چه کسی برای سربازان روس «تفنگت را زمین بگذار» می‌خواند؟

مژگان صمدی -- پژوهشگر مسائل فرهنگی روسیه

یوری شِوْچوک، خواننده اصلی و بنیانگذار گروه موسیقی راک روسی «د.د.ت» (DDT Rock Band)
توضیح تصویر، یوری شِوْچوک، خواننده اصلی و بنیانگذار گروه موسیقی راک روسی «د.د.ت» (DDT)

مجموعه «ناظران می‌گویند» بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی فارسی می‌کوشد در این مجموعه، با انعکاس دیدگاه‌ها و افکار طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از موضوعات مختلف ارائه دهد. بدیهی است انتشار این آرا و نقطه‌نظرها، به معنای تایید آنها نیست.

مژگان صمدی پژوهشگر مسائل فرهنگی روسیه در دانشگاه منچستر است. او در این مقاله از یکی از «صداهای ضد جنگ» در روسیه می‌گوید.

ناظران می‌گویند

مقالات «چرا پوتین و ارتش در روسیه از حمایت اکثر مردم برخوردارند؟» و «آیا شکست پوتین در اوکراین خطرناک است؟» به تأمل در روانشناسی اجتماعی روسی پرداخته است، ریشه‌‌های اصلی حمایت جمعی از پوتین را در نیاز روانی فرد روس به پناهگاه برای گریز از ترس ناشی از احتمال شروع جنگ جهانی، تعریف او از هویت ملی و جایگاه تاریخی روسیه معرفی کردند.

بی تردید ۲۰ تا ۳۰ درصد از مردم روسیه نه از «عملیات ویژه نظامی» در اوکراین حمایت می‌کنند و نه از سیاست‌های پوتین. شنیده نشدن صدای اعتراض این گروه از مردم در ماه‌های اخیر، روسیه را جامعه‌ای متحد در پشت رئیس‌جمهورش جلوه می‌دهد. بررسی نقطه نظرات و خاستگاه تاریخی دو گروه اصلی تشکیل دهنده جامعه روسیه را به مقاله‌ای دیگر می‌سپاریم، اما در این نوشته صدای یکی از این معترضان ۲۰-۳۰ درصدی را می‌شنویم: «یوری شِوْچوک، خواننده اصلی و بنیانگذار گروه موسیقی راک روسی د‌.د.ت»

یوری شِوْچوک و مبارزه‌ای چهل ساله برای صلح و دموکراسی در روسیه

مبارزه یوری شِوْچوک علیه جنگ و سانسور خبری در روسیه با ساخت ترانه «شلیک نکن!» در سال ۱۹۸۰ شروع شد.

خودش در این مورد می‌گوید: «اولین سری از اجساد همشهری‌هایم که در افغانستان کشته شده بودند تازه به اوفا [پایتخت جمهوری باشقیرستان در فدراسیون روسیه] رسیده بود. یکی از همکلاسی‌هایم، ستوانی که از اولین روزهای شروع جنگ آنجا جنگیده بود، کشته‌ها را آورد. تمام شب برایم از جنگ در افغانستان حرف زد. در حالی که در جامعه هیچ حرفی از جنگ نبود؛ به ما می‌گفتند داریم آنجا برای بچه‌های افغان مهد کودک می‌سازیم... اما در واقع ما آنجا داشتیم می‌جنگیدیم. تمام شب دوستم از جنگ گفت و دم صبح من 'شلیک نکن!' را نوشتم.»

در شعر «شلیک نکن!» شِوْچوک ابتدا از پسرکی می‌خواهد با تیرکمانش به پرنده‌ها شلیک نکند. بعد، داستان تیرانداز بسیار ماهری را تعریف می‌کند که تیرش هیچ وقت به خطا نمی‌رفت تا این که یک روز به آرزویش رسید و به جنگی واقعی رفت تا مهارتش را در تیراندازی به همه نشان دهد «و وقتی بالاخره به خانه برگشت، راهش را کج کرد تا چشمش به میدان تیر قدیمی نیفتد، و وقتی کسی از جنگ می‌گفت، او وجدانش را در سیاه‌مستی غرق می‌کرد، چرا که آن جوانک حی و حاضر جلوی چشمانش بود، همان که التماس‌کنان از او فقط یک چیز خواسته بود: 'شلیک نکن!'».

