۱۰۰ زن؛ چرا زنان هرگز 'خودی‌'های هالیوود نشدند

منبع تصویر، BBC World Service

اولین ستارۀ سینمای آمریکا، فلورنس لارنس، یک زن بود. سه دهه بعد، دختربچه‌ای کالیفرنیایی به نام شرلی تمپل که فقط شش سال سن داشت به پول‌سازترین و محبوب‌ترین ستارۀ هالیوود تبدیل شد، برای چهار سال متوالی در این مقام ماند و بعد از کناره‌گیری از سینما به عنوان سفیر آمریکا در غنا و چکسلواکی سابق منصوب شد.

زنانی مثل هدا هاپر و لولا پارسونز روزنامه‌نگارانِ سینمایی‌ای بودند که هر نوشته‌شان را میلیون‌ها نفر می‌خواندند. آن‌ها می‌توانستند یک‌تنه باعث موفقیت و یا شکست یک فیلم شوند.

با این وجود چه شد که با گذشت بیش‌تر از یک قرن از تولد قدرتمندترین صنعت سینمای جهان – هالیوود – زنان که نقشی موثری در رشد و موفقیت آن داشتند هم‌چنان شخصیت‌هایی فرعی باقی ماندند؟

هالیوود در سطحی حرفه‌ای همیشه با زنان به عنوان شهروندان درجه دو برخورد کرده است. تفاوت نرخ دستمزدها، تعداد جوایز دریافتی و تعداد کارگردانان زن فعال همه خبر از یکی از جنسیت‌زده‌ترین صنعت‌های فرهنگی دنیا می‌دهند.

در نزدیک به ۹۰ دوره جوایز اسکار، فقط یک زن توانسته جایزه بهترین کارگردانی را بگیرد. (کاترین بیگلو، ۲۰۰۹ برای فیلم مهلکه)

لو رفتن رقم دستمزدها - که معمولاً جزو اسرار استودیوهاست - اخیراً با هک شدن ایمیل شرکت سونی و همین‌طور افشاگری‌های خود ستارگان زن یک رسوایی بزرگ به بار آورد.

وقتی هیلاری سوانک که دو بار برنده جایزه اسکار شده اعلام کرد که دستمزد بازیگران مرد نقش مقابلش ده برابر بیش‌تر از اوست، تصویری که از هالیوود داد بیش‌تر به مصر دوران فراعنه شباهت داشت تا صنعتی لیبرال در قرن بیست و یکم.

آمار و ارقام چه می‌گویند؟

چیزی که زنگ خطر را برای درک موقعیت اسف‌بار تبعیض بر علیه زنان در هالیوود به صدا در آورد انتشار مجموعه‌ای از آمارها بود. طبق این آمار، از بین ۱۳۰۰ فیلم آمریکایی پرفروشی که بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۴ ساخته شده فقط چیزی حدود چهار درصد آن‌ها توسط زنان کارگردانی شده‌اند.

این آمار خبر از بی‌اعتمادی استودیوهای بزرگ و سرمایه‌گذاران هالیوودی به کارگردانان زن می‌دهد. به همان نسبت هرچه از هالیوود و سینمای بلند داستانی دورتر شویم، آمار شکل معقول‌تر و منصفانه‌تری پیدا می‌کنند.

کاترین بیگلو نخستین و تنها زنی است که اسکار بهترین کارگردانی را گرفته است

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، کاترین بیگلو نخستین و تنها زنی است که اسکار بهترین کارگردانی را گرفته است

مثلاً زنان در سینمای مستقل که حاکمیت محض سرمایه در آن تا حدودی مهار شده است، قدرت و فعالیت بیش‌تری دارند. اگر در بازه‌ای ده ساله – بین سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ – چیزی حدود ۲۴ درصد کارگردانان شرکت کننده در فستیوال فیلم‌های مستقل ساندنس زنان بوده‌اند، در همین فاصله فقط ۴/۴ درصد آن‌ها توانسته‌اند کارگردانی یکی از صد فیلم پرفروش هالیوود را به عهده بگیرند.

