بحران سیل؛ جامعه ایران و توانایی رویارویی با حوادث طبیعی

- نویسنده, گیتی خزاعی
- شغل, پژوهشگر جامعهشناسی تغییراقلیم
گفته میشود جامعه ایران جامعهای بحرانخیز و در حصر حوادث طبیعی است و توان رویارویی با حوادث طبیعی را ندارد. تکرار حوادث و کمتوانی حاکمیت در دورههای مختلف، در رویارویی پیشنگرانه با این رخدادها، مدیریت حوادث طبیعی و کاهش خسارتهای آن را در ایران به یک امر ناممکن تبدیل کرده است. تکرار حوادث پیاپی و غافلگیری مدام، روز به روز از اعتماد عمومی نسبت به توان حاکمیت برای کاهش آسیبهای این حوادث کاسته است و اگرچه در شرایط بحرانی مردم به کمک هم میشتابند، اما همدلی مردم با دولت و حاکمیت در حوادث طبیعی رو به بهبود ندارد.
در سیل اخیر در کشور، در بخشهایی از جنوب و غرب کشور، ناهمدلی و ناهمراهی ساکنان روستاها و شهرها با دولت در انجام اقدامات اضطراری توصیهشده و کمتوجهی به هشدارها، و در جاهایی اجبار حاکمیت به توسل به زور برای مجاب کردن مردم به ترک محلهای پر آسیب، مدیریت حوادث طبیعی را در ایران به یک کلاف به هم پیچیده و سخت تبدیل کرده است.
آیا به راستی مدیریت حوادث طبیعی در ایران امری غیرممکن یا سختممکن است؟ همانگونه که بسیاری ادعا میکنند مردم ایران مردمانی بیخرد در رویارویی با حوادث طبیعی هستند و دولت و حاکمیت در ایران قادر به تسهیلگری برای ایجاد جامعهای تابآور در مقابل حوادث طبیعی نیست؟
این یادداشت تلاش کرده است تا فهرست وار برخی از عناصری را که میتواند به ایجاد جامعهای تابآور در مقابل حوادث طبیعی کمک کند برشمارد و به این سوال پاسخ دهد که آیا میتوان سازوکار مقابله با حوادث طبیعی را در کشور بهبود بخشید و جامعهای تابآور در مقابل حوادث طبیعی ایجاد کرد؟

منبع تصویر، iSna
۱- تغییر در رویکرد نسبت به حوادث طبیعی
سالهاست حوادث طبیعی در ایران، بحران نامیده میشود و رویکرد کلان به شیوه مدیریت حوادث طبیعی، آنها را از سطح «مخاطره» به سطح «بحران» تقلیل داده است.
در «مخاطرات»، اصل بر آمادگی همیشگی قرار دارد و همواره احتمال وقوع رخدادهای پرخطر طبیعی وجود دارد و جامعه به طور دائمی برای مقابله درست و علمی با آنها آماده است و پیشگیریها و آمادگیهای لازم را انجام میدهد. اما در بحرانها اصل بر غافلگیری دائمی است. در رویکرد مخاطرهمحور، هدف از اقدامات مدیریتی، کمینهسازی پیامدهای این مخاطرات (اعم از انسانی، اقتصادی، فیزیکی، اجتماعی و روانی) است، اما «بحرانها» فقط پس از رخداد، قابل مدیریت هستند و اقدامات لازم برای مدیریت بحرانها مبتنی بر«جبران خسارات» است.
رویکرد مدیریتی در مخاطرات، «پیشگیرانه»، «خردمحور»، «عقلانی»، «زیرساختی» و مبتنی بر «اصل دیدهبانی دائمی» است. اما رویکرد مدیریتی در بحرانها، «بستهمحورانه»، «احساسمحور»، «التهابی»، «جبرانی»، و مبتنی بر «اصل غافلگیری دائمی» است. در رویکرد بحرانمحور، رفتارهای عقلانی صرفا پس از رویداد و با هدف آرامکردن التهاب و آسیبهای پس از بحران انجام میشود.