این ترانه بلافاصله مورد استقبال قرار گرفت و در سال ۱۹۸۲ جایزه اول مسابقه‌ای سراسری در شوروی را از آن خود کرد. اما در زمان پخش نتایج این مسابقه از تلویزیون، خود ترانه سانسور شد. آلبوم دوم گروه موسیقی د.د.ت هم در همان سال از سوی اداره سانسور«ضد شوروی» تلقی شد و اجازه نشر نیافت.

مقاله‌ای هم در همان سال د.د.ت را «گروه موسیقی با صدای 'بیگانه'» نامید، از «شلیک نکن» به شدت انتقاد کرد و شِوْچوک را به بی‌احترامی و عدم وفاداری به سنت‌های نسلی که بر فاشیسم پیروز شده بود محکوم کرد و کارهای او را «تبلیغ ارزش‌های بیگانه و آب ریختن به آسیاب دشمنان ایدئولوژیکی شوروی» نامید. به میزانی که کارهای شِوْچوک بیشتر در جامعه مورد استقبال قرار می‌گرفت، مسئولین فرهنگی و کاگِ‌بِ (کمیته امنیت دولتی شوروی سابق) مشکلات بیشتری برای او ایجاد می‌کردند.

یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»

منبع تصویر، DDT BAND

توضیح تصویر، یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»

بخش روسی صدای آمریکا در تاریخ ۲۷ ژوئن مصاحبه‌ای با شِوْچوک انجام داد. در بخشی از آن خبرنگار با اشاره به مشکلات شِوْچوک در دوران شوروی و در ماه‌های اخیر ‌پرسید: «شما به خاطر اظهارات ضد جنگ در کنسرت ماه مه در اوفا، الان تحت تعقیب قضایی هستید. در حالی که، در خود کنسرت، مردم با کف زدن از حرف‌هایتان حمایت می‌کردند. آیا این اتفاق شما را به یاد دوران شوروی نمی‌اندازد؟ چنین حسی ندارید که انگار دوران شوروی برگشته است؟»

شِوْچوک در پاسخ گفت: «اتفاقاً همین اواخر داشتم فکر می‌کردم که من و گروهم به ۴۰ سال پیش برگشته‌ایم. ما برای اولین بار در ماه مه ۱۹۸۲ در اوفا کنسرتی برگزار کردیم و بعد از آن بود که جلوی فعالیت ما را گرفتند، و دقیقاً ۴۰ سال بعد، یعنی پس از کنسرت ماه مه امسال در اوفا، باز ما را از اجرای برنامه زنده محروم کرده‌اند. یعنی با فاصله زمانی ۴۰ سال درست یک برخورد با ما شده است [...] آن زمان سر قضیه ترانه 'شلیک نکن!' حسابی خدمتم رسیدند [...] اول احضارم کردند به بخش فرهنگی کمیته منطقه‌ای حزب کمونیست، بعد خیلی راحت از 'اتحادیه جوانان کمونیست' پرتم کردند بیرون و بعد تازه جلسات توجیهی در کاگ‌ب شروع شد. الان هم احتمالش هست که به دادگاه احضار شوم.»

«آن موقع هم خوب به یاد دارم که چطور ماده تبصره‌های قانونی را به رخ‌ام می‌کشیدند که دو تا سه سال زندان و دو تا سه سال تبعید در انتظارت است. اینطوری توجیه می‌کردند که نیروهای ما در افغانستان مثلاً دارند مهد کودک می‌سازند و پروژه‌های فرهنگی و فلان‌ بهمان راه اندازی می‌کنند آنوفت شما این‌جا از 'شلیک نکن!' حرف می‌زنید. حالا هم همان اتفاق افتاده؛ - ما بعد از ۴۰ سال همان 'شلیک نکن!' را خوانده‌ایم و آنها هم همان برخورد را با ما کرده‌اند.»

