چرا به یک قرائت دینی سازگار با همجنسگرایی نیازمندیم؟

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, عبدالرضا کشمیری
- شغل, پژوهشگر دینی
<italic>ازدواج همجنسگرایان در همه ایالتهای آمریکا توسط دیوان عالی این کشور<link type="page"><caption> قانونی اعلام شد</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/world/2015/06/150626_l45_us_gay_marriage" platform="highweb"/></link>. این رخداد با واکنشهای فراوان موافق و مخالف روبرو شد. موافقان این قانون را در راستای برابری حقوق انسانی میدانند اما مخالفان میگویند قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان میتواند با طبیعت انسان و نهاد خانواده در تضاد باشد.</italic>
با توجه به گستردگی واکنش ها، تعدادی از کارشناسان و تحلیلگران در صفحه "ناظران می گویند" به تحلیل این موضوع و پیامدهای قانونی شدن آن در آمریکا پرداختهاند. عبدالرضا کشمیری، پژوهشگر دینی در این مقاله قرائت دینی سازگار با همجنسگرایی را ناممکن نمیداند همچنین از ضرورت اجتماعی آن می گوید.

منبع تصویر، Reuters
مسأله ناسازگاری سبک زندگی همجنسگرایانه با متون دینی اختصاصی به اسلام و حتی ادیان ابراهیمی ندارد. این چالش در ادیان و آیینهای دیگر نیز کم و بیش وجود دارد. تلاشهای متعددی برای ارائه قرائتی سازگار با همجنسگرایی در مسیحیت و یهودیت صورت گرفته شده است. در خصوص اسلام، <link type="page"><caption> آرش نراقی</caption><url href="http://arashnaraghi.com/articles/IslamAndQuestionOfHomosexuality.pdf" platform="highweb"/></link> در مطالعه نسبتا وسیعی بر این باور است که همجنسگرایی با موضوع لواط که در متون اسلامی نکوهش شده است تفاوت دارد و امکان ارائه قرائتی سازگار با همجنسگرایی در اسلام وجود دارد.
این نوشته ادعای انجام مطالعهای از این دست یا بسط و گسترش نظریه آرش نراقی را ندارد؛ بلکه در صدد تبیین ضرورت وجود چنین قرائتی است و نیز خواهان رفع غرابت و شگفتزدگی از این نوع قرائتهای دینی است.
بدون تردید این امر بر مبنای پیشفرض وجود همه احکام در دین و ضرورت داشتن حکمی دینی برای هر رفتار انسانی صورت نمیگیرد. روشن است که بسیاری از رفتارها بیرون از حوزه دین امکان طرح و توجیه عقلی یا حقوقی را دارند. منظور از قرائت سازگار نیز استخراج مؤیدات برای آن نیست. بلکه هدف از آن، دستیابی به برونیافتی برای تعارض بین دو سبک زندگی متدینانه و همجنسگرا است.
________________________________________________
انجام تلاشهای متعدد و عمیق برای ارائه فهمی سازگار با همجنسگرایی از دین میتواند از میزان خشونت و ستیزهگری متدینان نسبت به همجنسگرایان بکاهد. در این صورت آنان از افرادی دینستیز و مورد خشم خداوند به گروهی دارای قرائت خاصی از دین و یا خارج از چارچوب آن و نه الزاما در ستیزه با آن بدل خواهد شد.
_________________________________________________
دو دلیل برای ضرورت چنین عملی قابل ذکر است. نخست آن که گروهی از همجنسگرایان متدین هستند و نمیخواهند هیچ یک از پایبندی دینی و سبک زندگی همجنسگرایانهشان را از دست بدهند. اینان همانند همه گروههای دیگر متدینان حق تولید قرائت خاص خود از دین را دارند. همان گونه که فرض پذیرش برخی حقوق مسلم امروز برای زنان، در گذشته از منظر دینی امری غیر قابل باور بود و سرانجام این حقوق پس از تلاش درازمدت مدافعان حقوق زن از هر دو گروه دیندار و غیر دیندار محقق شدند، همجنسگرایان نیز حق طی همین مسیر را دارند. شاید بر این مقایسه اشکال شود که حقوق زنان امری بر خلاف طبیعت نیست، ولی همجنسگرای مخالف طبیعت بشری است. جدای از نقدهایی که بر اصل این ادعا وجود دارد، عین همین استدلال در گذشته از سوی مخالفان حقوق زنان ارائه میشد که اموری مانند اعطای حق رای و شغل و ... بر خلاف طبیعت زنان و فطرت انسانی است. برای پیگیری نمونهای از این مناقشات به نوشتههای محمدباقر مجتهد کمرهای در دفاع از حقوق سیاسی و اجتماعی زنان خلال سالهای (۱۳۴۲ – ۱۳۳۹ ش) مراجعه کنید.
