و همت یک چیزی بیرون از ما و متعلق به آینده است و انشاءالله اگر خدا بخواهد یک روزی به آن میرسیم.
به نوشته این مقاله: این بحران برای هر کشور اروپایی پیش آمده بود یک نگرانی بجا و کارآمد پدید میآمد و همه را وادار میکرد تا خود را برای مقابله با بحران تجهیز کند، اما اینجا یک ایراد اصلی در «ارتباط» دولت و ملت وجود دارد که ملت باور نمیکنند، باور هم بکنند، اصل و اساس بحران را به چیزهایی پیوند میزنند که ظاهری خندهدار، اما باطنی تاسفبرانگیز و گریهدار دارد. همین آلودگی هوا را با اینکه ملت به عینه میبینند که چقدر افتضاح است و با اینکه تنفسشان به مشکل خورده و به سرفه افتادهاند، معذلک حاضر نیستند از آلودهتر کردن هوا دست بردارند و به سهم خود هوایشان را - بلکه زمینشان را - تمیز کنند.
همین الان نصف بیشتر زنان خانهدار جنوب شهر، برای تمیز و نظافت حیاط خانهشان همین روش را پی میگیرند. امتحان کنید و صدی نودششان همان جوابی را میدهند که آبدارچیمان: «باور نکن آقا. معلوم نیست میخواهند آب را به کدام یک از شیخنشینها بفروشند، به ما میگویند کم است. کم کجا بود؟» ده، دوازده سال بیشتر است که کارشناسهای حسابی میگویند «چمن» برای تهران سم مهلک است و پدر آب را درمیآورد و حتما باید تغییر رویه داد و تهران را از این چمنهای آبخوار نجات داد، اما شما نجاتش دادید شهرداری هم نجاتش داده است.
نامه میلیاردها نفر ایرانی به حسن روحانی

منبع تصویر، na
سعید هوشیار در صفحه طنز بی قانون در روزنامه <link type="page"><caption> قانون </caption><url href="http://www.ghanoondaily.ir/News/50208/نامه-میلیاردها-نفر-ایرانی-به-حسن-روحانی" platform="highweb"/></link>نوشته: میلیون ها معترض در شهر ماهشهر گرد هم آمدند و در اعتراض به برگزاری یک کنسرت تجمع کردند که موجب لغو آن کنسرت نیز شد. این دوستان به برگزاری کنسرتهای مختلط اعتراض داشتند و خواهان اشد مجازات برای خوانندگان شدند. یکی از حاضران به خبرنگار ما گفت که اینها امروز کنسرت مختلط برگزار میکنند دوروز دیگر میخواهند خواننده زن بیاورند و خدای نکرده اگر حواس مان نباشد یک ماه دیگر میخواهند ساز نیز بزنند و دور از جان یک سال دیگر «تو اگر با من قهری من که آشتیام، گله گله هر شهری عمری کاشتیام» میخوانند.
به نوشته طعنه آمیز این صفحه: همان طور که میدانید در آخرین نظرسنجی، بالای صد درصد مردم ایران از وضعیت کنسرتها ناراضی بوده و ازین شرایط گله دارند! میلیاردها نفر در سراسر ایران در نامهای از حسن روحانی خواستند که هر چه سریع تر به وضعیت کنسرتها رسیدگی و خوانندگان را تنبیه کرده و به اشد مجازات برساند.
طنزنویس بی قانون نامه یک میلیارد نفر را چنین دیده است: خدمت ریاست محترم جمهور ایران/ با سلام و احترام
اینجانب مردم ایران، از شرایط به وجود آمده خسته شدهایم و از جنابعالی تقاضا داریم که ترتیبی اتخاذ کنید که کنسرتها بدون ساز و خواننده و موزیک اجرا شود تا مردم به راحتی بتوانند از مواهب آن استفاده کنند! چه معنی دارد که ما بخواهیم در کشور تفریح کنیم!؟ اصلا چه معنی دارد که در کشورهای همسایه کنسرت برگزار میشود؟ در بحبوحه مذاکرات و چالشهای پیش رو کنسرت چه جایگاهی دارد؟ آیا این خودش دلیلی بر درستی نابودی انگلیس نیست؟
با تشکر/ مردم ایران











