تاکسی پناهی؛ وقتی محدودیت خلاقیت نمیآورد

منبع تصویر، .
- نویسنده, مهدیس امیری
- شغل, روزنامهنگار
آخرین ساخته جعفر پناهی، "تاکسی" یکی از ۱۹ فیلمیست که بر سر جوایز اصلی شصت و پنجمین جشنواره فیلم برلین رقابت میکنند. این فیلم که مانند دو فیلم قبلی آقای پناهی در فضایی محدود، با بودجهای ناچیز و عواملی انگشتشمار ساخته شده در حالی جمعه گذشته در جشنواره به نمایش در آمد که اینبارهم خود کارگردان به سبب ممنوعالخروج بودن نتوانست در برلین حاضر شود.
چندی پیش دبیر این جشنواره، دیتر کاسلیک ابراز امیدواری کرده بود با توجه به "تغییراتی" که به نظر میرسد در ایران در حال رخ دادن است، امسال آقای پناهی بتواند از کشور خارج و همزمان با نمایش فیلمش در برلین حاضر شود. با بازماندن چندبارهی آقای پناهی از سفر، وزیر فرهنگ آلمان، مونیکا گروتز در مراسم افتتاحیه برلیناله امسال ضمن انتقاد از وضعیتی که این فیلمساز در آن گرفتار آمده اعلام کرد جشنواره باید "هر سال" این کارگردان را دعوت کند تا او بالاخره بتواند در برلین حضور یابد.
سخنان تند و تیز آلمانیها البته بیواکنش نماند؛ رپیس سازمان سینمایی حجتالله ایوبی دو روز پیش در نامهای به دبیر جشنواره برلین از مواضع "سیاسی" این جشنواره انتقاد کرد و گفت آقای پناهی "از همه مواهب زندگی آزادانه" برخوردار است و تنها به موجب "قانون کشورش" اجازه فیلمسازی ندارد.
جعفر پناهی پس از انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ بابت فیلمی که تصمیم داشت در مورد حواشی آن بسازد حدود سه ماه به زندان افتاد و پس از آزادی با وثیقهای سنگین به اتهام "اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" به مدت بیست سال از حقوق اجتماعی از جمله حق فیلمسازی، فیلمنامهنویسی، خروج از کشور و مصاحبه با رسانههای داخلی و خارجی محروم شد.
تاکسیِ جعفر پناهی در برلین
نتیجه این محرومیت سه فیلم "شبهمستندی" است که آقای پناهی در سالهای اخیر با حداقل هزینه و امکانات و عوامل ساخته؛ فیلمهایی شخصی که بیشتر روایت کارگردان از روزهاییست که از سر میگذراند و نسبت چندانی با سینمای اجتماعی سالهای قبلتر آقای پناهی ندارد.
سومین این فیلمها، "تاکسی"، تماما در یک تاکسی زردرنگ میگذرد که خود فیلمساز رانندگی آن را برعهده دارد؛ همزمان با حرکت اتومبیل در سطح شهر مسافرانی به آن سوار و از آن پیاده میشوند در حالی که گفتگوی آنها با یکدیگر و راننده از طریق دوربینی که درون ماشین کار گذاشته شده ضبط میشود - در خلال این گفتگوها بناست مجموعهای مسائل از "سیاهنمایی" و سانسور در سینما گرفته تا آمار اعدام در ایران و چندین موضوع سیاسی، اجتماعی و حقوقبشری پراهمیت دیگر برای تماشاگرِ بیخبر توضیح داده شود. هرچند آقای پناهی بارها اعلام کرده سینما "زندگی" اوست و به هر تقدیر و با وجود مشکلات فیلم خود را خواهد ساخت، "تاکسی" نشان میدهد محدودیتها تاثیر قابل توجهی در کیفیت آثار او داشته است.
اگرچه اشارههای متعدد بازیگران این فیلم به دوربین نشان میدهد فیلم بناست مستند به نظر برسد اما تصنعِ بازیها در نهایت همراه شدن با فیلم و باور کردن آن را دشوار میکند. در واقع اثر آخر این فیلمساز بیش از هرچیز شبیه درددلیست تصویری با کسانی که در ایران زندگی نمیکنند یا اساسا ایرانی نیستند و چیز زیادی از آنچه او در سالهای اخیر تجربه کرده نمیدانند.
"فیلمسازی جرم نیست"
دستگیری و حکم سنگین آقای پناهی بسیاری از محافل و شخصیتهای سینمایی را به واکنش واداشت؛ از "تیم برتون" و "عباس کیارستمی" گرفته تا جشنوارههای کن و برلین اما به نظر میرسد جشنواره برلین در پیگیری وضعیت این فیلمساز ثابتقدمتر از بقیه بوده است. اگرچه رئیس سازمان سینمایی این پیگیری را به "سیاسی بودن" این جشنواره نسبت میدهد، طرف آلمانی آن را نشانه پایبندی این جشنواره به "آزادی بیان" و تلاش آن برای پاسداشتِ "حقوق مدنی" هنرمندان میداند.