گروهی از محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی با مطالعه چند تا از مهم‌ترین فستیوال‌های جهانی در بازه‌ای پنج ساله به این نتیجه رسیده‌اند که زنان ۲۸ درصد فیلم‌های کوتاه نمایش داده شده در این فستیوال‌ها را ساخته‌اند، اما همان‌ها به محض این‌که بخواهند وارد عرصۀ فیلم بلند شوند، موانع زیادی در سر راهشان می‌بینند. به عبارت دیگر، برای سپردن کارگردانیِ فیلم بلند به زنان، که هزینه به مراتب بیشتری دارد، هنوز سرمایه‌گذاران اطمینان کافی ندارند.

۵۸ درصد از زنانی که خواسته‌اند فیلم بلند بسازند اما نتوانسته‌اند، دلایل اقتصادی را دلیل اصلی آن معرفی کرده‌اند که ثابت می‌کند تهیه‌کنندگان (عموماً مرد) حاضر نیستند آن‌ها را در پروژه‌های گران‌قیمت به کار بگیرند.

حالا تصور کنید صنعتی که تمام نگرانی‌اش حفظ و افزایش سرمایه است، در این سال‌های بحران اقتصادی چطور محتاط‌تر عمل می‌کند و عرصه را حتی بیش از پیش برای حضور زنان تنگ می‌کند.

چنین است که اگر در سال ۱۹۹۸ زنان ۹ درصد فیلم‌های هالیوودی را ساخته بودند، در سال ۲۰۱۱ این رقم به ۵ درصد نزول کرد. حال آن که در همین دوره فقط چهار فیلم ساخته شده توسط چهار کارگردان مرد هالیوود ("۴۷ رونین"، "مریخ به مادران نیاز دارد"، "جان کارتر" و "صحرا") بیش‌تر از پانصد میلیون دلار ضرر داده‌اند.

تلقی سنتی از زنان

تولد هالیوود در اوایل قرن بیستم وقتی رخ داد که صنعت سینما از شرق آمریکا به غرب مهاجرت کرد تا از اراضی آزاد و نور طبیعی بیش‌تری بهره ببرد. معنای این جابجایی این بود که استعدادهای سینمایی باید خانه کاشانه‌شان را به سوی سرزمینی جدید ترک می‌گفتند. برای همین روزهای اولیه هالیوود متعلق به آن دسته از ماجراجویان و کارگردانانی بود که اهل تجربه‌های تازه بودند، کسانی مثل کابوی‌ها و قهرمانان ورزشی، به عبارت دیگر، الگوهایِ دنیای مردانه.

منبع تصویر، BBC World Service

این که مفهوم جابجایی با مفهوم خانواده و ثبات که معمولاً به زنان نسبت داده می‌شود تضاد دارد می‌تواند یکی از دلایلی باشد که باعث شد صنعت سینما از همان اول زنان را از صحنه کنار بگذارد.

در نظرسنجی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شرکت‌کنندگان زن عنوان می‌کنند که دلیلی کندی پیشرفت‌شان در صنعت سینما آن زمانی است که باید صرف امور خانه‌ و نگهداری از بچه‌ها بکنند، نقش‌هایی که هنوز به طور سنتی از زنان انتظار می‌رود.

در طی سال‌های قدرت گرفتن هالیوود تصور این بود که زنان به خاطر زن بودن شاید نتوانند از پس پروژه‌های سینمایی بربیایند. یا این که تکنیسین‌های مرد از آن‌ها حرف‌شنوی نخواهند داشت. و حتی تصورات پیش و پا افتاده‌ای مثل این که کارگردانان زن ممکن است ناگهان باردار شوند و قادر به ادامه کار نباشند یا این‌که فرزندشان مریض شود و مجبور به مراقبت از او شوند. بهانه‌ها برای عدم استخدام زنان کم نبود.

خیلی از این بهانه‌ها در دنیای امروز، چه سینما و چه حرفه‌های دیگر، هم‌چنان پابرجاست. به علاوه احساس می‌شود مدیران استودیو با کارگردانان زن برخورد سخت‌گیرانه‌تری دارند.

