آیا ناپلئون بناپارت را میشود با هیتلر و استالین مقایسه کرد؟

منبع تصویر، Apple+
- نویسنده, نیل آرمسترانگ
- شغل, بی بی سی فرهنگ
ریدلی اسکات در آستانه نمایش فیلم جدیدش ناپلئون در اظهارنظرهایی جنجالبرانگیز خشم عدهای را برانگیخته است. او شخصیت اصلی فیلم با بازی واکین فینیکس را با هیتلر و استالین مقایسه کرده است. اما حقیقت ماجرا چیست؟
ریدلی اسکات، فیلمساز کهنهکار بریتانیایی کارزار تبلیغاتی تازه ترین اثرش را با حمله به خطوط مقدم فرانسویها شروع کرده است.
فیلم ناپلئون اثری حماسی است که قرار است به قدرت رسیدن یک امپراتور را به تصویر بکشد. این فیلم با بازی واکین فینیکس در نقش ناپلئون افتوخیزهای رابطه پرتلاطم او با جوزفین (با بازی ونسا کربی) را نمایش میدهد.
حرف و سخنهای فراوانی درباره این فیلم وجود دارد. صحبتهای ریدلی اسکات در مصاحبهای که با مجله امپایر داشت به این جو دامن زد. او در این مصاحبه برداشتش از شخصیت ناپلئون را چنین توضیح میدهد: «من ناپلئون را با الکساندر کبیر، آدولف هیتلر، استالین و لنین مقایسه میکنم. او کثافت زیادی در خود پنهان کرده است»

منبع تصویر، Apple+
فرانسویها بیاینکه حتی یکلحظه را هدر بدهند حمله متقابل به این بریتانیایی گستاخ را شروع کردند.
پیر براندا، مدیر علمی بنیاد ناپلئون به روزنامه تلگراف گفت: «هیتلر و استالین هیچچیز نساختند و فقط ویرانی برجا گذاشتند. ناپلئون چیزهایی که ساخته که هنوز وجود دارند.»
تیری لنتز از بنیاد ناپلئون در همان مطلب میگوید: «ناپلئون نه فرانسه و نه اروپا را نابود نکرد. میراث او همیشه تقدیر شده و موردستایش قرارگرفته و تلاش شده مسیر او ادامه پیدا کند.»
اما حقیقت مطلب کجاست و آیا ریدلی اسکات برای ادعای خود مدرک و شواهدی دارد؟
ناپلئون فرمانده نظامی بسیار قابلی بود که بعد از یک دوران بیثباتی در سیاست فرانسه به دنبال انقلاب فرانسه در سال ۱۷۹۹ به قدرت رسید. ستایشگران ناپلئون میگویند او فرانسه را به کشوری شایستهتر از زمان حکومتهای قبل از انقلاب تبدیل کرد.
او دولت مرکزی ایجاد کرد، سیستم بانکی کشور را سامان داد، به آموزش اهمیت و ارزش داد و قوانین ناپلئونی را بنا گذاشت که سیستم قضایی کشور را زیر و رو کرد و توانست الگویی برای سایر کشورها شود.

منبع تصویر، Apple+
اما او همچنین جنگهای خون باری در سراسر اروپا به راه انداخت و تلاش کرد امپراتوری عظیمی در اروپا ایجاد کند که در دوران اوج خود از خلیج ایبری تا مسکو وسعت داشت.
تا سال ۱۸۱۲ تنها بخشهایی از اروپا که تحت سلطه مستقیم یا حکومت دستنشاندههای او نبودند، بریتانیا، پرتغال، سوئد و امپراتوری عثمانی بودند. او عاقبت در سال ۱۸۱۵ درنبرد با نیروهای متحد چند کشور با رهبری بریتانیا درنبرد واترلو شکست خورد.
ناپلئون و جنگهای ناپلئونی در ذهن مردم بریتانیا در آن دوران و تا سالهای بعد اثری ماندنی داشته است. کاریکاتوریستها همیشه شیفته ناپلئون بودهاند.
او همیشه در پسزمینه داستانهای جین آستین حضور دارد. در رمان غرور و تعصب که در سال ۱۸۱۳ منتشر شد، نیروهای نظامی حضور دارند که در برابر خطر احتمالی حمله ناپلئون آماده بودند. شارلوت برونته تکهای از تابوت ناپلئون داشت که یکی از معلمهایش از بروکسل به او داده بود.
آرتور کانون دوئل در مجموعه داستانهای محبوب کارآگاهی شرلوک هولمز، شخصیت منفی داستان به نام پروفسور موریارتی را با عنوان «ناپلئون جنایت» توصیف میکند. در مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول که در سال ۱۹۴۵ منتشر شد، خوکی که تبدیل به رهبر خودکامه حیوانات میشود ناپلئون نام دارد. اما آیا دیکتاتور خواندن ناپلئون و مقایسه او با دیگر دیکتاتورهای بدنام تاریخ واقعاً منصفانه است؟
نگاههای مختلف به ناپلئون
فیلیپ دایر، استاد تاریخ در دانشگاه نیوکاسل در استرالیا، نویسنده بیوگرافی سهجلدی ناپلئون است. او چنین فکر نمیکند و میگوید: «میتوان درباره اینکه ناپلئون دیکتاتور بود یا نه بحث کرد. من بیشتر به سمت دیکتاتور بودن او تمایل دارم. اما او قطعاً در حد هیتلر یا استالین، دو دیکتاتور خودکامهای که مردم خودشان را بیرحمانه تحت ستم قراردادند و میلیونها نفر را کشتند، نبود.

