تحریمهای اتحادیه اروپا؛ نقش ابرآروان در محدودیت اینترنت در ایران چیست؟

منبع تصویر، Arvancloud
- نویسنده, مهدی صارمیفر
- شغل, روزنامهنگار حوزه علم و فنآوری
شورای وزیران اتحادیه اروپا روز دوشنبه (۲۳ آبان) اعلام کرده است که در واکنش به سرکوب اعتراضات شهروندان ایرانی از سوی ماموران جمهوری اسلامی ایران،۳۲ فرد و نهاد جمهوری اسلامی را وارد فهرست تحریمهای حقوقبشری این اتحادیه کرده است.
شرکت خدمات ابری ابرآروان ایران نیز در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا قرار گرفته است. این شرکت در اوایل دهه نود خورشیدی شروع به کار کرد. با آغاز اعتراضات اخیر سراسری در ایران و اعمال محدودیتهای شدید اینترنتی دراین کشور، نام این شرکت باردیگر با خبرها گره زده شد. مدتی پیش گروه هکری انانیموس یا ناشناس مدعی شده بود که در بررسی اسناد هک شده مشخص شده است که این شرکت با دستور مقامات مسئول در اعمال محدودیت اینترنت در ایران سایتهایی را «مسدود» کرده است.
در ماه اکتبر برخی از سایتهای آلمانی گزارشهایی درباره نقش این شرکت در اعمال محدودیت اینترنت در کشور منتشر کردند، از جمله «نتزپلتیک» که گزارش مفصلی در این باره منتشر کرد.
اتحادیه اروپا در بخشی از اعلام تحریمهای خود درباره شرکت ابرآروان؛ گفته که این شرکت «مجری پروژه های دولتی در قطع و محدودیت اینترنت بوده است.» این شرکت بلافاصله پس از اعلام این تحریم اتحادیه اروپا در بیانیهای هر گونه «نقش داشتن در محدودیت یا قطع اینترنت» در ایران را رد کرد.
برای بررسی دلیل گنجاندن نام ابرآروان در تحریمهای اتحادیه اروپا و تحریم یک شرکت ارایه دهنده خدمات ابری باید ابتدا نگاهی کرد به ساختار آنچه که در ایران با نام «اینترنت ملی» از آن یاد میشود و استفاده دستاندرکاران طراحان این شبکه از شرکتهای ارایه دهنده خدمات ابری.
اینترنت ملی چیست؟
«شبکه ملی اطلاعات» که در بین همه از عموم مردم تا آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به «اینترنت ملی» مشهوراست مفهومی است که در شورای عالی فضای مجازی، طراحی میشود و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، آن را توسعه میدهد.
شورای عالی فضای مجازی، نهادی تحت کنترل کامل رهبری جمهوری اسلامی است. آقای خامنهای در حکمی که به گفته منتقدین مغایرتهایی با قانون اساسی دارد، به مصوبات این شورا، جایگاه «قانون» داده است.
معمولا صفحه اول اسناد این نهاد این جمله ذکر میشود که مصوبه جلسه به رویت آقای او رسیده است و ابلاغ میگردد. او در حکمش نوشته است:
«… شورای عالی فضای مجازی کشور با اختیارات کافی به ریاستِ رئیس جمهوری تشکیل میگردد و لازم است به کلیه مصوبات آن ترتیب آثار قانونی داده شود.»
شورای عالی فضای مجازی، در سند « تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات» (مصوب ۲۰ آذر ۱۳۹۵)، شبکه ملی اطلاعات را اینطور تعریف کرده است:
«شبکه ملی اطلاعات کشور، شبکهای مبتنی بر قـرارداد اینترنت به همراه سوئیچها و مسیریابها و مراکز دادهای است به صورتی که درخواستهای دسترسی داخلی و اخذ اطلاعاتی که در مراکز داده داخلی نگهداری میشوند به هیچوجه از طریق خارج کشور مسیریابی نشود و امکان ایجاد شبکههای اینترانت و خصوصی و امن داخلی در آن فراهم شود.»
در بند چهارم ماده ۴-۳ این مصوبه بر «امکان مدیریت مستقل به ویژه در شرایط جدایی شبکه از اینترنت جهانی» تاکید شده است.
شبکه ملی اطلاعات سه لایه اصلی دارد: زیرساخت، خدمات و محتوا/خدمات کاربردی.
شورای عالی فضای مجازی، در سند « طرح کلان و معماری شبکه ملی اطلاعات » (مصوب ۱۶ مهر ۱۳۹۹)، رابطه اینترنت و شبکه ملی اطلاعات را اینطور تعریف کرده است:
«دسترسی به اینترنت» به عنوان یکی از «خدمات شبکه ملی اطلاعات» در لایه دوم تعریف شده است. به عبارت بهتر، «اینترنت» سرویسی روی شبکه ملی اطلاعات است.

وزارت ارتباطات از سال ۱۳۸۹ (بند الف ماده ۴۶ قانون برنامه پنجم توسعه) تنها متولی لایه زیرساخت بود. اما شورای عالی فضایی مجازی تلاش میکرد توسعه لایه خدمات پایه را هم به وظایف آن اضافه کند.
در آبان ۱۳۹۸، «دسترسی به اینترنت» به عنوان سرویسی از لایه خدمات شبکه ملی اطلاعات، خاموش شد. آنچه بعد از قطع اینترنت باقی ماند، تنها مشتی سیم و کابل و سرور بود.
ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضایی مجازی، در مصاحبهای در ششمین همایش ملی فضای مجازی پاک وضعیت را این طور توصیف میکند:
«همه اینهاست که باعث نارضایتی مقام معظم رهبری شده و در بیانیه و دستوری که در ۱۲ آذر ۱۳۹۸، تکلیف کردند و به صراحت تاکید کردند که «خدمات پایه» … تکلیف دولت است و وزارت ارتباطات باید انجام دهد.»
