کارکرد دو گانه تسخیر خیابان؛ «جهاد» هواداران حکومت و سرکوب معترضان

منبع تصویر، HAMSHAHRI
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
دو ماه پس از کشته شدن هزاران نفر از معترضان در خیابانهای شهرهای ایران و آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، حضور مردم در خیابانها حکم «جهاد» پیدا کرده و مقامهای سیاسی و نظامی ایران در هر پیامی که منتشر میکنند از مردم میخواهند در «خیابان» به عنوان «سنگر و خط مقدم» حضور شبانه روزی داشته باشند تا به قول خودشان «دشمنان را مایوس کنند».
۲۰ فروردین پیامی منتسب به مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت چهلمین روز کشته شدن علی خامنهای منتشر شد که در آن تاکید شده است که با وجود اعلام آتشبس «نباید تصور شود که حضور در خیابان لازم نیست.» او از مردم میخواهد که در میادین و محلات «سنگینتر از قبل» حضور داشته باشند.
علاوه بر تاکید مستمر مقامهای حکومتی و امنیتی بر حضور مردم در خیابانها، برخی چهرههای مذهبی نیز به این فراخوانها پیوستهاند؛ از جمله عبدالله جوادی آملی، از مراجع تقلید، که پیشتر در واکنش به اعتراضات دیماه، معترضان را «جاهل» توصیف کرده و از نیروهای امنیتی «برای حفظ امنیت کشور» تشکر کرده بود. او گفته است که کسانی که در خیابان حضور دارند «فرشتگان زمیناند».
حسن خمینی، نوه روحالله خمینی، از اولین کسانی بود که در ۱۱ اسفندماه، دو روز بعد از کشته شدن علی خامنهای، اعلام کرد که «بر مردم واجب است تا با لباس سیاه در مساجد و میدانها حضور یابند».
در آن زمان شاید تشویق مردم برای حضور در خیابانها بیشتر معطوف به عزاداری برای رهبر جمهوری اسلامی ایران بود ولی به طور مشخص ۱۳ اسفندماه، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، حضور در خیابان را برابر با حکم «جهاد» دانست و گفت: «امروز جهاد واجب، حضور در خیابانها و اقامه عزای رهبر شهیدمان است.»
رئیس مجلس شورای اسلامی در هفتههای اخیر بارها تکرار کرده است که «خیابان را رها نکنید، که موشک، خیابان و تنگه، گلوی دشمن را فشرده است.»
ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در روز ۱۹ فررودین همزمان با نخستین روز آتشبس در اطلاعیهای اعلام کردند که «از مردم آگاه مقاوم و همیشه در صحنه میخواهیم همچون گذشته حضور در میادین و خیابانها را در شبهای آینده حفظ نموده و دشمنان ایران مقتدر و ملت سلحشور را از هرگونه فتنه انگیزی مایوس نمایند».
در همین روز مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پیامی به مردم نوشت: «دو هفته هوشیاری برای میدان، دیپلماسی و خیابان در پیش است».
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
تشویق به حضور مردم به خیابان شامل طیفهای دیگری از مقامهای پیشین نیز میشود. حسن روحانی، رئیس جمهور سابق، در پیامی خطاب به مردم خواستار «تداوم» حضور و حمایت مردم در خیابان شد و نوشت: «با ایستادگی بینظیر در میدان و خیابان، جهانیان را به اعجاب واداشتید».
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، در ۱۵ فروردین خطاب به دختری که در تجمع خیابانی طرفداران حکومت عکسش را در مخالفت با مذاکره با آمریکا به آتش کشیده بود در شبکه ایکس نوشت: «دخترم؛ در خیابان بمانید و به یاد رهبر شهید "ای ایران" بخوانید که ایران و آینده از آن شما و همه ایرانیان است.»