دلیل دوم برای ضرورت چنین قرائتی بالا بردن سطح پذیرش و رواداری جامعه نسبت به این طیف از انسانها است. انجام تلاشهای متعدد و عمیق برای ارائه فهمی سازگار با همجنسگرایی از دین میتواند از میزان خشونت و ستیزهگری متدینان نسبت به همجنسگرایان بکاهد. در این صورت آنان از افرادی دینستیز و مورد خشم خداوند به گروهی دارای قرائت خاصی از دین و یا خارج از چارچوب آن و نه الزاما در ستیزه با آن بدل خواهد شد.
مهمترین عاملی که زمینه تردید در موجه بودن چنین قرائتی را فراهم میآورد، غریب بودن همجنسگرایی در فضای دینی و دشواری تصور جمع بین این سبک زندگی و پایبندی دینی است. نراقی در مطالعه خود با ایجاد تمایز بین همجنسگرایی و لواط به معنای خاص فقهی و دینی خود سعی در حل این تعارض کرده است. جدای از این تلاش ستودنی، این احساس بیگانگی از دو جهت قابل نقد است:
_______________________________________________________
روابط جنسی همجنسگرایانه در قالب یک ارتباط مستمر و طولانی حتی در بین شاهان و امرای اسلامی نیز گزارش شده است. برخی شاهان صفوی و بسیاری از امرای مملوکی به داشتن چنین روابطی معروف و مشهور بودهاند. رابطه آنان در حدی شناختهشده بود که یار همجنس آنان همیشه در کنارشان حاضر بود و اطرافیان او را به این امر میشناختند.
_____________________________________________________
نخست آن که روابط همجنسگرایانه در تاریخ مسلمانان رواج بسیار زیادی داشته است. روابط جنسی همجنسگرایانه در قالب یک ارتباط مستمر و طولانی حتی در بین شاهان و امرای اسلامی نیز گزارش شده است. برخی شاهان صفوی و بسیاری از امرای مملوکی به داشتن چنین روابطی معروف و مشهور بودهاند. رابطه آنان در حدی شناختهشده بود که یار همجنس آنان همیشه در کنارشان حاضر بود و اطرافیان او را به این امر میشناختند. این شاهان و امیران همزمان به اقامه نماز جمعه و ادای واجبات دینی سیاسی میپرداختند.
دوم آن که اگر مقایسهای بین اختلافات مذاهب کنونی اسلامی شود، بیگانگی آنها از همدیگر احیانا بسیار بیشتر از بیگانگی همجنسگرایی از تک تک آنها است. برای نمونه اسماعیلیان نزاری به اباحه شریعت اسلامی به طور کامل باور دارند و آن به این معناست که هیچ واجب و حرام شرعیای بر آنان الزام آور نیست. گروهی از سنیان به "ارضاع کبیر" اعتقاد دارند و آن به این معنا است که یک زن شیرده میتواند با دادن شیر به صورت مکرر به یک مرد بالغ به او محرم شود. گروهی از فقیهان شیعه به "تفخیذ رضیعه" اعتقاد دارند و آن به این معنا است که میتوان نوزاد دختری را به همسری در آورد و از او برخی بهرههای جنسی به استثنای آمیزش برد.
به همین ترتیب نگرش دینی تندروانی مانند داعش به مراتب دورتر از عموم مذاهب اسلامی نسبت به دوری همجنسگرایی از آنان است. این مثالها همگی به اختلافات جاری در زمان کنونی باز میگردد و دهها مورد دیگر نیز میتوان به آنها افزود و اما اگر اختلافات تاریخی رایج در گذشته نیز دیده شود، صدها مثال شگفتانگیزتر قابل ذکر است.
در مقایسه بین این دیدگاهها و قرآن نیز به عنوان متن مشترک مورد قبول مسلمانان، باز فاصله همجنسگرایی دورتر از مثالهای مذکور نیست. بنابراین همان گونه که پیروان دیدگاههای پیشگفته حق برخورداری از قرائت خاص خود از قرآن را دارند و البته مخالفانشان نیز حق نقد و گفتگو در این باره را دارند، همجنسگرایان نیز حق برخورداری از قرائت دینی خود از قرآن را داشته و حال آنان همانند دیگر قرائتهای جاری بین مسلمانان است.
جدید بودن این پدیده نیز ناقض طبیعی بودن چنین قرائتی نیست؛ چرا که بسیاری از دیدگاههای دینی پذیرفته شده امروزی مانند: اجازه تغییر جنسیت در بسیاری از موارد به فتوای آیتالله خمینی یا خودارضایی زنان به فتوای سید محمدحسین فضلالله و ... آرائی جدید و تازه هستند که سابقهای در فقه مذاهب مختلف اسلامی ندارند.
در نتیجه، قرائت دینی سازگار با همجنسگرایی نه تنها ممکن است بلکه به دلیل دو هدف پیشگفته ضرورت اجتماعی نیز دارد.











