'سالامی علیکم' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم 'سالامی علیکم' ساخته علی صمدی‌احدی به نمایش در‌می‌آید.

درباره فیلم

آپارات

منبع تصویر، aparatsalami

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'سالامی علیکم'

یک روی مهاجرت برای هر خانواده ، برخوردها و تفاوت‌های فرهنگی شدیدی است که بین جامعه مبدا و مقصد به وجود می‌آید. گرچه بسیاری اوقات این تضادها بسیار تلخ و درد آور است، اما اگر از زاویه هزل و طنز به ماجرا نگاه کنیم، می‌بینم که چقدر امکان دارد همه آن چیزهایی که برای گروهی عامل فخر و ارزش به حساب می‌آید، در چشم به هم زدنی هجو شود و تبدیل به مایه طنز. این کاری است که علی صمدی احدی،کارگردان این فیلم انجام داده است. فیلم 'سالامی علیکم' درباره محسن طاهری، جوان ایرانی الاصل آلمانی است که به همراه خانواده اش در کلن زندگی می کند. به دنبال اتفاقاتی، سرپرستی قصابی پدرش به او واگذار می شود و او در این راه گذارش به دهکده‌ای در شرق آلمان و دختری به نام آنا می‌افتد.

ویژگی فیلم

'سالامی علیکم' یکی از موفقترین فیلمهایی است که در سالهای اخیر توسط یک کارگردان ایرانی الاصل خارج از ایران ساخته شده است. ترکیب افسانه و واقعیت، فیلم و انیمیشن و نیز ویدئو کلیپ‌های رقص و آواز ایرانی، فضایی شاد و مفرح را برای بیننده فیلم فراهم می‌کند. پرداخت شخصیتها و فضاسازی آلمان شرقی پس از فروپاشی دیوار برلین به خوبی در آن صورت گرفته و از ریتم و فیلمبرداری خوبی برخوردار است. فیلم سبک و روش و نحوه داستان‌گویی و فاصله‌گذاری فیلم 'سرنوشت شگفت‌انگیز املی پولن' ساخته ژان پیر ژونه را در ذهن بیننده آشنا به سینما، تداعی می کند.

درباره کارگردان

آپارات

منبع تصویر، aparatalisamadiahadi

توضیح تصویر، علی صمدی‌احدی، کارگردان

علی صمدی احدی متولد سال ۱۳۵۱در تبریز است. تا ۱۳ سالگی در ایران زندگی می‌کرده و بعد از آن به آلمان مهاجرت کرده، تحصیلات‌اش را در رشته سینما و تلویزیون ادامه داده و با ساختن یک فیلم مستند به نام 'کودکان گمشده' درباره کودکان سرباز در شمال اوگاندا، که جایزه فیلم سال در آلمان را به دست آورد، توانست خودش را در این حرفه مطرح کند. او بعد از آن در سال ۱۳۸۸ فیلم 'سالامی علیکم' را ساخت. این فیلم در وقت نمایش تبدیل به یکی از فیلم های پرفروش در آلمان شد. از فیلمهای دیگر او می‌توان به فیلم‌های ' ۴۵ دقیقه به رام‌الله' و 'موج سبز' اشاره کرد که این آخری ترکیبی از انیمیشن و فیلم مستند است.

گفتگو

<bold>برای دیدن گفتگوی برنامه آپارات با علی صمدی‌احدی درباره فیلم 'سالامی علیکم' <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2015/03/150318_av_aparatinterview_11_15" platform="highweb"/></link> کلیک کنید.</bold>

خلاصه فیلم هفته گذشته 'سکس و فلسفه' ساخته محسن مخملباف

آپارات

منبع تصویر، aparatsexo

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'سکس و فلسفه'