مثلاً پتی جنکینز که قرار است "زن شگفت‌انگیز" را برای نمایش عمومی در سال ۲۰۱۷ کارگردانی کند، وقتی انتخاب شد که یک کارگردان زن دیگر، میشل مک‌لارن، کنار گذاشته شد.

اگر دلیل کنار گذاشته شدن مک‌لارن اختلاف سلیقه با مدیران استودیو عنوان شده، جالب اینجاست که خود جنکینز هم سابقاً با بهانه مشابهی از کارگردانی "تور: دنیای تاریک" عزل شده بود.

پس تماشاگران زن چه می‌شوند؟

در همان سینمای آمریکا که حضور کارگردانان زن به چهار تا پنج درصد محدود می‌شود، تعداد تماشاگران زن معمولاً بیش‌تر از تماشاگران مرد است. معنایش این است که معمولاً این مردان هستند که برای زنان فیلم می‌سازند. جدای از مساله تبعیض جنسی، این عدم توازن، عوارض فرهنگی متعددی هم به دنبال دارد.

کلر جانستُن، یک نظریه‌پرداز فمینیست معتقد است در جریان اصلی سینما، نقش زنان فرعی است و وجودشان تنها مکملی است برای قهرمان مرد. جانستن می‌گوید در هالیوود، مرد شخصیت فعال و زن شخصیت منفعل است. حتی لذت‌ها در فیلم به‌گونه‌ای مشخص صرفاً برای مردان طراحی شده است.

منبع تصویر، BBC Mundo

اما در عین حال هالیوود که از همان ابتدا متوجه اهمیت راضی نگه داشتن اکثریت سینماروها یعنی زنان بود، توجهی ویژۀ روی "‌فیلم‌های زنانه" گذاشت، فیلم‌هایی با "موضوعات زنانه" که به شکلی متناقض توسط مردان کارگردانی می‌شدند. این فیلم‌ها که الزاماً در جهت احقاق حقوق زنان نبود بیش‌تر به آمار فروش در گیشه نظر داشتند تا برابری جنسی.

وقایع اجتماعی و سیاسی مانند تغییر الگوهای تحصیل و اشتغال و ازدواج و طلاق به تولد دوبارۀ "سینمای زنان" در دهه ۱۹۷۰ میلادی دامن زد. اما حتی در آن دوره هم با این که کانون توجه فیلم‌ها روی مسائلی بود که جنبش زنان طرح کرده بود، هنوز هم مردان بودند که آن‌ها را تصویر می‌کردند.

اگر نگاه جدی به مسائل زنان در سینمای مستقل و هنری امروز پررنگ‌ شده، به نظر می‌رسد در هالیوود حتی به نسبت نیم قرن پیش پس‌رفت داشته است.

جنسیت و سرمایه

به نظر می‌رسد ریشه تمام این تبعیض‌ها – هر بهانه‌ای که پشت سرشان باشد – در واقع مسئله سرمایه و عدم اطمینان به زنان برای کمک به هدف تولید فیلم برای افزایش درآمد است. این از آن مواردی است که دنیای سرمایه‌داری به تضاد با ارزش‌هایی مثل برابری انسان‌ها فارغ از جنسیت رفته است.

ادعاهایی مثل این که کار برای زنان در محیط مردسالار هالیوود دشوار است بیهوده‌اند. حتی دوروتی آرزنر، اولین کارگردان زن هالیوود که در دهه‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ کار کرد می‌گوید در طول سال‌هایی که در هالیوود فیلم ساخت "هیچ‌کس به خاطر این که زن بودم برایم دردسری درست نکرد. حتی مردها بیش‌تر از زن‌ها کمکم کردند."

با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها باید گفت هالیوود صنعتی است که آخرین تکنولوژی‌های روز قرن بیست و یکم را به کار می‌گیرد، اما فلسفه و روش‌های مدیریتی‌اش هم‌چنان پدرسالارانه و متعلق به قرن نوزدهم است.