پارادوکس حق ازدواج با هم‌جنس و نفی تقدس ازدواج

منبع تصویر، BBC World Service

    • نویسنده, شادی امین
    • شغل, پژوهشگر و فعال حقوق اقلیت‌های جنسی

۴۶ سال پس از حمله پلیس به کافه استون وال در خیابان کریستوفرنیویورک که با مقاومت همجنس‌گرایان و ترنس های حاضر در آنجا به نقطه عطفی در جنبش همجنس‌گرایان بدل شد، حکم دیوان عالی امریکا اصل "انسان‌ها همه برابر زاده شده اند" که در قانون اساسی این کشور مستتر است را با قانون ازادی ازدواج همجنس‌گرایان در تمامی ایالات آمریکا، رسمیت می ‌بخشد.

قاضی آنتونی کندی در توضیح این حکم می نویسد: "این امید آنهاست که مورد لعنت قرار نگیرند، در تنهایی و محروم از داشتن یکی از قدیمی ترین نهادهای تمدن بشری (خانواده) زندگی نکنند. آنها خواهان احترام برابر در مقابل قانون هستند. قانون اساسی این حق را برای آنها محترم می‌شمارد." با وجود قانون شدن ازدواج همجنسان در تمامی ایالت‌های آمریکا، هنوز این مبارزه حتی در آن کشور به پایان نرسیده است. هنوز می توان زوج لزبین یا گی را در دوران ماه عسل‌شان در خیابان مورد خشونت قرار داد، هنوز می شود به دلیل گرایش جنسی‌شان از کار اخراج شوند و یا در یک رستوران و یا هتل آنها را به دلیل همجنس‌گرا بودنشان از خدمات محروم کرد.

در دنیای امروز، تعریف ازدواج تغییرات بنیادی کرده و انتخاب و عشق به ضرورت جدایی‌ناپذیر در امر ازدواج بدل شده است، از ازدواج به عنوان امری اخلاقی تقدس زدایی شده است و وجود عشق و رابطه جنسی بین دو فرد، منوط به جاری شدن عقد و تشکیل نهاد خانواده نیست. هر روز بیش از قبل، ازدواج در بین دگرجنس‌گرایان منسوخ و بی اهمیت شده و یا تنها به عنوان ثبت رابطه برای استفاده از مزایای مالیاتی و یا تعیین حدود وظایف و مسئولیت طرفین به لحاظ قانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. دیگر خانواده یک نهاد اقتصادی محسوب نمی شود و تقسیم نقش‌ها در آن در بسیاری از موارد دچار دگرگونی شده است. همانگونه که انگلس در رساله "منشا خانواده و مالکیت خصوصی و دولت" پیش‌بینی کرده بود، نهاد خانواده با چالش‌های جدی روبرو شده و جایگاه و اهمیت خانواده (به عنوان پیش‌شرط رابطه عاشقانه و یا تولید مثل) در نزد بشرسیر نزولی طی می‌کند و زوال می یابد.

چنین تصمیماتی در سطح جهان بار دیگر بر زندگی همجنسگرایان و ترنسجندرها نور تابانیده، آنها را برای بسیاری قابل رویت کرده و برای دوره ای، آنها را از دایره انکار قدرت‌ مردان و سلطه دگرجنس‌گرایانه خارج می‌کند.

منبع تصویر، Getty

توضیح تصویر، چنین تصمیماتی در سطح جهان بار دیگر بر زندگی همجنسگرایان و ترنسجندرها نور تابانیده، آنها را برای بسیاری قابل رویت کرده و برای دوره ای، آنها را از دایره انکار قدرت‌ مردان و سلطه دگرجنس‌گرایانه خارج می‌کند.

چرا قوانین مرتبط با ازدواج همجنس‌گرایان، امری مهم و قابل تامل قلمداد می‌شوند؟

به باور من امر ازدواج به عنوان امری مقدس که فقط برای زن و مرد (رابطه دگرجنس‌گرایانه) و در خدمت تولید مثل و دوام نسل و حفظ نهاد خانواده هسته ای و بر این بستر تقویت هترونرماتیویته (هنجار انگاری دگرجنس‌گرایی) مطرح بود، در پیوند خوردن با شکل های دیگر رابطه جنسی و زندگی مشترک، به ویژه در رابطه همجنس‌گرایانه، عملا به نفی تقدس آن منجر شده و آن را زیر سوال می‌برد. این آن نقطه محوری است که اهمیت قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان را نسبت به بسیاری از قوانین برابری طلبانه برای همجنس‌گرایان و ترنس‌جندرها ویژه می‌کند. در عین حال یکی از مهمترین امتیازات دگرجنس‌گرایان، یعنی حق ازدواج و به تبع آن انواع معافیت های مالیاتی و خدمات اجتماعی ناشی از برخورداری از یک خانواده از انحصار دگرجنس‌گرایان خارج شده و شامل هر دو زوجی که خود را نسبت به یکدیگر مسئول و معشوق بدانند می شود.این آن حقیقتی است که نهادهای مذهبی و و جریان‌های دست راستی و مخالف عدالت اجتماعی را برآشفته می‌کند.

