'روی مرز نومیدی' در آپارات
این هفته فیلم 'روی مرز نومیدی' ساخته نیما سروستانی به نمایش در میآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatborder
زمانی روزانه ۱۰ میلیون لیتر سوخت از مرزهای غربی ایران قاچاق میشد. بخشی از این قاچاقچیها زنها و کودکانیاند که فقط دنبال تامین معاش زندگیاند. منطقه کردستان ایران در سال های بعد از جنگ همیشه منطقهای مناسب برای قاچاق بوده است. از قاچاق چای و مشروبات الکلی به داخل ایران گرفته تا قاچاق نفت و بنزین از ایران به ترکیه و عراق. فیلم 'روی مرز نومیدی' داستان مرزنشینان منطقه کردستان ایران است که برای رهایی از فقر علی رغم سختی کار و خطرات آن به قاچاق نفت می پردازند.
ویژگی فیلم
فیلم 'روی مرز نومیدی' یک مستند مشاهده گر و بی قضاوت است که داستان مرزنشینهای ایران و عراق و نبرد آنان با فقر از طریق قاچاق را روایت میکند. دوربین فیلم ساز طوری با مهارت با شخصیتهای فیلم همراه شده که آنها حضور آن را حس نمیکنند و از این طریق فیلمساز ما را در لحظات منحصر به فرد رنجها و شادیهایشان سهیم میکند.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatnima
نیما سروستانی متولد سروستان از استان فارس ایران است. وی کار هنری را قبل از سال ۵۷ با مجسمه سازی شروع کرده و هم زمان در روزنامه پارس شیراز و آیندگان به عنوان روزنامهنگار مشغول به کار بوده است . وی از سال ۱۳۶۳ در سوئد کار و زندگی میکند و در این کشور رو به مستند سازی آورده و سالهاست که به عنوان مستند ساز حرفهای فعالیت میکند. از فیلمهای وی می توان به 'ارزش من پنجاه گوسفند بود' ( ۲۰۱۰) ، حراج کلیه ایرانی(۲۰۰۷) میهمان مرد مرده (۲۰۰۴) ، برهنه و باد ( ۲۰۰۳) و دایره بسته (۱۹۹۷) اشاره کرد که بعضی از آنها در جشنواره های بین المللی به نمایش در آمده و تحسین شده اند. از آخرین کارهای نیما سروستانی میتوان به 'بی برقع در بند' درباره زندگی زنان در یکی از بازداشتگاه های افغانستان و 'آنان که گفتند نه' درباره اعدامهای سیاسی دهه شصت ایران اشاره کرد. مستندهای نیما سروستانی در جشنوارههای معتبر بینالمللی به نمایش درآمدهاند و سازندهاش را موفق به دریافت جوایز متعددی کردهاند.
نگاه کارگردان
هنگامی که آمریکا در سال ۲۰۰۳ عراق را بمباران میکرد، من به همراه همکار سوئدیام اخبار جنگ را برای تلویزیون اس وی تی سوئد گزار ش میکردیم. ما از طریق مرزهای کردستان ایران وارد خاک عراق شدیم. اولین موردی که توجه مرا جلب کرد، لاشه اسبهایی بود که در گوشه و کنار راههای مرزی افتاده بودند. بعد از کمی پرس و جو دریافتم که این اسبها متعلق به کردهای ایرانی است و به وسیله آنها اجناس مختلف را به آن سوی مرز حمل میکردند و اسبها زمانی که در تیررس مرزبانان قرار میگرفتهاند، از پای در آمدهاند. این تصاویر من را به این فکر انداخت که پس از اتمام جنگ فیلمی درباره زندگی مرزنشینان ایران و عراق بسازم که نتیجه اش شد 'روی مرز نومیدی'. این فیلم گوشه ای از زندگی هم وطننان کرد ما را به تصویر میکشد.
پینوشت نمایش دوم:
در نمایش قبلی فیلم در آپارات، چند نفر از بینندگان خبر دادند که پدر و مادر شادمان در راه کرمانشاه در یک سانحه تصادف جانشان را از دست دادند.
خلاصه فیلم هفته گذشته 'اسامه' ساخته صدیق برمک

منبع تصویر، aparatosama
زن افغان شوهر از دست داده به همراه دخترش آخرین روز را در محل کارش در بیمارستانی در حومه کابل میگذراند. بدون آن که موفق شود، حقوق معوقهاش را از مدیر بیمارستان دریافت کند. طالبان به بیمارستان حمله میکنند و زنان تنها و پرستاران خارجی را دستگیر میکنند و با خود میبرند ولی زن به همراه دختر موفق به فرار میشوند. در خانه موهای دختر را کوتاه میکنند تا او بتواند همچون یک پسر از خانه بیرون بیاید و در مغازه یکی از دوستان پدرش کار کند. طالبان دوباره یورش میآورند و او را به همراه پسرهای دیگر به مدرسه مذهبی میبرند تا قرآن و احکام اسلامی و فنون نظامی بیاموزد. در آنجا بعضی به این که او پسر باشد شک میکنند.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
حسین
بهترین فیلمی بود که ازسینمای افغانستان دیدم. واقعا تاثیرگذار و تکان دهنده بود.
