زنان سینماگر پیشگامی که راه را برای آیندگان هموار کردند

منبع تصویر، Alamy
- نویسنده, کرین جیمز
- شغل, منتقد
کلییو مدیسون، هرچند نامی آشنا به نظر میرسد، اکنون چندان شناخته شده نیست. در سال ۱۹۱۶ اما او در سینما بازیگر زن محبوبی به شمار میآمد که در تلاش بود به نویسندگی و کارگردانی هم بپردازد. گفتهاند او سالها بعد در پاسخ به این پرسش که آیا از کارگردانی میترسیده، پاسخ داد: "چرا باید میترسیدم؟ مردان کمهوشی که من میشناختم باید از کارگردانی میترسیدند."
مدیسون در میان همعصرانش بااستعدادترین فرد به شمار نمیآمد، گرچه مهارتی تمام در خلق و بیان جملاتی داشت که بر سر زبانها میافتاد. پس طبیعی است که او در نظرسنجی صفحه فرهنگ بیبیسی برای انتخاب صد فیلم ساختهشده به دست کارگردانان زن یک رای هم نیاورده باشد. البته تغییر حرفه او در سینما در دورانی که این صنعت چندان نوپا بود که هر فردی به آسانی میتوانست به آن وارد شود، کاری معمول بود. از دوره او فقط سه اثر به فهرست صد فیلم راه یافتهاند. ۶۳ درصد آثار این فهرست پس از دهه ۱۹۹۰ پدید آمدهاند و یکچهارم آنها متعلق به دهه ۲۰۱۰ هستند. پس بر معاصران مدیسون چه گذشته است؟ چرا در این فهرست خبری از آنها نیست؟

منبع تصویر، Alamy
البته در این فهرست همچنان به آثاری حیرتانگیز برمیخوریم که با یکدیگر تفاوت بنیادین دارند. کفش اثر لوئیس وبر(۱۹۱۶) که در رده هفتادونهم نظرسنجی جای گرفته، قدیمیترین فیلم این فهرست به شمار میآید. این اثر داستان زنی از طبقه کارگر را باز میگوید که برای به دستآوردن کفشی مد روز داوطلبانه به اغوای مرد ثروتمندی فرومایه تن در میدهد. وبر در این فیلم به گونهای چشمگیر در قیاس با زمان خودش، از احساسات شدید پرهیز میکند. سویه اجتماعی فیلم و روایت همذاتپندارانهاش امروز نیز نیرومند به نظر میرسد.
عنوان بعدی نظرسنجی از جنبه گاهشماری متعلق به یک دهه بعدتر است. فیلم ماجراهای شاهزاده احمد (۱۹۲۶) که در رتبه چهلودوم قرار دارد، ساخته لوته راینیگر است. این اثر که از نخستین آثار انیمیشن داستانی به شمار میآید، با تکنیک کات-اوت ضد نور پدید آمده و داستانی بر اساس حکایات هزار و یکشب را روایت میکند.
صدف و کشیش (۱۹۲۸) اثر کارگردان زن فرانسوی ژرمن دولاک، که در جایگاه هفتادویکم جای دارد، فیلم کوتاهی وهمانگیز، تصویرمحور، سورئالیستی و موجز است. در این اثر کشیشی دیوسرشت گرفتار وسوسه زنی میشود که سینهبندی از صدف به تن دارد. هنگامی که زن پستانبند صدفیش را باز میکند و از تن بیرون میآورد، سینهبند شعلهور میشود.
فیلمهای دیگری هم سزاوار آن بودند که در این فهرست گنجانده شوند از کمدیهای میبل نورماند گرفته تا ملودرامهای دوروتی آرزنر. به یک دلیل ساده فیلمهای بیشتری از آن دوران در فهرست بیبیسی نیامده است. اگر بخواهیم صریح باشیم، واقعیت این است که تماشای فیلمهای اولیه تاریخ سینما گاهی به اندازه انجام تکالیف شب دشوار است. از میان سه فیلمی که نام برده شد، شاید فقط فیلم کفش واجد کیفیت عاطفی و دراماتیکی باشد که توجه مخاطب امروزی را برانگیزد.

