یوهان کرویف؛ توتال فوتبال و مسابقاتی که همه چیز را تغییر داد

کرویف
    • نویسنده, الکس بایساوت
    • شغل, بی‌بی‌سی

در چهارمین مطلب در مورد اسطوره‌های جام جهانی، بخش ورزشی بی‌بی‌سی به یوهان کرویف پرداخته و توتال فوتبالی که هلند در جام جهانی ۱۹۷۴ بازی می‌کرد و تصویر فوتبال در دنیا را تغییر داد.

تابستانی بود که فوتبال در مه نارنجی بازی می شد. یک هلندی‌ با موهای لخت و هیکل ترکه‌ای داشت مهر انقلابی خود را بر فوتبال جهان حک می‌کرد و راه خودش را به قلب و ذهن طرفداران فوتبال می‌گشود. آن تابستان، تابستان یوهان کرویف بود، یا تقریبا تابستان او بود.

کرویف سال ۱۹۷۴ در آلمان غربی بیشتر از این که نبردهای تن به تن انجام دهد، در زمین فوتبال می‌رقصید. هر ضربه او به نرمی ابریشم بود و هر حرکتش در زمین به بالرین‌ها شباهت داشت.

اوج این داستان ۱۹ ژوئن در ورزشگاه وست‌فالن دورتموند رخ داد. او در دقیقه ۲۴ بازی با چرخشی که داشت و توپی که از پشت پای خودش رد کرد، چنان یان اولسون سوئدی را از بازی خارج کرد و گول زد که این حرکت تبدیل به بخشی از قصه‌های فوتبال شد.

کرویف در کتاب زندگینامه‌اش به نام «نوبت من» نوشت: «آن چرخش حرکتی نبود که من قبلا در تمرین‌ها انجام داده باشم یا برایش آماده شده باشم. آن ایده بلافاصله در ذهن من جرقه زد به این دلیل که بهترین راه حل برای آن موقعیت بود.»

کرویف چهره توتال فوتبال بود (سبکی که به فوتبال شناور هم معروف است و در آن موفقیت از درک جمعی و تقریبا تله‌پایتک فضا و حرکت بین ۱۱ بازیکن بدست می‌آید). او همچنین ستاره ای بود که توانست رسم قدیم را براندازد.

خط خاکستری

کرویف عصاره تیمی بود که تخیل را به فوتبال اضافه کرد و درست به درخشندگی و جذابیت پیراهن‌های نارنجی‌شان بودند. عملکردی که سرمربی سابق آرسنال را هم مسحور کرده بود.

آرسن ونگر در مراسم بزرگداشت کرویف گفت: «من فوتبالی کاملا جدید را کشف کردم. شما امروزه در حالی از مسائلی مانند پرس کردن، تغییر فاز و بدست آوردن مجدد توپ در کمترین زمان ممکن صحبت می‌کنید که هلند ۱۹۷۴ همان موقع انجام می‌داد.»

«آن‌ها از نظر تاکتیکی، فرسنگ‌ها جلوتر از زمان خودشان بودند. آن‌‌ها به طرز فکرشان در مورد فوتبال اعتقاد داشتند و حاضر نبودند آن را قربانی شرایط کنند: "این شیوه‌ای است که ما به فوتبال نگاه می‌کنیم و این روشی است که فوتبال باید بازی شود."»

این مفهومی بود که با آژاکس آغاز شد، باشگاهی که کمپ تمرینی آن با خانه دوران کودکی کرویف در آمستردام ۵ دقیقه فاصله داشت. «یوپی» در ۱۰ سالگی به آژاکس ملحق شد و مادرش بعدا به دنبال مرگ پدرش در باشگاه به عنوان نظافتکار مشغول شد.

همچنین این آژاکس بود که به او کمک هزینه‌ای داد که تا بتواند در ۱۵ سالگی مدرسه را ترک کند، باشگاه این کار را با جعل سن یوهان و دادن یک قرارداد «مخصوص» جوانان به او انجام داد.

با هدایت رینوس میشل کبیر، کرویف به بخشی جدایی‌ناپذیر از فوتبال هلند تبدیل شد که قدرت برتر باشگاهی اروپا در آن دوره بود.

خود میشل از تیم ملی فوتبال مجارستان در دهه ۱۹۵۰ که به «مجارهای جادویی» معروف بود، الهام گرفت و با بسط آن به شیوه‌ای رسید که برای اولین بار آژاکس در جام اروپای ۱۹۷۱ ارائه داد و (بعد از این که او آژاکس را اواخر آن سال به مقصد بارسلونا ترک کرد) منجر به کسب سه جام قاره‌ای متوالی شد.

