دومین روز از دور دوم 'دادگاه بین‌المللی مردمی' در لندن برگزار شد

ایران

منبع تصویر، ABANTRIBUNAL

دومین روز "دادگاه بین‌المللی مردمی" آبان در لندن برگزار شده است و قرار است جلسه سوم فردا (یکشنبه ۱۷ بهمن) برگزار شود. این دور دوم این دادگاه است که سه روز طول می‌کشد. دور اول سال گذشته برگزار شد.

دور دوم برای بررسی حدود ۱۱۶ شهادت جدید و اسناد و مدارک تازه آغاز شد. دادگاه قرار است بر اساس شهادت‌ها و اسناد بررسی کند که آیا مقامات دخیل در سرکوب معترضان آبان ۹۸ مرتکب جنایت علیه بشریت شده‌اند یا خیر. در این دور ۲۷ نفر از مقامات ایرانی متهم به ارتکاب به جنایت علیه بشریت شدند. پیش از این، ۱۳۳ مقام متهم شده بودند، که در مجموع دادگاه درباره این ۱۶۰ متهم رای خواهد داد.

مریم افشنگ، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی که در محل دادگاه امروز حضور داشت از شهادت شمار زیادی از خانواده‌های معترضان و یا افرادی که مرتبط با آن اعترضات بودند، خبر داد.

به‌گفته خبرنگار ما نکات مشترک در سخنان شهادت‌دهندگان آن بوده که خیلی از کشته‌شدگان "تحت تدابیر شدید امنیتی شبانه" دفن شدند. خانواده‌ها تحت فشار بودند که کشته شدن بستگانشان را "اطلاع‌رسانی نکنند" و بازداشت‌شدگان تحت فشار و "شکنجه" قرار گرفتند.

بر اساس این شهادت‌ها از برخی از خانواده‌ها برای تحویل جنازه "پول" درخواست شد. برادر آمنه شهبازی از کشته‌شدگان آبان گفت که از "خانواده ۲۰ میلیون تومان پول درخواست کردند و وقتی خانواده گفت این مبلغ را ندارند، پول کمتری خواستند."

یکی دیگر از نکات مشترک در میان شهادت‌دهندگان این بود که از همان روز اول، به معترضان "تیر مستقیم" شلیک شده بود این درحالیست که به شهادت معترضان شرکت‌کننده در دادگاه، معترضان عمدتا سنگ یا موبایل در دست داشتند نه چیز دیگری.

به‌گزارش خبرنگار بی بی سی در میان شهادت‌دهندگان علاوه بر خانواده کشته‌شدگان یا مجروحان و معترضان، شماری از کادر پزشکی، راننده آمبولانس و نیروی انتظامی هم حضور داشتند.

بیشتر بخوانید:

به‌گفته مریم افشنگ، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی حاضر در محل دادگاه، مادری در میان شهادت‌دهندگان بود که فرزند ۱۸ ساله‌اش را بر اثر "اصابت گلوله به سرش" از دست داده بود. به گفته این مادر، از او خواسته بودند که کشته شدن فرزندش را اطلاع‌رسانی نکند و حتی تهدید کرده بودند که جنازه پسرش را از زیر خاک بیرون خواهند آورد.

مادر دیگری گفت که پسرش را روز ۲۵ یا ۲۶ آبان بازداشت کردند و در همان چند روز بازداشت مورد شکنجه قرار گرفت. او پس از آزادی دراول آذر ماه "خودکشی" کرد.

پسری با شماره ۴۳۶، به دادگاه گفت که در اعتراضات خودش تیر خورده و شاهد تیر خوردن شمار دیگری بوده. به‌گفته او زمانی که او و مجروحان به بیمارستان منتقل می‌شوند، نیروهای امنیتی آنها را بازداشت می‌کنند و با همان شرایط مورد شکنجه قرار می‌گیرند.

در میان شهادت‌دهندگان، فردی که مدعی بود از "بسیج گردان امام علی" بوده، گفت که روز ۲۵ آبان به او تلفن زدند و او را خواستند. این فرد گفت همراه دیگران به یکی از میدان‌های شهر منتقل شدند و شماری از آنها "لباس نظامیشان را به لباس شخصی" تغییر دادند. به گفته این فرد، این اقدام برای این بود که آنها میان معترضان بروند و رهبران آنها را شناسایی کنند. سپس آنها را طوری می‌زدند که نتوانند نفس بکشند. به بهانه کمک به این معترضان، آنها را از جمعیت بیرون می‌بردند و بازداشت می‌کردند.

رد شدن از پست X, 1
اجازه نشان دادن محتوای X را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از X است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست X را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: محتوای مربوط به طرف ثالث ممکن است شامل آگهی باشد

پایان پست X, 1

این فرد همچنین گفت که او و همکارانش را سوار ون کرده و برای "آتش زدن" تعدادی بانک و پمپ بنزین بردند؛ و وی وقتی علت این کار را سوال کرده بود، به او گفته شد که برای برخورد با معترضان باید توضیحی داشته باشند: "می‌گوییم اینها را آتش زدند و ما هم آنها را زدیم."

او در بخشی دیگر از شهادتش افزود یکی از فرمانده سپاه آمد و گفت از بالا دستور هست که "تیراندازی به هر نقطه از بدن آزاد است و به کمر به بالا هم تیراندازی مجاز است." او گفت در اثر تیراندازی شمار زیادی زمین افتادند که به سر و سینه و شکمشان گلوله خورده بود. به گفته او پنج، شش نفر را به چشم خود دیده که در اثر اصابت گلوله در حال خونریزی و مرگ بودند.

یکی دیگر از شهادت‌‌دهندگان در دادگاه، علی رضایی برادر ناصر رضایی بود که در زمان کشته شدن برادرش به او تلفن زدند و خبر دادند.

در دادگاه صدایی پخش شد که گویا شخصی تلفنی به علی رضایی می‌گوید که تیر به چشم و سر برادرش خورده و بیهوش و بی‌نفس و در حال انتقال به بیمارستان است. این شخص از علی رضایی می‌خواهد خودش را به بیمارستان برساند.

به‌گفته آقای رضایی، او از یکی از شهرهای استان کردستان به کرج رفته بود که جنازه برادرش را تحویل بگیرد. ماموران امنیتی از او می‌خواهند که همان شب جنازه را دفن کنند. آقای رضایی می‌گوید "وقتی به شهر محل سکونت رسیدیم، ماموران امنیتی در آرامستان منتظر بودند که سریع جنازه دفن شود. "

آقای رضایی افزود پس از مراسم، افرادی از سپاه آمدند و از او مصاحبه تلویزیونی گرفتند که بگوید برادرش رهگذر بوده و به اعتراضات کاری نداشته است.

رد شدن از پست X, 2
اجازه نشان دادن محتوای X را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از X است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست X را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: محتوای مربوط به طرف ثالث ممکن است شامل آگهی باشد

پایان پست X, 2