'از خانه شماره ۳۷' و 'مقدس، پوچ' در آپارات
این هفته در آپارات دو فیلم 'از خانه شماره ۳۷' ساخته مشترک محسنشهرنازدار و سام کلانتری و 'مقدس، پوچ' ساخته قاسم ابراهیمیان بهنمایش درمیآیند.
درباره فیلم 'از خانه شماره ۳۷'

منبع تصویر، aparathedayat
صادق هدایت اگر هوس مردن نکرده بود و مانده بود، امسال میتوانست ۱۱۳ سالگی زندگیاش را جشن بگیرد. اما صادق خان شوخ و بذله گو که خسته از روزگار و مردماناش شده بود، در ۴۸ سالگی در غربت در پاریس به آپارتماناش رفت ، در اتاق و همه پنجرهها را به روی خودش بست و شیر گاز را باز کرد تا خودش را از دست زندگی خلاص کند. شیر گاز کار خودش را کرد ولی هنوز کسی نتوانسته جلوی زندگی کتاب های او را بگیرد. صادق هدایت در زندگی، آثار و مرگاش شیوهای خاص و منحصر به خود داشت . موافقان و مخالفاناش بسیارند اما کسی نمیتواند تاثیر او را بر ادبیات امروز ایران انکار کند. صادق هدایت بهخصوص با 'بوف کور'ش در سطح دنیا هم برای اهل ادبیات شناخته شده است . 'از خانه شماره ۳۷' مستندی است ساخته مشترک سام کلانتری و محسن شهرنازدار درباره زندگی و مرگ صادق هدایت. ساخت فیلم به گفته سازندگاناش حدود ۸ سال طول کشیده و سازندگان فیلم کوشیدهاند با سفر به پاریس و تحقیق بسیار، ناگفتههایی از زندگی این نویسنده را از زبان نزدیکان هدایت یا محققان آثار او مطرح کنند.
ویژگی فیلم
این فیلم از جمله معدود فیلمهایی است که درباره زندگی صادق هدایت ساخته شده و سعی داشته که با مجموعه نظرات دوستان و نزدیکان صادق هدایت و صاحبنظران تاریخ و فرهنگ معاصر ایران و همچنین با ارائه اسناد و مدارک و نامههای این نویسنده و از زبان خودش، زوایای ناشناختهای از زندگی اجتماعی و فردی صادق هدایت را تصویر کند و مملو از اطلاعات درباره این نویسنده است، هرچند که فیلم همه دیدگاهها و نگاههای موجود درباره صادق هدایت را در برنمیگیرد و محدودیتها باعث شده جای برخی هدایتشناسان در فیلم خالی باشد. فیلم 'از خانه شماره ۳۷' در مجامع آکادمیک و هنری و شهرهای مختلف دنیا از جمله : وین، لندن، آکسفورد، تورنتو، آکسفورد، ونکوور و شیکاگو به نمایش درآمده است.
درباره کارگردانهای فیلم

منبع تصویر، aparatsamshahnaz1
محسن شهرنازدار ، متولد ۱۳۵۶ محقق موسیقی، مستند ساز و تحصیل کرده انسان شناسی است. فعالیت درسینمای مستند را با پژوهش برای فیلم هایی در ارتباط با موسیقی اقوام ایرانی و چهره های روشنفکری معاصرایران آغاز کرده است. همچنین از نیمه دهه هفتاد و به مدت ده سال ،در مطبوعات ایران حضوری فعال و شناخته شده داشته و دبیر چندین گروه فرهنگی در مطبوعات دوره اصلاحات بوده است.او در این سالها سینمای مستند را با گرایش به انسان شناسی موسیقی و نیز مستند پرتره، پی گرفته است. چند فیلم اتنوگراف و مستند درباره موسیقی اقوام ایرانی و ساخت مستندهایی درباره تاریخ معاصر ایران،محصول حضور او در سینمای مستند است. شهرنازدار هم اکنون علاوه بر مطالعات موسیقی و علوم اجتماعی؛ مدیر گروه 'صدا و موسیقی' در موسسه 'انسان شناسی و فرهنگ' است و فعالیت های پژوهشی و مستند سازی را با گرایش موسیقی، تاریخ معاصر و فرهنگ عامه دنبال می کند. آخرین مستند او با عنوان 'شهروند ایرنه' به زندگی بانویی آلمانی در ایران دوره رضا شاه اختصاص دارد که ازخلال آن نگاهی به روابط فرهنگی ایران و آلمان درصد سال گذشته انداخته است.