در رویکرد مدیریتی مخاطرهمحور، اقدامات مدیریتی، بر ایجاد « جامعهی تابآور» متمرکز است، اما در رویکرد بحرانمحور، هدف از اقدامات مدیریتی، بازگرداندن سریع جامعه به «وضعیت عادی» است.
در رویکرد مخاطرهمحور حضور مدیرانی ضروری است که در «بلندمدت» قادر به «تقویت تابآوری» جامعه باشند، اما در رویکرد بحرانمحور مدیر خوب، مدیری است که در «کوتاهمدت» بتواند سریع بحران را «جمعوجور کند».
سالهاست در ادبیات پیشگیرانهی جهانی، مدیریت حوادث طبیعی از سطح مدیریت بحران که «غافلگیرکننده و ناگهانی» است، به سطح مدیریت مخاطرات که «قابل انتظار و قابل برنامهریزی» است، ارتقا یافتهاند.
۲- بازنگری در معیارهای انتخاب مدیران مقابله با مخاطرات
ایران همچون تمامی کشورهای جهان، کشوری خطرخیز است، و تقریبا همهی استانهایش و تقریبا همیشه، در معرض دائمی بروز مخاطرات هستند. لذا مدیر مقابله با مخاطرات در هر استان، چشم و چراغ دیدهبانی و برنامهریزی برای رویارویی با مخاطرات و کاهش پیامدهای آن در استان است.
وظیفهی مدیر مخاطرات استان در شرایط عادی، تمرکز بر اقدامات پیشگیرانه، آموزشی و ارتقای آمادگی است. او و تیم کارشناسی زیر نظر او، در وضعیت عادی جامعه، باید با شناسایی و رصد کردن مخاطرات احتمالی، آموزشهای لازم دربارهی مخاطرات را در اختیار مردم قرار دهند و آنها را در مقابل این مخاطرات احتمالی آماده کنند. ابزار اطلاعرسانی لازم برای انتقال اطلاعات لازم دربارهی مخاطرات محیطی باید در زمان آرامش و وضعیت عادی به مردم داده شود. اگر استانی سیلخیز است، سازمان مدیریت مخاطرات استان باید بروشورهایی را که بهآنها چگونگی آمادگی درمقابل سیل را آموزش داده باشد، اینکه آنها چه وسایلی را باید همیشه دم دست داشته باشند، اگر سیل آمد چه کنند و ... در اختیار مردم قرار دهد و به طور مستمر به مردم در این باره آموزش دهد و اطلاعرسانی کند. مسئولیت و وظایف مدیر مقابله با مخاطرت در حین وقوع رخداد تغییر میکند. مدیر مخاطرات در حین وقوع رخداد، علاوه بر اطلاعرسانی متمرکز، و در صورت نیاز به پیشآگهی نسبت به احتمال وقوع آن، باید به سرعت برای مقابله با رخداد آماده شود و نهادها و سازمانهای مرتبط را برای مقابله با آن مهیا کند. اگر لازم است هشدارهای لازم، به صورت مکرر و دقیق و از کانالهای واحد و قابل اعتماد اطلاعرسانی به مردم داده شود، و اگر لازم است اقداماتی صورت گیرد تا از شدت حادثه کاسته شود، به سرعت این کار بکند.
بیشتر بخوانید:
خلاصه اینکه سرعت عمل در حین وقوع بحران برای مقابله با رخداد، و آمادگی سریع برای آغاز عملیات پس از بروز حادثه، یکی از توانمندیهای کلیدی مدیر مخاطرات در حین وقوع حادثه است. سریعالانتقال بودن، باهوش بودن، قدرت بالای سازماندهی، سرعت عمل و تخصص لازم و بهروز، از ویژگیهای اصلی مدیر مخاطرات در استان است. مدیر مخاطرات هر استان دیدهبان مخاطراتی است که جان صدها هزار انسان را به طور مستقیم و در زمانی کوتاه به خطر میاندازد، و خصلتهای مدیریتی کارآمد و مرتبط، عامل اصلی در کاهش آسیبهای ناشی از بروز رخدادها و حوادث طبیعی است.
