چرا برخی حمله روسیه به اوکراین را «جنگ مذهبی» میخوانند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, عطا محامدتبریز
- شغل, پژوهشگر علوم سیاسی
یکسال پیش در چنین روزهایی، در اولین هفتههای حمله روسیه به اوکراین، اسقف اعظم کلیسای ارتدوکس مسکو در میان زرق و برق محراب کلیسای مسکو گفت: «ما وارد مبارزهای شدهایم که اهمیتش فیزیکی نیست، بلکه اهمیت متافیزیکی دارد».او گفت این جنگ، مبارزهای «برای رستگاری ابدی» روسها است.
این سخنرانی و جملات شبیه به این که کلیسای ارتدوکس مسکو در طول یکسال گذشته به کار برده است، برخی را بر آن داشته تا بگویند این درگیری، صرفا ابعاد نظامی و سیاسی ندارد، بلکه در پس آن فهم الهیاتی رژیم ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه و کلیسای ارتدوکس مسکو را میتوان دید.
کلیسای ارتدوکس روسیه نه تنها از جنگ پوتین حمایت کرده، بلکه مدتهاست توجیهات دینی و ایدئولوژیکی برای اقدامات داخلی و بین المللی روسیه در این جنگ ارائه کرده است.
رفتار کلیسای ارتدوکس و وجود مفاهیم دینی در سخنان مقامات روسی، تا بدان حد بوده است که عدهای نام این جنگ را «اولین جنگ مذهبی قرن بیست و یکم» بگذارند.
دین، ادامه سیاست منطقهای روسیه

منبع تصویر، Getty Images
درباره چرایی حمله روسیه به اوکراین، در این یکسال، دلایل بسیاری از سوی ناظران مختلف برشمرده است. از آن جمله گروهی میگویند روسیه در سالهای اخیر به اندازهای قدرتمند شده بود که نیاز به نشان دادن قدرت خود داشت و با ورود به اوکراین، بخشی از «سیاست قدرت» خود را اجرایی کرده است.
اما آنها دلیل آنکه روسیه این کار را در سال ۲۰۲۲ انجام داده و نه پیشتر، در «گسترش ناتو» دانستهاند. این دلیل دوم در حالی مطرح میشود که روسیه برای سالها، نگاهی منفی به ناتو نداشته و حتی در سال ۲۰۱۰ دیمیتری مدودف رئیس جمهور وقت این کشور گفته بود «دورهای که فاصلهای میان ما و ناتو وجود داشته باشد و علیه یکدیگر ادعایی کنیم، به پایان آمده است».
همچنین تغییر شگرفی نیز از آن سال به این رو در سیاستهای ناتو به وجود نیامده است که بتوان آن را در قالب موج جدید گسترش طلبی جای داد.
در پاسخ، برخی از دلیلی سوم برای این حمله سخن میگویند و ریشه مساله را در «سیاستهای منطقهای روسیه» میدانند که در فضای بعد از همهگیری کرونا و ضعف نسبی اقتصاد جهانی، چنین جنگی را به وجود آورده است.
در این استدلال، دو موضوع از سیاستهای منطقهای روسیه به عنوان عوامل اصلی جنگ مطرح است.
اول، نگرانی مسکو از گسترش دموکراسیخواهی در کشورهای پیرامونی و احتمال اوجگیری اعتراضهای مشابه در روسیه. در قرن ۲۱ ، از گرجستان و اوکراین و قزاقستان تا کشورهای عربی مردم به خیابانها آمدند و خواستار تغییرات دموکراتیک شدند. در این مدت، در روسیه نیز تجمعاتی نیز علیه پوتین شکل گرفت.
اما پوتین همه این تحولات و اعتراضها را به غرب و به ویژه آمریکا نسبت میداد. از این رو سیاستهایش را در منطقه به گونهای تنظیم کرد که همزمان در مقابل گسترش موج دموکراسیخواهی قرار بگیرد و بخت موفقیت این جنبشها را کاهش دهد.
اما موضوع دوم مرتبط با سیاستهای منطقهای روسیه، مساله کلیسای ارتدوکس روسیه است. این مساله در تحلیل جنگ اوکراین برای برخی آنقدر مهم است که مثلا سیریل هوارون، که کشیشی اهل اوکراین است، میگوید نمیتوان بدون باورهای مذهبی پوتین این مداخله جنگی را فهمید.
او میگوید زاویه نگاه روسیه به جنگ با اوکراین، جنگ با جهان غرب است و اوکراین در این معادله تنها نمادی از این جهان است. هوارون معتقد است که این دیدگاه از الهیاتی که پوتین به آن باور دارد برخاسته است.