سام کلانتری متولد سال ۱۳۵۵ و دانشآموخته مهندسی عمران از ایران و رشته سینما در دوبلین است. وی ابتدا با ساخت فیلم کوتاه و برنامهریزی فیلم وارد این حرفه شد و کارگردانی بیش از یازده اثر مستند و داستانی را تاکنون به عهده داشته است. او همچنین به عنوان داور و هیئت انتخاب در جشنوارههای معتبر فیلم حضور داشته است و پژوهش و نویسندگی فیلم 'خاطراتی برای تمام فصول' را بهعهده داشته است. از کارهای او که در جشنوارههای مختلف به نمایش در آمدهاند میتوان به فیلمهای 'تمنای مجهول' و 'این زن حرف نمیزند' اشاره کرد.
نگاه کارگردانها
صادق هدایت را در ایران هم به عنوان یک نویسنده شهیر که پایه گذار نوبل نویسی در ادبیات داستانی معاصر است، و هم به مثابه یکی از نشانه های مهم روشنفکری معاصر ایران می شناسند. این جایگاه با آنکه امروز بیش از نیم قرن از خودکشی او می گذرد، نه تنها کمرنگ نشده که رفته رفته موقعیتی تغیر نیافتنی پیدا کرده؛ به گونه ای که نام هدایت بر تمامی نویسندگان ادبیات داستانی بعد از او و نیز روشنفکری معاصر ایران سایه انداخته است. با این حال نام و آثارش در جامعه سنتی ایران در یک حوزه ممنوعه قرار گرفته و در همه دوران سلطه اجتماعی و سیاسی سنت، ممنوع بوده و با وجود اهمیت و اثرگذاری ویژه هدایت در پیدایش نوبل نویسی و ادبیات داستانی ایران، نام او از کتب درسی و دانشگاهی ادبیات فارسی حذف شده و یا به ندرت حضور داشته است.
در این پنجاه سال پرسش های بسیاری درباره زندگی او و ویژگی هایی که هدایت را متمایز از دیگران می کند و به او مقام یگانه ای در ادبیات داستانی ایران می دهد، مطرح بوده و البته پاسخ روشنی نیز به آنها داده نشده است .
هدایت بیش از همه نویسندگان ایرانی مورد توجه مخاطبان ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفت، آثار او به اکثر زبان های زنده دنیا ترجمه شد و تا آنجا پیش رفت که اثر جاودانه اش؛ بوف کور، توسط منتقدان مهمی در رده ده اثر مهم ادبیات سوررئالیستی جهان قرار یافت. و سرانجام خودکشی هدایت در پاریس، زندگی او را در حالی از ابهام فرو برد و بر پرسش های چندین نسل درباره زندگی او افزود. اما اهمیت هدایت فراتر از این گزاره های خبری، در حضور مداوم او در تاریخ معاصر ایران به عنوان 'اسطوره هدایت' است.
نگاه نقادانه و پیشرو هدایت به شرایط پیرامون، و تیزبینی درخشانش در شناخت جریانهای اجتماعی، که گاه به پیشگویی های باور نکردنی درباره آینده اجتماعی ایران شبیه شده است، او را از سایر روشنفکران هم عصرش جدا می کند. اما هدایت ورای همه ویژگیهای متمایز کننده اش، بدل به نماد و نشانه روشنفکری در صد سال گذشته ایران شده است.
بی تردید چهره های اثرگذار روشنفکری در تاریخ معاصر ایران با همه اهمیتی که دارند، در برابر پذیرش و یا انکار عمومی، آنچنان که هدایت با آن مواجه بوده است، نبوده اند. مردمی شدن نام هدایت، چه از زاویه موافقین و چه مخالفین، گرچه با انزوا و تنهایی او در سالهای حیاتش ناسازگار است اما به نظر در بستر همین ناسازگاری ست که اسطوره هدایت شکل گرفته است ...
