'بودن در سکوت' در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'بودن در سکوت' ساخته مژگان رودبارانی به نمایش درمیآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatbeinginsilence
برای آنهایی که علاقه مند به بازیگری هستند و به کلاسهای بازیگری مراجعه میکنند، یکی از اولین منابع آموزشی که به آنها معرفی میشود، متدهای بازیگری استانیسلاوسکی است. اما یکی از کسانی که متدهای استانیسلاوسکی را در ایران معرفی کرد، مهین اسکویی، از برجستهترین چهرههای تئاتر علمی در ایران، است. مهین عباس طالقانی، از ۱۶ سالگی به صحنه تئاتر پا گذاشت و هنرپیشه شد. او زمانی که ازدواج کرد، نام خانوادگی همسرش را انتخاب کرد و شد مهین اسکویی. خانم اسکویی از بنیاگذاران تئاتر آناهیتا و از پیشروان تئاتر علمی ایران به شمار میآید. وی در عمر ۸۵ سالهاش، با این که سالهایی از ایران دور بوده و سالهایی هم خانهنشین شده و اجازه کار نیافته ؛ اما تاثیر زیادی بر هنر نمایش در ایران داشته و شاگردانی را پرورش داده که بسیاری از بزرگان هنر بازیگری و نمایش در ایران شناخته میشوند. خیلیها او را به عنوان یکی از بنیانگذاران تئاتر علمی ایران میشناسند . بسیاری از بازیگرها و کارگردانهای بزرگ ایران ، آموختههای خود را مدیون او میدانند. مژگان رودبارانی ، یکی از شاگردان کلاسهای آزاد بازیگری خانم اسکویی ، در فیلم 'بودن در سکوت' بخشهایی از زندگی مهین اسکویی را از نگاه خودش و برخی از چهرههای مطرح هنر نمایش در ایران به تصویر کشیده است .
ویژگی فیلم
فیلم 'بودن در سکوت'ساخته مژگان رودبارانی تلاش دارد تصویری از کسی که در این سالها کمتر درباره اش صحبت شده، ارائه دهد. در این فیلم در حد امکانات محدود، فیلمساز سعی کرده با کسانی که با مهین اسکویی در ارتباط بودند، گفتگو کند ولی به نظر میرسد ناگفته های زیادی همچنان از مهین اسکویی و زندگی خصوصی و حرفه ایاش باقی است. فیلمساز در قسمتهایی از فیلم با نمایش تمرینهای شاگردان خانم اسکویی و ماسکهای نمایشی سعی در متنوع کردن فضای فیلم و بیان سمبلیک حرفهایش دارد.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatrudbarani
مژگان رودبارانی متولد تهران و دانش آموخته کلاسهای آزاد بازیگری خانم مهین اسکویی و دانشجوی آزاد کارگردانی دانشگاه وین است. وی علاوه بر بازیگری و ساخت فیلم مستند دستی هم بر سرودن شعر دارد. در کارنامه فیلمسازی وی علاوه بر فیلم 'بودن در سکوت' فیلم مستندی درباره 'میخائیل هانکه' و'پوران فرخزاد' به چشم میخورد. وی هم اکنون در اتریش سکونت دارد.
نگاه کارگردان
وقتی در زمستان سال هفتاد و دو برای اولین بار به سمت کلاسهای بانو مهین اسکویی می رفتم . می دانستم که او اولین زن کارگردان تحصیل کرده تاتری ماست ، همین طور می دانستم که او یکی از تواناترین بازیگران و کارگردانان تاتری ماست، اما امروز بعد از گذشت بیش از یک دهه از آشنایی با او ، چیزهای خیلی زیادی را دانستم . این فیلم تلاشی است برای تقسیم کردن این دانستهها با نسلی که فرصت تماشاگر بودن را از دست دادند.
درباره کارشناس

منبع تصویر، aparatirajemami
ایرج امامی بازیگر و کارگردان تئاتر ، سینما و تلویزیون مقیم انگلستان ، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانش آموخته دکترای تئاتر در دانشگاه ادینبورگ در بریتانیاست. وی کار خود را با بازیگری و کارگردانی تئاتر از وزارت فرهنگ و هنر ایران در پیش از انقلاب شروع کرده و در این مدت در ده ها نمایش ایرانی و غیر ایرانی به ایفای نقش پرداخته و یا آنها را کارگردانی کرده است. او از شاگردان مصطفی اسکویی و مهین اسکویی بنیانگذاران تئاتر آناهیتا در ایران نیز است. وی در سال ۱۳۶۰ اولین فیلم بلند خود با نام ' ابراهیم در گلستان' را می سازد و از آن زمان در تولید شمار زیادی از تولیدات تلویزیونی با شبکه های بی بی سی ، آی تی وی و کانال چهار انگلستان همکاری داشته است. در کارنامه هنری ایرج امامی یک مجموعه فیلم کوتاه پنجاه قسمتی به سفارش تلویزیون ایران و فیلم مستند بلند ' سفر ایرانی' به عنوان تهیه کننده و ' وقت چیدن گردو' ( ۱۳۸۲) به عنوان تهیه کننده و کارگردان دیده می شود. آخرین فیلم وی 'رو به غروب' برنده جایزه بهترین فیلم داستانی از جشنواره فیلم ماربلای اسپانیاست.
