'همجنسخواهی' و 'ازدواج همجنس'، استدلالهای موافقان و مخالفان

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, یاسر میردامادی
- شغل, پژوهشگر دین و فلسفه
ازدواج همجنسگرایان در همه ایالتهای آمریکا توسط دیوان عالی این کشور قانونی اعلام شد. این رخداد با واکنشهای فراوان موافق و مخالف روبرو شد. موافقان این قانون را در راستای برابری حقوق انسانی میدانند اما مخالفان میگویند قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان میتواند با طبیعت انسان و نهاد خانواده در تضاد باشد.
با توجه به گستردگی واکنش ها، تعدادی از کارشناسان و تحلیلگران در صفحه "ناظران می گویند" به تحلیل این موضوع و پیامدهای قانونی شدن آن در آمریکا پرداختهاند. یاسر میردامادی، پژوهشگر دینی در این مقاله به بررسی دلایل موافقان و مخالفان پرداخته است.

قانونی شدن ازدواج همجنس در تمام ایالتهای امریکا، بحث در باب روا بودن یا نبودن اخلاقی رفتارهای همجنسخواهانه را بار دیگر زنده کرده است. این بحث، به طور طبیعی، به فضای مجازی فارسیزبان در داخل و خارج ایران هم کشیده شده است. روایی یا ناروایی اخلاقی همجنسخواهی البته ربط مستقیمی به قانونی شدن ازدواج با همجنس ندارد. زیرا کسی ممکن است همجنسخواهی را از نظر اخلاقی ناروا بداند، اما در عین حال معتقد باشد که پارهای از امور غیر اخلاقی میتواند جزو حقوق آدمیان باشد و در نتیجه در نظر چنین فردی، ازدواج همجنس میتواند قانونی شود.
چنین فردی میتواند اینگونه استدلال کند که مثلا سیگار کشیدن به سلامتی انسان ضرر وارد میکند و از آنجا که حفظ سلامتی یکی از وظایف اخلاقی هر فرد است، پس سیگار کشیدن اخلاقاً ناروا است. اما در عین حال، میتوان با فروش قانونی سیگار به بزرگسالان مخالف نبود. در چنین حالتی این فرد گرفتار تناقضگویی نشده است، زیرا غیر اخلاقی بودن برخی کارها با قانونی شدن آن کارها سازگار است. به شیوهای مشابه، فرد میتواند به "غیر اخلاقی بودن" همجنسخواهی حکم کند و در عین حال با قانونی شدن ازدواج همجنس موافق باشد، بدون آنکه گرفتار تناقضگویی شود.
اما اگر کسی بتواند اخلاقی بودن همجنسخواهی را نشان دهد، ممکن است راه برای قانونی شدن ازدواج میان همجنس، بیش از پیش، باز شود. زیرا برخی از امور اخلاقی -گرچه نه همه آنها- را میتوان به قانون تبدیل کرد. از سوی دیگر اما کسی ممکن است استدلال کند که همجنسخواهی و روابط همجنسخواهانه اخلاقاً روا است اما در عین حال حکم کند که ازدواج با همجنس ناروا است، زیرا در نظر او نهاد ازدواج از اساس از نظر اخلاقی ناروا است. بر این اساس، بحث از اینکه ازدواج با همجنس میتواند قانونی شود یا نه، با بحث از اخلاقی بودن یا نبودن همجنسخواهی، صرفاً تا حدودی و نه کاملاً، مرتبط است. از این رو، برخی از دلایلی که علیه ازدواج همجنس اقامه شده است، مستقل از داوری در باب اخلاقی بودن یا نبودن همجنسخواهی است.
من در ادامه سه سیاهه (لیست) تنظیم کردهام. این سه سیاهه حاوی این مطالب است: ۱- دلایل علیه همجنسخواهی و نقد آن ۲- دلایل به سود همجنسخواهی و نقد آن ۳- دلایل علیه ازدواج همجنس و نقد آن. هدف از تنظیم این سه سیاهه، ترسیم چشماندازی از بحثهای مهم مطرح شده در این سه زمینه و نه جانبداری از یک دیدگاه در این میان است.