در مقابل، از همان ابتدای جنگ و در واکنش به اشارات دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به مخالفان حکومت ایران، و همچنین وعده شاهزاده رضا پهلوی به هوادارانش برای «انتظار فراخوان نهایی»، مقامات و رسانههای وابسته به حکومت، معترضان را از حضور در خیابان برحذر داشته و به آنها هشدار دادند. از جمله احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی که آنها را «دشمن» لقب داد و تهدید به مرگ کرد. با نگاهی به دو رویکرد حکومت در مواجهه با اعتراضات دی و تشویق به حضور در خیابان این سوال مطرح میشود که این دوگانگی از کجا میآید، چرا معترضان اگر به خیابان بیایند سرکوب میشوند ولی از طرفداران حکومت خواسته میشود «تا پیروزی قطعی در خیابانها و میادین» بمانند؟

منبع تصویر، Getty Images
«زورآزمایی» معترضان در خیابان
از زمانی که شهر و شهرنشینی شکل گرفت، «خیابان» روایتگر زندگی روزمره شد. خیابان به عنوان عرصه عمومی، میدانی برای کنش و واکنشهای جمعی اعم از فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بوده است. از این رو «خیابان» فقط مسیری برای عبور و رسیدن به مقصد یا محل کار نیست و در مجموعهای از عوامل و عناصر مادی و معنوی و تاریخی از جمله جمعیت، مغازه، ماشین، مدرسه، علائم ترافیکی، خط عابر پیاده و ... تعریف میشود.
امین بزرگیان، جامعه شناس، در کتاب «رستگاری در خیابان» مینویسد: «هنگامی که خیابان به تسخیر سیاست درمیآید، سیاست به قلمرو زندگی پانهاده است. در واقع خیابان تجلی سیاست- زندگی است».
این جامعه شناس معتقد است که خیابان میتواند تجلی سیاستزدگی هم باشد و مینویسد: «نقش دوگانه خیابان را در مواجهه حاکمیت سیاسی با تظاهرکنندگان به خوبی میتوان مشاهده کرد: زمانی که تظاهرات اقتصادیی- کالایی با هدف خرید یا پرسه زنی عامیانه (است، آن زمان) خیابانها حتی تا پاسی از شب در امن و امان است اما هنگامی که جمعیت به هدف کنش سیاسی به خیابان میآید، دستگاه سرکوبگر دولت دست به کار میشوند».
امین بزرگیان اعتراضات جنجالی سال ۱۳۸۸ و راهپیمایی میلیونی ۲۵ خردادماه همان سال را به عنوان تسخیر خیابان از طرف مردم «عصیانزده» برای اعاده حیثیتشان در قالب «رای من کو» تفسیر میکند و این روز را یک مقطع مهم تاریخی برای حضور سیاسی مردم در عرصه عمومی و برای حقوق شهروندی مورد ارزیابی قرار میدهد.
تا پیش از دهمین دوره انتخابات جنجالی ریاست جمهوری اعتراضاتی در خیابانها از جمله حادثه کوی دانشگاه ۱۳۷۸ روی داده بود ولی جمهوری اسلامی به چالش جدی به نام «خیابان» روبرو نشده بود. در همین زمان بود که علی خامنهای در ۲۹ خردادماه خطاب به معترضان و رهبران جنبش سبز گفته بود: «زور آزمایی خيابانی كار درستی نيست».
مرور سخنان علی خامنهای درباره اعتراضات سال ۱۳۸۸و سرکوب شدید معترضان در وقایع اعتراضی آن سال و سال بعد از آن، نشان میدهد که حضور خیابانی معترضان برای حکومت، گران افتاد. چنانکه در مستند جهان موازی خامنهای که به تازگی از بیبیسی پخش شده است، حمیدرضا فروزانفر، نوه خواهر علی خامنهای روایت میکند که مجتبی خامنهای در پاسخ به اعتراض یکی از بستگان به سرکوب خشونت بار اعتراضات ۱۳۸۸ گفته بود: «ما باید اینها را در خیابان آتش میزدیم، خیلی با مدارا برخورد کردیم».
اگرچه «زورآزمایی» معترضان از نگاه علی خامنهای درست نبود ولی چندماه بعد، وقتی حامیان حکومت در ۹ دیماه همان سال به خیابان آمدند، او از حضور خیابانی حامیانش به عنوان «حماسه» و «روز شکست فتنه» یاد کرد و گفت: «حماسه ۹ دی یکی از قلههای فراموش نشدنی تاریخ انقلاب اسلامی است».
راهپیمایی هرساله ۲۲ بهمنماه، در سالروز انقلاب ۱۳۵۷ یک حضور خیابانی است که از نگاه مسئولان جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهرتایید نظام و حکومت تلقی میشود ولی مقامها و رسانههای نزدیک به حکومت، برای ۹ دیماه حساب ویژهای باز کردند و آن را پاسخی به حضور میلیونی ۲۵ خردادماه میدانند و دهها کتاب، مقاله، تحلیل و تفسیر دراین باره نوشتند و آن را نشانه «اعتماد» و تائید مردم به نظام معرفی کردند.

