'۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم '۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' ساخته مانیا اکبری به نمایش در می‌آید.

درباره فیلم

آپارات

منبع تصویر، 30minto6am2

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'سی دقیقه مانده به شش صبح'

خشم های آنی عواقبی دارد که ممکن است، نتایجی مصیبت بار برای بسیاری از زندگی ها به همراه داشته باشد. مشاجره ، دعوا ، کتک کاری، بعد از آن هم قتل غیر عمد و بعد هم انتقام . ولی سوالی که همیشه مطرح می شود این است که آیا می شود که قاتل را بخشید؟ در فیلم'۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' مانیا اکبری فیلمساز ، با استناد به اعدام یک نوجوان،بهنود شجاعی، این سوال را مطرح کرده که کدام یک از دو گزینه انتقام و بخشش را برای او انتخاب می کنند.

ویژگی فیلم

'۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' ساخته مانیا اکبری ، مجموعه گفتگوهایی است که حول محور خشونت و زمینه های اقدام به قتل و نیز بخشش و یا انتقام از مجرم شکل گرفته است. کارگردان با طیف وسیعی از قشرهای مختلف گفتگو کرده و پاسخهای متفاوت و گاه متضادی در زمینه موضوع گرفته است. او با نمایش صحنه های خشن فیلمهای داستانی و مستند ایرانی در فیلمش بخشی از واقعیت موجود و محبوبیت آن را نزد تماشاچیان مطرح می‌کند. گفتگوها اغلب در زمینه طرح ها و عکسهای چهره ها انجام شده است و در قسمتهایی از فیلم برش سخنان مصاحبه شوندگان به هم به آنها معنایی دیگر بخشیده است.

درباره کارگردان

آپارات

منبع تصویر، aparatmania

توضیح تصویر، مانیا اکبری ، کارگردان فیلم عکس از آنا جوچیمک

مانیا اکبری متولد ۱۳۵۳ در تهران است. وی کار هنری را با نقاشی آغاز کرده است و اولین حضورش در سینما با فیلم 'ده' عباس کیارستمی به عنوان بازیگر بوده است. وی سپس به ارائه آثارش در قالب ویدئو آرت می پردازد و پس از آن با ساخت فیلم های سینمایی متفاوتی مثل 'بیست انگشت' ، ' ده به اضافه چهار' و 'یک دو یک' به فیلمسازی اش ادامه داده است. فیلمهای او در بسیاری از جشنواره های بین المللی معتبر دنیا به نمایش در آمده اند و برای وی جایزه و افتخار به همراه آورده اند. وی هم اکنون در لندن زندگی می‌کند و آخرین کارش محصول مشترکی است با مارک کازینز فیلمساز و منتقد بریتانیایی به نام 'زندگی شاید'.

نگاه کارگردان

'۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' مستند تحقیقاتی است که با پرسش و سوال آغاز می گردد، سؤالی انسانی مطرح می کند در مورد درگیری دو نوجوان که در هنگام دعوا و نزاعی شخصی، بهنود شجاعی مرتکب قتلی غیر عمد می شود . او از همان نوجوانی به زندان می رود و با توجه به تلاش بیشمار هنرمند و مردم برای جلب رضایت خانواده مقتول در نهایت در اوایل سن بیست سالگی اعدام می شود . من دچار سوال و پرسشهای عمیقی شدم، که اگر این قانون وجود دارد، چرا مردم و خانواده ها برای دعواها و جدالهای جوانان ناآگاه زیر سن هجده سال آگاهانه دست به انتقام می گیرند و مفهوم قتل در کدام بخش عمیق تر است؟ با دوربین شروع به پرسش و پاسخ کردیم ، اما متاسفانه از آنجایی که اعدام بهنود شجاعی موضوع حقوق بشر و جهانی بود مانند همیشه با ممنوعیت و تهدید ادامه گفتگوها مواجه شدیم و با همان اندک بحث و گفتگوها سعی کردیم یک مستندی نسبی ساخته تا که شاید با دیده شدن آن مردم و خانواده های آسیب دیده اندکی دچار سوال عمیق انسانی از خود بشوند که جبران یک اشتباه با اعدام دیگری بی نتیجه خواهد ماند.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'شاعر زباله‌ها' ساخته محمد احمدی

