عادیسازی «اعدام» در مناظرههای تلویزیونی: «وعده را عملی نکرد اعدامش کنید»

منبع تصویر، BORNA
- نویسنده, فرزاد صیفیکاران
- شغل, بیبیسی
اعدام، مجازاتی است که از ابتدای انقلاب، نام جمهوری اسلامی با آن گره خورده است. این مجازات که در دنیای امروز غیرانسانی دانسته شده، هر ساله حق حیات تعداد زیادی از شهروندان ایرانی -از مخالفان سیاسی گرفته تا متهمان جرائم کیفری- را سلب میکند. از اینرو ایران بعد از چین، دومین کشور جهان با آمار بالاترین میزان اعدام در جهان است.
در سالهای گذشته پروسه اعدام در جمهوری اسلامی چنان عادیسازی، و مشروع برای برخی جرائم معرفی شده که در ملاءعام هم به اجرا گذاشته میشد. تا جایی که نهایتا بعد از اعمال تحریمهای حقوق بشری بینالمللی، جمهوری اسلامی ناگزیر شد برای چند سال اعدام در ملاءعام را به پشت دیوارهای بلند زندانها برگرداند.
اکنون اما اعدام کارکرد دیگری هم پیدا کرده، یکی از نامزدهای دور دوم انتخابات زودهنگام چهاردهمین دوره ریاستجمهوری گفت در صورت عدم محقق شدن وعدههای نامزد دیگر، تعهد بدهد که «اعدام» شود.
اولین مناظره تلویزیونی مسعود پزشکیان و سعید جلیلی در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری اگرچه بر محور موضوعات فرهنگی-سیاسی تمرکز داشت، اما بحث بارها به مسائل اقتصادی هم کشیده شد.
مردم ایران این روزها به دلیل شرایط نابسامان اقتصادی با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم میکنند، به همین دلیل نامزدها با وعدههای اقتصادی کلان تلاش میکنند تا رأی شهروندانی که با عدم مشارکت در دور اول نشان دادند که اهمیت انتخابات برای آنها کمرنگ شده را به خود جلب کنند.
سعید جلیلی، کاندیدای جناح اصولگرایان بارها وعده «رشد اقتصادی هشت درصدی» را مطرح کرده، وعدهای که در نهایت مسعود پزشکیان، کاندیدای اصلاحطلبان را وادار کرد او را به چالش بکشد، آن هم با تهدید غیرمستقیم به «اعدام».
مسعود پزشکیان در پاسخ به وعدههای اقتصادی سعید جلیلی در مناظره تلویزیونی که از شبکه یک صدا و سیما پخش شد، گفت: «من از انتخابات کنار میروم، اگر آقای جلیلی تعهد بدهد که اگر رشد هشت درصدی را در دولتش محقق نکرد اعدامش کنند.»
زمانی که این جمله از زبان پزشکیان در صداوسیمای جمهوری خطاب به جلیلی بیان شد نه تنها مجری برنامه هیچ تذکری دراین زمینه نداد، بلکه حساب کاربری آقای پزشکیان در ایکس (توییتر سابق) همین جمله را هم توییت کرد و سعید جلیلی نیز در ایکس اینگونه واکنش نشان داد: «به مردم میگویند طالبان».
اگرچه ما نمیدانیم منظور مسعود پزشکیان از بیان چنین حرفی موافقت با «اعدام» است یا این واکنش او صرفا برای به چالش کشیدن رقیبش است یا نه، اما او از یک مثال بسیار افراطی که بخشی از ترومای جمعی ایرانیان است، برای به چالش کشیدن رقیب انتخاباتیاش استفاده کرد.
بیبیسی فارسی تلاش کرد با مسعود پزشکیان تماس بگیرد و نظر او را در مورد حکم اعدام و سخنانش خطاب به سعید جلیلی جویا شود، اما آقای پزشکیان به تماسهای بیبیسی پاسخ نداد.