توجه به گروههای خاص اجتماعی در هنگام هشدار و انجام اقدامات ویژه برای افرادی که ممکن است با وجود دریافت هشدارها نتوانند خود را از مهلکه نجات دهند، مانند (سالخوردگان، کمتوانها، کودکان، مراکز خاص نگهداری افراد کمتوان و کودکان و ...) از وظایف مدیر مخاطرات استان است. این موضوع ضرورت دسترسی مدیریت مخاطرات استان به آمارهای دقیق جمعیتی را دوچندان میکند. به علاوه، مدیر مخاطرات استان، وظیفه هماهنگکنندهی سایر نهادهای مرتبط با حادثه را نیز به عهده دارد. او با وقوع رخداد، به رئیس ستاد بحران استان تبدیل میشود، و دیگر نهادهای متولی مدیریت بحران در استان، زیر نظر او قرار میگیرند. لذا آشنایی با منطقه و شناخت ویژگیهای منطقه، توان هماهنگی و دارابودن اقتدار کافی برای حرفشنوی و همسویی دیگر اعضای ستاد بحران، در کاهش هزینههای مدیریت بحران در زمان وقوع رخداد، دارای اهمیت است.
پس از خاتمه بحران، تمام فعالیتها برای بازگرداندن جامعه به وضعیت عادی باید با مدیریت مدیر مخاطرات استان انجام شود. تلاش برای بازتوانی و بازسازی فیزیکی، اجتماعی، از وظایف مدیر مخاطرات استان است. مدیریت مخاطرات در ایران که همچنان مدیریت بحران خوانده میشود عمدتا بر بازسازیهای فیزیکی، سازهای و عمرانی متمرکز است و کمتر توجهی به آسیبهای اجتماعی و مشکلات فراگیر، دامنهدار، بلندمدت و سختجبران اجتماعی پس از بحران دارد. رسیدگی به گروههای آسیبپذیرتر اجتماعی (کودکان، بازماندگان، سالخوردگان، کمتوانها و زنان) از اولویتهای بازسازی اجتماعی پس از فرونشست حادثه در منطقه آسیبدیده است.

منبع تصویر، Tasnim
۳- بازنگری در مدیریت مخاطرات و هدایت آن از سطح ملی به سطح استانی و منطقهای
در هنگام وقوع حوادث و رخدادهای طبیعی، حضور مدیران ملی عمدتا برای دلگرمی و همدلی با مردم آسیب دیده ضروری است، نه فرماندهی عملیات. در بسیاری از حوادث طبیعی در جهان، مسئولان عالیرتبهی کشور در سطح رئیسجمهور، معاونین و وزرا، برای انجام بخشی از امدادرسانی در منطقهی آسیبدیده حضور پیدا میکنند، و کمتر پیش میآید مدیران سطح ملی، فرماندهی عملیات را به عهده بگیرند یا با حضور در منطقه، دستورات موردی و خاص صادر کنند. این دستورات معمولا توسط مدیران محلی صادر میشود.
در هنگام بروز حوادث و مخاطرات، جامعهی آسیبدیده از نظر فیزیکی، روانی و اجتماعی به شدت آسیبپذیر میشود، و با وجود افزایش حس همدلی و یاریگری در بین گروههای آسیبدیده، اما شکنندگی و آسیبپذیری سرمایهی اجتماعی و اعتماد عمومی نسبت به دستگاههای دولتی کاهش مییابد و انجام اقدامات افراد ناآشنا با منطقه میتواند خسارتهای جبرانناپذیر ثانوی، چه در بعد روانی و چه در بعد اجتماعی، ایجاد کند. علاوه بر این ناآشنایی به شرایط اقلیمی و محیطی منطقه میتواند آسیبهای جدی بر پیکرهی فیزیکی و سازهای جامعهی آسیبدیده یا در حال آسیب ایجاد کند.
