آثار ماندگار دوازده سال مدیریت قالیباف در تهران

منبع تصویر، Tasnim
- نویسنده, آرزو میرزاخانی
- شغل, روزنامهنگار، کارشناس برنامهریزی شهری
نوشتن درباره محمد باقر قالیباف و اقداماتی که از سال ۸۴، یعنی در طول ۱۲ سال گذشته به عنوان شهردار تهران انجام داده برای کسانی که از نزدیک با او در ارتباط بودند کار سادهای است. مردی که عطای نیروی انتظامی را به لقایش بخشید و سکان شهرداری را در دست گرفت تا به قول خودش "با یک حرکت جهادی" تهران را آباد کند.
دوازده سال برای یک دوره مدیریت محیطی زمانی طولانی و کافی است. از این جهت که معمولا طرحهای جامع برنامههای تفصیلی عمری بین پنج تا ده سال دارند و ۱۲ سال زمانی است که هر مدیری میتوانسته برنامه جامع دلخواهش را برای دگرگونی چشم انداز محیط اجرا کند. اکنون پس از این دوره دوازده ساله کارنامه قالیباف را چگونه میتوان بررسی کرد و میراث او برای پایتخت چیست؟
میتوان از مرور آنچه که عرفا دست آوردهای مثبت مدیریت شهری تهران در دوره قالیباف انگاشته میشود شروع کرد. واقعیت این است که پروژههای بزرگی در این دوره اجرا شد. بزرگراههای پایتخت گسترش یافتند و در مواردی مثل بزرگراه صدر ابعادی غول آسا پیدا کردند. همین کار موجب شد بر خلاف تصورات بدبینانه پانزده و بیست سال قبل هم اکنون ترافیک تهران قفل نباشد و حتی برخی معبرهای پرتردد پایتخت هم آمدوشد روانی داشته باشند.
قالیباف همچنین میتواند به توسعه خطوط متروی تهران ببالد. ظرفیت حمل و نقل متروی تهران در ده سال گذشته دست کم پنج برابر افزایش یافته است. در حالی که قالیباف و مدیران او میگویند در این مدت کمتر از ده درصد بودجه مرتبط را از دولت گرفتهاند و دولت چندان کمکی به توسع متروی پایتخت نکرده است.
اما سیاهه اتهامات و انتقادات به مدیریت قالیباف در پایتخت بسیار طولانیتر از فهرست خدمات اوست. این سیاهه طولانی به سه دسته قابل تقسیم است: توسعه لگام گسیخته و سازهگرا، گسترش فساد و تبدیل آن به یک پدیده سیستماتیک در شهرداری و در نهایت انجام پروژههایی برای حل مشکل امروز پایتخت به بهای نابود کردن آینده آن. برای هر کدام از این سه دسته میتوان مثالهای بسیار برشمرد. محمد مهدی تندگویان، عضو شورای شهر چهارم، اخیرا ادعا کرد که قالیباف جز ۷۰ هزار میلیارد تومان بدهی و پرونده حسابرسی مبهم و البته پرونده املاک نجومی و دهها مشکل دیگر چیزی ندارد که به آن ببالد؟
همچنین گروهی از منتقدان شهردار تهران بر این باورند که بزرگترین اشتباه او ساخت پل صدر بود. سازهای بتنی که برای ساخت آن مجبور شد با "بابک زنجانی"، بدهکار بانکی، از در دوستی درآید و احتمالا در ازای پولی که از او قرض گرفت، مجوز ساخت در گود ایران زمین را به او بدهد. گودی که بعدها مجبور شد برای ایمن سازی آن میلیاردها تومان هزینه کند.اعضای شورای چهارم به ویژه محمد حقانی میگویند که قالیباف هیچ وقت توضیحی در این باره نداده است.
از دیگر انتقاداتی که به دوران مدیریت محمد باقر قالیباف وارد است، تراکم فروشی در ابعاد گسترده و با بیتوجهی به حفاظت از بافت تاریخی و باغهای شهر تهران است. اقدامی که خود او در یکی از مصاحبههای اخیرش آن را نفی کرد و گفت: "تراکم فروشی را قطعا رد میکنم چرا که حرکتی که در دهه ۷۰ در شهر تهران اتفاق میافتاد و میگفتند هر چه پول میدهی، آش میخوری دیگر وجود ندارد."
این در حالی است که محمد حقانی، عضو شورای شهر چهارم همیشه در تذکراتی که در صحن علنی میداد از تراکم فروشیهای گسترده شهرداری گله مند بود و میگفت که تمام باغهای تهران با این کار از بین رفت. بارزترین نشانههای آن هم از بین رفتن هکتارها باغ در مناطق شمالی تهران برای ساخت برج یا مالهای بزرگ بوده است. صدور مجوز برای سازههایی همچون کورش، پالادیوم و صدها مال دیگر بدون در نظر گرفتن پیامدهای ترافیکی از جمله انتقادها به عملکرد شهرداری در دوران قالیباف بوده است.

