سلامت روان نوجوانان؛ چه زمانی باید کمک گرفت و چه کاری از والدین برمی‌آید؟

یک نوجوان

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, نیک تریگل
    • شغل, خبرنگار حوزه سلامت

لوسی می‌گوید که همیشه کمی دچار حس نگرانی بوده است، اما دو سال پیش اضطرابش شدیدتر شد و دچار حملات پانیک شد.

او که ۱۵ سال دارد، می‌گوید: «نمی‌دانستم چه اتفاقی دارد می‌افتد، والدینم هم نمی‌دانستند. خیلی ترسناک بود. حملات بدون هشدار قبلی رخ می‌دادند. اوضاع بدتر شد و شروع کردم به تجربه‌ آنها در مکان‌های عمومی.

بعد از آن، غیبت‌های مکرر لوسی از مدرسه شروع شد ومعاشرتش با دیگران قطع شد. به گفته او دیدن رنج کشیدن او برای والدینش خیلی سخت بود: «نمی‌دانستیم باید چه کار کنیم یا به کجا مراجعه کنیم.»

او شش ماه تلاش کرد به‌ تنهایی با اضطرابش کنار بیاید، اما در نهایت خانواده‌اش تصمیم گرفتند هزینه درمان گفت‌وگومحور به نام رفتاردرمانی شناختی یا سی‌بی‌تی را پرداخت کنند.

لوسی می‌گوید این درمان مؤثر بوده است. با اینکه هنوز گاهی دچار حملات پانیک می‌شود، اما دفعات آنها بسیار کمتر شده و او دوباره به مدرسه بازگشته و کارهایی را که دوست داشته از سر گرفته است.

ماجرای لوسی منحصر به فرد نیست. آمارهای سرویس بهداشت و درمان ملی بریتانیا نشان می‌دهد که از هر پنج کودک و نوجوان هشت تا ۲۵ ساله، یک نفر احتمالاً دچار نوعی اختلال روانی است.

چرا این مشکلات این‌قدر رایج هستند؟

دوره نوجوانی زمانی است که این مشکلات بیشتر می‌شوند، زیرا نوجوانان با چالش‌های رشد، استرس امتحان‌ها و روابط دوستانه و عاطفی دست‌ وپنجه نرم می‌کنند.

مشکلات مربوط به سلامت روان در میان نوجوانان

پروفسور آندریا دانسه، متخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان در کینگز کالج لندن می‌گوید دلایل زیستی هم وجود دارد که باعث می‌شود مشکلات سلامت روان در نوجوانان بیشتر دیده شود.

او می‌گوید: «مغز نوجوانان به‌طور یکپارچه رشد نمی‌کند. بخشی از مغز که احساسات را پردازش می‌کند زودتر از بخشی که مسئول کنترل نفس و قضاوت درست است بالغ می‌شود. این یعنی نوجوانان ممکن است احساسات را خیلی شدید و هیجانی تجربه کنند، پیش از آنکه مهارت کافی برای مدیریت این احساسات را پیدا کرده باشند. این مسئله می‌تواند دلیل بخشی از نوسانات احساسی رایجی باشد که والدین می‌بینند».

او می‌گوید اوج این وضعیت دوران نوجوانی است؛ زمانی که واکنش‌های احساسی با ترشح هورمون‌ها و تغییر در ساعت زیستی بدن که بر الگوی خواب اثر می‌گذارد، شدیدتر می‌شود.

چه زمانی و چگونه باید به نوجوان کمک کرد؟

پس چه چیزی چالش احساسی نرمال به شمار می‌رود، و چه زمانی نوجوانان و والدینشان باید نگران باشند و به فکر دریافت کمک از متخصص بیفتند؟

پروفسور دانسه می‌گوید تشخیص اینکه زمان درخواست کمک دقیقا کجاست برای بسیاری از والدین سخت است، اما او این رفتارها را از ویژگی‌های طبیعی دوران نوجوانی می‌داند:

  • تحریک‌پذیری و تغییر خلق‌وخوی گهگاه
  • کناره‌گیری اجتماعی یا نیاز به خلوت داشتن
  • اضطراب درباره پذیرفته شدن در جمع یا عملکرد تحصیلی
  • ابراز هویت و استقلال
  • واکنش‌های احساسی که ممکن است نامتناسب به‌ نظر برسند

تا زمانی که این موارد اختلال جدی در زندگی روزمره ایجاد نمی‌کنند، والدین باید احساس اطمینان کنند که می‌توانند از فرزندشان حمایت کنند.

