مرور جشنواره تئاتر ایرانی در کلن؛ فستیوال آسیای جوان

- نویسنده, محمود خوشنام
- شغل, در محل برگزاری جشنواره
هجدهمین جشنواره تئاتر ایرانی از نهم تا سیزدهم نوامبر امسال در شهر کلن آلمان برگزار می شود.
جشنواره تئاتر ایرانی در سال ۱۹۷۳ از سوی دو تن از فارغ التحصیلان دانشکده هنرهای دراماتیک ایران، مجید فلاح زاده و بهرخ حسین بابائی و با حمایت سازمان های فرهنگی آلمان در شهر کلن بنیاد شده است. جشنواره در درازای این هیجده سال، جایگاهی مناسب برای عرضه کار گروه های تئاتری بیرون از ایران بوده است. البته در چند دور از جشنواره گروه هائی مستقل از ایران نیزدر آن شرکت داشتند. با این همه آن را باید عمدتا تریبون گروه های برونمرزی تلقی کرد. جشنواره امسال عنوان فرعی فستیوال آسیای جوان را نیز بر پیشانی دارد.
از ویژگی های این دور از جشنواره این است که نسل جوانتر یا به گفته دست اندرکاران "نسل دوم مهاجرت" نیز در آن شرکت دارد.
برنامه ها با صحنه پردازی های یکی از همین نسل دوم، هادی خانجانپور آغاز شده است. او در نمایش تکنفره خود به زبان آلمانی که شباهت بسیار به آثار کاباره ای سیاسی اجتماعی غربی دارد، حدود ۹۰ دقیقه برش هائی از زندگی خود را در غربت، دستمایه نقد و طنز قرار می دهد. طنزی که در ذات تلخ است ولی در عبور از تضادهای زندگی مهاجران، سبب خنده نیز می شود.
نمایش بعدی که "گزارش یک سنگسار" نام دارد، رابطه ممنوع زن و مردی را تصویر می کند که ترس از بر ملا شدن و در نتیجه سنگسار شدن، اعصاب شان را در هم ریخته است. متن این نمایشنامه را مجید فلاح زاده مدیر جشنواره، با برداشتی از کار "اتول فوگارد" نمایشنامه نویس آفریقای جنوبی نوشته و خود کارگردانی کرده است. سودابه فرخ نیا و شاپور سلیمی نقش زن و مرد را ایفا می کنند. بازی ها جاافتاده و کارگردانی نو و غیر کلیشه ای است. سنگسار، از طریق فضا و صدا، تصویر می شود و نه از راه سنگ پراکنی در صحنه!
"بارانداز" را منوچهر نامور آزاد نوشته و کمال حسینی کارگردانی کرده است. نمایشنامه میکوشد تنهائی و بیهویتی انسان امروز را تصویر کند.
"چه خبر تیمسار؟" کار احمد نیک آذر است که می خواهد از نفوذ برخی از نظامیان گریخته و پناهنده در حرکت های اعتراضی جدید پرده بردارد.
"۲۰۹" را یعقوب کشاورز از استکهلم به جشنواره آورده است. کار او بیان زندگی دانشجوی جوانی است که پس از وقایع تیر ماه سال ۱۳۷۸ در تهران دستگیر شده است. نمایشنامه ظاهرا تکیه بر زندگی احمد باطبی دارد که به وسیله دانشجوی دیگری بررسی میشود.
"یک واقعه" نام نمایشی است از "هروز قنبر حسینی که زندگی زن و مردی را به تماشا میگذارد که در پی یک واقعه آخر زمانی، آخرین انسانهای سرزمین خود شدهاند و در گورستان کار می کنند. یک واقعه، شرح دو زندگی متفاوت در زمان و شرایط واحد است.
"چهره به چهره در آستانه فصلی سرد" کار تازه نیلوفر بیضائی نیز در برنامه جشنواره جای دارد. نیلوفر بیضایی کوشیده است با تکیه بر همسانی محدودیتها زندگی طاهره قرهالعین و فروغ فرخزاد را در کنار هم بگذارد و فصل مشترک آنها را برجسته سازد. پیش از این گمان می رفت که او این دو زندگی را در هم ادغام میکند ولی احتمالا تفاوتها، مانع از رسیدن به انسجام صحنهای می شده است. در نمایشنامه نیلوفر بیضائی سه زن بازی دارند که در این میان نقش اول را بهرخ حسین بابائی ایفا می کند، با صدائی گرم و بازی نرم.
یک گروه سه نفری "تریو"ی موسیقی نواهای یهودیان را در جشنواره عرضه میکند. عنوان برنامه "تلنگری بر قلب" است و دبورا اشتراوس، ویولن نواز معروف یهودی که از نیویورک میآید، همراه گروه است.
"دعوت" نوشته غلامحسین ساعدی از برنامههای دیگر جشنواره است که باز سودابه فرخ نیا این بار با همکاری خواهرش "سوسن فرخ نیا" آن را به روی صحنه میآورد. داستان زنی است از خانوادهای مرفه که دارد خود را می آراید تا به جائی که دعوت شده است برود.
با "هیاهوی بسیار برای همه چیز" که متنی است که "فرهاد مجد آبادی" با اقتباس از "داریو فو"ی ایتالیائی به روی صحنه میآورد، جشنواره به پایان خود می رسد. نمایش با زبانی طنز آمیز دشواریهای زندگی مردم ایتالیا را در سالهای دهه هفتاد میلادی بیان میکند...
جشنواره هجدهم یک نمایشنامه خوانی و یک گرد همائی برای بحث و گفتگو را نیز در خود دارد.
نمایشنامه خوانی "داستان خرس های پاندا" نوشته ماتئی ویسنی یک را شاپور سلیمی و بهارک علی زاده اجرا می کنند و بحث و گفتگو با عنوان "آزادی بیان، رودخانه بدون بازگشت" با حضور منصور کوشان، نویسنده، برگزار خواهد شد.











