استقلال و پرسپولیس؛ قربانی فوتبال دولتی

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, حمید مافی
- شغل, روزنامه نگار
چهاردهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران با قهرمانی پرحاشیه سپاهان اصفهان در آخرین روز مسابقات و ناکامی دو تیم تماشاگر پرسپولیس و استقلال به پایان رسید. استقلال برای دومین سال پیاپی جایی در میان چهار تیم اول لیگ نیافت و پرسپولیس هم در جایگاه هشتم، ضعیفترین نتایج ادوار لیگ برتر ایران را بهدست آورد.
ناکامی پرسپولیس و استقلال در شرایطی رخ داد که سازمان ورزش، پیش از شروع مسابقات لیگ با انتخاب هیات مدیرهای جدید برای این دو باشگاه اعلام کرد که قصد ساماندهی و تامین منابع مالی قرمز و آبی پایتخت را دارد. اما این اقدام سازمان ورزش نه تنها برای پرسپولیس و استقلال آرامش به دنبال نداشت، بلکه بارها این دو باشگاه را درگیر اختلافهای دورنی اعضای هیات مدیره کرد. پرسپولیس و استقلال را چه شده است؟ چرا پرتماشاگرترین تیمهای فوتبال ایران، تماشاگران خود را از دست دادهاند؟ چرا این دو جایی در مدعیان قهرمانی ندارند و به حریفانی معمولی برای سایر تیمها تبدیل شدهاند؟ آیا در لیگ بعد این قرمز و آبی پایتخت میتوانند سربلند کنند؟
یکم- فوتبال دولتی، فوتبال سیاسی

منبع تصویر، TASNIM
پروژه تضعیف پرسپولیس و استقلال از دو دهه پیش آغاز شد. مسئولان وقت سازمان تربیتبدنی برای خارج کردن فوتبال از دو قطبی قرمز و آبی، حمایت از سایر تیمها را در دستور کار قرار دادند. در این فرایند، هر چه که باشگاههای ورزشی وابسته به صنایع دولتی رشد کردند، پرسپولیس و استقلال به دلیل عدم برخورداری از پشتوانه مالی رو به ضعف نهادند. اگر در سالهای قبل نام پرسپولیس و استقلال برای جذب ستارههای فوتبال کفایت میکرد، در دوره جدید کمتر ستارهای حاضر بود قراردادهای تیمهای صنعتی را رها و لباس قرمز و آبی به تن کند.
روند تضعیف پرسپولیس و استقلال در دهه ۸۰ شتاب بیشتری گرفت. دخالتهای متعدد مدیران سیاسیِ دولتی در اداره این دو باشگاه، هیات مدیرههای موقتی که عمرشان گاهی به یکدوره لیگ هم نرسید، ورود مدیران سیاسی و نظامی نزدیک به دولت به هیات مدیره و عدم توانایی هیات مدیرهها برای تامین منابع مالی این دو باشگاه، در نهایت به تضعیف این دو تیم انجامید.
اگرچه مسوولان سازمان ورزش روند واگذاری این دو باشگاه را در پیش گرفته و تا بهحال نیز سه دوره مزایده بینتیجه برگزار کرده است، اما آنگونه که از ترکیب متقاضیان خرید این دو باشگاه و رفتار سازمان ورزش پیداست، سازمان ورزش بهدنبال واگذاری اسمی این دو باشگاه به حلقههای مورد اعتماد و نزدیک به خود است.
دوم- فوتبال غیرسازنده
فولاد اهواز در برهوت سازندگی فوتبال ایران یک استثناء است. باشگاهی که اگر قوانین فدراسیون فوتبال اجازه دهد، در لیگ پانزدهم همزمان دو تیم در عالیترین سطح فوتبال ایران دارد. این باشگاه در سالهای گذشته پروژه کشف استعداد و آموزش در ردههای سنی پایه را در پیش گرفته و بیش از آنکه باشگاهی مصرفکننده و خریدار باشد، متکی به خود و عرضه کننده بهترینهای لیگ ایران است. فرایند سازندگی در باشگاههای دیگری همچون ملوان بندر انزلی، سپاهان و ذوبآهن اصفهان و سایپا تهران به صورت جدی پیگیری میشود، اما پرسپولیس و استقلال سالیان درازی است که تنها مصرفکننده و خریدار ستارههای سایر باشگاههای فوتبال شدهاند و در ردههای سنی پایه و امید جایگاهی ندارند. اگرچه هر دو باشگاه به اسم دارای آکادمی فوتبالاند، اما برون داده تیمهای پایه کمتر امکان حضور در رده بزرگسالان این باشگاهها را مییابند.
مدیرانی که در راس این دو باشگاه قرار میگیرند، معمولا به دنبال نتایج زودرس و جلب نظر تماشاگران و مدیران رده بالاتر و البته کسب اعتبار اجتماعی برای فعالیتهای سیاسی، هستند. برای همین سرمایهگذاری در ردههای سنی پایه به دلیل دیر بازده بودن مورد توجه برنامهریزان این باشگاهها قرار نمیگیرد و پرسپولیس و استقلال به مصرفکننده و حتی تباه کننده، ستارههای جوان سایر تیمها تبدیل شدهاند. به سرنوشت مهدی نظری، میلاد میداوودی و اسماعیل شریفات در استقلال و بادامکی، صادقیان، میلاد غریبی و خیلیهای دیگر در پرسپولیس نگاه کنید.
سوم- چرخه بسته مربیان