جان مربی رقص در تاجیکستان در چهلمین سالگرد تولدش کنار شیشه جلوی خودرو‌اش چهل شمع روشن می‌کند و با چهار معشوقش تماس می‌گیرد که در یک ساعت مقرر بر سر قرار حاضر شوند. او بر سر قرار آنها را از وجود یک دیگر باخبر می‌کند. این ملاقات محملی برای مرور خاطرات گذشته با هر یک از آنها و بحث درباره رابطه، عشق، وفاداری و تنهایی انسان‌ها نیز است. فیلم‌ساز در این فیلم از نگاه زن چهار مرحله یک رابطه انسانی را بازسازی می‌کند و مورد بررسی قرار می‌دهد: دوره معصوصیت عاشقانه ، انتقام عاشقانه ، رابطه جنسی و دوره بعد از آن . این فیلم در سال ۲۰۰۵ برنده جایزه ویژه به خاطر شجاعت در بیان موضوع و نو آوری هنری از جشنواره بین المللی فیلم 'آسیامدیاتک' در ایتالیا شد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

طاهره

فیلم خوبی بود. مخملباف هنوز شاعرانگی و رنگ و نور گبه را حفظ کرده. رنگ بندی فیلم را خصوصا خیلی دوست داشتم و بازی با حرکات بدن و ترکیب آنها را با رقص.

سعید

نسبت به بقیه ى کارهاى مخملباف بسیار ضعیف بود. ادا هم زیاد در آورده بود. در سکانسهاى طولانى برگ ریزان، معلوم نبود پاییز است یا زمستان. سکانسی که از طریق هلیکوپتر گرفته شده بود و چتر دست به دست می‌شد را از فیلم در بیاورى هیچ اتفاقى نمى افتد. فیلمنامه هم فکر کنم سر صحنه نوشته مى شده است.

سیمین

به نظر من فیلم بسیار زیبایی بود و حق مطلب را در مورد عشق و عاشقی چه در زن و چه در مرد ادا کرده بود. ما نمی‌توانیم آن آنیموس یا انیمای ایده ال را در وجود فقط یک نفر بیابیم.

عباس

من متوجه نمی‌شوم. یک فیلم شعار زده چه دارد که این‌قدر برای آن تبلیغات می‌شود و این که اقای مخملباف خودش را تابو شکن می‌دانند ، توهمی بیش نیست. به نظرم فیلم اوریون اقای زمانی را که از همین آپارات نشان داده شد، می‌شود گفت تابو شکن و نه این فیلم که نه بازی داشت، نه متن، نه خلاقیت. من از ده به این فیلم سه هم نمی‌دهم.

مهرناز

فیلم لطیفی بود و رقصهای زیبایی داشت. تصور می‌کنم مخملباف به حرکت بال زدن علاقه دارد چون در فیلمهای دیگرهم از آن استفاده کرده. موسیقی فیلم خیلی دلنواز بود. بیشتر عاشقانه بود و واژه سکس خیلی کمرنگ بود. فیلمبرداری و نماهای نزدیک خلاقانه بود.

هوشنگ

این فیلم را ندیدم ولی مخملباف را می شناسم. به ابزار سینما آشنایی دارد. تنها فیلمی از او که فکر می‌کنم دوستش داشتم "ناصرالدین شاه آکتور سینما" بود. بقیه فیلم هایش حاوی چیزی است که من به آن میگویم "خود نبودن" یعنی احساس می کنی، شعارهایی است که جلوه تصویری پیدا کرده. هنرپیشه، نون وگلدون و دستفروش از این دسته‌اند.

لیلا

درمورد هر مسئله ای باید آگاهی داشت. مثل فیلم‌های دیگه تابو شکن بود. عالی بود.

امیر

تابو را طوری معرفی نکنید ک همیشه بد مطلق است.

الآن این‌که آدمها با خویشاوندان درجه اولشان ازدواج کنند در خیلی جاهای دنیا تابوست. آیا باید شکسته شود چون دیوار ایجاد کرده؟

به نظر من این فکر تابو شکنی در خیلی جاها یک جور مد روشنفکری مزخرف است.

می‌روند وسط کنسرت لخت می‌شوند، می‌خواهند تابو بشکنند.

البته این ربطی به فیلم آقای مخملباف ندارد. فقط خواستم نظرم را راجع به تابوشکنی بگویم.

آزاده

فیلم بسیار بسیار حرفه ای، ظریف و پرمحتوا بود. خیلی از سبک فیلم‌برداریش خوشم آمد.