پزشکیان در حالی از چنین مثالی استفاده کرد که مصطفی پورمحمدی، دیگر نامزد انتخابات که در دور اول حذف شد و از اعضای موسوم به «هیأت مرگ» در دهه ۶۰ بود که در اعدام هزاران زندانی سیاسی دست داشت، از بیان چنین نظراتی حذر میکرد.
مصطفی پورمحمدی با چنین پیشینهای در مناظرههای انتخاباتی مواضعی در ظاهر «مترقیتر» نسبت به کاندیداهای دیگر میگرفت و سعی داشت که از موضوعاتی مانند اعدام دوری کند. اقدامی که حتی برخی چهرههای اصلاحطلب نزدیک به مسعود پزشکیان مانند رضا رشیدپور، مجری تلویزیون که از مواضع مصطفی پورمحمدی شگفتزده شده و او را نقد میکردند، بعد از اظهارات پزشکیان درباره اعدام، در شبکه اجتماعی ایکس با پست کردن ایموجی فردی که عینک زده و سیگار در دست دارد نوشت: «آقای پور محمدی در حال تماشای مناظره دیشب.»
اشارهای احتمالا غیرمستقیم به اینکه تنها پورمحمدی نیست که با «اعدام» موافق است.

منبع تصویر، X (TWITTER)
آیا اعدام عادیسازی و خشونت ترویج شده؟
یکی از نگرانیهایی که بسیاری در واکنش به صحبتهای مسعود پزشکیان مطرح کردند، علاوه بر احتمال اعتقاد او به اجرای حکم اعدام، مطرح کردن چنین موضوعی در صداوسیما بود که به ترویج موضوع اعدام در حوزههای مختلف دامن میزند.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ نیز به بیبیسی میگوید اعدام از ظالمانهترین، بیرحمانهترین و تحقیرآمیزترین مجازاتهاست.
او با اشاره به سابقه اعدام در جمهوری اسلامی و طرح این موضوع حتی در کتابهای درسی مدارس، میگوید: «در سالهای اخیر مخالفت جامعه علیه اعدام بیشتر شده و بزرگترین کارزارهای مجازی را با هشتگ اعدام نکنید داشتیم، اما اینکه آقای پزشکیان در قالب جدی یا شوخی در تلویزیون سراسری از کلمه اعدام علیه رقیب خودش استفاده میکند، از یکطرف کمک میکند به قبحزدایی از این مجازات بیرحمانه و عادیسازی آن، و از طرف دیگر نشان میدهد ایشان چقدر فاصله دارد از طرز فکری که در جامعه رو به رشد است.»
آقای امیریمقدم اضافه میکند که مسعود پزشکیان حساسیتی که یک فرد تحصیلکرده باید نسبت به مسائل حقوق بشری مانند اعدام داشته باشد، را دارا نیست.
مدیر سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ میگوید پزشکیان «فردی ذوب شده در جمهوری اسلامی» است زیرا اعدام از مهمترین مشخصههای حکومت جمهوری اسلامی است.
محمود امیریمقدم معتقد است زمانی که فردی مانند مسعود پزشکیان در قامت نامزد ریاستجمهوری در صداوسیما که مخاطب میلیونی دارد به صراحت از اعدام صحبت میکند «ترویج خشونت» هم به شمار میآید.
رویا برومند، فعال حقوق بشر و مدیر اجرایی بنیاد عبدالرحمن برومند به بیبیسی فارسی میگوید «روند عادیسازی اعدام در همان اوایل انقلاب با اعدام افرادی که جرمی مرتکب نشده بودند یا جرائمی از دید جمهوری اسلامی مانند روابط جنسی، اعتیاد یا صرف همکاری با رژیم شاه داشتند، شروع شد.»
