جشنواره فیلم لندن؛ از دانه انجیر معابد تا دختر هزاره

منبع تصویر، BFI London Film Festival
- نویسنده, محمد عبدی
- شغل, نویسنده و منتقد فیلم
شصت و هشتمین دوره جشنواره جهانی فیلم لندن، یکی از قدیمیترین و بزرگترین جشنوارههای اروپا، یکشنبه شب، بیست و نهم مهر، به کار خود پایان داد؛ جشنوارهای که کماکان به رغم داشتن بخش مسابقه، نوعی «جشنواره جشنوارهها» تلقی میشود که گزیدهای از فیلمهای مختلف جشنوارههای جهان- به ویژه کن و ونیز و برلین- را در کنار برخی عنوانهای تازه در بخش «گالا» به نمایش میگذارد.
جشنواره امسال هم به رغم تغییر مدیریت، کماکان به مانند سالهای گذشته برگزار شد و سرانجام در بخش مسابقه، فیلم انیمیشن «خاطرات یک حلزون» ساخته آدام الیوت جایزه بهترین فیلم را به دست آورد. هرچند هیأت داوران در بیانیهاش از انتخاب یک فیلم انیمیشن به عنوان برنده بخش اصلی ابراز خرسندی کرد، فیلم آوریل ساخته دئا کولومبگاشویلی از گرجستان، یکی از بهترین فیلمهای امسال در بخش مسابقه حاضر بود که در حال و هوایی متفاوت، فضایی زنانه - و تنانه- خلق میکرد که در آن حق و حقوق زن برای سقط جنین مورد کنکاش قرار میگرفت.
در بخش مسابقه فیلمهای اول، «در حال سقوط» ساخته لارا کریرا به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد، فیلمی که تنهایی یک زن در محیطی سرد و خشن در لندن امروز را تصویر میکند و با ثبت و ضبط زندگی روزمره یک کارگر خارجی، موفق میشود جهان درونی این زن را با تماشاگر قسمت کند.
فیلم «مادر ورا» هم جایزه بخش مستند را از آن خود کرد، فیلمی که باز به کند و کاوی درباره شخصیت یک زن بدل میشود.
جشنواره با فیلم «بلیتز» ساخته استیو مک کوئین افتتاح شد که افتتاح درخوری را رقم زد؛ فیلمی کمتر شعاری از این فیلمساز سیاهپوست که غالباً با زبانی شعاری به طرح معضلات نژادپرستی میپردازد، این بار اما این مضمون- که در فیلم اهمیت زیادی هم دارد- خوشبختانه از مرز شعار به سلامت عبور میکند و با دل و جان یک داستان درگیر کننده در جنگ دوم جهانی ترکیب میشود، جایی که یک بچه سیاهپوست ویرانیهای جنگ را به چشم خودش تجربه میکند.

منبع تصویر، BFI London Film Festival
سینمای ایران
دانه انجیر معابد ساخته محمد رسولاف اولین نمایش خود در بریتانیا را در این جشنواره تجربه کرد، هر چند رسولاف که قرار بود در جشنواره حاضر باشد، در نهایت نتوانست حضور پیدا کند. فیلم دیدنی رسولاف که این روزها تعداد تماشاگران آن در فرانسه از نیم میلیون هم گذشته، کند و کاوی است در ادامه آثار قبلی این فیلمساز درباره مفهوم قدرت خشونت و ابتذال شر که این بار در فیلمی در راستای زن، زندگی، آزادی، به درون خانواده یک فرد قدرتمند حکومتی نفوذ میکند و سرانجام تکاندهندهای را برای او رقم میزند.
در ادامه نمایش نسخههای ترمیم شده فیلمهای قدیمی ایرانیای که در غرب کمتر شناخته شدهاند (از شطرنجباد ساخته محمدرضا اصلانی تا غریبه و مه فیلم کمتر دیده شده بهرام بیضائی که سال گذشته چشمها را خیره کرد) امسال هم یک فیلم سینمای پیش از انقلاب ایران در این جشنواره به نمایش درآمد: «خاک سر به مهر» ساخته مروا نبیلی.
نبیلی که از اولین سینماگران زن ایران محسوب میشود، این فیلم را در سال ۱۳۵۶ تنها در شش روز در خوزستان فیلمبرداری کرد و بعد نگاتیوهای آن را با خود به آمریکا برد و به این ترتیب فیلم هیچگاه در ایران نمایش داده نشد، اما جشنواره لندن- در کنار چند جشنواره دیگر- در سال ۱۹۸۱ این فیلم را به نمایش گذاشت و حالا بعد از چهل و سه سال، نسخه ترمیم شده آن بار دیگر در این جشنواره به نمایش درآمد: فیلمی که نمای نزدیک ندارد و فیلمساز با دوربینی عمدتاً ثابت به ثبت و ضبط زندگی یک دختر هجده ساله در یک روستا میپردازد که از سوی خانوادهاش تحت فشار است تا ازدواج کند. نبیلی سبک و سیاق متفاوتی را برای فیلم برگزیده که البته تماشای آن را سخت میکند؛ سبک و سیاقی که بسیاری تحت تأثیر سهراب شهید ثالث میدانند، اما نبیلی میگوید که در آن زمان هیچ فیلمی از شهید ثالث ندیده و بیشتر تحت تأثیر روبر برسون بوده است.

منبع تصویر، BFI London Film Festival
فیلم «آگهیهای ایرانی» فیلم کوتاهی است ساخته آنا اسنوبال که نگاهی شوخ و شنگ به دنیای مردی ایرانی دارد که با فروشآش در لندن میخواهد موقعیت مالی خود را تثبیت کند تا بتواند همسر و فرزندش را به این شهر بیاورد. فیلم در عین تلخی، فضای فانتزی متفاوتی خلق میکند که در آن شوخی با عادتها و علایق ایرانیها به بخش مهمی از فیلم بدل میشود.
«سیاره دزدیده شده من» ساخته فرحناز شریفی که از جشنواره برلین به جشنواره لندن رسیده، مستندی است که با متریال آرشیوی، داستان انقلاب ایران از ابتدا تا جنبش زن زندگی آزادی را روایت میکند که البته میتواند مخاطب ایرانی را خسته و نومید کند و فیلمی بدون هیچ نکته تازه به نظر برسد، اما حضور فیلم در جشنوارهها نشان از آن دارد که برای مخاطب خارجی خالی از لطف نیست.
«کمی» ساخته الیاس یورش و شاهرخ بیکران که در بخش مسابقه فیلمهای مستند به نمایش درآمد هم فیلمی است از افغانستان که داستان دختری هزاره را روایت میکند که در دانشگاه کابل خودکشی کرده است. فیلم با دنبال کردن خانواده این دختر و به ویژه خواهر او سعی دارد جنبههای مختلفی از این تراژدی را با ریشههای تاریخی ظلم به اقلیت هزاره تصویر کند.