جشنواره برلین در سال ۲۰۱۱ تصمیم گرفت نه تنها جعفر پناهی را به عنوان یکی از اعضای هیئت داوران برگزیند بلکه ضمن برگزاری بزرگداشت، فیلمهای پیشین او را نیز نمایش دهد- به این امید که توجهات بینالمللی اندکی از فشار وارده بر او در ایران بکاهد. در کنار نمایش فیلمهای این فیلمساز، پوسترهای بزرگی با تصویر او نیز در محوطه برگزاری جشنواره آن سال به چشم میخورد که روی آنها نوشته شده بود:
"جعفر پناهی کجاست؟"؛ پرسشی که بنا بود به مهمانان یادآوری کند این فیلمساز چرا نتوانسته در جشنواره امسال حاضر شود.
اولین فیلمی که آقای پناهی در دوران محرومیتش ساخت "این یک فیلم نیست" نام داشت؛ فیلمی که در سال ۹۰ و با همکاری مجتبی میرطهماسب ساخته و در جشنواره کن پخش شد و جایزه هم گرفت. "این یک فیلم نیست" در خانه شخصی آقای کارگردان و با کمک دوربین موبایل او ضبط شده بود و روزهای خانهنشینی، ممنوعیت فیلمسازی و بیتابی او برای ازسرگیری کارش را روایت میکرد.
در سال ۹۱ روایتی مشابه از روزهای ممنوعالکاری و یاس این فیلمساز در جشنواره برلین به نمایش درآمد. "پرده بسته" که با همکاری کامبوزیا پرتوی ساخته و خرس نقرهای بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد. به علت ممنوعالخروج بودن آقای پناهی، همکارش روی سن رفت تا جایزه را دریافت کند اما گذرنامه کامبوزیا پرتوی نیز در بازگشت به ایران برای مدتی توقیف شد.
در حاشیه نمایش "پرده بسته" هنگامی که از آقای پرتوی پرسیده شد آيا ساخت و نمایش این فیلم مشکلی برای جعفر پناهی در ایران ایجاد خواهد کرد یا نه او جواب داد: "نه. در این دو فیلم آخر پناهی داستان شخصی خودش را تعریف میکند؛ برخلاف فیلمهای قبلیش کاری به اجتماع ندارد. این یک داستان شخصی است".
از فیلمساز صاحبسبک تا "محکوم امنیتی"
علیرغم این "شخصی" بودن، نمایش "تاکسی" در جشنواره برلین - چنان که انتظار میرود- به مذاق محافظهکاران خوش نیامد. وبسایت رجانیوز -به عنوان نمونه- چندی پیش آقای پناهی را یک "محکوم امنیتی" و پذیرش او در جشنواره برلین را "دهن کجی به قوانین" ایران خوانده بود. این رسانه بعلاوه پذیرفته نشدن فیلم "محمد"، اثر پرهزینه مجید مجیدی در برلیناله و راه یافتن فیلم "زیرزمینی" آقای پناهی به بخش مسابقه را نشانهای از برخورد مغرضانه و سیاستزدگی جشنواره برلین دانست.
بسیاری دیگر از رسانههای نزدیک به محافظهکاران نیز از فرصت استفاده کردند تا وزارت ارشاد دولت یازدهم را بابت عدم کنترل کافی بر نمایش فیلمهای ایرانی در جشنوارههای بینالمللی سرزنش کنند. اگرچه در نهایت سخنگوی وزارت ارشاد نیز وادار به موضع گیری شد، اما مواضع این وزارتخانه در مورد آقای پناهی نیز دوپهلو و همراستا با سایر سیاستهای محافظهکارانه اخیر مدیران آن بود.
سخنگوی وزارت ارشاد، حسین نوشآبادی اواخر دیماه جاری گفت: "افرادی که محکومیتی دارند و این محکومیت به اعتبار خودش باقی است بسته به شرایطی که دارند به آنها رسیدگی میشود. تلاش ما این است کسانی که به هر دلیلی زمانی دور شدند و بخشی از عمرشان را نامهربانانه گذراندند، نزدیک شوند. ما مقام امنیتی و سیاسی نیستیم و نمیخواهیم کسی بهخاطر یک خطا در گذشته، همچنان در محرومیت باشد".
پافشاری خبرنگاران بر شنیدن موضعی صریح سخنگوی وزارت ارشاد را وادار به توضیح بیشتر کرد: "برخی در ایران با محدودیت مواجه هستند. اما دلیل نمیشود آنها را تعقیب کنیم که در خارج از ایران آثاری نداشته باشند. اگر قانون برای آنها موقتا منعی قایل شده دلیل نمیشود برای همیشه آنها را منزوی و از صحنه هنر دور کنیم".
نامه گلایهآمیز رئیس سازمان سینمایی و نگاهی گذرا به اعمال نفوذهای اخیر در حوزه فرهنگ و هنر نشان میدهد که نمیتوان به لحن آشتیجویانه سخنگوی وزارت ارشاد چندان امید بست. فعلا تنها میتوان آرزو کرد آقای پناهی بتواند به زودی به جای یادداشتهای تصویری سال های محدودیت و محکومیت، به سینمای اجتماعی مالوف و تاثیرگذار خود بازگردد.