بگذارید در ابتدا نگاهی بیندازیم به برخی از مهمترین دلایلی که مخالفان همجنسخواهی اقامه کردهاند و همچنین نگاهی بیندازیم به برخی از نقدهایی که بر آن دلایل وارد شده و یا میتواند وارد شود:
_______________________________________________________________
استدلال های مخالفان همجنسخواهی/ نقد دلایل
در طول تاریخ، اجماعی علیه همجنسخواهی و به سود دگرجنسخواهی برقرار بوده است. در بیشتر جوامع، همجنسخواهی از نظر اخلاقی محکوم و ناروا بوده است و دگرجنسخواهی یک سنت جا افتاده بوده است/ میتوان دورههایی تاریخی را نشان داد که چنین اجماعی در آن برقرار نبوده است؛ یونان باستان یک نمونه است. از این گذشته، چنین اجماعی، به خودی خود، ربط اخلاقی ندارد. زیرا چه بسا بتوان اجماعی هم به سود بردهداری در طول تاریخ و تا همین یک قرن گذشته یافت. آیا این نشان میدهد که بردهداری اخلاقی است و لغو بردهداری غیر اخلاقی؟
دگرجنسخواهی امری طبیعی است و همجنسخواهی امری خلاف طبیعت،فطرت،غریزه بشر است./دگرجنسخواهی امری برساخته اجتماع است و نه لزوماً امری طبیعی،فطری،غریزی. از این گذشته، حتی اگر دگرجنسخواهی طبیعی هم باشد لزوماً به معنای روا بودن اخلاقی دگرجنسخواهی (آن هم به نحو انحصاری) نیست. چنانچه، در مقابل، غیر طبیعی بودن فرضی یک امر نیز لزوماً به معنای غیر اخلاقی بودن آن نیست. بسیاری از فضایل اخلاقی به طور طبیعی در آدمی وجود ندارد و تنها با تمرین و ریاضت در انسان پرورانده میشود.
گرایش به تعرض و تجاوز و رابطه جنسی با کودکان، در میان همجنسخواهان بیش از دگرجنسخواهان است./ هیچ آمار یا مطالعه روانشناختی معتبری این امر را نشان نمیدهد. این تنها تلاشی -خواسته یا ناخواسته- برای هیولا ساختن از همجنسخواهان است.
همجنسخواهی نحوهای انحراف جنسی است/فقط در صورتی میتوان ادعا کرد که همجنسخواهی نحوهای انحراف جنسی است که دگرجنسیخواهی یگانه شیوه اخلاقاً پذیرفته شده جنسی باشد؛ اما این امر به هیچ عنوان ثابت نیست.
همجنسخواهی موجب از بین رفتن نسل بشر میشود./ همجنسخواهی در صورتی ممکن است نسل بشر را از بین ببرد که یگانه صورت پذیرفته شده جنسی باشد و بر همگان به زور تحمیل شود. اما همجنسخواهان عموماً دگرجنسخواهی را به رسمیت میشناسند و به دنبال تحمیل همجنسخواهی بر دگرجنسخواهان نیستند.
خداوند همجنسخواهی را منع کرده است./اخلاق، مستقل از دین است و دین بخشی از مشروعیت خود را از اخلاقی بودن میگیرد (اما نه به عکس). از این گذشته، تفسیر متون مقدس دینی ( عهد قدیم، عهد جدید، قرآن و …) همیشه از نظر تاریخی راه به تنوع برده است، و اکنون تفسیرهای سازگار با همجنسخواهی نیز از متون دینی ارائه شده است.