نگاه کارشناس برنامه
- ساخت این فیلم به عنوان تنها فیلمی که من از ایشان میشناسم، کار مثبتی است چون یادگاری از ایشان باقی میماند ولی اگر این فیلم را به عنوان یک فیلم مستند مستقل ببینیم ، دارای ضعفهایی هم است که مهمترین آنها نداشتن منابع و مآخذ خوب است.
- خانم اسکویی و مصطفی اسکویی در گروه تئاتری عبدالحسین نوشین کار میکردند. عبدالحسین نوشین از لحاظ فکری وابسته به حزب توده بود. در این گروه اعضا ضمن این که هنرپیشه و یا کارگردان بودند، کار سیاسی هم می کردند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ آقا و خانم اسکویی به مسکو رفتند و چندین سال آنجا به تحصیل تئاتر علمی پرداختند که ثمرهاش انتقال متد اکتینگ یا روش استانیسلاوسکی در تئاتر به ایران بود. آنها پس از بازگشت به ایران و تاسیس تئاتر آناهیتا به آموزش این روش پرداختند. در خلا سیاسی و فرهنگی که در دهه چهل ایران وجود داشت ، پس از تاسیس تئاتر آناهیتا جمع زیادی از روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان که اکثر آنها به جریان فکری چپ تعلق داشتند دور آنها جمع شدند.
- چندین موضوع که مهین اسکویی را از دیگربازیگران زن آن زمان متمایز می کرد اینها بود:
اول این که تحصیلکرده بود. او تنها زن ایرانی بود که سیستم علمی استانیسلاوسکی را فراگرفته بود. زبان روسی را به خوبی بلد بود و از این لحاظ بر ادبیات کلاسیک و نوین روسیه تسلط داشت. فیزیک و صدای خوبی داشت و از همه مهمتر تفکر و شخصیت قوی داشت و دیسیپلین و نظم فوقالعاده ای که در کار تئاتر رعایت میکرد.
- مهین اسکویی پس از جدا شدن از مصطفی اسکویی گروه تئاتری دیگری به نام 'تئاتر زمان' درست کردند که نمایشهای 'صاعقه' اثر آستروسکی و 'خرس' و 'خواستگاری' اثر آنتوان چخوف را در این دوره و با این گروه به صحنه بردند.
- این فیلم قطره ای از دریا را نشان می داد و از لحاظ منابع و مآخذ تصویری غنی نبود. فیلمساز با آوردن ماسک و مترونوم در فیلم میخواست چیزی را بیان کند ولی به نظر میرسید نتوانسته آن حرفی که میخواسته به بیننده منتقل کند.
خلاصه فیلم هفته گذشته 'اوریون' ساخته علی زمانیعصمتی

منبع تصویر، aparatorion
امیر به دفتر تبلیغاتی دوست دوران دبیرستانش، مهدی در شهر یزد می آید، شهری که دوران تحصیلش را در آنجا گذرانده است. او قصد دارد در دفتر مهدی و با کمک رضایی، هم کلاسی دیگر، که اینک یک پزشک کاسبکار است، الهام دوست دخترش را راضی کند تا تن به عمل ترمیم بکارت بدهد ولی کار به همین خوبی پیش نمیرود.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
میس شانزهلیزه
هرچند سوژه تکراری بود و شیوه کارگردانی کمی دم دستی اما میشد با تدوین بهتر خیلی بهترهم شود. به نظرم خیلی صمیمانه و از نزدیک و صادقانه با موضوع رو به رو شده بود. گاهی دیالوگها و فیلمنامه عامدانه و به دلیل شرایط فیلمبرداری خرابش کرده بودند.