پوریا
این فیلم برای نشان دادن چهره بنیادگرایی خیلی خسیس بود. فیلمش ضعیف بود. آن طور که باید نتوانست خشونت طالبانی را نشان بدهد.
مهناز
این فیلم خیلی قشنگ زشتی را به تصویر کشیده و نکوهش کرده است.
زهرا
من این فیلم را برای دومین بار دیدم و بازهم به نظرم خیلی عالی بود.
عزیز
فلم خوبی است اما بوی تعصب و پشتون ستیزی از طرف کارگردان که پنجشیری است در آن دیده میشود.
الهام
فلم اسامه را دیدم خیلی جالب بود. به یاد زمانی افتادم که خودم هم در زمان طالبان که صنف پنج مکتب بودم لنگی ( دستار ) میزدم. زیاد نزدیک به حیقیقت بود ولی تنها چیزی که ممکن در فلم بود اما در زمان طالبان در کابل ندیدم، تظاهراتی بود که در فلم نمایش داده شد.
خالد احمد
فلم عاری از محتوا و سرا پا دروغ و کذب و جعل.
ف. ف
خیلی دردآور بود و این نشان میدهد که کارگردان به خوبی از عهده نشان دادن دردی که زنان در زیر سلطه حکومتی مثل طالبان میکشند به خوبی بر آمده است. البته ناگفته نماند که بسیاری از مردان هم درد میکشند.
تمام وجودم را درد فرا گرفت وقتی فیلم تمام شد. انگار یک دست کتک خورده بودم . چه میشود نوشت از این فضاحتی که به اسم دین و سنتهای متحجر بر سر مردم این منطقه نازل شده است.
علیرضا
این فیلم محشر است. مخصوصا آن سکانس از فیلم که پیرمرد داشت در خزانه به بچهها غُسل را اموزش میداد،که یک دفعه دختر پسرنما را دید و هوش از سرش پرید.
تابان
خیلی دردناک بود. امان از مردان خودخواه، بی سواد و نادان.
نظیف
هر چه در وصف این فیلم بگوییم، بازهم کم گفتیم. از معدود فیلمهایی است که ذهن هر بیننده ی را به خود جلب میکند.
سینما- سینما
فیلمی بسیار تاثیر گذار و تکان دهنده بود . یک تراژدی کامل که خیلی خوب بیننده را درگیر خودش میکرد. چقدر خوب فضا سازی شده بود. عجب قصهای را انتخاب کرده بود. یاد انیمیشن مولان افتادم . یک دختری که پسر
بازیگرها چقدر درست انتخاب شده بودند . این فیلم من را خیلی غافلگیر کرد.
مهتاب
با دیدن این فیلم با تمام وجود رنج مردم و بخصوص زنها و دخترهای جوان قربانی هوا و هوس را حس میکردم.
من این فیلم را سال ۲۰۰۴ در موسسه غیر انتفاعی فرانسوی آینه در کابل دیدم. یادش بخیر همهمان نشستیم روی زمین در حیاط و فیلم را روی پرده انداختند. یاد مانا و کیومرث و لیلا و همه بچه های فداکاری که سالها در افغانستان برای بچه ها زحمت کشیدند بخیر. بعد فیلم را گذاشتند پشت یک تریلی و بصورت سیار توی بامیان پخش کردیم. جایی که اولین بار بود مردم در عمرشان فیلم میدیدند.
اکبر
عالی بود. من آنجا که دختر را آویزون کردند در چاه بعد ملا گفت که "دختره" بغضم ترکید و حسابی گریه کردم.
منصور
من ایرانیم ولی اشکم در آمد به خدا.
محمد
حتما این فیلم را ببینید. من مطمئنم از این دست فیلمها طی پنجاه سال آینده برای ایران هم خواهند ساخت.
پسر هراتی
به غیر از سیاست غیر انسانی طالبان، هنوز ادمهایی هستند که پیرو راه آنها هستند. اینها همگی از جهالت است.
رضا
خیلی دردناک بود. غمباد گرفتم جلوی تلویزیون.
مژگان
چقدر دردناک. زن هیچ حق انتخاب ندارد. خدا به آنها صبر بدهد.
ماری
فیلم خیلی زیبا بود. کارگردان با درایت ونکته سنجی فضای وحشتآور و زجراور جامعه تحت حکومت طالبان در افغانستان را به خوبی به تصویر کشیده بود.