رود کرول، مدفع پیشین آژاکس و تیم ملی هلند به یوفا گفت: «میشل به ما یاد داد که کمتر بدویم و جای همدیگر را پر کنیم، حرکتی که انقلابی محسوب می‌شد. این نخستین باری بود که نمای فوتبال به طور کامل تغییر کرد. توتال فوتبال در سراسر جهان پخش شد. این نخستین تغییر واقعی در ۴۰ سال بود و جهان را شگفت‌زده کرد.»

تا سال ۱۹۷۳ کرویف در آستانه گرفتن دومین توپ طلا بود و به ستاره و نماد آژاکس برای جوانان هلندی که آن موقع از نظر فرهنگی و اجتماعی تغییر می‌کردند، تبدیل شده بود.

جوانانی که با رویکرد عملگرایانه او ارتباط برقرار می‌کردند و استعداد بی‌نظیرش را می‌ستودند. او بدون این که تلاش کند، باحال بود (در نوجوانی سیگار را با کف کفشش خاموش می‌کرد)، اما در عین حال می‌توانست جنجالی، دردسرساز و شورشی باشد.

جانی رپ، هم‌تیمی او می‌گوید: «او می‌گفت در زمین باید این کار یا آن کار را بکنید. برای من آسان نبودم که دهانم را بسته نگه دارم.» کرویف در آژاکس بازوبند کاپیتانی را به بازو می‌بست اما در یک اردوی تابستانی بازیکنان تیم به کاپیتانی پیت کیزر رای دادند. او که خشمگین شده بود و احساس می‌کرد زیر پایش را خالی کرده‌اند، این کار را «حرکتی ناشی از حسادتی که قبلا هرگز تجربه نکرده بودم»، نامید.

او آژاکس را ترک کرد و با ۹۲۲۰۰۰ پوند که آن زمان رکورد جهان را شکست به رینوس میشل در بارسلونا ملحق شد و به تیم کاتالان کمک کرد تا بعد از ۱۴ سال قهرمان لالیگا شود.

خط خاکستری

به دنبال این حرکت، کرویف در اردوی تیم ملی با برخی از هم‌تیمی‌های سابقش به مشکل خورد. کرویف معتقد بود که آن‌ها از بازگشت دیرهنگام او از اسپانیا و یا از این که به همراه تیم سفر نمی‌کند، شاکی هستند. اما این اختلاف‌ها در زمانی که آن‌ها خودشان را برای تورنمنتی آماده می‌کردند که زندگی‌ خیلی از آنان را تغییر داد، رنگ باخت.

آمار هلند در تورنمنت‌های بزرگ افتضاح بود. آن‌ها پس از جنگ جهانی دوم نتوانسته بودند به جام جهانی برسند و هرگز هم به جام ملت‌های اروپا راه نیافته بودند (هلند برای اولین بار سال ۱۹۷۶ به یورو رسید).

حتی صعود به جام جهانی ۱۹۷۴ هم بی‌دردسر نبود و پس از تصمیمی جنجالی بر سر یک موقعیت آفساید در بازی آخر مقابل بلژیک بود که هلند توانست به تورنمنت راه پیدا کند: گل دقیقه ۸۹ ژان فرهین در حالی آفساید اعلام شد که در تصاویر آهسته تلویزیونی مشخص شد که چند مدافع هلند آفساید را پر کرده بودند.

برای دور نهایی جام جهانی فرانتسیک فدران، مربی اهل چکسلواکی جایش را به رینوس میشل، سرمربی بارسلونا داد. تصمیمی که بعدا مشخص شد، شاهکار بود.

تیم میشل بیشتر متشکل از بازیکنان آژاکس و همچنین بازیکنان باشگاه فاینورد بود که در سال ۱۹۷۰ قهرمان جام اروپا شده بودند، اما شگفتی ترکیب هلند یان یونگلوئد، دروازه‌بان تیم اف‌سی آمستردام بود. او مالک یک مغازه سیگار فروشی بود که سال‌ها قبل ۱۲ بازی ملی داشت و به دلیل مهارتش در بازی با توپ انتخاب شده بود.