الهیاتی که به نوعی در تازهترین سخنرانی پوتین در روز ۲۱ فوریه ۲۰۲۳ نیز جاری است. رئيس جمهوری روسیه در این سخنرانی با متهم کردن کشورهای غربی به تهدید روسیه میگوید: «آنها هستند که جنگ را آغاز کردند. ما برای پایان دادن به آن است که از زور استفاده میکنیم. غرب میداند که شکست روسیه در میدان جنگ غیرممکن است؛ آنها با تفسیر نادرست حقایق تاریخی، به فرهنگ، مذهب و ارزشهای روسیه حمله بردند و اخبار جعلی تهاجمی را به نمایش گذاشتند. ما از جان مردم و خانه خود دفاع میکنیم».
شکاف در «دنیای روسی»

منبع تصویر، Getty Images
از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱ ، دستگاه تبلیغاتی شوروی در سطوح مختلف، جنگی علیه «خدایان» آغاز کرده بود.این نظام سیاسی حتی کمیسیون ضد کلیسا در مناطق تحت سلطه خود به راه انداخته بود تا مانع از پدیداری عقاید مذهبی شود.
با این حال و تقریباً ۲۵ سال پس از فروپاشی شوروی، پژوهشهای مرکز افکارسنجی Pew نشان میدهد که مذهب به بخش مهمی از هویت فردی و ملی بسیاری از مناطقی که تحت سلطه شوروی بودند، بدل شده است.
بر اساس این نظرسنجی که در سال ۲۰۱۷ انجام شده است، ۷۱ درصد از مردم روسیه خود را ارتدوکس میدانند. همچنین ۷۸ درصد از اوکراینیها، ۷۳ درصد از اهالی بلاروس و ۹۲ درصد از اهالی مولداوی باور به آیین ارتدوکس دارند؛ آیینی که قرنها در این منطقه ریشه دوانده بود و ایده کمونیسم تنها وقفهای در باورهای مردمی شمرده شد.
در اوکراین، از سال ۱۶۸۶ که اسقف اعظم اوکراین روابطش را با رهبر کلیسای ارتدوکس قسطنطنیه قطع کرد و به زیرمجموعه کلیسای ارتدوکس مسکو تبدیل شد، عملا رهبر ارتدوکسهای مسکو، متصدی امور شرعی اوکراین نیز محسوب میشد و از همین رو میتوانست در امور جاری اوکراین دخالت کند.
این در حالی بود که کلیسای ارتدوکس روسیه (ROC) خود را به عنوان مخزن هویت ملی روس میدانست. این کلیسا همچنین مسکو را «روم سوم» خطاب میکرد و در موقعیتهای مختلف، بر برتری خود بر سایر کلیساهای ارتدوکس تاکید داشت.
این مناسبات بعد از فروپاشی شوروی و استقلال کشور اوکراین نیز تغییری نکرد.
زمانی که پوتین از پلههای قدرت در روسیه بالا رفت، کلیسای ارتدوکس این کشور روابط نزدیکی نیز با دولت پوتین برقرار کرد. و در دل همنشینی دین و دولت بود که دکترین کلیدی کلیسای ارتدوکس به عنوان Russkiy Mir یا «دنیای روسی» برساخت شد که تمدن موعود روسیه را داعیهداری میکرد.
پوتین در سال ۲۰۰۷ به منظور گسترش این ایده، مرکزی با عنوان دنیای روسی (صلح روسی) به وجود آورد.
نقطه عطف تاریخی

منبع تصویر، Getty Images
از فردای روزی که اوکراین در پی فروپاشی شوروی به کشوری مستقل تبدیل شد، چالشی جدی بر سر ارتباط ساختاری کلیسای ارتدوکس کییف با کلیسای مسکو شکل گرفت. به ویژه در زمانی که داعیههای کلیسا و دولت روسیه برای ایجاد پیوند در جهان روس گسترش مییافت، کلیسای ارتدوکس اوکراین مسیر متفاوتتری میپیمود.
این کلیسا اندکی بعد از استقلال اوکراین از شوروی به دنبال خودمختاری و خارج شدن از یوغ کلیسای ارتدوکس روسیه برآمد و روسای جمهوری کشور نیز از این ایده حمایت کردند.
اما همواره آنها نگرانیهایی از واکنش روسیه داشتند. با این وجود کلیسای ارتدوکس اوکراین تصمیم خود را گرفته بود.
در سال ۲۰۱۶ کلیسای ارتدوکس اوکراین، پس از آن که حمایت برخی از کلیساهای ارتدوکس مناطق مختلف جهان را به دست آورد، از اسقفهای دیگر کشورها درخواست رایزنی کرد. برای این اجلاس نیز شهر کرت یونان برگزیده شد.
اما کلیسای اوکراین به عنوان یکی از میزبانان، هیچ نمایندهای از کلیسای ارتدوکس مسکو را به این جلسه دعوت نکرد. همزمان پارلمان این کشور نیز قطعنامهای را تصویب کرد که از پاتریارکی جهانی میخواست قانون سال ۱۶۸۶ را لغو کند؛ قانونی که کلیسای اوکراین را زیرمجموعه کلیسای مسکو قرار داده بود.
سرانجام در ۵ ژانویه سال ۲۰۱۹، کلیساهای ارتدوکس اوکراین استقلال خود را از کلیسای ارتدوکس روسیه اعلام کردند.
