چرا افشاگری شهردار تهران ما را شگفتزده نمیکند

- نویسنده, علی رنجی پور
- شغل, روزنامه نگار
محمد علی نجفی، شهردار تهران در روزهای گذشته به فساد گسترده در شهرداری تهران اشاره کرد. علیرضا رنجی پور، روزنامه نگار حوزه شهری در مقاله ایکه برای ناظرانمی گویند نوشته است با اشاره به فساد سیستماتیک و گسترده در ساختار اداری کشور و انفعال و بی حسی جامعه ایرانی و نزدیکی افراد متهم به هسته مرکزی قدرت، نتیجه گیری کرده که این پرونده هم مانند پرونده های دیگر سرانجامی نخواهد داشت.

منبع تصویر، Mehr
در ساختار اداری و سیاسی جمهوری اسلامی ایران، فساد تبدیل به امری عادی و پیشپاافتاده شده است. نهاد منفعل قدرت خود در مظان اتهام قرار دارد فساد به صورتی گسترده و سازمانیافته، در سطوح مختلف جامعه جاری و ساری است. افکار عمومی اگرچه ظاهرا در مقام مطالبهگری است، اما حساسیتش را نسبت به اخبار و اطلاعات از دست داده است میزان فساد در یک دهه سال اخیر چنان بالا است که انگار جامعه ایرانی -به معنی عام- را در مقابل آن واکسینه شده است.
فشای فساد نه تنها تغییری در سازوکار حاکم به وجود نمیآورد، بلکه با بی اعتنایی افکار عمومی هم روبه رو میشود، چنانکه افشاگریهای اخیر شهرداری تهران نهتنها تغییری در وضعیت بدهبستانهای سوالبرانگیز به وجود نیاورده، بلکه واکنش فعال افکار عمومی را هم برناینگیخته است.
آیا افشاگریهای اخیر نکته تازهای دارد؟
محمدعلی نجفی، هفته گذشته گزارش سند تحویل و تحول شهرداری را به شورای شهر تحویل داد. خلاصه سند در کانال تلگرامی معاون شهردار تهران منتشر شد که حاوی نکات مهم و اعداد و ارقامی است که نشان میدهد طی این ۱۲ سال در مجموعه مدیریت شهری تهران چه گذشته است.
اما خبرسازتر از سند، سخنرانی جنجالی شهردار تهران در صحن علنی شورا بود. او رسما، محمدباقر قالیباف را متهم به انواع فساد، از سوءاستفاده مالی گرفته تا تخلف، سوءمدیریت کرد. از قراردادهای صوری میلیاردی و سرمایهگذاری سوالبرانگیز عمده داراییهای صندوق بازنشستگی کارکنان شهرداری در پروژههای مشکوک، تا استخدام فلهای ۱۳ هزار نفر در آستانه انتخابات و بذل و بخشش ۶۷۰ ملک به اشخاص و نهادها و هدر دادن بودجههای میلیاردی در مساجد و هیاتهای مذهبی.
افشاگری محمدعلی نجفی، کمسابقه بود، اما تازگی نداشت. کسی از محتوای آنچه مطرح شده شگفتزده نشد، از آن فراتر این افشاگری هیچ واکنش مهمی به دنبال نداشت. مسئولان قضایی با اظهار نظر کلی ماجرا را از سر باز کردند و بقیه نیز بیاعتنا از کنار ماجرا گذشتند.
به احتمال بسیار زیاد، قالیباف و همدستان او، هیچگاه برای اتهامات گفته شده و نشده محاکمه و مجازات نخواهند شند، کمااینکه محمود احمدینژاد هم، حتی بعد از آنکه از چشم افتاد، هرگز محاکمه و مجازات نشد.
این از خصوصیات فساد سازمانیافته و فراگیر در نظام سیاسی و اقتصادی است که پای افراد و دستگاههای بانفوذ زیادی به میان آن باز است و این سبب میشود که جدی پی گیری نشود.
چرا حجم فساد سازمانیافته در شهرداری قالیباف زیاد است؟
بخش عمدهای از آنچه در شهرداری تهران اتفاق اقتاده، برای پروژه ناموفق ریاست جمهوری قالیباف هزینه شده و دامن بسیاری از افراد و گروههای سیاسی به آن آلوده است.