اما این خدمات پایه که خامنهای در ابلاغیهای به دولت تکلیف کرده، چه بوده است؟ نبود چه خدماتی باعث «نارضایتی» خامنهای پس از آبان ۹۸ شده بود؟
آقای فیروزآبادی اینطور میگوید: «خدمات پایه یعنی هر آنچه که همه کسانی که در فضای مجازی هستند مجبورند ناچارا از آن استفاده کنند. امروز ۴، ۵ چیز است. ۱۰ سال دیگر ممکن است بشود ۱۰ چیز. ما الان ۴، ۵ مصداق را کامل برای آن مشخص کردیم: ۱.موتور جستجو ۲.پیامرسان ۳.ایمیل و ۴.خدمات ابری و همینطور ۵. سیستمعامل. اینها مصادیق خدمات پایه در امروز هستند.»
همانگونه که بالاتر به آن اشاره شد بر اساس اسناد بالادستی جمهوری اسلامی، شرکتهایی که در پنج زمینه کاری موتور جستجوی ایرانی، پیامرسان داخلی، ایمیل ملی، سیستمعامل ملی و خدمات ابری، در جمهوری اسلامی فعالیت میکنند، کارشان با سایر خدماتی که در لایه «محتوا و خدمات کاربردی» توسط سرویسهایی مانند اسنپ، دیجیکالا، مامانپز، ویرگول و … داده میشود، متفاوت است.
اما آیا در این میان بیش از اندازه، تمرکز روی ابرآروان نبوده است؟ به نظر میرسد که شرکتهای دیگری هم هستند که چه بسا در مسیر ایجاد محدودیت برای کاربران ایرانی و نقض آشکار حقوق بشر در اینجا، همکاریهایی بیشتر و عمیقتری با جمهوری اسلامی داشتهاند.
خدمات ابری؛ تخصص ابرآروان
در ایران شرکت ارتباطات زیرساخت انحصار اینترنت را در اختیار دارد. وظیفه توزیع اینترنت بر عهده شرکت ارتباطات زیرساخت است.
تمام ترافیک ورودی و خروجی ایران، باید از این دروازه عبور بکند. شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنتی باید اینترنت خود را از این شرکت تهیه کنند.
پس مقامات جمهوری اسلامی میتوانند در لایه زیرساخت، فناوریهای پیچیدهای را برای فیلترینگ هوشمند پیادهسازی کند؛ که عملا هم به آن مشغول هستند. کشورهای غربی نیز بسیاری از فعالین این حوزه مانند شرکت امن افزار گستر شریف و رسول جلیلی، رئیس دانشگاه صنعتی شریف را به این دلیل در فهرست تحریمها قرار داده است.
در ایران سرویس خاصی در زمینه ایمیل و موتور جستجو وجود ندارد. اولی مشکل عملکرد و امنیت اطلاعات کاربران را دارد و دومی هم از نظر اقتصادی، بهصرفه و شدنی نیست.
در مورد سیستمعامل، کارهای باارزش دانشگاهی و آزمایشگاهی شده است. اما اصولا رواج یک سیستمعامل، یک کسبوکار مفصل است و همه تلاشهای قبلی در این زمینه شکست خورده است.
جمهوری اسلامی با وجود اینکه در داستان استاکسنت، یکی از بزرگترین ضربههای تاریخی را از نداشتن سیستمعامل صنعتی ملی خورد، اما بیشتر بهدنبال ساخت سیستمعامل برای کامپیوتر شخصی و سپس موبایل بودهاست.
در هرحال از توسعه یا ترغیب توسعه دهندگان به توسعه سیستمعامل ملی ناکام بوده است.
در بازار پیامرسانهای داخلی هم مهمترین مساله، نقش اعتماد کاربران در تجربه کاربری است.
هک ایمیلهای «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه فضای مجازی» مشهور به «کمیته فیلترینگ» نشان داد هر نوع ارتباطی، نه فقط روی سرورهای پیامرسان، بلکه روی هر اپلیکیشن ایرانی، به هر نحوی ضبط شده و «با احترام» تقدیم کمیته میشود.
برای همین این خدمات چندان رشد نمیکنند یا مانند روبیکا، توسط سیستمهای امنیتی مهار میشوند.
با توجه به این نکات آنچه که باقی میماند، خدمات موسوم به «ابری» است؛ جایی که تخصص ابرآروان است و خود این شرکت گواهینامههای این حزه را برای خود مایه افتخار می داند.
از بین شرکتهای این حوزه، شرکت سحاب پرداز روز ۴ آبان ۱۴۰۱ توسط وزارت خزانهداری آمریکا تحریم شده بود.
شرکت دوران هم توسط خزانهداری آمریکا در ۹ دی ۱۳۹۳ تحریم شده بود.
اکثر شرکتهای دولتی و خصوصی که لایه دوم شبکه ملی اطلاعات را شکل میدهند یا آن قدر کوچک هستند که هنوز در مرحله تاثیرگذاری نیستند، یا اگر تاثیرگذارند، یا خودشان یا سرمایهگذارانشان تحریم هستند.
ابر آروان، با وجود اینکه بخش عمده آن تحت مالکیت بانک پاسارگاد بود که تحریم شده، اما تحت شرکتهای به اصطلاح پوششی (شل یا طبق تحقیق مشهور آلمانیها Tarnfirma) مشغول دور زدن تحریمها و احتمالا ابزار پولشویی بانک پاسارگاد بوده است و تحریمی متوجه آن نبوده است.
حالا اروپا این شرکت را نیز تحریم کرده است.