پترو پوروشنکو، رئیس جمهور وقت اوکراین، این اتفاق را به عنوان «پیروزی بزرگ ملت مومن اوکراین بر شیاطین مسکو، پیروزی خیر بر شر و نور بر تاریکی» توصیف کرد. این گونه یک رابطه ۳۰۰ ساله میان دو کلیسای ارتدوکس شکسته شد.
این اتفاق برای مسکو بسیار گران بود، چرا که اهالی ارتدوکس اوکراین ۳۰ درصد از کل مسیحیان زیرمجموعه کلیسای مسکو را تشکیل میدادند و در عین حال این اقدام به معنای خسارتی چند میلیون دلاری برای املاک کلیسای مسکو بود.
این جدایی سرعت تغییرات در جامعه مسیحی اوکراین را بالا برد. دادههای مرکز بینالمللی جامعهشناسی کییف نشان میدهد که تعداد کلیساهایی که در این کشور وجود داشت از سال ۲۰۲۰ تا اواخر جولای ۲۰۲۲ از ۳۴ به ۵۴ افزایش یافته است. علاقه به پاتریارکی مسکو نیز به صورت قابل توجهی کاهش یافت. اما در عین حال اوکراین با کاهش علاقه به آیین ارتدوکس نیز روبرو شده است.
جنگ مقدس

منبع تصویر، Getty Images
در ۱۷ مارس سال ۲۰۲۲ کریل اول، اسقف کلیسای ارتدوکس مسکو در برابر مقامات لشکری ارتش روسیه گفت، مخالفان روسیه نیروهای شیطانی هستند. او تاکید کرد که اوکراین مدتی است که بستری برای گناهان غرب مانند همجنسگرایی شده است.
او در ۳ آوریل ۲۰۲۲ حتی آشکارا مسئله همجنس گرایان را بخشی از دلیل جنگ روسیه علیه اوکراین دانست.
اما مسئله برای پوتین، کسی که کریل اول او را «معجزه خداوند» خوانده بود عمیقتر بود. او دو روز پیش از آغاز جنگ گفته بود: «اوکراین بخشی جدا نشدنی از تاریخ، فرهنگ و فضای معنوی ماست.»
در واقع او با ذکر عبارت «فضای معنوی»، این جنگ را جنگ مقدسی جلوه داد و گفته بود این راهی است برای بازگردند عزیزترین کسان که با «آنها پیوند خونی و خانوادگی داریم».
موضع حمایتی کلیسای ارتدوکس روسیه در جنگ اگرچه شکافهایی در بدنه این کلیسا انداخته بود، اما وجه دیگری از جنگ روسیه را نشان میدهد؛ جنگی که به دنبال بازگرداندن «سرزمین شرعی» به خانه و در عین حال محافظت از نفوذ دینی روسیه در کشورهای منطقه از جمله اوکراین است.
در همان روزهای آغازین جنگ روسیه و اوکراین جیلز فریزر در مقالهای با عنوان «سرنوشت معنوی پوتین» نوشت: «بسیاری از مردم نمیدانند که حمله به اوکراین تا چه حد برای او یک جستجوی معنوی است. این اقدام برای غسل تعمید روسهاست. رویدادی است که پایه گذاری شکل گیری روان مذهبی روسیه است. کلیسای ارتدوکس روسیه ریشههای خود را در این اقدام میبیند. به همین دلیل است که پوتین چندان علاقهای به چند منطقه کوچک در شرق اوکراین ندارد. هدف او، خود کییف است.»
پوتین خود این نکته را چند ماه قبل از آغاز جنگ و در یک سخنرانی با عنوان «ریشههای تاریخی اتحاد روسیه و اوکراین» اینگونه به زبان آورده بود: «من مطمئن هستم که حاکمیت راستین اوکراین تنها در اتحاد با روسیه است. پیوندهای معنوی، انسانی و تمدنی ما ریشه در اعصار دارد. خویشاوندی ما از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. اینها در قلوب و خاطرات مردمی که در روسیه و اوکراین مدرن زندگی می کنند، پیوندهای خونیای به وجود آورده است که میلیونها خانواده ما را متحد میکند. ما همیشه با هم قوی بوده و خواهیم بود. زیرا ما یک ملت هستیم.»
جنگ مقدس پوتین که برای توجیه آن از الهیات مسیحی استفاده شده و کلیسا نیز به عنوان یک نهاد مذهبی از آن حمایت کرده است، بخشی از پروژه بازگرداندن اوکراین به روسیه در مقابل غرب است؛ بازپس گیری منطقهای که علیه کلیسای روس و «دنیای روسی» طمرد کرده است و به همین خاطر هم در آن «گناه» پدیدار گشته است.
در این منظومه پوتین و دولت روسیه در همگرایی با کلیسای ارتدوکس مدافع «خیر» هستند و از نظر آنها تلاشی که غرب برای «فاسد» کردن اوکراین انجام داده است باید بی اثر شود.