با آغاز فروپاشی فرهنگی-اجتماعی در شوروی از اواسط دهه ۱۹۸۰، رژیم دیگر قادر به اعمال سانسور شدید نبود. فضا‌ی فرهنگی در شهرهای بزرگی مثل مسکو و لنینگراد (سن‌پترزبورگ) باز می‌شد و گروه‌های موسیقی آزادانه‌تر فعالیت می‌کردند به همین دلیل شِوْچوک به لنینگراد مهاجرت کرد جایی که از سال ۱۹۸۱ کلوپ موسیقی راک به طور رسمی باز شده بود و علاقمندان به این موسیقی دیگر مجبور نبودند خود را در زیرزمین‌ها قایم کنند، حتی برای برگزاری کنسرت در مرکز شهر سالنی داشتند. همین حد از امکانات، لنینگراد را در نظر شِوْچوک گریزان از مأموران کاگ‌ب در اوفا بهشت جلوه می‌داد و بی‌خانمانی و حتی خیابان‌خوابی را برایش قابل تحمل می‌کرد.

اولین آلبوم رسمیِ شِوْچوک با تیراژ دو میلیون و پانصد هزار نسخه در سال ۱۹۸۷ بیرون آمد و او و گروهش را در سراسر شوروی به معروفیت رساند. اوج شکوفایی و معروفیت د.د.ت در دهه نود میلادی بود. به عنوان مثال، در کنسرت سال ۱۹۹۳ آنها در سن‌پترزبورگ ۱۲۰ هزار نفر شرکت کردند. آلبوم‌ها با تیراژهای بسیار بالا یکی پس از دیگری بیرون می‌آمدند. گروه د.د.ت در اواخر همان دهه در ۱۸۰ شهر دنیا کنسرت برگزار کرد.

یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»

منبع تصویر، DDT BAND

توضیح تصویر، یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»

محبوبیت قابل ملاحظه گروه د.د.ت در دهه‌های اخیر تا حدود زیادی به مواضع سیاسی و اعتقادی خود شِوْچوک برمی‌گردد. او از سال ۱۹۹۵ برای مبارزه با جنگ با گیتارش به مناطق مختلف جنگی سفر کرده و از صلح و عشق خوانده است. او در اوج جنگ چچن در ژانویه ۱۹۹۵ به آن جا سفر کرد.

ویدیویی که در طی آن سفر تهیه کرد در روسیه بسیار مورد استقبال قرار گرفت. در بخشی از آن نیروهای اعزامی از مناطق مختلف روسیه خسته و ناامید از جنگ به دوربین نگاه می‌کنند و در آن سرمای کشنده از به زبان آوردن نام منطقه اعزامی خود و از گرمای عشق به دیار و عزیزانی که چشم انتظار بازگشت آنها هستند، لبخندی معصومانه بر لبانشان می‌نشیند و برق امید به دیدن دوباره آنها در چشمانشان می‌درخشد. تمام جوانانی که در این ویدیو می‌بینیم چند روز بعد کشته می‌شوند!

شِوْچوک درباره حضورش در چچن می‌گوید: «آنچه من در جنگ دیدم وحشت بود و کابوس و نابودی شخصیت انسانی. اولین چیزی که جنگ می‌کشد، شخصیت انسان است [...] بعد از جریان جنگ چچن ترانه 'عشق' را ساختم و این ترانه مرا [از کابوس آن جنگ] نجات داد.»

شِوْچوک در یکی از ترانه‌هایی که بعد از آن سفر به چچن ساخت چنین می‌خواند: «جوان‌ها به طرز وحشتناکی مردند، به همین سادگی مردند [...] شاید همه خوش‌تیپ نبودند، اما آن نگاه غبارآلود انسانی، مرا گرم می‌کرد، برایشان خواندم که همه چیز درست می‌شود، و فریاد زدم که ما همه با هم هستیم، اما حرف‌هایم بی‌ارزش به نظر می‌رسید [...] هر چه به مرگ نزدیک تر پاکی بیشتر، هر چه از جبهه دورتر ژنرال‌ها چاق‌تر [...].»