نازی
بسیار دردناک بود. من بار سوم بود این فیلم را دیدم. مملو از وحشت و جنسیت ستیزی بود.بسیار فیلم زیبایی بود.
فهیمه
این دختر خانم چقدر زیبا است و چقدر هم نقشش را قشنگ بازی کرد.
سبا
خیلی خیلی غمانگیز است و چقدر بازیگرش شبیه همین سن و سالهای ناتالی پورتمن در فیلم لئون است.
پریچهر
بعد از دیدن این فیلم شب خوابم نمیبرد. مجبور شدم آرام بخش بخورم چون با اینکه فیلم بود. میدانم نمونهاش هم در افغانستان وهم در سایر کشورهای اسلامی وجود دارد.
هادی
وقتی این فیلم ها را می بینی همواره دوست داری به خودت تلقین کنی که این فقط یک فیلم است ولی....
فرهاد
اگرچه در سناریو ضعفهایی داشت اما تاثیر گذار بود.
علی
این فلم تنها نشانگر یک گوشه ای بسیار کوچک از دوران تاریک و شوم طالبانیزم است.
پرویز
اثر هنری زیبایست که پرده از راز های سیاه آنزمان شوم (دوره طالبان) برمیدارد. نباید فراموش کرده که کارگردان جایزه های زیادی را با تولید این فلم از آن خود کرد که نوش جانش باد.
امیربهادر
آقا عجب فیلمی بود. اصلا ماتم برده بود. عین همین چیزها را دوستان افغان می گفتند. اینکه دختربچههایی که ملاهای طالبان میبردند برای خودشان و زندانی می کردند، از زور و فشار خودکشی می کردند.داستانش باور پذیر بود.
علی
عجیب اینکه دولت فعلی افغانستان حالا دارد التماس همان طالبان را میکند که بیایید صلح کنیم هر کاری هم قبلا کردید عیب ندارد.
بیچاره مردم افغان از دست این وحشیها چه میکشند.
نیل
آن لحظه که باقیمانده موهای کوتاه شدهاش را در گلدان کاشت خیلی قشنگ بود.
فرناز
مارینا گلبهاری بازیگر زن این فیلم، هم اکنون در جشنواره بوسان حضور دارد و دیشب در مراسم افتتاحیه به عنوان میزبان خارجی به روی صحنه رفت.
نور محمد
تهیه کننده با نوع نگاه وبینش خود کوشش کرده بیشتر مشکلات زنان افغان در دوران طالبان را به تصویر بکشد.
میتوان گفت بیشتر از دید خود کار گرفته تا آنچه که به واقعیت نزدیک است.
هرچند میتوانست با استفاده از دیالوگ بهتر مخاطب جذب میکرد.
این چند دلیل داشت:
اول - بیشتر از نقل قول وضعیت زنان در آن زمان استفاده شده بود.
دوم - نوع نگاهش بشتر اغراق آمیز بود.
سوم - عدم استفاده از دیالوگ ها مرتبط با موضوع فیلم.
به هرحال نویسنده نوع احساس عاطفی خود را که زنان افغان بامشکلات که داشتم بیان نموده بود که قابل قدر است.
مصطفی
این اثر را چند سال پیش دیدم. شایسته اکران است. از نگاه تکنیکی بسیار به سبک رئال سینمای ایران نزدیک است. محتوای فیلم به دور از اغراق داستانی را تصویر کرد که اگر آن را فقط میشنیدیم باورش بسیار دور از ذهن بود.
شفیع
از شروع فلم تا آخرش گریه کردم زیرا عین واقعیت بود و همین حالات را سر تقریبا همه زن های افغانستان دیدم. حق همه مردم کشور ما در طول تاریخ پایمال است. تا هنوز هم به خدا امید داریم ولی تا هنوز هم خدا کاری نکرده برای ما و انگار هیچ کشوری هم در دنیا باقی نیست تا ببیند سر مردم ما چی میگذرد و خدا احساس را از دل دشمنان افغانها کاملا شسته تا نتوانند ما را احساس کنند.
آرشیو برنامه های آپارات
<bold>برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات <link type="page"><caption> اینجا </caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive" platform="highweb"/></link>را کلیک کنید.</bold>
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی نیز قابل مشاهده است.
برای مشاهده برنامه از طریق لینک پخش زنده تلویزیونی وب سایت بیبیسی<link type="page"><caption> اینجا </caption><url href="http://www.bbc.com/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link>را کلیک کنید.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک<link type="page"><caption> [email protected]</caption><url href="mailto:[email protected]" platform="highweb"/></link>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک<link type="page"><caption> </caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link><link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