اما با این همه و با همه اقبال و توجه عمومی به هدایت، سهم پرداخت سینمایی به او و آثارش به انگشتان یک دست هم نمی رسد و در کمال ناباوری تاکنون هیچ فیلمی که روایت مستندی از زندگی هدایت را به تصویر بکشد ساخته نشده است. عده ای وسواس های سینماگران برای پرداختن به شخصیتی چون هدایت را عامل اصلی این مهجوری می دانند؛ گروهی دیگر از توجه عمومی به او و نقدهایی که در پی ساختن فیلمی درباره هدایت صورت می گیرد، هراسیده اند و عده ای هم روح بی تاب هدایت را عامل همه موانع برای ساخت مستندی درباره او دانسته اند!
به هر روی مستند 'از خانه شماره ۳۷' بی آن که مدعی پرداخت دقیق و خالی از کاستیها درباره شخصیت و زوایای زندگی صادق هدایت باشد، ناخواسته! نخستین دریچه ای ست که از سینمای مستند ایران بر این چهره یگانه ادبیات معاصر گشوده شده است.
درباره فیلم 'مقدس،پوچ'

منبع تصویر، aparatabsurd
درباره هدایت و به خصوص براساس رمان معروفاش 'بوف کور' چند فیلم توسط فیلمسازان ایرانی و غیر ایرانی در طول چند دهه گذشته ساخته شده که یکی از اینها فیلم 'مقدس،پوچ' ساخته قاسم ابراهیمیان، فیلمساز ایرانی مقیم آمریکا است .فیلم 'مقدس،پوچ' در واقع یک تجربه متفاوت در دیدن و یک چیدمان تصویری است درباره آخرین روز زندگی صادق هدایت.
ویژگی فیلم
فیلم 'مقدس،پوچ' ساخته قاسم ابراهیمیان، فیلمی بر روی سه پرده است که سه داستان را به صورت همزمان جلو میبرد. این فیلم خواسته از دید فیلمسازش افکار و ذهنیات صادق هدایت در آخرین روز زندگیاش را نشان بدهد .فیلمساز شخصیتهایی از رمان 'بوف کور' را به عنوان ابزاری تصویری برای بیان این ذهنیات در فیلم به کار گرفته و با شکستن ساختار و شکل متعارف تصویر و روایت ، به شکلی موجز تلاطم روحی صادق هدایت را به تصویر کشیده است.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatebrahimian
قاسم ابراهیمیان زاده ایران و فیلمساز ساکن امریکا است. او در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل سینما به امریکا میرود. پایان نامه دانشجویی او برای او جایزه دانشجویی را به همراه میآورد. از آن زمان او به عنوان نویسنده، کارگردان و تهیهکننده و نیز مدیر فیلمبرداری و تدوینگر در خارج از ایران فعالیت کرده است. او را بیشتر به عنوان مدیر فیلمبرداری و نویسنده منطق پرندهها(۲۰۰۲ میلادی) مهدخت( ۲۰۰۴) و جادهها به سوی مکه (۲۰۱۰) میشناسند.