خانم برومند با اشاره به آمار بالای اعدام در ایران میگوید: «با وجود عادیسازی شدن اعدام در دهههای گذشته، اما مطرح شدن آن در مناظره انتخاباتی امر جدیدی است و بعید میدانیم تهدید بوده باشد و منظور پزشکیان این بوده که اگر بدقولی مجازات اشد، یعنی اعدام را داشت، باز هم چنین وعدهای میدادید یا نه؟ از طرف دیگر شاید این یک پیام باشد و باید منتظر بود که قواعدی که ما به آنها عادت کردیم که خودی ها مجازات اشد نمی شوند یا اگر بشوند به ندرت در مورد آنها اعمال می شود، تغییر کند.»
واکنشها: از «چرا اعدام» تا «طالبان»
صحبتهای مسعود پزشکیان در شبکههای اجتماعی، و بهصورت ویژه ایکس (توییتر سابق) واکنشهای بسیاری را به دنبال داشت. بسیاری از کاربران استفاده از مفهوم اعدام را حتی به صورت نمادین و سیاسی نادرست دانستند.
مهدی یحیینژاد، محقق و فعالِ گسترش دسترسی به اینترنت خطاب به پزشکیان نوشت: «شما که با خودیها چنین سخن میگویید دیگر از شما انتظاری نیست که چه 'پروتکلهایی' برای مخالفان حکومت داشته باشید.»
بسیاری از کاربران نیز اعدام زندانیان سیاسی و معترضان اعدام شده در جریان اعتراضاتی مانند دی ۹۶، آبان ۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی یادآور شدند و در مخالفت با اعدام نوشتند.
آرش حجازی، پزشک و نویسنده ایرانی نوشت: «در پشت چهره ظاهرفریبتان هنوز اعدام را بهترین راه برخورد با کسانی میدانید که با آنها اختلاف نظر دارید. هنوز همانید که حجاب را در بیمارستانها اجباری و استادها را 'پاکسازی' و قتل زهرا کاظمی را انکار کرد. فقط ریشتان را زدهاید.» اشاره آقای حجازی به مصاحبه سال ۱۳۹۳ مسعود پزشکیان با شبکه سه صداوسیما است که گفته بود «اوایل انقلاب حجاب را در بیمارستانها اجباری و استادها را پاکسازی کردیم.»
بسیاری نیز صحبتهای مسعود پزشکیان را با رفتار و عملکرد مصطفی پورمحمدی از اعضای «هیأت مرگ» و صادق خلخالی، از حاکمین شرع اوایل انقلاب که در اعدام بسیاری از مخالفان سیاسی دست داشت، همسان دانستند.
در سوی دیگر اما اصولگرایان و به صورت مشخص طرفداران سعید جلیلی، صحبتهای آقای پزشکیان را با «طالبان» مقایسه کردند.
کاربری که از هواداران سعید جلیلی است در شبکه ایکس نوشت: «آقای جلیلی امشب در مناظره جلیقه ضدگلوله بپوشید، زیاد که از برنامههای آقای پزشکیان بپرسید امکان دارد مانند شهردار اصلاحات شما را اعدام انقلابی کند.» اشاره این کاربر به محمدعلی نجفی، شهردار سابق تهران و از چهرههای اصلاحطلب است که همسرش میترا استاد را در خانه به ضرب گلوله کشت وپس از نزدیک به چهار سال با عفو از زندان آزاد شد.
برخی دیگر از اصولگرایان عکسهای اعضای دولت حسن روحانی را منتشر کردند که برخی از آنها مانند محمدجواد ظریف و محمدجواد آذری جهرمی از مسعود پزشکیان حمایت کردهاند و در ستادهای انتخاباتی او فعالیت میکنند. این اصولگرایان با اشاره به وعدههای عملی نشده آنها با طعنه نوشتند: «هرکی وعده داده و عملی نکرده باید اعدام بشه؟»

منبع تصویر، X (TWITTER)
«اعدام»، سنتی در جمهوری اسلامی برای رفع مشکلات اقتصادی
طی سه دهه گذشته، برخی از افراد با اتهامهایی چون «فساد اقتصادی» و «اخلال در نظم اقتصادی کشور» و با استدلال پیشگیری از مشکلات اقتصادی که دولت از سروسامان بخشیدن به آنها عاجز بوده، اعدام شدهاند. «اعدام مجرمان اقتصادی» به روشی در مدیریت بحرانهای اقتصادی در جمهوری تبدیل شده است.