شِوْچوک معتقد است «آنچه در زمان جنگ اهمیت دارد حرف زدن از صلح است.»

سرباز روس در جنگ چچن، ویدیوی یوری شِوْچوک، ژانویه ۱۹۹۵

منبع تصویر، DDT BAND

توضیح تصویر، سرباز روس در جنگ چچن، ویدیوی یوری شِوْچوک، ژانویه ۱۹۹۵

چچن تنها منطقه جنگی نیست که شِوْچوک با گیتارش به مبارزه علیه جنگ و سیاستمداران جنگ‌افروز رفته است. سال ۱۹۹۶ او به منطقه درگیری بین تاجیکستان و طالبان سفر کرد، سال ۱۹۹۹ به یوگسلاوی سابق، سال ۲۰۰۰ به کوزوو، و سال ۲۰۰۲ به افغانستان رفت. او به دنبال درگیری‌های بین روسیه و گرجستان در سال ۲۰۰۸ در پایتخت اوستیای جنوبی کنسرت برگزار کرد.

آخرین کنسرت شِوْچوک در اوکراین در سال ۲۰۱۳ برگزار شد. خودش می‌گوید بعد از الحاق کریمه به روسیه و اشغال بخش‌هایی از شرق اوکراین در سال ۲۰۱۴ «یکسال افسرده بودم و نمی‌توانستم ترانه‌ای بنویسم. تنها کاری که از دستمان برمی‌آمد همکاری با موسسات خیریه برای کمک به آسیب‌دیدگان از جنگ در این مناطق بود». با حمله روسیه به خاک اوکراین در ماه فوریه امسال هم، تمام درآمد حاصل از کنسرت‌های شِوْچوک برای کمک به مردم اوکراین اختصاص داده شده است.

علاوه بر موضع‌گیری فعال علیه جنگ و تلاش برای صلح، شِوْچوک در ۴۰ سال گذشته از مدافعین فعال دموکراسی و آزادی و جامعه مدنی در روسیه بوده است. او از منتقدان جدی سیاست‌های ولادیمیر پوتین است. در سال ۲۰۱۰ طی نشستی که پوتین با شخصیت‌های فرهنگی سن‌پترزبورگ داشت شِوْچوک در حضور او اعلام کرد که در تماسی تلفنی از او خواسته شده است که در این نشست مراقب صحبت کردن خود باشد.

این که پوتین در آن جلسه وانمود کرد این شخصیت فرهنگی معروف شهرش را نمی‌شناسد و حتی اسمش را نمی‌داند برای بسیاری باور‌کردنی نبود؛ زمانی که ۱۲۰ هزار نفر در کنسرت او در سن‌پترزبورگ شرکت می‌کردند پوتین هنوز معاون شهردار آن شهر بود. شِوْچوک در واکنش به بی‌اعتنایی پوتین در آن نشست فرهنگی در کمال خونسردی به خبرنگاران گفت که سال‌هاست با این روش مأموران کاگ‌ب آشنایی دارد «پانصد بار اسمت را می‌پرسند تا از کوره دَر‌بروی و سرت را به میز بکوبی. من با تجربه‌تر از این حرف‌ها هستم که با این روش کنترلم را از دست بدهم.»

در آن گردهمایی شِوْچوک به صراحت از نبود جامعه مدنی، عدم برابری در برابر قانون، عدم آزادی بیان و آزادی مطبوعات و وابستگی کامل رادیو و تلویزیون به حکومت انتقاد کرد و مستقیماً از پوتین پرسید آیا تصمیم دارد به توسعه دموکراسی و آزادی در کشور بپردازد؟ آیا فعالان اجتماعی و شهروندان غیروابسته به دولت بالاخره می‌توانند بدون ترس از ارگان‌های متعدد سرکوب‌کننده زندگی کنند؟ او از این که نیروهای انتظامی در روسیه نه در خدمت مردم بلکه در خدمت صاحب‌منصبان، و صاحبان قدرت در خدمت جیب خود هستند بی‌پرده انتقاد کرد.