شایع‌ترین مشکلات در نوجوانان احساس خستگی روحی و اضطراب است. درباره حس خستگی روحی، پروفسور دانسه می‌گوید داشتن برنامه‌های منظم برای تغذیه، خواب، فعالیت فیزیکی و ارتباط با دوستان و خانواده اهمیت دارد. همچنین باید فعالیت‌هایی را که نوجوان از آن‌ها لذت می‌برد، مثل بیرون رفتن یا ورزش، در برنامه قرار داد.

او می‌افزاید: «کمک کنید تا نوجوان مشکلات را شناسایی و آنها را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کند و برای حلشان راه‌حل‌هایی را امتحان کند.»

برای اضطراب، تکنیک‌های آرام‌سازی می‌توانند مفید باشند. از جمله این تکنیک‌ها تمرینات تنفس، تمرکز بر محیط اطراف که به آن «گراندینگ» گفته می‌شود و تمرینات ذهن‌آگاهی (mindfulness) است.

پروفسور دانسه تأکید می‌کند: «مهم است که در دام اطمینان‌ خاطر بخشیدن بی‌مورد نیفتید.» در عوض، باید تکنیک‌های آرام‌سازی را آموزش داد و موقعیت‌های ترسناک را با فرزند بررسی و امتحان کرد. «برای کاهش نگرانی‌ها می‌شود آن‌ها را یادداشت کرد یا در زمان مشخصی به نام «زمانِ نگرانی» روزی یک بار درباره‌شان صحبت کرد.»

گروهی از دانش‌آموزان

منبع تصویر، Getty Images

تقویت تاب‌آوری

استیوی گولدینگ، مسئول خط تلفنی مشاوره والدین در سازمان «یانگ مایندز» می‌گوید اضطراب شایع‌ترین مشکلی است که درباره‌اش تماس می‌گیرند.

او می‌گوید: «بسیاری از کودکان دوره‌هایی از اضطراب و حتی حملات پانیک را تجربه می‌کنند. این مسئله برای والدین سخت است. ممکن است اعتماد به نفس و قدرت تصمیم‌گیری را از دست بدهند. ما تماس‌های زیادی از والدینی داریم که در چنین شرایطی هستند. وقتی می‌بینند فرزندشان با مشکلات دست به گریبان است، خودشان هم دچار تردید می‌شوند و نمی‌دانند چه باید بکنند.»

«مهم‌ترین توصیه ما به والدین این است که با فرزندشان ارتباط برقرار کنند. به آن‌ها اجازه بدهند درباره آنچه آزارشان می‌دهد حرف بزنند و اگر تمایلی به صحبت با والدین ندارند، بپرسند آیا کسی هست که ترجیح بدهند با او صحبت کنند.»

خانم گولدینگ همچنین توصیه می‌کند که با مدرسه فرزندتان صحبت کنید، چون آن‌ها هم ممکن است متوجه برخی نشانه‌ها شده باشند.

او در پایان می‌گوید: «بچه‌ها نیاز به فضای شخصی دارند، وسوسه نشوید که سریع بخواهید همه‌ چیز را درست کنید. فقط به حرف‌هایشان گوش دهید و درباره آن تأمل کنید.»

روانشناس کودک، دکتر سندی مان، نیز با این دیدگاه موافق است و می‌گوید والدین اغلب وسوسه می‌شوند که هر مشکلی را برای فرزندشان حل کنند، در حالی که این لزوماً بهترین راه‌حل نیست.

