'این قیافه مشکوک' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم 'این قیافه مشکوک' ساخته وحید علیزاده رزّازی به نمایش در می‌آید.

درباره فیلم

نمایی از فیلم 'این قیافه مشکوک'

منبع تصویر، aparatsuspicious

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'این قیافه مشکوک'

بیستم آبان ماه امسال، هفتاد و سومین سالروز تولد علی باباچاهی است . علی باباچاهی، اهل جنوب و شاعر است، معلم و روزنامه نگار . او شاعر 'این قیافه خیلی مشکوک' و خیلی کتاب های دیگر در عرصه شعر و ادبیات ایران است و بر نسلی از شاعران امروزایران تاثیر گذار بوده است. وی روزگاری به مدت هجده سال در بوشهر معلمی می‌کرده و در پی بازنشستگی اجباری‌اش، بعد از انقلاب، به تهران آمده و از آن زمان حضوری مستمر در مجلات و نشریات ادبی داشته است . از وی بیش از بیست مجموعه شعر و کتاب‌هایی در تحقیق ، تحلیل و نقد شعر و ادبیات ایران منتشر شده است. 'این قیافه مشکوک' فیلمی است درباره علی باباچاهی و دنیای شعرش در آستانه هفتاد سالگی.

ویژگی فیلم

فیلم 'این قیافه مشکوک' ساخته وحید علیزاده رزّازی ، یک مستند پُرتره است، که فیلمساز به جنبه‌های گوناگون حیات شعری باباچاهی در طی پنجاه سال حضور در عرصه شعر پرداخته و سعی کرده از قالب‌های مرسوم در ساخت فیلم‌های پرتره درباره شخصیت‌ها دوری کند.

درباره کارگردان

آپارات

منبع تصویر، aparatrazazi

توضیح تصویر، وحید علیزاده رزّازی، کارگردان

وحید علیزاده رزّازی زاده تهران و دانش‌آموخته‌ کارگردانی فیلم است. پس از ساخت چند فیلم کوتاه داستانی و تجربی، مُستند 'این قیافه‌ی مشکوک' اولین تجربه‌ی او در این حیطه‌ است.

علیزاده رزّازی در عرصه‌ی شعر و ترجمه‌ی شعر نیز با مطبوعات و سایت‌های فرهنگی ـ ادبی ایران همکاری دارد. 'این قیافه مشکوک' اولین بار در مراسم بزرگداشت علی باباچاهی در اسفندماه ۱۳۹۰ در تهران به نمایش در آمده است.

نگاه کارگردان

'این‌ قیافه‌ی مشکوک' تنها یک فیلم نیست، دقایقی صرفا" دیدنی- شنیدنی هم نیست، شعری‌ست در واقع چندمنظوره که منظور خاصی را هم دنبال نمی‌کند. پیچیده‌ ست و آسان‌یاب و مولف‌های متکثری دارد. مولفِ محوری آن جنون نوشتن را برگزیده تا گرفتار عقلِ روزمره نشود وَ عقل عذابش ندهد. مشکوک و متفاوت و 'طورِ' دیگری‌ست کلا". جدا از دیگران نه، رها، آری! با خودش آن‌قدر تنها راه می‌رود - بدون ِ شما هرگز- تا به‌شکل خودِ 'خودش' در می‌آید.

با شعر زاده شده در ازل، به کوچه وَ خیابان رفته با شعر، دیر به خانه برگشته و جوانی‌اش را در طول راه گم کرده تا شاید در آینده‌ای که اکنون‌ست آن‌را در 'وضعیّت دیگر' پیدا کند. تفکر و تغزل را در هم آمیخته، جوش خورده، کف کرده، سپس آب این انگور را بر شعرهایش پاشیده، جوگندمی‌هایش خیسِ خیس شده.

بوشهر را نمی‌دانم از سرِ مستی یا... به تهران پیوند زده وَ حالیا تهران، 'اتاق فکر»' اوست. وَ فکر از هیچ قیافه‌ای اجازه نمی‌گیرد که لبخند ژکوند را در خواب گم کند یا پیکاسو را در آب‌های خلیج فارس پیدا. از پرتره شدن می‌گریزد این قیافه، از زندگی‌نامه شدن نیز، وَ از فیلم شدن؛ هرچند سرانجام به دام حلقه‌های دلربای فیلم گرفتار می‌شود وَ «این» سرنوشت قیافه‌ای‌ست که پنجاه سال به فرمان ایست نااهلان گوش نسپرده است.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'سی دقیقه مانده به شش صبح' ساخته مانیا اکبری

آپارات

منبع تصویر، 30minto6am2

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'سی دقیقه مانده به شش صبح'

خشم های آنی عواقبی دارد که ممکن است، نتایجی مصیبت بار برای بسیاری از زندگی ها به همراه داشته باشد. مشاجره ، دعوا ، کتک کاری، بعد از آن هم قتل غیر عمد و بعد هم انتقام . ولی سوالی که همیشه مطرح می شود این است که آیا می شود که قاتل را بخشید؟ در فیلم'۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح' مانیا اکبری فیلمساز ، با استناد به اعدام یک نوجوان،بهنود شجاعی، این سوال را مطرح کرده که کدام یک از دو گزینه انتقام و بخشش را برای او انتخاب می کنند.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

کیوان

بی‌نظیر بود، به خصوص صحبت های مهرداد اسکویی.