توضیح آنچه اتفاق اقتاده چندان سخت نیست. قالیباف باید وفاداریاش را به هسته موثر و تندرو جریان اصولگرا ثابت میکرد. این کار اگرچه بسیار گران پرهزینه بود، اما حاشیه امنیتی هم برای او به همراه داشت که او را از گزندهای احتمالی آینده، در امان نگاه می دارد.
قالیباف در سال ۱۳۸۸ نتوانسته بود روی موج نارضایتی از محمود احمدینژاد، اعتماد اصلاحطلبان را به خود جلب کند، در سال ۱۳۹۲ نیز در جذب اصولگرایان معتدل ناکام مانده بود، برای همین چارهای نداشت جز آنکه در آستانه انتخابات ۹۶ جای خود را در قلب اصولگرایان افراطی باز کند.
بیشتر بخوانید:
کارنامه سیاسی ۱۲ ساله قالیباف، پر از چرخشهای بیفایده سیاسی است. او هیچگاه طعم پیروزی را نچشید، اما صورتحساب رفتوبرگشتهای پرهزینه او، به حساب عمومی خزانه شهرداری و مردم تهران تسویه شدند.
پیش از سال ۱۳۸۸، افرادی چون مسعود کرباسیان (وزیر کنونی اقتصاد که سابقه اصلاحطلبی دارد) و محمدرضا واعظ مهدوی (معاون کنونی سازمان برنامه و بودجه و از افراد نزدیک به میرحسین موسوی) معاونان قالیباف در شهرداری بودند. روزنامهها و گروه مجلات وابسته به او در نقد همهجانبه محمود احمدینژاد، شریک اصلاحطلبان شده بودند.
در سال ۸۸ تقریبا تردیدی بر تمایل قالیباف به میرحسین موسوی وجود نداشت و حتی شواهدی کمرنگ از حمایت و همراهی نسبی او با جنبش سبز حکایت داشتند. بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ گروه مجلات همشهری، پناهگاه بسیاری از روزنامهنگاران شده بود که با تعطیلی روزنامهها و مجلات اصلاحطلب، از گذران امورات روزمرهشان درمانده بودند. از سوی دیگر سازمانهایی وابسته به شهرداری، مثل زیباسازی یا سازمان فرهنگی هنری، محل رفتوآمد و کسب و کار هنرمندان و روشنفکرانی شده بودند که تا پیش از آن کمتر پایشان به نهادهای عمومی و رسمی در جمهوری اسلامی باز شده بود.
اما این تمایل به جریانهای پیشرو سیاسی و فرهنگی تداوم چندانی نداشت، او بعد از سال ۹۰ به این نتیجه رسیده بود، اگرچه ژستهای آوانگارد فرهنگی و سیاسی سبد رای او را بزرگتر میکند، اما سبد رای بزرگتر لزوما به معنای موفقیت نیست. با این همه او در سال ۹۲ سعی کرد میانه میدان را بگیرد و خود را یک تکنوکرات غیرسیاسی جا بزند که بسته به موقعیت یکی به نعل و یکی میخ میزند. چنانکه او یک جا خود را مدافع دانشجویان معترض کوی دانشگاه نشان میداد و جای دیگری تعریف میکرد که سوار موتور دم در کوی باتوم روی هوا چرخانده است.
این بازی دوگانه اما، پاشنه آشیل او و سکوی پرتاب رقیب تازه از راه رسیدهاش شد. تمام هزینهای که قالیباف طی سالها صرف ساختن چهرهای از یک مدیر تکنوکرات میانهروی غیرسیاسی میانهرو کرده بود، با شکست در انتخابات ۹۲ هدر رفت.
امروز بخشی از اتهام سوءمدیریت قالیباف مربوط به گروه مجلات پرهزینه همشهری و جشنوارههای و سمپوزیومهای پرهزینه فرهنگی و هنری است که روزگاری برای رنگآمیزی چهره محمدباقرقالیباف پاگرفته بودند، اما این سرمایهگذاریهای کلان هیچ وقت بازدهی برای او نداشتند. نه اصلاحطلبان و روزنامهنگاران و نه هنرمندان و روشنفکران هرگز به کار انتخاباتی محمدباقر قالیباف نیامدند و از آن فراتر بزرگترین کارزار را علیه او در انتخابات اخیر رقم زدند.
