تعطیلی مدارس طبیعت و مجازات آنها که میگویند: 'طوفانی در راه است'

- نویسنده, سپهر قاسمی
- شغل, روزنامه نگار
سپهر قاسمی روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران به دلایل بستن مدارس طبیعت و امنیتی شدن حوزه محیط زیست پرداخته است.

منبع تصویر، Mizan
این روزها خبر درباره محیط زیست ایران زیاد است، آخرین آنها تعطیلشدن مدارس طبیعت. مدارسی که با هدف یادگیری مهارتهای زندگی از سال ۱۳۹۲ در ایران راهاندازی شدند.
عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران چند روز پیش اعلام کرد مراجع دینی مدارس طبیعت را "غیرشرعی" و وزارت اطلاعات، بنیانگذاران آن را "تودهای" میداند و بر همین اساس حکم به تعطیلی این مدرسهها دادهاند.
از شروع به کار مدارس طبیعت تا امروز حدود ۹۰ مدرسه از این نوع در ایران فعال بودند. اما بر اساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست از دو سال پیش صدور مجوز برای تاسیس این مدارس متوقف شده بود.
از عبدالحسین وهابزاده، طبیعتشناس به عنوان بنیانگذار مدارس طبیعت یاد میشود اما مشخص نیست که آیا منظور وزارت اطلاعات و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از تودهای بودن بنیانگذاران این مدارس همین شخص باشد چراکه کلانتری گفته "دو نفر از بنیانگذاران مدارس طبیعت که نسبت به صدور مجوز این مدارس اقدام میکردند، جزو حزب توده بودهاند و صلاحیت کار در این حوزه را ندارند."
حزب توده، بزرگترین حزب چپگرای ایران از سال ۱۳۲۰ تشکیل و و دوبار در سال های و ۱۳۲۷ و ۱۳۶۲ غیرقانونی اعلام شد. این حزب نقش پررنگی در اتفاقات سیاسی و فرهنگی ایران از ملیشدن صنعت نفت تا پیروزی انقلاب سال ۵۷ داشت.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در حالی از "غیرقانونی بودن" از مدارس گفته که همین سازمان در این سالها وامهای ۱۰۰ میلیون تومانی با بازپرداخت ۶۰ ماهه و سود چهار درصد برای راهاندازی این مدارس پرداخت میکرده است.

منبع تصویر، Mehr
تجربه مدارس طبیعت در ایران و جهان
مدارس طبیعت به طور کلی در جهان اینگونه تعریف شدهاند: "یک الگوی ارائه آموزش در فضای باز که در آن دانشآموزان برای یادگیری مهارتهای شخصی، اجتماعی و فنی از فضاهای طبیعی بازدید میکنند." هدف این شیوه آموزش رشد اعتماد به نفس در کودکان و جوانان از راه یادگیری در فضای طبیعی است.
سابقه مدارس طبیعت در دنیا به بیش از نیمقرن میرسد و در حال حاضر تعدادی زیادی از این نوع مدارس در سراسر دنیا فعالیت میکنند. زیست سالم، پایه و اساس شکلگیری این مدارس است که از راه شناخت نیازهای عاطفی، جسمی و اجتماعی کودکان راهنماییهایی را برای زندگی در کنار طبیعت به آنها ارائه میکند. در این مدارس دانشآموزان تجربههایی را از راه جستجو و کشف در طبیعت به دست میآورد و زمینه رشد همهجانبه آنها فراهم میشود.
در ایران ظرف کمتر از ۶ سال تعداد این مدارس افزایش چشمگیری پیدا کرد. بنیانگذاران مدارس طبیعت در ایران هم هدف تاسیس آنها را آموزش کودکان از راه بازی و بهطور بیواسطه در دل طبیعت و یادگیری مهارتهای لازم برای زندگی میدانند.
از زمان حضور عیسی کلانتری در سازمان حفاظت محیط زیست مجوز جدیدی هم برای این مدارس صادر نشده است. بر این اساس به نظر میرسد شخص کلانتری هم چندان علاقهای به این مدارس ندارد.