سرباز روس در جنگ چچن، ویدیوی یوری شِوْچوک، ژانویه ۱۹۹۵

منبع تصویر، DDT BAND

توضیح تصویر، سرباز روس در جنگ چچن، ویدیوی یوری شِوْچوک، ژانویه ۱۹۹۵

با حمله روسیه به خاک اوکراین در فوریه امسال، سرکوب فعالان جامعه مدنی در این کشور به شدت افزایش یافته است. شِوْچوک در مصاحبه اخیر خود با صدای آمریکا از فشار فوق‌العاده‌ای حرف می‌زند که از زمان حمله به اوکراین بر او و گروهش وارد می‌شود. او می‌گوید بعد از کنسرت اوفا در حالی که تشویق ده هزار نفر در سالن هنوز ادامه داشت عده‌ای در رختکن او را یک ساعت بازجویی کرده و تعهد کتبی گرفته‌اند: «به آنها گفتم همکاران شما ۴۰ سال پیش در رابطه با 'شلیک نکن!' هم همین حرف‌ها را به من می‌زدند منتها در رابطه با یک جنگ دیگر! چند سال بعدش حکومت عوض شد. اگر این رژیم هم عوض شود شما آن وقت چه کار می‌کنید؟»

شِوْچوک در این مصاحبه به تحلیل واکنش روس‌ها نسبت به حمله ماه فوریه به اوکراین می‌پردازد: «در فوریه مردم نمی‌توانستند باور کنند چنین چیزی ممکن است. بسیاری در حالتی از شوک و افسردگی بودند. اما حالا خیابان‌ها پر است از مردمِ سرحال شلوارک به پا. موضوع جنگ در اوکراین از آنها فاصله گرفته و به چیزی شبیه جنگ در افغانستان در دهه ۱۹۸۰ تبدیل شده است. جوانان از روستاهای مناطق دورافتاده و از طبقه کارگری به این جنگ اعزام می‌شوند. آنها هستند که در کنار افسران جوان ما کشته می‌شوند. ولی در شهرها زندگی عادی در جریان است.»

«اجساد کشته‌ها هم به همان مناطق دورافتاده برگردانده می‌شوند و تعداد بسیار معدودی از مردم از آن مطلع می‌شوند چرا که رسانه‌های آزاد حق فعالیت ندارند و رسانه‌های دولتی درباره کشته‌ها سکوت می‌کنند. هر گونه اطلاع‌رسانی درباره کشته‌شدگان در اوکراین دقیقاً مثل به کار بردن کلمه 'جنگ' ممنوع شده است. مسلماً اگر کسی بخواهد می‌تواند به اطلاعات آزاد دسترسی پیدا کند اما مردم تحت تأثیر غریزه حفظ جان سعی می‌کنند واقعیت جنگ را نبینند، درباره‌اش نشنوند و نخوانند و به آن فکر نکنند. مردم تعمداً موضوع جنگ را پس می‌زنند و خود را با کار و زندگی روزمره سرگرم می‌کنند تا با ایده‌های ثابت ذهنی‌شان درگیر نشوند، تا در برابر خودشان به چالش کشیده نشوند. حتی افراد روشن و تحصیلکرده از صحبت کردن در مورد جنگ به شدت طفره می‌روند. صحبت کردن از جنگ به تابو تبدیل شده است و در نتیجه، تراژدی جنگ در سطح ملی درک نمی‌شود بلکه تنها در سطح بسیار محدود محلی.»

«این آن چیزی است که در این چهار ماه رخ داده است: اول شوک ناشی از برخورد با یک تراژدی غیر قابل انتظار و حالا آن تراژدی در ذهن مردم تبدیل شده است به چیزی مبهم و ناخوشایند که از آنها دور است؛ تبدیل شده است به چیزی از نوع جنگ افغانستان که گویی به آنها مربوط نمی‌شد. اما نکته بسیار مهم این است که اگر ما روس‌ها در افغانستان خویشاوند و دوست و آشنا نداشتیم اما از هر سه نفر روس یکی در اوکراین فامیل و دوست و آشنا دارد و این نکته بسیار مهمی است. وجود همین رشته‌های عاطفی اتفاقاً می‌تواند شرایط را عوض کند.»