منبع تصویر، IRANDIALY
پسلرزهای حضور خیابانی و هابرماس
نام دو نظریهپرداز شاخص و چهره علمی در حوزه جامعه مدنی و مبارزه بدون خشونت به نامهای یورگن هابرماس و جین شارپ در اعتراضات سال ۱۳۸۸ مطرح شد.
دادگاه انقلاب اسلامی تهران در ۱۰ مردادماه سال ۱۳۸۸ یکصد نفر از روشنفکران، فعالان سیاسی و مدنی و روزنامهنگاران را به اتهام «کودتای مخلمی» در یک جلسه عمومی در دادگاه حاضر کرد و در آن کیفرخواستی قرائت شد که براساس کیفرخواست دادگاه، افراد بازداشت شده متهم شدند که از تعلمیات و دستورالعملهای یورگن هابرماس و جین شارپ در حوزه عمومی تبعیت کردند تا حکومت سکولار را جایگزین جمهوری اسلامی در ایران کنند.
در آن زمان به دلیل سفر یورگن هابرماس در سال ۱۳۸۱ به تهران رسانههای نزدیک به حکومت از جمله روزنامه کیهان بارها علیه این فیلسوف آلمانی مطلب نوشتند. او یکی از مهمانان ویژه همایش گفتوگوی تمدنها بود و در زمان حضورش در ایران در محافل علمی از جمله دانشگاههای تهران، شیراز و بنیاد حکمت و فلسفه سخنرانی کرد.
در بخشی از کیفرخواست علیه متهمان نوشته شده بود که «يورگن هابرماس در حالی به كشور خود (آلمان) باز میگردد كه در رايزنیهای خود، از اراده اصلاحطلبان برای استقرار حكومت سكولار در ايران مطمئن گرديده بود».
یورگن هابرماس، «حوزه عمومی» را فضایی میان دولت و زندگی خصوصی مردم میدانست؛ جایی که شهروندان عادی میتوانند دور هم جمع شوند و از طریق گفتوگو بر قدرت سیاسی تاثیر بگذارند.
از نگاه هابرماس این حوزه عمومی در خیابان؛ جایی که کافهها، سالنها و مغازهها درآن قرار دارد، معنا و تحلیل و تفسیر میشود.
از این رو خیابان را میتوان یکی از ملموسترین شکلهای حوزه عمومی دانست. وقتی مردم برای اعتراض یا برای حمایت از حکومت به خیابان میآیند در واقع دارند به صورت مستقیم و بدون واسطه وارد این فضا میشوند. تفاوت خیابان با رسانه یا شبکههای اجتماعی این است که حضور در آن قابل رؤیت و جمعی است و افراد نهفقط حرف میزنند، بلکه حضورشان تبدیل به یک پیام سیاسی میشود.
در واقع، اگر با عینک هابرماس نگاه کنیم، خیابان جایی است که نزاع اصلی نه فقط بر سر قدرت، بلکه بر سر «حق سخن گفتن در عرصه عمومی» شکل میگیرد؛ اینکه چه کسی میتواند خود را بهعنوان بخشی از «مردم» نشان دهد و صدایش را به رسمیت برساند.
یورگن هابرماس، فیلسوف نامدار آلمانی اسفند سال ۱۴۰۴ درگذشت.

منبع تصویر، Getty Images
اعتراضات خیابانی از دی تا دی
هشت سال پس از ۱۳۸۸، اعتراضات خیابانی در دیماه ۱۳۹۶، آبانماه ۱۳۹۸ و جنبش مهسا در ۱۴۰۱ به شکلهای گستردهتر ادامه یافت تا در دیماه سال ۱۴۰۴ و با کشتار هزاران نفر به شدت سرکوب شد؛ اقدامی که بسیاری معتقدند در یکصد سال اخیر بیسابقه بود.
در تمام سالهای گذشته پس از فراز و فرودهایی که اعتراضات خیابانی به همراه داشت، معمولا حامیان جمهوری اسلامی نیز به خیابان میآمدند و شعارهایی در حمایت از حکومت سر میدادند اما در طول ۴۷ سالی که از عمر حکومت جمهوری اسلامی میگذرد تشویق حضور مردم در خیابان برای چهل و چند شب بیسابقه است. این اقدام در زمان جنگ ایران و عراق و جنگ ۱۲ روزه در سال ۱۴۰۴ هم مطرح نبود.