از قضا آن موقع سرمربی آژاکس هم از سیستم پرس کردن حریف و تغییر موقعیت بازیکنان استفاده می‌کرد، اما در مورد بازیکنان بقیه باشگاه‌ها، رینوس تصمیم گرفت که در اردوی آماده‌سازی قبل از مسابقات، آن‌ها را با تاکتیکش تطبیق دهد. او سیستمی به مراتب تهاجمی‌تر از آژاکس می‌خواست.

این هدف به زمان نیاز داشت و تیم برای تقطبیق خودش با تاکتیک جدید بارها با تیم‌های دسته دوم فوتبال آلمان بازی دوستانه برگزار کرد. اما درست یک هفته مانده به شروع جام جهانی به نظر می‌رسید که تاکتیک جدید حسابی در تیم جا افتاده است، زمانی که هلند ۱-۴ مقابل آرژانتین پیروز شد.

کرویف که نقش زیادی در انتخاب بازیکنان داشت، گفت: «توتال فوتبال به بازیکنان بسیار مستعدی نیاز دارد که به عنوان یک گروه با منضبط عمل کنند. بازیکنی که مانع کار بقیه بازیکنان نشود و هچنین یک مربی مانند میشل که چنین حرکاتی را در نطفه خفه کند.»

«توتال فوتبال، فارغ از نیازش به کیفیت بازیکنان، بیشتر مسئله فضا و جایگیری است. وقتی شما فضاها و آرایش درست را داشته باشید، همه چیز در جای خودش قرار می‌گیرد.»

یوهان کرویف

منبع تصویر، Getty Images

هلند اولین حضورش در جام جهانی پس از ۳۶ سال را با بازی مقابل اروگوئه در شهر هانوفر آلمان آغاز کرد. هلند با پیراهن‌های نارنجی همیشگی و سه خط معروف مارک آدیداس روی آستینش وارد زمین شد؛ همه به غیر از کرویف.

او با شرکت پوما قرارداد داشت به رغم قراداد فدراسیون فوتبال هلند با آدیداس، قبل از آن هم حاضر نشده بود کفش‌های ورزشی آدیداس را هنگام بازی برای تیم ملی بپوشد. در جام جهانی و پس از توافق دو شرکت با یکدیگر، قرار بر این شد که کرویف پیراهنی را بپوشد که یکی از سه خط موازی آن حذف شده بود.

کرویف در کتاب زندگینامه‌اش نوشت: «فدراسیون فوتبال هلند بدون این که به بازیکنان بگوید با آدیداس قرارداد بست. آن‌ها فکر می‌کردند نیازی به این کار نیست، زیرا که پیراهن‌ها متعلق به آن‌هاست. اما بخشی که جنجالی شد مربوط به من بود.»

کرویف بعدا هنگامی که شرکت تولید لباسش، نمونه‌ای مشابه پیراهن او در آن جام جهانی را تولید کرد، در روزنامه تلگراف هلند نوشت: «آن دو خط موازی روی پیراهن متعلق به من بود.»

در هانوفر کرویف هدف برخی از رفتارهای خشن مدافعان اروگوئه بود، اما او از تکل‌های آن‌ها عبور می‌کرد و هلند را به جلو هدایت می‌کرد. هفت دقیقه از بازی گذشته بود که هلند با گل رپ پیش افتاد، او یک گل دیگر هم در ادامه زد تا هلند در مسابقه‌ای که نمایشی عالی از پرس همه جانبه و حمله شناورش عرضه کرد، پیروز شود.

بازی بعدی تساوی بدون گل با سوئد بود. نکته برجسته این بازی همان حرکت کرویف در سمت چپ محوطه جریمه سوئد بود که چرخید و توپ را از پشت پایش رد کرد و اولسن مدافع حریف را از بازی «سوت کرد». تصویر آن موقعیت به یکی از لحظات کلاسیک تاریخ فوتبال بدل شد.

کرویف در کتاب زندگینامه‌اش نوشت: «گاهی دانش تکنیکی و تاکتیکی شما آن قدر گسترده می‌شود که پاهایتان بلافاصله به پیامی که مغزتان می‌فرستد و شما قصد انجامش را دارید، واکنش نشان می‌دهند.»

«قبلا هم حریف را با حرکاتم گول می‌زدم. هرگز از این ترفندها را به قصد این که از بازیکن حریف یک احمق بسازم، انجام نداده‌ام. این کارها فقط بهترین راه حل برای یک مشکل بوده‌اند.»

اولسن مطمئن بود که توپ را می‌گیرد و لحظه‌ای بعد رفته بود پی کارش.