حضور و اجرای یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»، در مناطق جنگی

منبع تصویر، DDT BAND

توضیح تصویر، حضور و اجرای یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»، در مناطق جنگی

خبرنگار بخش روسی صدای آمریکا از شِوْچوک می‌پرسد: «برای بسیاری از روس‌ها آن سطح از توحش که روسیه در ماریوپل به نمایش گذاشت چیزی جدید و غیر قابل درک به نظر رسید، اما این همان تصویری است که ۲۷ سال پیش در گروزنی [در چچن] شاهد بودیم. شما در ترانه‌هایتان به طور مستمر از روح روسی حرف می‌زنید و آن را مخاطب قرار می‌دهید. چرا روسیه بعد از ۲۷ سال دوباره همان تصویر [وحشیانه] را به نمایش می گذارد؟»

شِوْچوک در پاسخ می گوید: «این از همان ایده‌های لعنتی می‌آید که عمیقاً در ما ریشه دوانده است و صدها سال از عمرشان می‌گذرد. روسوفیل‌ها [کیش روس‌دوستی، در قرن نوزدهم] می‌نوشتند که روسیه اسیر اروپاست و زمان آن فرا رسیده است که خود را از این اسارت رها کنیم. دوگین‌ها [طرفداران آلکساندر گلییویچ دوگین، رهبر و بنیانگذار «حزب اوراسیا»، بانفوذترین و مطرح‌ترین ایدئولوگ ناسیونالیسم در میان روس‌ها] و پروخانوف‌ها [طرفداران الکساندر پروخانف، نویسنده و سیاستمدار ملی‌گرای روس] همه از آنجا نشأت می‌گیرند.»

«همین ایدئولوژی را برای مدتی طولانی در سر کرملین‌نشین‌ها فرو کردند و کتاب‌های ایوان ایلین و ایوان کیریفسکی و کنستانتین آکساکوف و غیره را به خوردشان دادند. یک کارگر ساده که به این جور چیزها فکر نمی‌کند، اما صاحبان قدرت این ایده‌ها را در اطراف خود داشتند. همان ایده‌ها حالا ما را به این جا رسانده است که دو ملت برادر وارد جنگ شده‌اند. و از همه وحشتناک‌تر این که این ما بودیم که حمله کردیم! حدود ۲۰ درصدی از مردم ما به شدت افراطی هستند و بی‌اغراق حاضرند جان خودشان را در راه همین ایده روسیه و راه روسی فدا کنند حتی از جنگ هسته‌ای هم ترسی ندارند. در مقابل، حدود ۲۰-۳۰ درصد مردم به طور جدی نگران این شرایط هستند، بقیه ساکت هستند و انتظار می‌کشند ببینند بالاخره کدام طرف برنده این جنگ می‌شود.»

شرایط زندگی در روسیه برای آن ۲۰-۳۰ درصدی از مردم که مخالف حمله به اوکراین بوده‌اند و به طور جدی نگران آینده این جنگ هستند بسیار دشوار است. چرا که به گفته شِوْچوک «درست است که فعلاً روی سرمان بمب ریخته نمی‌شود اما آنچه با روح و روان‌مان می‌کنند وحشتناک‌تر است. از ما گوشت دم توپ درست کرده‌اند و انسان را در ما کشته‌اند و به حیوان تبدیل‌مان کرده‌اند. روح‌مان را گرفته‌اند، اصول‌مان را شکسته‌اند، شخصیت‌مان را له کرده‌اند و این ترسناک‌تر است تا صدای سوت گلوله از کنار گوش‌ات.»