_________________________________________________________________
حال، بیایید نگاهی بیندازیم به برخی از مهمترین دلایلی که موافقان همجنسخواهی اقامه کردهاند و نیز نگاهی بیندازیم به برخی از نقدهایی که بر آن دلایل وارد شده و یا میتواند وارد شود:
استدلال های موافقان هم جنسخواهی/ نقد دلایل

منبع تصویر، AFP
در صورتی که دو نفر بخواهند با توافق با یکدیگر وارد رابطهای (مانند رابطه همجنسخواهانه) شوند، این امر به دولت و نیز به داوری اخلاقی دیگران هیچ ربطی ندارد./هر امر ارادی و اختیاری آدمی (چه عمومی و چه خصوصی) میتواند در معرض داوری اخلاقی قرار گیرد و "اخلاق کاربردی" (applied or practical ethics) عهدهدار بحث از این گونه موارد است. از این گذشته، اگر کسی آگهی دهد که حاضر است دیگران او را با رضایت خودش تکه-تکه کنند، دولت حق دارد مداخله کرده و از این کار جلوگیری کند. گرچه میان حوزه عمومی و خصوصی دیواری برقرار است و باید برقرار باشد، اما این دیوار لرزان و منعطف است
برخی از افراد گرایش جنسی طبیعی به همجنس خود دارند./ طبیعی بودن فرضیِ یک امر لزوماً به معنای اخلاقی بودن آن نیست، چنانچه غیر طبیعی بودن فرضی یک امر نیز لزوماً به معنای غیر اخلاقی بودن آن نیست.
____________________________________________________________________________________
و در آخر بگذارید نگاهی بیندازیم به برخی از مهمترین دلایلی که مخالفان ازدواج همجنس اقامه کردهاند و نیز نگاهی بیندازیم به برخی از نقدهایی که بر آن دلایل وارد شده و یا میتواند وارد شود. من در این لیست تنها برخی از دلایلی را به میان آوردم که مستقل از دلایل علیه اخلاقی بودن همجنسخواهی است:
استدلال های مخالف ازدواج همجنس ها/ نقد دلایل:
قانونی شدن ازدواجِ با همجنس به نهاد سنتی ازدواج آسیب میرساند./ ازدواج با همجنس، جایگزین نهاد سنتی ازدواج میان دو جنس مخالف نیست تا به آن ضربهای وارد کند.
ازدواج در میان جوامع همیشه ازدواج میان زن و مرد بوده است./ بسیاری از اموری که برای نخستین بار وضع شدهاند، بی سابقه بودهاند، مانند حکم لغو بردهداری. ریشهداریِ یک سنت دلیلی برای استمرار انحصاری آن سنت نیست.
هدف اصلی ازدواج تولید نسل است، ازدواج با همجنس چنین هدفی را برآورده نمیکند./ هدف از ازدواج (اصلا و یا صرفا) تولید نسل نیست بلکه (از جمله) برقراری رابطه عاطفی-عاشقی است. اگر هدف از ازدواج صرفا تولید نسل میبود میبایست قانونی علیه ازدواج زوجهای نابارور و یا زوجهایی که قصد فرزندآوری ندارند، نیز صادر میشد.
اگر ازدواج با همجنس قانونی شود، آنگاه راه برای قانونی شدن ازدواج با محارم و ازدواج گروهی هم باز میشود./دلیلی اقامه نشده که نشان دهد: ازدواج با همجنس اخلاقاً تفاوتی با ازدواج با محارم و ازدواج گروهی ندارد. تا چنین دلیلی اقامه نشود، نمیتوان ازدواج با همجنس را با این گونه امور در یک کفه داوری گذارد.
فرزندانی که در خانوادهای با اولیای دگرجنسخواه بزرگ میشوند، از نظر عاطفی وضعی بهتر از فرزندانی دارند که در خانوادهای با اولیای همجنسخواه بزرگ میشوند./ شواهد به هیچ عنوان این مسأله را ثابت نمیکند. مثلا "آکادمی پزشکی اطفال امریکا"در سال ۲۰۱۳ به تحلیل سه دهه پژوهش در باب وضعیت سلامت فرزندان اولیای همجنسخواه پرداخت. نتیجه این تحلیل نشان میداد که جنسیت یا گرایش جنسی والدین همجنسخواه ربطی به سلامت روانی، جنسی و اجتماعی فرزندان آنها ندارد.