نرگس

از آنجایی که آدمها سکوت می‌کنند به بعد ،فیلم وارد قضاوت می‌شود که اصلا حرفه‌ای نیست. توجه‌تان را جلب می‌کنم به انتخاب دو دیالوگ توسط کارگردان: ۱.با انتقام چی بدست آوردن؟ ۲.چی شده که انسان آن‌قدر پست شده؟ طراحی صحنه و عکس‌ها و پوسترها القا کننده چه مفهومی بودند؟ تقابل سنت و مدرنیته در زن ایرانی؟ چه ربطی به موضوع فیلم داشت؟ هیچ کدام از تحلیل‌ها کارشناسانه و تخصصی نبود. به جز مهرداد اسکویی و حمید رضا صدر. البته شاید بشود گفت که رویکرد فیلم عامدانه به آن سمت نخواسته است که برود. کلا یک فیلم سردستی و سانتیمانتال بود.

عادل

کاش در انتخاب اسمش خلاق‌تر بود و از 'هفت دقیقه تا پاییز' کپی نمی‌کرد.

حسین

طرح سؤال درست شرط لازم پاسخ درست است. فیلم «۳۰ دقیقه مانده به ۶ صبح» بر اساس یک سؤال نادرست ساخته شده است: بخشش یا انتقام و قصاص؟ این دوگانه را نظام تقنینی و قضایی حاکم بر جامعه ما ساخته و پرداخته است و در فرهنگ عمومی جامعه جا انداخته است. ولی گزینه سومی که نه بخشش و نه انتقام/قصاص است، نیز وجود دارد که امروزه مبنای نظام‌های جزای اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان است. مرادف کردن مجازات و اعدام (که از دوگانه فوق بر می‌آید) کمکی به مبارزه علیه مجازات اعدام نمی‌کند و خود یکی از دلایل عمده فرهنگی و روان‌جمعی تحمل و پذیرش حجم عظیم اعدام‌ها در ایران و تبدیل آن به شلوغ‌ترین میدان اعدام در جهان است. گرچه برخی از مصاحبه شوندگان در فیلم، دوگانه فوق را زیر سؤال می‌بردند، ولی ساختار فیلم در مجموع بر اساس این دوگانه مفروض ولی نادرست بناشده است - و حتی مجری برنامه نیز در پایان همین سؤال بخشش یا انتقام را در برابر بینندگان قرار دادند و نظر خواستند.

پپال زی

فلمش خوب و تاثیرگذار بود . قصاص و گذشت هردو سخت است و قدرت ماندن و گذشتن را امتحان می‌کند که موفق بیرون شدن از این امتحان، خیلی سخت است .خداوند ان شاا... هیچکس را در چنین شرایطی قرار ندهد.

بابک

برنامه چند وقت است تمرکز عجیبی بر خانواده ی محترم مخملباف و خانم مانیا اکبری دارد. یک زمانی شروع به بررسی و نمایش آثار آقای بهمن فرمان آرا کردید با حضور منتقدان خوبی مثل آقایان حمید دباشی و پرویز جاهد، کاش آن جریان برای آثار ارزنده دیگر کارگردانان بزرگ باز هم تکرار شود. با تشکر

امیر

با خشونت کاملا مخالفم ولی گذشت سخت است. سخت تر ازآن قصاص است. نمی‌توانم حتی به آن فکر کنم . خداوند برای همه خوب می‌خواهد....اشالله بدی ها دور بشوند.

پریچهر

فیلم را دیدم . باید بالاتر از انسان باشی تا قاتل فرزندت را ببخشی. همین قدر که سعی کنیم انسان باشیم هم خیلی خوب است و این‌که قانون قصاص این تصمیم بسیار سخت را در اختیار اولیای دم گذاشته است که یا قاتل فرزندشان را ببخشند تا آزاد بشود و یا او را اعدام کنند و خودشان هم مرتکب یک قتل دیگر شوند، خیلی وحشتناک است. باید قانون خودش تصمیم بگیرد: زندان یا اعدام بنا بر شرایط انسانی. نه اعدام یا آزاد کردن مجرم آن هم با تصمیم کسانی غیر از قاضی .

احسان- ل

فیلم دو اوج داشت اولی زمانی قبل از بیان بخشش پیرزن: زمانی که شاتها پی در پی و سریعتر در حال تغییر بودند و گویی بیان می‌کردند که مسئله بخشش چه پیچیده است.

اوج زیبایی دیگر فیلم انتهای آن است صحنه‌ای که نوبت پیرزن برای بلند شدن و رفتن رسیده٬ به زیبایی دلواپسی در من ایجاد شد که ایا بلند می‌شو د یا پاهایش ناتوان از درد بخشش او را زمین‌گیر نموده تا شاید زمانی بیشتر بنشیند و ارام بگیرد. با بلند شدن پیرزن و سپس پایان فیلم اشک در چشمانم جمع شد. صحنه ای بدیع بود، بی شباهت در سینما و تکرار نشدنی تا ابد. اگر فیلم بر مبنای این صحنه با فکر قبلی ساخته شده است، فیلم ساز بسیار با استعداد است. اگر این حتی جرقه‌ای در لحظه فیلمبرداری هم بوده، مانیا اکبری لیاقت نهایت تبریک و تشکر را دارد.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:<link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="mailto:aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.