آپارات

منبع تصویر، aparatpoetofwastes

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'شاعر زباله‌ها' ساخته محمد احمدی

يك رفتگر از طريق جمع آوری زباله‌ها از در خانه‌ها، پی به اسرار درون منازل می‌برد و به اين ترتيب درگير ماجراهای عاطفی و اجتماعی می‌شود.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

امیر

یکی از بهترین فیلم‌هایی که دیدم بود. هم سناریو که جنبه‌های اجتماعی را به‌طور شاعرانه‌ای بیان کرده و هم نقش‌آفرینی‌های بازیگرانش. فیلم بیان واقع‌گرایانه‌ای نسبت به رویدادهای اجتماعی با لحن شاعرانه داشت.

جواهر

تصنعی بود. نمی‌شد با آن هم‌ذات پنداری کرد. انتخاب رفتگر و همکارش بسیار ضعیف بود. گویش رفتگر گویش یک انسان با سواد و فرهیخته بود. فیلم حس را از آن دور کرده بود.

کاوه

فیلم خوبی بود.

حس رفتگر ، شعر و سیاست همه خوب بودند.

سکانس پایانی و موسیقی متن تاثیر گذاری داشت.

همچنین این فیلم داری حس خاصی بود که بیننده را تا آخر با خودش همراه می‌کرد

فرید

به نظر من نویسنده خواسته بود خیلی چیزها را در قصه بیان کند، از عشق، از سیاست از شعر و خیلی چیزهای دیگر. برای همین کمی سطحی به موضوع نگاه شده بود و اگر فیلم ۱۵ یا۲۰ سال پیش نمایش داده می‌شد، نتیجه بهتر بود.

سهی

به نسبت فیلمهایی کە آپارات پخش می‌کند. زیاد چشمگیر نبود.

عباس

ایده فیلم چقدر می‌توانست عالی باشد ولی متاسفانه بعضی صحنه ها گل درشت می‎شد. شخصا صحنه ورود لیلا حاتمی و باز کردن یک راهرو از بین برگ‌ها را دوست داشتم. شاید اگر فقط شاعرانه می‌ماند، فیلم موفق‌تری بود.

شاهو

فیلم خوبیه، با تم دلگیر و پاییز!

محصول ده سال پیش است ولی جامعه هیچ فرقی نکرده است.

من واقعا لذت بردم . داستان فیلم خیلی جالب بود.

محمدرضا

فیلم خوبی بود ولی شاید با کمی دقت و بازنگری می‌توانست یکی از بهترین‌ها باشد. فیلم‌نامه را محسن مخملباف نوشته‌اند و ایشان شاید از جامعه کارگری دور هستند. الان مدتهاست استخدام نداریم و برای تامین نیرو این پیمانکاران هستند که در راس به کارگیری کارگران هستند و شاید به تصویر کشیدن سوالات سیاسی و مذهبی محلی از اعراب نداشته باشد. بیشتر به ضمانت و حقوق دریافتی پرداخته می‌شود و یکی از ضعف‌های این فیلم نشان دادن شادی و رقص مدام کارگران شهرداری بود که اگر در یک سکانس نشان داده می‌شد، ایرادی نداشت ولی این‌که اینها دایماً در حال و رقص باشند، دور از ذهن است. بنده با اینها در تماس بوده ام . به غیر از این، فیلم دارای حس و حال خوبی بود، حسی شاعرانه و مخصوصا آن سکانس صدای احمد شاملو و تلفیق آن با فیلم بسیار به دل نشست. میزانسن‌ها و قاب‌ها معمولی بودند و شاید استفاده از برگریزان و پاییز نقطه قوت و کمک به انتقال حس فیلم داشت و برای این فیلم بهتر بود از قابهای شاعرانه‌تری استفاده می‌شد .

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:<link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="mailto:aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.