منبع تصویر، Art images via Getty images
برخی چنین استدلال میکنند که خود امپراتوری بهنوعی حکومت پلیسی بود زیرا در آن شبکه پیچیدهای از خبرچینها وجود داشتند که مراقب افکار عمومی و آنچه بین مردم میگذرد بودند و آن را کنترل میکردند. آقای دایر ادامه میدهد: «اما عده کمی از مردم جز تعدادی از اشرافزادگان که در حال توطئه برای برانداختن حکومت بودند و چند روزنامهنگار به دلیل مخالفت با ناپلئون اعدام شدند. اگر بخواهم ناپلئون را باکسی مقایسه کنم به سراغ لوئی چهاردهم میروم. یک پادشاه قدر قدرت که جنگهای بیدلیلی به راه انداخت که درنتیجه آن جان هزاران نفر از دست رفت.»
«البته ناپلئون هم جنگافروزیهایی کرد و میتوان درباره اینکه آیا آن جنگها واقعاً ضرورت داشتند یا نه وارد بحث شد. این جنگها موجب مرگ میلیونها نفر شدند. البته ما نمیدانیم چند شهروند عادی مستقیم یا غیرمستقیم درنتیجه این جنگها کشته شدند.»
ان الیزابت موته خبرنگار فرانسوی و ستوننویس روزنامه تلگراف همفکر میکند ناپلئون را نمیتوان با هیتلر و استالین مقایسه کرد. او به بیبی بی سی میگوید: «ناپلئون اردوگاه کشتارجمعی نداشت. او اقلیت خاصی از مردم را جدا و کشتار نکرد. البته سیستم پیچیده پلیس و کنترل سیاسی داشت اما مردم عادی میتوانستند زندگی روزمره خود را بکنند و هر چه میخواستند بگویند.»

منبع تصویر، Apple+
خانم موته میگوید فرانسویها ناپلئون را بهعنوان یک اصلاحطلب میشناسند.
«او ذهنی فوقالعاده داشت. موجب شکل گرفتن مجموعهای از قوانین و نهادهایی شد که تا امروز وجود دارند. ما اغلب دوست داریم چنین فکر کنیم- فکری که بیپایه و اساس هم نیست- که بسیاری از مردم در زمان حکومت فرانسویها در مقایسه بازمانی که تحت حکومت قوانین فئودالها بودند، زندگی شادتری داشتند.»
بااینوجود چارلز اسدیل، استاد بازنشسته تاریخ در دانشگاه لیورپول و نویسنده چند کتاب درباره ناپلئون ازجمله جنگهای ناپلئونی: تاریخ بینالمللی ۱۸۰۳-۱۸۱۵ نظر متفاوتی دارد.
او میگوید: «ناپلئون از دید من یک جنگسالار است. مردی که به دلیل جاهطلبیهای شخصی عمیقاً بیرحم بود. کسی که تصویر بسیار شفاف از فرانسهای که باید میساخت داشت و در ادامه آن اروپایی که باید میساخت تا با کمک آن بتواند ماشین جنگیاش را تقویت کند. هر ایدهای که بخواهد او را یک نجاتبخش یا مردی برای آینده تصور کند بخشی از افسانههای ناپلئونی است.»

منبع تصویر، Getty Images
آقای اسیدل توضیح میدهد: «سیستم پروپاگاندای ناپلئونی در دوران امپراتوری او بسیار دستگاه پرقدرتی بود و توانست تصویری از جنگها ارائه دهد که در همه آنها تقصیر اصلی همیشه بر گردن آلبیون خیانتکار بود. هیچوقت تقصیر فرانسه نبود بلکه همیشه این دیگران بودند که علیه فرانسه جنگ شروع میکردند. این افسانهسازی دوران ناپلئون تا همین امروز زنده وموثر است. ناپلئون هنوز یک واقعیت حی و حاضر است. او حتی از ورای قبر هم کار خودش را میکند و همچنان دارد تصوری که ما از او داریم را شکل میدهد و کنترل میکند.»
اما آقای اسدیل هم با مقایسه ناپلئون با هیتلر و استالین موافق نیست.
او میگوید: «ناپلئون در بسیاری موارد مقصر بود و ایرادهای فراوان داشت. او فردی نفرتانگیز بود اما نشانهای از تفکر نژادپرستانهای که در حکومت نازیهای وجود داشت در او دیده نمیشد. ناپلئون را نمیتوان به نسلکشی متهم کرد. او در پاکسازی نژادی دست نداشت و اگر بخواهیم منصف باشیم در دوران حکمرانی او تعداد زندانیان سیاسی نسبتاً محدود بود. مقایسه او با هیتلر و استالین از جهت تاریخی بیپایه و اساس است.»

منبع تصویر، Apple+
بیشک ریدلی اسکات، فیلمساز کارکشتهای که آثاری چون بلید رانر، گلادیاتور، تلما و لوئیز و سری فیلمهای بیگانه را ساخته است در این دوران طولانی حضور در صنعت سینما میداند چطور باید فیلمی را تبلیغ کرد. این فیلم برای ریدلی اسکات بازگشت به دورهای حدود چهل سال قبل است که اولین فیلمش دوئلبازها را ساخت. کاملاً محتمل است که او هم میدانست مقایسه ناپلئون با استالین و هیتلر میتواند برای تبلیغ فیلم خوب باشد و برای همین چنین ادعایی کرده است.
با این حرفها آیا آقای اسدیل حاضر است وقتی فیلم به نمایش در آمد آن را ببینید؟ او به شوخی میگوید:
«لابد چارهای ندارم جز اینکه آن را ببینم! اما از حالا میدانم خیلی خوب نخواهد بود چون در آن راد استایگر نقش ناپلئون را بازی نمیکند. در فیلمی که در سال ۱۹۷۰ به نام واترلو ساخته شد هم ایرادهای زیادی وجود داشت اما بازی راد استایگر در نقش ناپلئون فوقالعاده بود.»