به علاوه، چنین تصمیماتی در سطح جهان بار دیگر بر زندگی همجنسگرایان و ترنسجندرها نور تابانیده، آنها را برای بسیاری قابل رویت کرده و برای دوره ای، آنها را از دایره انکار قدرت‌ مردان و سلطه دگرجنس‌گرایانه خارج می‌کند. در چنین شرایطی است که آنها بیش از پیش به رسانه‌ها راه می یابند، در موردشان حرف زده می شود و آگاهی عمومی در این مورد افزایش یافته و درک از پذیرش و رعایت حقوقشان آرام آرام، متحول می شود.

اهمیت ازدواج همجنس‌گرایان در آمریکا و کشورهای دیگر، برای ما ایرانیان چیست؟

پس از اعلام خبر قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در امریکا، تغییر تصاویر پروفایل کاربران ایرانی فیسبوک با فیلتر شش رنگ (رنگین کمانی) که نماد مبارزات اقلیت های جنسی است، باعث شد که عده هر چه بیشتری در شبکه های اجتماعی به این خبر عکس العمل نشان داده و آشکارا از آن حمایت کنند. داستان پیام توییتری بهرام رادان و اجبار شریعتمداری برای توبه رادان و بازپس گیری حرفش نمونه ای از این برخوردها در شبکه های اجتماعی است. واضح است که اظهار نظرها و پیام های فیسبوک و یا توییتر همگی نیز موافق حقوق همجنسگرایان و ازدواج آنها نبود. اما آنچه مهم بود، رشد و تحمل بیشتر جامعه ایرانی نسبت به ۱۷ سال قبل است.

در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) پس از پخش بخش‌هایی از فیلم سخنرانی‌‌های اولین جلسه علنی، که من نیز یکی از سخنرانان آن بودم، مرتبط با موضوع همجنسگرایی در اروپا در "تلویزیون ایرانیان برلین"، دهها نامه اعتراضی به این شبکه رسید تا جلوی پخش چنین برنامه‌هایی را بگیرند. در یکی از نامه ها آمده بود "از آنجایی که این کانال، یک تلویزیون خانوادگی است، پخش چنین برنامه‌هایی برای اخلاق عمومی مضر است و فرقی با پخش برنامه درباره رابطه با سگ و الاغ ندارد". هر چند بسیاری از اظهار نظرهای فیس‌بوکی روزهای گذشته نشان داد این استدلال، هنوز هم کهنه نشده است، امروز اما تا آنجا پیش رفته‌ایم که بسیاری از جریانات و سازمان‌های سیاسی اپوزیسیون و همچنین رسانه‌های فارسی زبان، نه تنها علنا علیه همجنس‌گرایی و ترنس‌جندرها فعالیتی نکرده و گفته‌ای را منتشر نمی‌کنند، بلکه خود هر چند هنوز ناکافی، در خدمت آگاهی رسانی و تغییر گفتمان همجنس‌گراستیز موجود گام بر می دارند.

بی‌شک تاریخ همجنس‌گرایی جهان با مبارزات و جنبش همجنس‌گرایان در امریکا گره خورده است. همچنان که تاریخ جنبش کارگری به انقلاب صنعتی انگلستان و مارکسیسم و سوسیالیزم علمی به تاریخ علم فلسفه در آلمان و یا دمکراسی و لیبرالیسم به تاریخ انقلاب فرانسه یا فمینیسم به جنبش حق رای زنان در امریکا گره خورده است.

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، بی‌شک تاریخ همجنس‌گرایی جهان با مبارزات و جنبش همجنس‌گرایان در امریکا گره خورده است. همچنان که تاریخ جنبش کارگری به انقلاب صنعتی انگلستان و مارکسیسم و سوسیالیزم علمی به تاریخ علم فلسفه در آلمان و یا دمکراسی و لیبرالیسم به تاریخ انقلاب فرانسه یا فمینیسم به جنبش حق رای زنان در امریکا گره خورده است.