خلاصه فیلم هفته گذشته 'هرات' ساخته سپیده فارسی

منبع تصویر، aparatherat
سپیده فارسی فیلمساز مقیم فرانسه با قصد پیدا کردن ریشهها و سرزمسن آبا اجدادیاش و نشان دادن آن به دختر هفت سالهاش 'دریا' به همراه او از فرانسه به ایران سفر میکند تا به همراه پدرش که والدینش اهل هرات در افغانستان بودهاند، در جست و جوی منزل پدری به آنجا سفر کنند. او این سفر را با دوربین موبایل و دوربین معمولی فیلم گرفته و حاصلش فیلم 'هرات' شده است.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
احمدویس بقأیی از ولایت پنجشیرافغانستان
من این فلم راهمین امروزدیدم، خیلی خوشم آمد،خصوصأ صحنه رسیدن آن زن را به پسرکاکایش وهمچنان بازی های کودکانه آن دخترک را و درضمن اضافه کنم که خانم فارسی نباید شرم کند که تبار افغانی امروزی و آریأیی دیروزی دارد؟ من یک افغانم لیکن ولی میدانم در زمانهای نه چندان دورهمه یک پیکری بودیم. اگر بر پارچه دگری ازپیکرمان آرامش رسید،ما احساس آرامی کردیم و آن راحسادت نکردیم، چه گویم ازاین پاره تنمان که جبر زمان وتاریخ تاریکیها را برایشان افزود و یک سلسله مشکلات وعقب ماندگیهای مادی را برایشان به ارمغان آورد. جنگ و تباهی، فرهنگ و کلتورمان را ضربه زد. درقسمت علم وهنرتوجهی صورت نگرفت ونکته عطف همین جاست. حق است که درنبود چنین و در اثر کم توجهی، جهل ونادانی ها بیشتر شود و جنبه معنویات هم تا حدی ضربه میخورد ولی بیاد داشته باشید که قلبهای مهربان وپرعطوفت این پارچه غم دیده را تنها خدا میداند که چقدر زیباست و پر از شور و شوق و برای دوستی ومهربانی که تحفه ی الهی است میتپد. کم شماریهای بعضی ازدوستان ایرانیمان نسبت برما واقعأ تأسف باراست زیرا فکر ایشان همان است که گویاهمه افغانان مانند همان قماش افغانانی هستند که بی گناه آدم میکشند و یاکارهای دگرخلافی میکنند. نه هرگزچنان نیست، ماهم انسانیم فرق نمیکند که تو برادر در تخت نرم ودرخیابانهای اسفالت شده بزرگ شدهای ویا در آرامش؟ نسبت بر ما برتر باشی. هستید برترفقط بخاطرعلم دانش وهمچنان هم زبانی وهموطنی سابق مان.
لیکن تصورنکنید که ما هم بی عرضه هستیم. اگر بالای بوریا خوابیدیم یا در کوچه و خانه های گلی زیست میکنیم، اگر تنفس ما دود و باروت است، اگر نسبت بر زندگی تجملی شما گرامیان کمتر است،هرگزمهرمحبت وانسانیت مان کمتر و یا زیادتر از شما نیست، انتظار از خدا دارم تا مرزهای جغرافیایی که انسانان را از هم جدا میکند نباشد و فقط وفقط تفکیک بر اساس همان معیارتقوا باشد که خدا آن را بر بندگانش ارزانی فرموده است.
مهرنوش
دخترِ خانم فارسی خیلی شیرین زبان بودند ولی منصفانهاش این است که این فیلم یک فیلم وقت پُر کن برای بی بی سی و برنامه اپارات بود.
محمد
از دریچه دیدگاه "دریا " ، کمی بیش از حد فرزند دلبندتان به تصویر کشانده شده و از شور بدر.
فرناز
فیلم ابن هفته جالب نبود. در واقع یک فیلم خانوادگی بود که سپیده خانم نیمه افغان از دخترش و خانوادهاش، در یک سفر با موبایلش گرفته بود. بدون هیچ هدفی و هیچ وجه هنری و یا حرفی برای گفتن. در واقع فیلمی بسیار ابتدائی. از آپارات توقع بیش از این داریم.
حسین
فیلم زیبای بود. زیرا که به خوبی اشتراکات فرهنگی اجتماعی ایران وافغانستان را به نمایش در آورده بود.
رضا
ﺧﻴﻠﻲ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺗﻨﻴﺪﻩﮔﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﻭ ﺷﺒﺎﻫﺖ اﺣﺴﺎﺱ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺿﻮﺡ ﺩﻳﺪﻩ میﺸﺪ.
نوید
خیلی برام جالب بود. این مستند نشان داد که فرهنگ آنها با ما فرقی نمیکند.
فرهاد
به هر حال دوستان ایرانی ای که با این فیلم همذات پنداری نکردند هم دلایل خودشان را دارند، چون خود من هم به عنوان یک افغانستانی مانند خیلی از دوستان ایرانی، دنبال راه گریزی از وطن خودم می گردم، البته شاید هر کدام به دلایلی متفاوت ولی تمام اینها باعث نمیشود تلاش صادقانه و انسانی فیلم ساز که خود مهاجر است و به دنبال پاسخ سوال هایی است که شاید از بدو تولد تا آخر عمر او را رها نکنند، قابل قدردانی نباشد.