برخی از فعالان محیط زیستی مانند محمد درویش که از مسئولان سابق سازمان محیط زیست است هم در گفتگویی به این موضوع اشاره کرده و گفته "کلانتری از مراجع تقلید هزینه میکند برای اینکه بتواند به مجموعهای که خودش مخالف آن است ضربه بزند."
مجوز این مدارس در این سالها از طرف سازمان حفاظت محیط زیست صادر میشده اما اداره آنها اغلب به عهده فعالان محیط زیستی بوده است. فعالانی که در دو سال گذشته فشار بر آنها به صورت گستردهای افزایش پیدا کرده است. حالا سئوال اینجاست که چرا چنین فشارهایی بر فعالان محیط زیست وارد میشود و علت واقعی تعطیلی مدارس طبیعت چیست؟
آموزش خارج از محتوای رسمی: عبور از خط قرمز
مخالفت با مدارس طبیعت فقط از طرف مراجع دینی و وزارت اطلاعات نبوده بلکه در تمام سالهای فعالیت این مدارس، وزارت آموزش و پرورش هم با آنها مخالفت میکرده است.
اوایل مردادماه امسال رضوان حکیمزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش گفته بود: "در مدیریت یکپارچه ایجاد مدارس طبیعت امری غیرقانونی است، زیرا اهداف این مدارس با دین اسلام سازگار نیست."
هدی نوید ادهم، رئیس شورای عالی آموزشوپرورش هم گفته تعریف مدرسه در ادبیات "ما" مکانی است که بر اساس "مجوز آموزشوپرورش و قوانین و مقررات آموزشوپرورش" تشکیل شده است. اما به نظر او آنچه در مدارس طبیعت اتفاق میافتد، این ویژگیها را ندارد. او این را هم اضافه کرده "که اگر آنها میتوانند مطابق قوانین ما عمل کنند، از ما مجوزی مثل مدارس غیرانتفاعی بگیرند، اما ما نمیتوانیم به فعالیتی که آموزشوپرورش آن را تأیید نمیکند، از طرف این وزارتخانه مجوز بدهیم."
این همان واکنشی است که وزارت آموزش و پرورش و نهادهای رسمی درگیر با آموزش در قبال مدارس مشارکتی دارند. در این مدرسهها به جای الگوهای از پیش تعیین شده برای آموزش، بر نظام آزاد و کودک محور تاکید میشود و هدف آن آموزش افرادی دارای مهارتهای زندگی به جای افرادی با انباشت اطلاعات است.
بیشتر بخوانید:
اما نظام آموزشی کشور با چنین مدرسههایی هم مخالفت است. مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران پیشتر گفته بود آنها اصلا اینگونه مکانها را مدرسه به حساب نمیآورند. او نظارت بر این مدارس را بر عهده اداره اماکن نیروی انتظامی دانسته بود.
خارجشدن هدایت آموزش از دستان مقامهای رسمی و متکثرشدن شیوههای آموزش هرگز در نظام سیاسی ایران پذیرفته نشده است. حتی در روزهای آغازین پس از انقلاب اسلامی یکی از اولین پروژههای انقلابی، پاکسازی دانشگاه و مدارس بود. تغییر گسترده کتابهای علوم انسانی در سالهای گذشته برای کاستن از میزان غلبه تفکرات غربی در کتابهای درسی از دیگر تجربههایی است که نشاندهنده حساسیت سیستم آموزشی برای مجموعه نظام سیاسی ایران است.
بسیاری از پدر و مادرهای ایرانی که باورهای متفاوتی با باورهای رسمی دارند همچنان مجبورند کودکان خود را به مدارسی بفرستند که ارزشهایی کاملا متفاوت با آنچه را در خانه آموزش به کودکان آموزش داده میشود، تدریس میکنند. این ابزار تاثیرگذاری بر تفکرات و نگرش دانشآموزان و افراد جامعه از طرف دولتها به سادگی قابل چشمپوشی نیست.