شِوْچوک همچنین در مورد نقطه نظرات ارتش روسیه در رابطه با حمله به اوکراین می‌گوید: «با نظامیان زیادی آشنا هستم. هیچ کدام از آنها قادر نیستند وحشی باشند. شرکت در جنگ از نظر آنها خدمت به وطن است و نه هیچ شخص خاصی. با بعضی از آنها صمیمی هستم. آنها هم مثل من مخالف شرایط موجود هستند. نقطه نظرات آنها در رابطه با این جنگ برایم خیلی مهم است چون نظامی هستند و می‌توانند شرایط را تحلیل کنند. آنها می‌گویند 'ما مخالف این جنگ هستیم.' تعداد چنین افرادی کم نیست. البته کم نیستند آن دسته از نظامیانی که می‌گویند 'بله، ما طرفدار صلح هستیم، اما باید از رفقایی که دارند می‌جنگند حمایت کرد. یوری! تو هم باید پشت بچه‌هایمان بایستی که دارند در اوکراین کشته می‌شوند...' و وقتی سعی می‌کنی توضیح بدهی که بچه‌های ما را ارتش اوکراین نمی‌کشد بلکه صاحبان قدرت می‌کشند که در کرملین نشسته‌اند و جوانان ما را به اوکراین می‌فرستند، آن‌وقت دوستت گوشش بدهکار نیست. حتی اگر سرت را به دیوار بکوبی باز حرفت را نمی فهمد. چنین افرادی هم کم نیستند.»

یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»

منبع تصویر، DDT BAND

توضیح تصویر، یوری شِوْچوک، «گروه موسیقی د.د.ت»

در ماه‌های اخیر بسیاری از فعالان سیاسی و فرهنگی و مدنی از ترس به زندان افتادن روسیه را ترک کرده‌اند اما شِوْچوک می‌گوید قصد خروج از روسیه را ندارد: «ما باید این جا، در داخل کشور، از صلح بخوانیم چرا که در اروپا و آمریکا کسانی هستند که در دفاع از صلح می‌خوانند اما در روسیه چنین افرادی کم هستند. ما در ده‌ها شهر کنسرت اجرا کرده‌ و از صلح خوانده‌ایم. وقتی در چنین شرایطی جلوی کنسرت‌های ما را می‌گیرند مسلماً غم‌انگیز است. وظیفه هر کدام از ما در حال حاضر این است که هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام بدهیم تا این وضعیت هر چه زودتر تغییر کند. من می‌دانم وظیفه‌ام چیست. من و گروهم در این راه تمام تلاش‌مان را می کنیم.»

گروه د.د.ت چیزی بیشتر از یک گروه موسیقی است؛ رویدادهای تاریخی در دهه‌های اخیر، از پروستریکا گرفته تا فروپاشی شوروی، از نابسامانی‌های دهه ۱۹۹۰ تا جنگ چچن، از به قدرت رسیدن پوتین تا الحاق شبه جزیره کریمه، و حالا جنگ با اوکراین و تأثیر آن بر جامعه روسیه، همه و همه در ترانه‌های شِوْچوک ثبت می‌شوند.

آنچه شِوْچوک را از بسیاری از منتقدان صاحب‌نام پوتین همچون الکساندر نیوزوروف (روزنامه‌نگار، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان سینما و نماینده سابق دومای روسیه) متمایز می‌کند عشق او به انسان است. اِلیت (نخبگان) فکری روسیه، آن اکثریت معتقد به راه روسی و مخالف سرسخت غرب و حامی پوتین را اصطلاحاً «بیدلو» (Bydlo) می‌نامد یعنی افرادی متحجر که با چنگ زدن به ارزش‌های تاریخ گذشته‌، از آزادی و برابری گریزانند و با لجاجت در برابر ارزش‌های دنیای مدرن ایستاده‌اند، از رشد و توسعه کشور جلوگیری می‌کنند.

شِوْچوک اگرچه با نگاه آن اکثریت طرفدار راه روسی و مقاومت آنها در برابر ارزش‌های تمدن غرب کاملاً مخالف است اما امیدوار است صدای صلح‌دوستی او قلب‌های عامه مردم روسیه را بلرزاند و شفقت و انصاف و عشق را در آنها بیدار کند.