کارشناسان و فعالان سیاسی معتقدند که حکومت از ابتدای شروع جنگ از یک طرف حق خودش میداند که به بهانه شرایط جنگی محدودیتهایی را اعمال کند و از طرف دیگر، نگران شروع دوباره اعتراضات خیابانی بود. از همین رو فرمانده نیروی انتظامی در همان روز اول جنگ اعلام کرد که معترضان را به چشم «دشمن» میبینند و نیروهای مسلح «دست به ماشه» هستند.
یک کارشناس علوم سیاسی در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید که با آغاز جنگ، حکومت ایران خیابان را به یکی از ستونهای اصلی قدرت خود تبدیل کرد و با هدف بازدارندگی از نیروهای مخالف یا معارض، در شرایط جنگی، آگاهانه برای آن، کارکردی دوگانه تعیین کرد و به فضایی برای گردآوری و سازماندهی حامیان، و صحنه ای برای نمایش قدرت عریان (ایست و بازرسیها) تبدیل کرد.
این کارشناس علوم سیاسی که نخواست نام او ذکر شود با اشاره به اعتراضات دی سال گذشته و نگرانی از بازگشت معترضان به خیابان، میگوید: «اغراق آمیز نیست اگر کنش اصلی جمهوری اسلامی در جنگ اخیر را بر اساس منطق "اختلال و ناامن سازی" در هر دو سطح پیرامونی و داخلی تحلیل کرد؛ منطقی که بر اساس آن، حاکمیت میکوشد نشان دهد در شرایط موازنهای آشکارا نابرابر با قدرتهای مهاجم، در داخل نیز قادر است جریان اطلاعات را مختل کرده، پیگردهای قضایی و فشارهای امنیتی را بر مخالفان تشدید کند و در بالاترین سطح این اقدامات، خیابان را به عرصهای بهشدت کنترل شده و پرهزینه برای کنش معترضان تبدیل کند».
او نخستین بیاینه تهدیدآمیز سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در آغاز جنگ را مصداق ادبیات امنیتی حاکمیت برای «بقا» ارزیابی میکند و میگوید: «برپایه بیانیه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ "آشوبگران" به عنوان کلید واژهای در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران، امتداد دشمن خارجی شناخته میشوند و "آشوبهای خیابانی" مصداق همکاری مستقیم با "دشمن" معرفی میشود و حدود دو هفته بعد، همان نهاد با لحنی تندتر اعلام کرد که در برابر تلاشها برای برانگیختن ناآرامیها، "ضربهای محکمتر از ۱۸ دی" در انتظار "نوداعشیها" خواهد بود».
این کارشناس علوم سیاسی نتیجه میگیرد: «جمهوری اسلامی با بسیج هر روزه هواداران خود، در کنار تمرکز بیسابقه نیروهای کنترل خیابانی، عملا این پیام را القا میکند که برتری نهایی در این جنگ در خیابان رقم خواهد خورد».
سابقه جمهوری اسلامی نشان میدهد که در شرایط غیرجنگی نیز تحمل حضور مردم در خیابانها را ندارد. به گفته منتقدان، حکومت ایران حاضر نیست که مطابق با اصول قانون اساسی زیر بار آزاد بودن برگزاری تجمعات در خیابان برود.
در مجموع، به نظر میرسد محدود کردن تجمعات خیابانی در حکومتهای اقتدارگرا صرفا به معنای جلوگیری از اعتراض نباشد، بلکه به نوعی به کنترل و محدودسازی «حوزه عمومی» مربوط شود. در این چارچوب، برخورد دوگانه با «خیابان» را میتوان تلاشی برای تعیین این دانست که چه کسانی حق حضور در این فضا را دارند و کدام صداها مجال شنیده شدن پیدا میکنند. بر همین اساس، حضور حامیان حکومت در خیابان، چون در امتداد روایت رسمی قرار میگیرد، تشویق میشود، در حالی که حضور مخالفان بیشتر بهعنوان اخلال در نظم عمومی یا تهدید تلقی میشود.



