منبع تصویر، ISNA
ضعف مدیریت و فقدان برنامه بلندمدت به تغییرات پیاپی در کادر مربیان این دو باشگاه انجامیده است. پرسپولیس در لیگ چهاردهم سه مربی متفاوت را تجربه کرد. پرسپولیس در شش سال گذشته تنها برای یک دوره در طول فصل یک مربی داشته است. استقلال هم در چرخه قلعهنویی- مظلومی گرفتار شده است.
برخی از رسانههای ورزشی داخلی ایران از "زد و بند"های مالی برخی از مربیان این دو باشگاه خبر دادهاند. نهادهای ناظر تاکنون به صورت مشخص گزارشی از فساد در فوتبال و به صورت ویژه در این دو باشگاه منتشر نکردهاند، اما یکی از اعضای کمیسیون اصل نود گفته است که اسناد زیادی در باره فساد برخی از مربیان و مدیران فوتبالی در اختیار این کمیسیون قرار گرفته است.
علاوه بر این در این دو باشگاه مربیان آشنا به علم روز فوتبال که به مدیران سیاسی و اقتصادی و یا سکوهای تماشاگران وصل نیستند، فرصت کمی برای اجرای برنامههای خود دارند. اگر استقلال در یک دهه گذشته میان مظلومی، مرفاوی و قلعهنویی دست به دست شده است، در پرسپولیس کرانچار، دنیزلی و حتی یحیی گلمحمدی که در نفت تهران و ذوبآهن اصفهان کارنامهای موفق بهجای گذاشته است، فرصتی کوتاه در اختیار داشتند. حتی در میان کمک مربیان این دو باشگاه هم معمولا نمیتوان نشانی از مربیان دارای دانش فوتبال بهدست آورد.
چهارم- خصوصیسازی بینتیجه

منبع تصویر، Mehr
مسئولان سازمان ورزش تصمیم دارند که پیش از شروع دوباره لیگ، این دو باشگاه را به بخش خصوصی واگذار کنند. سه مرحله قبل واگذاری این پرسپولیس و استقلال بینتیجه بوده است. استقلال خریداری ندارد و دو خریدار پرسپولیس کارنامه موفقی در باشگاهداری ندارند. حسین هدایتی پیش از این در استیل آذین علیرغم جذب همه ستارههای فوتبال ایران، موفقیتی به دست نیاورد و شرکت بهنام پیشرو کیش نیز در لیگ چهاردهم یکی از حامیان مالی باشگاه پرسپولیس بود که در میانه راه و به دلیل اختلاف در هیات مدیره، به تعهدات خود عمل نکرد.
علیرغم دستمزدهای چند صد میلیونی بازیکنان و مربیان، باشگاههای فوتبال در ایران درآمد زا نیستند. هنوز مسئله حق پخش تلویزیونی حل نشده است، تبلیغات کنار زمین در اختیار نهادهای وابسته به سازمان ورزش است و باشگاهها به غیر از فروش بلیط منبع درآمدی دیگری ندارند. بیشتر باشگاههای فوتبال حاضر در لیگ برتر ایران از بودجه شرکتهای صنعتی و یا نهادهای دولتی تغذیه میکنند. صنعت خودروسازی، صنعت فولاد، صنعت نفت، تراکتورسازی و حتی نهادهای نظامی بودجه سالیانه باشگاهها را تامین میکنند.
در چنین شرایطی طبیعی است که بخش خصوصی واقعی حاضر به سرمایهگذاری در فوتبالی که امکان درآمدزایی آن در کنترل نهادهای دولتی است، نشود و خریدار پرسپولیس و استقلال در بهترین حالت بخش شبه دولتی و یا حلقههای نزدیک به دلتمداران و نهادهای قدرت خواهد بود که هم بهلحاظ اقتصادی کارنامهای پرمسئله دارد و هم از سرمایهگذاری در این دوباشگاه پرطرفدار به دنبال کسب اعتبار اجتماعی و یا محلی امن برای عدم پرداخت مالیات خواهد رفت.