اولین بار سال ۱۳۷۴، فاضل خداداد، بازرگان و سرمایهدار، به همراه چند نفر دیگر به اتهام تبانی با کارمندان بانک صادرات ایران در پروندهای معروف به «اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی» به اعدام محکوم شد. در آن سالها این اولین فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی بود که علنی شد و در نهایت به اعدام فاضل خداداد به دلیل «اخلال در نظام اقتصادی کشور» در آذرماه همان سال ختم شد.
محسن رفیقدوست، از چهرههای امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی اعدام فاضل خداداد را یک جنجال سیاسی خواند و گفته بود او هنگام دستگیری تنها ۳ میلیارد تومان به بانک صادرات بدهکار بود که تسویه شده بود.
سال ۱۳۸۶ نیز در پرونده فساد اقتصادی کارکنان فرودگاه مهرآباد چهار نفر که یکی از آنها کارگر حقالعمل کار بود به اعدام محکوم شدند. در آن زمان اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای نگرانی خود را از صدور احکام اعدام برای چهار تن از کارمندان گمرک فرودگاه مهرآباد تهران به جرم رشوهخواری و جرائم اقتصادی صادر کرد و خواستار تخفیف مجازات همه کسانی شد که به جرمهای اقتصادی مشابه محکوم هستند.
نهایتا کارگر حقالعمل کار اعدام و احکام اعدام سه متهم دیگر با یک درجه تخفیف به حبس ابد تغییر کرد. باید اشاره کرد که هیچوقت معلوم نشد که این تخلفها دقیقا چه زمانی افتاده بود.
پرونده مهآفرید امیرخسروی که با نام امیرمنصور آریا شناخته میشد، یکی دیگر از بزرگترین پروندههای فساد مالی در جمهوری اسلامی بود که آقای امیرخسروی نهایتا در سال ۱۳۹۳ به اتهام «اخلال در نظم اقتصادی» اعدام شد.
پرونده بابک زنجانی نیز از جنجالبرانگیزترین پروندههای فساد اقتصادی در دهه ۹۰ بود که پای بسیاری از مدیران دولتی و مقامهای جمهوری اسلامی را به میان کشید. بابک زنجانی فعال اقتصادی و دو متهم دیگر به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند، اما بعد این حکم به زندان تقلیل پیدا کرد.
پرونده «سلطان سکه» نیز یکی از مشهورترین موارد اعدام شهروندان به اتهام «اخلال در نظام اقتصادی» و به بهانه جلوگیری از شرایط نابسامان اقتصادی است. سال ۱۳۹۷ وحید مظلومین معروف به «سلطان سکه» و محمداسماعیل قاسمی همدست او به اتهام «افساد فیالارض از طریق تشکیل شبکه فساد اخلال در نظام اقتصادی و ارزی و پولی کشور با انجام معاملات غیرقانونی و غیرمجاز و قاچاق عمده و کلان ارز و سکه» توسط دادستانی تهران اعدام شدند.
بعد از اعدام وحید مظلومین و زمانی که دولت و قوه قضائیه ادعا کردند قیمت سکه در بازار ثابت خواهد شد اما چنین اتفاقی نیافتاد و روند صعودی قیمت سکه و ارز ادامه پیدا کرد، بسیاری دستگاه قضایی را متهم کردند که تنها برای آرام کردن فضای متشنج جامعه دست به اعدام این دو نفر زده است.
