حالا در شرایطی که موضوع محیط زیست به یک بحران اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است، آموزشهای محیطی زیستی هم تا همین اندازه مهم و حساسیتبرانگیز شدهاند.
بر اینها باید افزود که اساسا در ایران هرگونه تجمع افراد حول محور یک موضوع مشخص (چه سیاسی و چه غیرسیاسی) و متشکلشدن افراد خارج از چارچوبهای رسمی باعث نگرانی و اضطراب مسئولان میشود.
افزایش روزافزون انجمنهای زیستمحیطی، مرجعشدن فعالان این حوزه در جامعه و حساسیت جامعه به حفظ طبیعت این نگرانیها را تشدید میکند. مدارس طبیعت هم علاوه بر اینکه خارج از چارچوب سنتی نظام آموزشی ایران فعالیت میکردند، میتوانستند برمبنای آنچه گفته شد باعث نگرانیهای فراوانی در ساختار قدرت شوند.

منبع تصویر، Mehr
خطر فعالیت محیط زیستی برای اقتصاد در سایه
در همین احوال با بحرانیشدن شرایط زیستمحیطی در ایران، فعالیت محیط زیستی که پیشتر در نظر دولت و نهادهای امنیتی فعالیتی کمخطر و بی خطر به نظر میرسید به یک موضوع مهم امنیتی تبدیل شده است.
فعالان محیط زیست خیلی قبلتر از آنکه محیط زیست تبدیل به موضوعی امنیتی برای مسئولان ایرانی شود هشدار داده بودند که بیتوجهی به طبیعت باعث ایجاد بحرانهای اجتماعی و اقتصادی خواهد شد.
حساسیت نهادهای امنیتی به موضوع محیط زیست از زمانی آغاز شد که این فعالان توانستند مردم را متوجه حساسیت حفاظت از طبیعت کنند. شکلگیری خواست حفاظت از طبیعت در کنار بحرانهای عظیمی که تخریب محیط زیست ایجاد کرده، منافع اقتصادی بسیاری را هم به خطر میاندازد.
بسیاری از نهادهای قدرتمند انقلابی و وابسته به ارکان مختلف حاکمیت در ایران فعالیتهای اقتصادی گستردهای دارند که از قضا بسیاری از این فعالیتهای اقتصادی نابودکننده محیط زیستاند.
آقای کلانتری همین چند ماه پیش اعلام کرد که تصمیمگیریهای بخشهای از دولت مانند وزارت کشاورزی "تحت تاثیر ارگانهای نظامی است". حساسشدن جامعه نسبت به محیط زیست و یا الزام این بنگاههای بزرگ اقتصادی به رعایت موازین زیستمحیطی میتواند ضربه بزرگی به درآمد کلان آنها بزند.
بسیاری از این بنگاههای اقتصادی علاوه بر ثروت، قدرت فراوانی دارند و دارای زیرمجموعههای اطلاعاتی و امنیتیاند که میتوانند رقیبان و یا مخالفان خود را با استفاده از این ابزارها از مقابل بردارند. ایجاد حساسیت محیط زیستی به وسیله آموزش یا فعالیت در این حوزه به قصد آگاهسازی مردم قطعا از نگاه بسیاری از این بازیگران اقتصادی به سود آنها نیست و باید جلوی این فعالیتها گرفته شود.
ایران سرزمینی است در آستانه ورشکستگی آبی، مواجه با آلودگی شدید هوا و ریزگردها، با جنگلهایی که احتمالا تا سه دهه آینده قسمت عمدهاش نابود خواهد شد و مهاجرتهای زیستمحیطی که بحرانهای اجتماعی و اقتصادی عظیم تولید میکنند.
یک طوفان سهمگین اقتصادی و اجتماعی در پس این تغییرات زیست محیطی آرمیده است، بادی که همه را باد خود خواهد برد، اما مسئولان ایران فعلا نه تنها برای حل بحران راهحلی ندارند، بلکه آنهایی را که فریاد میزنند "طوفان در راه است" مجازات میکنند.