آریا
واقعا در ابتدا به شجاعت همین بانوی هنرپیشه و به شجاعت کارگردان و عوامل این فیلم ، باید آفرین گفت. چرا که ساختن و بازیگری در فیلمهایی با این مضمون در ایران ، واقعا جسارت می خواهد. تقابل زیبای سنت و مدرنیته در این فیلم نمایان بود. من از جنبههای کارگردانی و ساختاری در سطحی نیستم که اظهار نظر کنم اما از جنبه ی محتوا و مفهوم، بی نظیر بود.
شوربختانه موضوع بکارت جزء مواردی است که شوربختانه هنوز جامعه و اذهان عمومی ایران نه تنها پذیرای ان نیستند ، بلکه به شدت در مقابل ان عکس العمل نشان میدهند
بهزاد
انتخاب خوبی بود. کمی نیروی انتظامی را زیادی شل نشان داده بود و در بازداشتگاه متهمان خیلی راحت بودند. میدانم از این آزادتر هم ممکن است باشد ولی برای اینکه برای بیننده باورپذیرتر باشد باید کمی کار میشد.
مریم
خیلی خوب بود و کار هنرپیشهها هم خوب بود. مخصوصاً دخترِ فیلم خیلی عالی بود.
بیات
جامعه ما همین است که در فیلم نشان داده میشود.
کاری هم برای آن نمیشود کرد.
یزد و باقی شهرها هم فرقی ندارد. متاسفم.
محمدرضا
فیلم دردآوری بود. البته کمی قدیمی بود و با حال و روز فعلی تهران سنخیت کمتری داشت و بیشتر حال و روز شهرستانهای ایران بود
یاس سفید
داستانش سطحی و غیرقابل باور بود.
کسری
یک تراژدی شاد بود. در آخر فیلم ساز مخاطب را امیدوار به بخشش دختر از سوی پدر کرد و این زیبا بود.
پریسا
تکراری بود ولی ارزش دوباره دیدن را داشت.
امیر
این فیلم را در ایران نگذاشتند اکران شود وفیلمسازش مورد بازجویی قرار گرفت
علیزاده
نمیدانم چرا این فیلم مرا به یاد شعر بکارت از هادی خرسندی انداخت.
جناب خرسندی این شعر بی نظیر را سرود ، در جواب سخنان چند سال پیش یکی از امامان جمعه که گفته بود : ۷۴ درصد از دختران ایران بکارت ندارند.
نیکو
خیلی افسردهکننده بود.
آرمیتا
چقدر استرس داشت این فیلم.
سمانه
فیلم خوبی بود ولی به نظر شما خوردن الکل در بازداشتگاه با آن همه نظارت امکانپذیر است؟ داشتن موبایل را نادیده میگیریم.
دانیش
به مظلومیت زن در جامعه سنتی پی بردم. بسیار درد ناک بود.
گیدا
یعنی حماقتی بس عظیم و باورنکردنی که متاسفانه برای خیلی ها تمامی ندارد. تضاد و تقابل بین سنت و مدرنیزم. فیلم جالب و در عین حال دردناکی بود.
فهیمه
آفرین این خانم خیلی قشنگ و جالب بازی کردند.
یعنی همگی خیلی قشنگ بازی کردند.
یکتا
اشتباه در ذات خودش اشتباه فرقی ندارد. کجای جغرافیا زندگی می کنیم؟
در این فیلم مقصر اصلی اجتماعی بود.
در خلال گذار ناگزیر جامعه سنتی به مدرن، میشود تمام تناقضها را حس کرد.
تنگناهای مذهب وراثتی نسل به نسل انتقال پیدا میکند.
همیشه برای هنجار شکنی و این گذار قربانی لازم است.
به نظرم در این فیلم قربانیها پدر و مادر بودند و دختر بشدت آسیب دید.
دختر شاید برای ادامه زندگی با شرایط و موقعیت بهتر دوباره بتواند سرپا بایستد.
با اینکه جای اینطور زخمها تا ابد باقی است ، اما باز میتوان امیدوار بود.
در این فیلم چقدر مذهب دست و پاگیر بود.
تنها به دلیل این که یک اجتماع اسلامی از قبل غلط تعریف شد است.
مو به تنم سیخ شد.
فیلم خوبی بود.
آرشیو برنامه های آپارات
برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی <link type="page"><caption> اینجا </caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive" platform="highweb"/></link>کلیک کنید.
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق <link type="page"><caption> کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی</caption><url href="http://www.bbc.com/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link>
و یا <link type="page"><caption> اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بیبیسی فارسی در کانال بیبیسی فارسی در یوتیوب</caption><url href="https://www.youtube.com/watch?v=YcoDq03h31c" platform="highweb"/></link> نیز قابل مشاهده است.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: <link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات: <link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