منبع تصویر، Alamy
پیشگامان راهگشا
آلیس گی بلاش شاخصترین نامی است که در این نظرسنجی از قلم افتاده است. او که نخستین کارگردان زن به شمار میآید، آثاری خیالانگیز پدید آورد و حتی استودیوی فیلمسازی خود را بنا نهاد. با این همه او آرای اندکی- تنها هفت رای- کسب کرد، در حالی که انیس واردا و کاترین بیگلو در صدر بیشترین رایآورندگان هر دو صد رای به دست آورند. احتمالا گی بلاش بهتنهایی مهمترین زن در تاریخ سینما به شمار میآید، اما جالب است که به جای ساختهای از او پیانو ساخته خیرهکننده جین کمپیون در صدر فهرست دیده میشود. در مقایسه با آنهمه پیچیدگی عاطفی و زیبایی بصری پیانو، اکنون فیلم قصه پریان کلمها و رزها(۱۸۹۶) ساخته گی بلاش، که در آن پری قصه نوزادانش را با تکههای کلم قنداق میکند، اثری ابتدایی به نظر میرسد.
البته از دلایل دیگر گرایش نظرسنجی به فیلمهای جدیدتر، نادیدهانگاری و به حاشیهراندن زنان در طول تاریخ سینما است. در اواخر دهه ۱۹۲۰ مردان که دریافته بودند فیلمسازی کسبوکار پر درآمدی است، مهار این صنعت را به دست گرفتند. در هفت دهه بعدی یا مدتی بیش از آن، فیلمسازی زنان امری غیرعادی تلقی میشد. وضعیت حتی از این هم بدتر شد، محققان و مورخان زنان پیشگام سینما را تا همین اواخر عمدتا نادیده میگرفتند. کارگردانان زن، حتی در روزگار خود اغلب از اعتباری که سزاوارش بودند برخوردار نمیشدند و اغلب باید عنوان رسمی کارگردانی را با همکار مرد خود شریک میشدند. لوئیس وبر در فیلم خلاقانه تعلیق (۱۹۱۳)، عنوانش را با شوهرش، فیلیپ اسمالی، تقسیم کرد، گرچه بعدها این راز فاش شد که نیرو و تفکر خلاق اثر او بوده است.
بیشتربخوانید:
از دهه ۱۹۶۰ دیگر در سینما کارگردان را بهمثابه مولف فیلم میشناختند. در این دوره زنان در دیگر عرصههای سینما بسیار مشارکت داشتند. فرانسیس ماریون، نویسنده، یکی از برجستهترین شخصیتها در حوزه کار خود به شمار میآید. این اهمیت تنها به سبب فیلمنامههای برجستهاش نیست که بسیاریشان را برای مری پیکفورد نوشت، بلکه به دلیل نقش کار و موفقیتش در تشویق زنان برای ورود به صنعت سینما است. کری بیچام در کتاب درخشانش بدون آن که زانو بزنم: فرانسیس ماریون و زنان قدرتمند در سالهای نخستین هالیوود(۱۹۹۷) به جزییات کار و دستاوردهای حرفهای این زن میپردازد. در نامگذاری این کتاب از نقل قولی از مدیسون الهام گرفته شده است: "همه زندگی به دنبال مردی بودم که برای بزرگبودنش لازم نباشد خودم را کوچک کنم."
مارگارت بوت حرفه تدوین را به عنوان نگاتیوبُر با کار برای دی. دابلیو. گریفیث در سال ۱۹۱۵ آغاز کرد و تا سال ۱۹۸۲، که سرپرستی و تدوین فیلم آنی ساخته جان هیوستون را بر عهده داشت، به فعالیتش ادامه داد. آن بوچنز تدوینگر سیسیل بی. دمیل بود و از فیلم کارمن در سال ۱۹۱۵ تا ده فرمان در ۱۹۵۶ به کار پرداخت. لوته راینیگر گرچه احتمالا از پیشگامان انیمیشن است، اما او تنها انیماتور زن دوران آغازین سینما به شمار نمیآید. کتاب جدید ناتالیا هولت، ملکه انیمیشن: داستان ناگفته زنانی که جهان دیزنی را دگرگون کردند و تاریخ سینما را رقم زدند، زنانی را معرفی میکند که در کنار همکاران مردشان در خلق بسیاری از آثار کلاسیک انیمیشن نقش داشتند، اما هنگامی که سخن از ارتقای شغلی یا اعتبار به میان میآمد نادیده انگاشته میشدند.

منبع تصویر، Alamy
زنان پیشگام سینما هر روز بیشتر از پیش بازکشف میشوند و آثار آنها ترمیم میشود و در دسترس قرار میگیرد. بسیاری از این فیلمها در سری نخستین پیشگامان با عنوان اولین زنان فیلمساز در قالب مجموعه دیویدی منتشر شده است. مجموعه بزرگ منتخبی از آنها را نیز در نتفلیکس میتوان تماشا کرد. این زنان چه به رسمیت شناخته شده باشند و چه جز آن، راه را برای حضور آثار دیگر زنان در نظرسنجی بیبیسی، که اغلب از کارهای اخیر و حتی امسال انتخاب شدند، هموار کردهاند. آثار برجسته امسال، پرتره دوشیزهای در آتش از سِلین سیاما و سوغات اثر جوانا هاگ، نیز مانند بهترین فیلمهای سالهای نخستین سینما از منظر یک کارگردان زن و در چشماندازی زنانه پدید آمدهاند.
البته اجازه دهید بهبود وضعیت در روزگار کنونی را با برابری زنان با مردان در عرصه سینما یا گشودهشدن مسیری آسان برای آنان اشتباه نگیریم. ایوا دووِرنی، که دو اثر اخیرش- فیلم داستانی سلما و مستند سیزدهمین- در فهرست بیبیسی جای گرفتهاند، اغلب تغییر حرفه خود را از مسئول روابط عمومی فیلم به کارگردان این گونه توصیف میکند ( میتوان طنین مودبانه سخنان کلییو مدیسون را در جملات او شنید): " پیوستن به یک گروه فیلمسازی و حضور در کنار کارگردانها؛ مگر چنین چیزی ممکن است؟... بعد به خودم گفتم از عهدهاش برمیآیم."