ارسلان

چرا آپارات اینقدر فیلمهای سکسی مخملباف را تکرار میکند؟ آن از تکرار "فریاد مورچه ها" این هم از این. قرارداد خاصی با ایشان دارید؟

فیلم دیگری نیست نشان بدهید؟

لطفا یک کم درصد سکسی بودن فیلم هاتان را پایین بیاورید. فکرنمی‌کنم مخاطبهای بی بی سی و آپارات دنبال دیدن فیلمهای سکسی باشند.

حسین

یادم می‌آید زمانِ اکران فیلم سینمایی «دودسکادن» ساخته «آکیرا کورو ساوا» در تهران، پلاکارد غلط‌اندازی با شکل و شمایلِ نقاشی‌گونه و نزدیک به «فیلم‌های کودکان» بر سر درِ سینما شهرقصه نصب شده بود که همین مساله، اشتباه برخی از مخاطبان را به‌همراه داشت و از آن‌جایی‌که این فیلم با زبانی خاص به‌زندگی آدم‌های بی‌پناه و فقیر می‌پرداخت و مخاطب آن گروه سنی کودک و نوجوان نبود، مسوولان سینما را برآن واداشت تا روی گیشه بنویسند: تماشای این فیلم مناسبِ کودکان نیست.

نکته: جا داشت تا «آپارات» هم به‌روی اعلان‌های پخش فیلم «سکس و فلسفه» یادآوری می‌کرد: «این فیلم سکسی نیست» تا عده‌ای سرخورده که با نیت دیدنِ «فیلم سکسی» پای بی‌بی‌سی نشسته‌اند، صندلی کامنت‌دانی را پاره نکنند.

حسین

این شعر سیدحسن حسینی، بدجوری با ری‌اکشن برخی از دوستانی که فیلم «سکس و فلسفه» را دیدند و به مضمونِ آن پی نبردند، هم‌خوانی دارد

تاجری فال گرفت

غزلی لامیه آمد( غزلی که قافیه‌اش «لام» باشد) -

تاجر

چیزی از شعر نفهمید اما

چشم مبهوت‌ را قافیه‌ی «مال» گرفت

به‌جای «آپارات»، تکرار می‌کنم؛ خانم‌ها، آقایان! این فیلم سکسی نیست.

نکته: عشق در روی کره‌زمین، در شُرفِ نابودی‌ست.

محمد

این فیلم نه ربطی به عشق(که مخلمباف آن را با سکس قاطی می‌کرد) داشت نه فلسفه. این دو عنوان پرطمطراق صرفاً دست‌مایه کارگردانی است که نه اخیرا که از همان بدو کار اموراتش را با شعار پردازی می‌گذراند. در این فیلم ما تصاویر زیبایی از دختران زیبا، رقص زیبا، باغ زیبا و بسیاری از تصاویر چشم‌نواز دیگر می‌بینم. به علاوه کلی جملات نخ نما شده کلیشه ای در باب عشق یا نسبیت عشق ، تنهایی انسان، در حال زیستن . ابهام های تعمدی جناب کارگردان این ذهنیت را در بیننده ایجاد می‌کند که لابد این فیلم مضمون و معنایی(عمیق) دارد که من درنیافته ام. این فیلم نمونه بارز تهی بودن دست جناب آقای کارگردان و نمونه یک حقه بازی هنری است.

رضوان

فیلم جالبی بود.۴ زن را نشان می‌داد که هرکدام در مراحل مختلفی از پختگی بودند و برداشت هر کدام از آنها ازعشق متفاوت بود، ولی مرد اصلا متوجه این قضیه نیست و در هر کدام عشق را جست و جو می‌کند ولی تنهایی را می‌یابد. به نظرم کارگردان خواسته بود یک نگاه فلسفی به سکس داشته باشد که بیشتر فانتزی شده بود تا فلسفی.

ذبیح

به نظر من این فیلم کپی فیلم "نوبت عاشقی"‌ است . نمیدانم مخملباف چرا سعی در انکار عشق دارد؟

فروغ

هزار بار دیدمش. بازهم می بینم. عالی است. مرسی به خاطر انتخابش.

شریف

آقای مخملباف اگر از اروپا یا امریکا می‌بودی؟ شاید بیشتر مورد تمجید و تقدیر قرار میگرفتی، اما افسوس که ما فارسی زبانان ارزشت را نمی‌دانیم.