قالیباف در سال ۹۲ به این قطعیت رسیده بود که برای موفقیت باید راه دیگرا ری برود. این کار البته گرانتر از قبل آب درمیآمد، این بار طرف حساب روزنامهنگاران بیکار و روشنفکران و هنرمندان خانهنشین نبودند که کارشان با مجله و سمپوزیوم راه بیفتد. این بار صحبت از بذل و بخشش اموال و املاک شهردای و اختصاص بودجههای میلیارد تومانی به مساجد و مداحان و مراکز فرهنگی بود که از او انتظار داشتند نخست خویشاوندیاش را به آنها اثبات کند.
این کار اگرچه پرهزینه بود، اما به لطف شراکت با شرکای قدرتمند، برای قالیباف حاشیه امنیت هم داشت. این بار طرف حساب قالیباف، افراد و نهادهای قدرتمندی بودند که رویارویی با آنها کار سادهای نبود و هنوز نیست، چنانکه امروز شاید زور شهرداری تهران به تعطیلی گروه مجلات همشهری برسد، اما بعید است کسی پیگیر بده بستانهای قالیباف با نهادهای قدرتمند نظامی و سیاسی و گروههای مذهبی و سیاسی تندرو شود.

منبع تصویر، Mehr
عاقبت افشاگریها چه خواهد شد؟
شاید در حال حاضر مهمترین سوال بعد از افشاگریهای اخیر این باشد که بعد از انتشار اسناد و اعداد و ارقام فساد چه خواهد شد؟ پاسخ هیچ است.
با توجه به قدرت و دایره نفوذ متهمان -از قالیباف گرفته تا اشخاص و نهادهایی که پایشان به میان آمده- احتمال برخورد با فساد فاش شده بسیار ناچیز است، احتمالا اگر کسی در این میان متضرر شود، از جانب افشاکنندگان خواهد بود، کمااینکه در تجربههای سالهای اخیر معمولا داستان مبارزه با فساد به محاکمه افشاکنندگان کشیده شده است.
از سوی دیگر احتمال تغییر شگرف در مناسبات مسالهدار شهرداری تهران نیز دور از ذهن و خوشبینانه است. برچیدن بدهبستانهایی که روال شدهاند، ولو آنکه مصداق تخلف باشد، کار سادهای نیست. کمااینکه شواهدی هست که نشان میدهند، حتی بعد از تغییر و تحول در شهرداری، همچنان ماجرای پرداختهای میلیاردی به اشخاص و نهادهای مذهبی و هیاتی ادامه دارد.
حتی گفته میشود که همچنان سهم ۴۳۰ میلیارد تومانی مساجد و هیاتها، در لایحه بودجه سال ۹۷ هم که توسط تیم جدید تهیه شده، برقرار است. این مساله شاید پیش از افشاگریهای اخیر به چشم مردم نمیآمد، اما الان حتی برای هوادارن شهردار تهران نیز محل سوال است که چرا شهردار جدید تهران که در مقام افشاگری برآمده، هنوز نتوانسته مقابل مناسبات شبههبرانگیز و عادت چند ساله نهادهای مذهبی و فرهنگی به پول گرفتن از شهرداری، ایستادگی و مقاومت کند.
اما روی دگیر سکه، واکنش افکار عمومی است که از یکسو حساسیتش را نسبت به فساد از دست داده، اما از سوی دیگر به شدت درمقابل نشانههایی از تداول وضعیت پیشین به شدت حساس است. جامعه ایرانی اگرچه نسبت به فسادهای فاش شده از مدیران پیشین تا حدودی بیتفاوت است و واکنش زیادی از خود نشان نمیدهد، اما به شدت عملکرد مدیران جدید را زیر نظر دارد و تمام وقایع شهرداری محمدعلی نجفی را از بودجه گرفته تا عزل و نصبها با دقت و حساسیت دنبال میکند.
دلیل این حساسیت را شاید بتوان در نحوه تعریف رابطه اجتماعی اصلاحطلبان و تفاوت آن با عملکرد اجتماعی رقیب پیدا کرد، اما این دلیل هر چه باشد، آنچه مسلم است موقعیت پیچیده و دشواری است که شهردار جدید تهران در آن قرار گرفته است.
اگر اقدام به افشاگری نکند، از سوی حامیان خود به خلف وعده متهم میشود. و اگر این کار را انجام دهد، بیآنکه فایده چندانی نصیبش شود، باید چشمانتظار فشارهای سیاسی بیشتر از سوی نهادهای قدرتمند شود و بیآنکه اعتبار پایداری در میان هوادارن خود دست پا کند، حساسیتها را نسبت به عملکرد خود بیشتر کند.