منبع تصویر، Tasnim
یکی از افتخارات قالیباف در دوران مدیریتش ساخت سالانه ۳۰ کیلومتر مترو در شهر تهران بود. اما منتقدان میگویند که گسترش مترو با مشکلات فراوانی همراه بوده است. مشکلاتی همچون کابینهای بیکیفیت، خرابی ایستگاهها، کمبود نیروی متخصص، بدهی میلیاردی به شرکتهای ایرانی و چینی تنها گوشهای از ایرادهایی است که منتقدان به متروی تهران وارد میکنند.
آقای قالیباف در مصاحبهای گفته: "امکان ندارد کاری در مترو انجام شود و ایمنی مردم در استفاده از مترو به خطر بیفتد، این غیر قابل قبول و غیر قابل انجام است. طبیعتا همه استانداردهای روز بر اساس ضوابط و مقررات حوزه بهرهبرداری مترو رعایت میشود. چرا که مهمترین موضوع ما ایمنی و رفاهی است که به شهروندان داده میشود."
پرونده حسابرسیهای پر ابهام محمدباقر قالیباف که تکلیف آن هرگز مشخص نشد، موضوع استخدام بدون ضابطه هزاران نفر، صدور مجوز برای سازههای ناپایداری همچون ساختمان علاء الدین و مرکز تجارت جهانی و در نهایت پرونده املاک نجومی از دیگر اتفاقاتی بود که صدای منتقدان او را بلند کرد. حسابهای او در شورای شهر تهران بررسی شد، اما گفته شد که اختلاف معناداری در آنها کشف نشده است. اما از همان زمان، یعنی سال ۹۵ بود که علیرضا دبیر، از حامیان اصلی آقای قالیباف در سالهای گذشته و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران دست از حمایت از او برداشت و مدعی شد که قالیباف اشتباهات بزرگی در حسابهای مالی شهرداری تهران داشته است.
در همین زمان بود که پرونده موسوم به "املاک نجومی" برملا شد؛ واگذاری هزاران ملک در شهر تهران به شماری از افراد موضوع اتهام جدید علیه شهردار تهران بود. املاکی با قیمت بسیار نازل در بهترین مناطق شهر تهران به افرادی واگذار شده بود. نام ٣ نفر از اعضای شورای شهر که همیشه حامی آقای قالیباف بودند نیز در بین دریافت کنندگان این املاک به چشم میخورد. این پرونده هنوز در قوه قضائیه یا مجلس به درستی بررسی نشده و سرنوشت آن روشن نیست.
بسیاری از منتقدان آقای قالیباف بر این باورند که " آتش سوزی در ساختمان پلاسکو" و مرگ آتش نشانان، دست کم در نزد افکار عمومی بزرگترین آسیب را به کارنامه ۱۲ ساله او در شهرداری تهران وارد کرده است. حادثهای که در روز پنجشنبه ۸ بهمن ۹۵ رخ داد و در آن ۱۶ آتش نشان جان خود را از دست دادند. این حادثه کمبود امکانات و پایین بودن دستمزد آتش نشانان، نبودن بیمه اجتماعی و بسیاری نقصهای دیگر در سیستم ایمنی شهر تهران را آشکار به به بحث روز تبدیل کرد. دو کارگروه ویژه در شورای شهر تهران تشکیل شد تا علت حادثه را بررسی کنند؛ اما مهمترین خواسته منتقدان عذرخواهی شهردار بود که هرگز محقق نشد. او حتی در صحن علنی شورای شهر تهران اعلام کرد که دلیلی برای عذرخواهی وجود ندارد و مشکل را دیگران به وجود آورده بودند نه او.

منبع تصویر، Tasnim
شاید بتوان آثار منفی و ماندگار مدیریت قالیباف در شهر تهران را در سه نکته خلاصه کرد:
الف) فروش غالب ذخایر اراضی شهر. در وضعیت مطلوب دست کم ۱۵ درصد اراضی شهر باید برای مصارف آتی دست نخورده باقی بماند که در تهران چنین نیست. نبود فضا برای ساخت پارکینگهای عمومی یک از عواقب مصرف بیش از اندازه ذخایر اراضی شهر است.
ب) انبوه سازی در کریدور بادهای غالب شهر. طبق طرح تفصیلی در شمال غرب تهران نمیبایست انبوه سازی و بلندمرتبه سازی میشد چون خودپالایی هوای شهر از راه بادهای غالبی صورت میگیرد که از این سمت میآیند. اما شهرداری قالیباف تمام این عرصه را برای ساخت و ساز و تأمین بودجه پروژههایش فروخت. نتیجه اینکه هم اکنون توان خودپالایی تهران به حداقل رسیده و آلودگی هوا مشکل دائم آن شده است، حتی در نیمه گرم سال که قاعدتا نباید هوای شهر آلوده باشد.
ج) اجرای پروژههای نامناسبی مثل بزرگراه صدر. بعید است بتوان این پروژهها را برچید. تهران تا همیشه درگیر عواقب اینگونه پروژهها خواهد بود.
به هر رو تهران هرگز قالیباف را فراموش نخواهد کرد.