سهیل
جالب بود، بخاطر اینکه کارگردان می خواهد گذری به گذشته خودش و خانواده اش داشته باشد.
امیر رضا
فیلم بسیار ضعیف و بی ارزشی بود. در ضمن فیلمساز اصالت افغانی- ایرانی دارد یا بهتره بگویم افغانی الاصل هستند . همینطور که موضوع فیلم مربوط به ریشههاست و نام فیلم هم هرات (نام شهریست در افغانستان) هست . در پایان فیلمساز با دخترش و پدرش به اصل و ریشه اش که هرات افغانستان است میرسد . اما تعجب من اینجاست که همچنان اصراربر ایرانی الاصل بودن فیلمساز در صحبتهای مجری برنامه وجود دارد و فیلمساز هم ایرانیها را هموطن و افغانها را همان افغانها میخوانند. متاسفانه، در ایران فرزندانی با پدر افغان را اصلا ایرانی نمیدانند حتی اگر متولد ایران هم باشند و باز حتی اگر سه نسلشان هم در ایران زندگی کرده باشند..
دانیال
فیلم داستان واقعی وجالبی بود ولی اول فیلم با دوربین موبایل فیلمبرداری شده بود و کیفیت صدا و تصویر خوبی نداشت.
رسول
شهر خودم شهر هرات. فیلم را دیدم. خیلی زیبا بود.
محسن
یک فیلم کوتاه فوقالعاده بود. من و مادرم را مجذوب خود کرد. یک دست مریزاد بزرگ به خانم فارسی.
میلاد
این فیلم را که دیدم ، دلم برای افغانها سوخت. مردمان مهربانی هستند که سالها جنگ داشتند و در شرایط بدی بسر برده اند.
مریم
یاد پنج سال پیش افتادم. وقتی برای اولین بار آمدم افغانستان که سرزمین پدریم را ببینم،
حسی که سرزمین پدریم به من می داد یک جورهایی با حسی که سرزمین مادریم ایران داشت متفاوت بود. هر دو رو دوست دارم.
رضا
سرگیجه گرفتم با فیلمبرداری این فیلم.
فیصل
اسم شهر باستانى ما هِرات مى باشد، نه هَرات
HERAT
نوید
فیلم سفر از پاریس به هرات برای من که هرات زندگی میکنم خیلی جالب بود.
ولی فیلم بنظرم از ۷ یا ۸ سال پیش بود
تفاوت و زیبایی هرات فعلی خیلی زیاد است.
احمد
این فلم پیام خوبی برای ایرانیهای محترم داشت که نباید دگرفارسی زبانهایی که در افعانستان و تاجیکستان وغیره کشورهای دیگرزندگی مینمایند، مورید تحقیر و تمسخر قراردهند چون این همه یک ملت و از یک پاره تن هستند و کوشش نماییم که همدیگر را پذیرا باشیم.
بارز
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
واقعا جالب بود. ای کاش این فلمهای واقعی درسی باشد که دیگر هم دیگر را توهین و تحقیر نکنیم. چون که از نسل همیم و این توهینها و تحقیر ها پس به خود ما برمیگردد.
مریم
بسیار زیبا بود. تشکر بله خیلیها هستند که افغان هستند ولی تا حالا آنجا را ندیدهاند ولی متاسفانه از سر ناچاری اکثرا در ایران زندگی میکنند و بدون هیچ مدرکی. کاش ایران هم قانون اروپا را داشت و به کسانی که متولد آنجا بودند مدرک اقامت تعلق میگرفت. کاش.
آرشیو برنامه های آپارات
<bold>برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی<link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive.shtml" platform="highweb"/></link> کلیک کنید.</bold>
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی نیز قابل مشاهده است.
برای مشاهده برنامه از طریق لینک پخش زنده تلویزیونی وب سایت بیبیسی <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link> را کلیک کنید.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک <documentLink href="" document-type=""> </documentLink><link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک <link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link><documentLink href="" document-type=""> </documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