محسن

اتفاقا یکی از مسایل اجتماعی کشور بود، خوب بود.

امیر

کلا فیلمهای مخملباف ضعیف است. گنده اش کرده‌اند. فقط می‌خواهد متفاوت باشد ولی نمی‌تواند.

علیرضا

به نظر من به جای این‌که این فیلم را بسازد مخملباف می‌توانست در ٢خط با اس ام اس حرفش را بزند.

شیدا

اصلا خوب نبود. کسل کننده بود. دیالوگهای تکراری و بی‌ معنی داشت.

محسن

در این سینمای وراج که بیشتر فیلم‌ها شبیه کتاب قصه صوتی‌اند بسیار فیلم خوبی است. خصوصا از جهت بصری فیلم قابل اعتنایی است.

سیما

این فیلم عالی بود. موضوعات سکس - تنهایی- خیانت - عشق – ابتذال - مدرنیته - سنت - تفاوت نگاه به زن و مرد - تفاوت دیدگاه - گذشته - حال و از همه مهمتر بازنگری در قالب‌های فکری جالب بودند. با این فیلم آدم تلنگری می‌خورد که افکارش را بازنگری نکند . تعاریفش را بازنگری کند.

تامارا

فیلم فوق العاده ای بود مثل همه کارهای دیگر مخمل باف. فریاد مورچه ها هم دیدنی بود.

فاطمه

ما عاشق می‌شویم تا از تنهایی خودکشی نکنیم. ما نزدیک می‌شویم تا رنج هامان را فراموش کنیم.

مهدی

آقای مخملباف واقعیت جامعه مدرن را عالی توضیح دادند.

بدری

به نظرم اگر جناب مخملباف این فیلم را نساخته بود و همان صحبت های بعد از فیلم را هم ارائه می‌داد خوب بود.

نیلوفر

من این فیلم را ۶ سال پیش دیدم. این‌بار توضیحات آقای مخملباف را در پایان نگاه کردم. به نظرم، آن چه که مد نظرشان بوده، به طرز بی ریختی بیان شده بود.

رزیتا

بیان فقدان عشق و رفتن روابط انسانی در زمان نیل انسان به سمت آ زادی، رفتن بشر به سمت مدرنیته و ازادی باعث ایجاد روابط زیاد و کمرنگ شدن صفاتی مانند تهعد و وفاداری است که حاصل اش درد عمیقی است. انسان مدرن با تمام این ازادی ها هنوز نتوانسته به حس تنهایی پاسخی بدهد و انسان مدرن امروز در پس تمام این ازادی های ساخته خودش باز هم تشنه همان حس عمیق انسانی است.

بهزاد

این فیلم مسائل بسیار ژرف و قابل تاملی را برای جوانان روشن می‌کند.دین آن را توصیه می‌کنم.

پویان

من ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺷﺒﯿﻪ به ﺳﺎﻋﺖ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﻮﺩﻡ و ﻫﯿچ وقت هم ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻡ.

علی

فیلم بسیار زیبا و دل نشین بود.

سیاوش

این فیلم من را از تنهایی نجات داد. آخرش رفتم تاجیکستان ازدواج کردم. این فیلم در زندگی من تاثیراتی باور نکردنی داشته است.

عالیه

در کل فیلم را دوست داشتم و از کشش و موضوع و محتوا هم راضی بودم، صحبتهای کارگردان در پایان فیلم هم خیلی چیزها را روشن کرد، اما آخرش متوجه نشدم که چرا شخصیت مرد فیلم«هم‌زمان»با چهار نفر بود و هر کدام چه بخشی از نیازش را پاسخ می‌دادند؟

پویا

به طور کل مخملباف همان انسان تندرویی است که در اوایل انقلاب بود و

حالا از آن طرف بام افتاده و گرنه همان تندروی بی‌منطق نوز در کارهایش به چشم می‌خورد.

سهیل

سلیقه منطق پذیر نیست.

ارزش دیدن را داشت.

اقلیما

فیلم، چالشی در دنیای تفکرات جهان سومی باز بر خواهد انگیخت. سبک و سیاق این فیلم آقای مخملباف بسیار متفاوت با بقیه فیلم‌های ایشان بود. بسیار هنری بود ودریچه‌ای نو در پرونده کاری ایشان محسوب می‌شود. گرچه در اکثر فیلم هایشان نوع رهایی و باز شناختی زن مشهود است. مرا تا حدودی به فیلم گبه ایشان برد.