حضور مدیران ارشد و فرماندهان ارشد در مناطق سیبدیده و خسارتخورده، ضرورتی ندارد، مگر آنکه به علت شرایط خاص منطقه و ضرورت تصمیمگیریهای کلیدی و در سطح ملی، حضور وزیر یا برخی از مدیران ارشد بنا به شرایط خاصی، در منطقه اهمیت یابد.
اگر نیروهای استانی برای مدیریت حادثه کافی نباشند، ستاد بحران استان باید از استانهای معین استان آسیبدیده کمک بگیرد و ستاد مدیریت بحران در سطح استان نباید متکی و وابسته به مدیران و فرماندهان در سطح ملی باشد. اگر دامنه و عمق بحران در حدی باشد که لازم باشد تا استانهای معین به یاری منطقه آسیبدیده بیایند، این کمکرسانی و یاریگری باید زیرنظر رئیس ستاد استان انجام شود، نه مستقل و سرخود.
رویکرد هیاتی در مدیریت حوادث طبیعی و اینکه هرکسی یک گوشه کار را بگیرد تا فعلا مشکل حل بشود و حادثه «جمع بشود»، نه تنها مدبرانه و خردمندانه نیست، بلکه آسیبهای جبرانناپذیر این شیوه مدیریتی هیاتوار ممکن است تا سالها در جامعهی آسیبدیده باقی بماند و از همه مهمتر به اعتماد عمومی نسبت به چگونگی مدیریت ملی حوادث طبیعی و نیز شیوهی حکمرانی آسیب بزند.
تاکید بر عدم حضور مدیران و فرماندهان ملی در منطقه، دلیل کارشناسی و دقیقی دارد. اینکه: وظیفه آنها نظارت کلان بر حوادث، و فرماندهی و مدیریت کلان بحرانهاست و اگر همزمان، بحرانی در منطقهی دیگری رخ دهد، آنها نمیتوانند منطقه قبلی را به سرعت به حال خود رها کنند و در منطقه آسیبدیدهی جدید حضور پیدا کنند.
کلام آخر
مدیریت مخاطرات یک علم است و آنگونه که مکرر در کشور رخ میدهد، به تلاش برای فرونشاندن حادثه و جبران خسارتها و جلوگیری از بحرانیشدن حوادث، وقتی در یک قدمی تبدبل به فاجعه هستند، مدیریت بحران گفته نمیشود.
رویکرد غیرحرفهای و غیرعلمی به مخاطرات فراوان در کشور، موجب شده تا ایران از کشوری «پرمخاطره و قابل مدیریت»، به کشوری گرفتار در چنبرهی بحرانها، بحرانخیز و «مدام در حال غافلگیری» تبدیل شود.
هراس از امنیتی شدن جامعه و بیم از مشروعیتزدایی، برخی از دلایلیاند که مدیریت زودهنگام مخاطرات، پیشاگهیها و صدور به موقع هشدارها و اعلام وضعیت اضطراری را با تاخیر روبرو میکند و اعلام وضعیت اضطراری را به آخرین لحظات موکول میکند.
همگرایی رسانهها و بسیج رسانه برای مداخله و اثرگذاری دائمی بر فرایند مدیریت مخاطرات، چه در شرایط عادی، چه حین بحران و چه پس از فرونشست حادثه، از شاخصهای اصلی مدیریت علمی مخاطرات است که در ایران مبتلا به کمتوجهی مزمن و دیرپایی است.
ایجاد جامعهی تابآور از بایستههای حکمرانی در جامعه است. آن را مطالبه کنیم.