او می‌گوید والدین بهتر است به جای حل فوری مشکلات، به فرزندانشان کمک کنند تا تاب‌آوری و مقاومت کردن را یاد بگیرند و آن را در خود تقویت کنند.

او به والدین توصیه می‌کند که:

  • به فرزندانشان توضیح دهند که شکست برای همه پیش می‌آید و نمونه‌هایی از اتفاقات ناگوار در زندگی خودشان را تعریف کنند.
  • اشتباهات را بپذیرند و آن‌ها را بخشی از یادگیری بدانند.
  • به فرزندان اختیار تصمیم‌گیری بدهند و بر این نکته تأکید کنند که آن‌ها تا حد زیادی مسئول خوشبختی خودشان هستند.
  • طرز فکرشان را به چالش بکشند، به‌ ویژه تفکر سیاه‌ و سفید یا بزرگ‌نمایی مشکلات.

او می‌گوید: «گاهی با عجله فرزندمان را به سمت کمک گرفتن می‌فرستیم یا به سراغ دارو می‌رویم و این تصور را ایجاد می‌کنیم که آن‌ها نمی‌توانند خودشان مشکلاتشان را حل کنند.»

یک نوجوان

منبع تصویر، Getty Images

نشانه‌هایی که نیاز به کمک متخصص را نشان می‌دهند

اما دکتر مان و پروفسور دانسه هر دو تأکید دارند که والدین نباید از کمک گرفتن از متخصصان در مواقع لازم بترسند.

دکتر مان می‌گوید: «هیچ دلیلی برای شرم نیست. فقط باید بدانیم کی باید خودمان مشکل را حل کنیم و کی باید کمک بگیریم.»

آن‌ها مجموعه‌ای از نشانه‌ها را مطرح می‌کنند که باید زنگ هشدار را برای والدین به صدا درآورد، از جمله:

  • خودآزاری یا فکر کردن به خودکشی
  • تغییرات شدید در الگوی غذا خوردن یا خواب
  • تغییرات شدید شخصیتی و ابراز احساس ناامیدی
  • اختلال جدی در عملکرد روزمره، مانند رفتن به مدرسه یا ارتباط اجتماعی
  • کناره‌گیری طولانی‌ مدت از فعالیت‌هایی که قبلاً برایشان لذت‌بخش بوده است

دکتر ایلین لاکهارت، رئیس بخش کودک و نوجوان کالج سلطنتی روان‌پزشکان بریتانیا می‌گوید والدین باید براحتی بتوانند درباره سلامت روان با فرزندانشان حرف بزنند و برایشان درخواست کمک کنند.

او می‌گوید: «ما می‌دانیم کودکان زیادی درگیر مشکل هستند. این باور که دوران مدرسه بهترین سال‌های زندگی است، غلط است.»

با این حال، با توجه به فهرست انتظار طولانی برای دریافت خدمات سلامت روان در بریتانیا، پیدا کردن کمک مناسب کار ساده‌ای نیست، به‌ خصوص اگر توان پرداخت هزینه درمان خصوصی را نداشته باشید.

اولین گزینه مراجعه به پزشک خانواده یا تیم‌های حمایت روانی مرتبط با مدارس در برخی مناطق است. آن‌ها می‌توانند افراد را به مراکز خدمات سلامت روان ارجاع دهند یا به نهادهای محلی و خیریه‌هایی که خدمات ارائه می‌دهند وصل کنند.

دکتر لاکهارت می‌گوید: «خود مدارس هم می‌توانند کمک کنند و بعضی‌ها خدمات مشاوره و حمایت دارند.»

او اضافه می‌کند: «اما فکر می‌کنم والدین اغلب نقش خودشان را دستکم می‌گیرند، حتی وقتی فرزندشان منتظر درمان یا در حال درمان است. خانه جایی است که آن‌ها بیشتر وقتشان را در آن می‌گذرانند، پس والدین بخش بزرگی از راه‌ حل هستند.»