بی‌شک تاریخ همجنس‌گرایی جهان با مبارزات و جنبش همجنس‌گرایان در امریکا گره خورده است. همچنان که تاریخ جنبش کارگری به انقلاب صنعتی انگلستان و مارکسیسم و سوسیالیزم علمی به تاریخ علم فلسفه در آلمان و یا دمکراسی و لیبرالیسم به تاریخ انقلاب فرانسه یا فمینیسم به جنبش حق رای زنان در امریکا گره خورده است.

این اما به این معنا نیست که ما می‌بایست گام به گام در پشت سر این جنبش و با شعارهای آن خود را محصور کنیم. بی شک خواسته ها و اولویت های جنبش همجنس‌گرایان و ترنس‌جندرها یا فراجنسیتی‌های ایرانی توسط خودشان و برگرفته از نیازهای واقعی زندگی روزمره شان حاصل می‌شود.

برای جنبش همجنس‌گرایان ایران، لغو قوانینی که همجنس‌گرایی را جرم و برای آن مجازات تعیین کرده است، قوانینی که به رواج و گسترش همجنس‌گراستیزی مدد می رساند و تصویب قوانین حمایتی از همجنسگرایان و ترنس ها در اولویت مطالبات آنها است. در عین حال تضمین برخورداری از حق کار، دسترسی به بهداشت، دسترسی به آموزش و همچنین امنیت و ... که از حقوق اولیه و پایمال شده جامعه اقلیت‌های جنسی است، از دیگر مطالبات امروز آنها است.

_________________________________________________

در پس شادی و توجه به چنین مصوبه‌ها و پیشرفت‌هایی در هر گوشه جهان، همچنان موظف به "بازگشت به خویش" هستیم. بازگشت به مقابله با خطر دستگیری اجتماعات خصوصی همجنس‌گرایانی که خطر می‌کنند تا تنهایی‌شان را در شهرهای ایران با هم قسمت کنند. بازگشت به شنیدن رنج‌های ترنس‌هایی که به زیر تیغ جراحی کشانده شده و از همه حقوق انسانی و پذیرش اجتماعی محروم شده‌اند. بازگشت به بررسی شیوه‌های مقابله با خشونت خانواده‌ها علیه فرزندان خود. بازگشت به چالش برای حداقل‌ها. بازگشت برای یافتن راهی برای بقا.

_________________________________________________

از این زاویه است که در پس شادی و توجه به چنین مصوبه‌ها و پیشرفت‌هایی در هر گوشه جهان، همچنان موظف به "بازگشت به خویش" هستیم. بازگشت به "موضوعات محلی"، بازگشت به کار و تلاش روزمره برای ایجاد تغییرات در نگاه حکومت ایران با استفاده از تمامی ابزارهای موجود، از کار رسانه‌ای گرفته تا مکانیزم‌های سازمان ملل و ... بازگشت به مقابله با خطر دستگیری اجتماعات خصوصی همجنس‌گرایانی که خطر می‌کنند تا تنهایی‌شان را در شهرهای ایران با هم قسمت کنند. بازگشت به شنیدن رنج‌های ترنس‌هایی که به زیر تیغ جراحی کشانده شده و از همه حقوق انسانی و پذیرش اجتماعی محروم شده‌اند. بازگشت به بررسی شیوه‌های مقابله با خشونت خانواده‌ها علیه فرزندان خود. بازگشت به چالش برای حداقل‌ها. بازگشت برای یافتن راهی برای بقا.

اگرچه رنگین کمانی کردن عکس‌های پروفایل های فیس بوک، به خودی خود و بعد، به خاطر بازکردن بحث‌ها پیرامون موضوعی که هنوز یک تابو است، مهم بود، اما هنوز پذیرش هویت جنسی و جنسیتی و گرایش جنسی افراد، یکی از چالش های جدی در بین روشنفکران ایرانی است. بدون پذیرش اصل آزادی و احترام به انواع تفاوت‌ها و اصل برابری برای آحاد جامعه نمی‌توان از برقراری دمکراسی و عدالت در جامعه ایران سخنی به میان آورد.

"عشق پیروز شد"، شعاری بود که پس از رای دیوان عالی امریکا در همه جا جاری شد. اما بسیاری از نوشته ها و عکس العمل های جامعه دگرجنس‌گرا به ما نشان می‌دهد که برای "پیروزی عشق"، هنوز راه زیادی در پیش است و بدون همراهی با مبارزه روزمره اقلیت های جنسی برای دستیابی به حداقلی ترین حقوق خود در ایران، و حتی در خارج از ایران و در میان جامعه ایرانی، از عکس‌های رنگین کمانی شده عبور نخواهیم کرد.