مسعود

آدمی‌ مثل مخملباف افتخار ایرانی‌‌ها است. ایشان قبل از این‌ که فیلمساز باشد، یک روانشناس است.

مرجی

فیلم خیلی خوبی بود، گرافیکش رو خیلی دوست داشتم.

هیلامن

دیدم و بسیار به وضعیت فعلی عاشقان می خواند.

سیاوش

بسیار عالی بود ولی ای کاش من زودتر این فیلم را دیده بودم شاید تحولی در زندگیم ایجاد می کرد. من قبلاً یک عاشق کور بودم.

شیرکو

دیالوگ های خیلی قشنگی داشت.

یاسمین

ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ. ﺑﻬﺘﺮ اﺯ اﻳﻦ ﻓﻴﻠﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻛﺎﺭﻫﺎی ﻣﺨﻤﻠﺒﺎﻑ ﻓﻴﻠﻤی ﻧﺪﻳﺪﻡ. ﺩﻳﺎﻟﻮﮔﻮﻫﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺯﻳﺒﺎ و ﻋﻤﻴﻖ ﺑﻮﺩند.

رضا

در این فیلم چقدر زیبا عشق معنی شده ، در واقع در این دنیای مدرن امروزی جز این معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد. زندگی هم زندگی‌های قدیم، عشق هم عشقهای آتشین.

مهدی

اینکه آقای مخملباف چه بوده و چه شده بحث درستی نیست. این معجزه و یا جادوی سینماست که فردی که به قولی متعصب و مذهبی بوده حالا به این درجه رسیده که فکر می‌کند بدون تعصب و مخاطبش را هم دعوت می‌کند که فکر کند، نه این‌که قضاوت کند و حکم های جذمی صادر کند. فیلم درباره سکس نبود فقط در جستجوی عشق بود. فکر کنم آقای مخملباف می خواسته با استفاده از کلمه "سکس" با این کلمه برای فیلمش تبلیغات کند.

یوسف

فوق العاده زیباست این فیلم. بسیاری دیالوگها به زبان روسی است ولی عالی است.

شفق

جداً ریتم این فیلم مشکل اصلی فیلم است. به شدت کند است حتی همان چند پلان نخست فیلم که معرفی می کند. هم سرعت خوبی ندارد.

شراره

این فیلم من رو یاد این نوشته انداخت:

مگر می‌شود آدم فقط یک بار عاشق بشود؟ عشق ابدی فقط حرف است. پیش می‌آید که آدم خیلی خاطر کسی را بخواهد. اما همیشه وقتی آدم فکر می‌کند که دلش سخت پیش یکی گرفتار است یک دفعه، یک جایی می‌بیند که دلش، ته دلش برای یکی دیگر هم می‌لرزد.

اگر با وفا باشد دلش را خفه می‌کند و تا آخر عمر حسرت آن دل‌لرزه برایش می‌ماند. اگر بی‌وفا باشد می‌‍لغزد و تمام عمرش عذاب گناه بر دلش می‌ماند. هیچ‌کس حکمتش را نمی داند. حالا با خود آدم است که حسرت را بخواهد یا عذاب گناه را. یکی را باید انتخاب کند. فرار ندارد.

حالا که فکرش را می‌کنم، می‌بینم خیلی هم فرقی ندارد. هر دوتایش یک جای دل آدم را می‌سوزاند. فقط یک احساس برای آدم می‌ماند، این که کاش آن یکی راه را انتخاب می کردم.

شاهدخت سرزمین ابدی - آرش حجازی

آرشیو برنامه های آپارات

<bold>برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی<link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive.shtml" platform="highweb"/></link> کلیک کنید.</bold>

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی نیز قابل مشاهده است.

برای مشاهده برنامه از طریق لینک پخش زنده تلویزیونی وب سایت بی‌بی‌سی <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link> را کلیک کنید.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک <documentLink href="" document-type=""> </documentLink><link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>

آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک <link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link><documentLink href="" document-type=""> </documentLink>

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.