ملی‌پوش سوئدی در سال ۲۰۱۶ گفت: «نفهمیدم چطور آن کار را کرد. حالا هر بار که آن ویدئو را می‌بینم، با خودم فکر می‌کنم که آن توپ را گرفتم. هر بار مطمئنم که توپ را می‌گیرم و هر بار او مرا غافلگیر می‌کند.»

آن حرکت زیبا در آن بازی کمکی به هلند نکرد، اما جادوی کرویف تبدیل به تصویر نمادین آن جام جهانی و به اعتقاد شماری، تمام جام‌های جهانی شد.

خط خاکستری

در بازی آخر مرحله گروهی، اعتماد به نفس هلند آن قدر بالا رفته بود که ۱-۴ بلغارستان را شکست داد؛ تیمی که شاکله آن از بازیکنان زسکا صوفیه بود که اوایل همان فصل توانسته بود به سه سال شکست‌ناپذیری آژاکس در جام اروپا پایان دهد.

هلند مهر خودش را به تورنمنت زده بود. فوتبال آن‌ها طرفداران حاضر در ورزشگاه و تماشاگران پای تلویزیون را به وجد می‌آورد. ضمن این که ارکستر نارنجی‌پوش هواداران هلند هم در هماهنگی کامل با تیم بود و جلوه‌ای بیشتر به نمایش آن‌ها می‌بخشید.

کرویف در هتل تیم ملی هلند در هیلتروپ با خبرنگاران صحبت می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کرویف در هتل تیم ملی هلند در هیلتروپ با خبرنگاران صحبت می‌کند

آن موقع شکل برگزاری مسابقات به شکلی بود که تیم‌های صعود کننده در یک مرحله گروهی دیگر نیز بازی می‌کردند. حریف نخست هلند در این مرحله آرژانتین بود و گل اول آن‌ها نمونه‌ای تمام عیار از شیوه حیرت‌انگیزشان بود.

هلند توپ را در نیمه آرژانتین پس گرفت. ویلم فان هنگم، توپ را با ضربه «چیپ» پشت دفاع آرژانتین فرستاد. کرویف توپ را روی هوا کنترل کرد و بعد دنیل کارنوالی، دروازه‌بان حریف را جا گذاشت و دروازه را باز کرد.

کرول گل بعدی را زد و بعد هم رپ سانتر کرویف را با ضربه سر به گل سوم تیمش تبدیل کرد. این اتفاقات در حالی افتاد که میشل بارانی‌اش را روی پاهایش انداخته بود و با لبخند از نمایش بازیکنانش در ورزشگاه گلزنکرشن لذت می‌برد.

باران شدید نیمه دوم هم نتوانست مانع عملکرد درخشان هلند شود و یونگلوئد، دروازه‌بان هلند در کل بازی فقط یک بار توپ را لمس کرد. کرویف گل چهارم را در اواخر بازی با شوتی سر ضرب روی هوا زد؛ کاپیتان هلند مهارنشدنی به نظر می‌رسید.

میشل یک بار گفت: «آن‌ها می‌گفتند که او می‌توانست یک رقصنده باله خوب شود. راستش را بخواهید، من عقیده داشتم یوهان هرچیزی که می‌خواست، می‌تواند بشود.»

خورخه والدانو، خودش بعدا توانست قهرمان جام جهانی شود و همچنین شاهد انتقام چهار سال بعد آرژانتنین در بوئنوس آیرس بود، ولی آن موقع می‌دید که شماره ۱۴ هلند هموطنانش را در زمین شکنجه می‌کند.

او گفت: «هرگز در زندگی‌ام ندیدم که یک بازیکن مثل کرویف بر بازی‌ها حکومت کند. او صاحب آن نمایش بود، بیشتر از تیمش، داور یا تماشاگران. کنترل او بر آنچه در مسابقه رخ می‌داد، شگفت‌انگیز بود. او هم‌زمان بازیکن، مربی و داور بود.»

یوهان کرویف

منبع تصویر، Getty Images

کرویف در اوایل تورنمنت تنش‌هایی با خبرنگاران داشت، اما در ادامه رفتار او در خارج از زمین هم به خوبی داخل زمین بود. حالا همه از او تعریف می‌کردند، البته به استثنای یکی از منتقدان هلندی که اعضای تیم هلند او را با لباس کامل داخل استخر هتل تیم ملی پرت کردند.

برایان گلنویل، کارشناس فوتبال انگلیس گفت: «کرویف خیلی سریع و خوب یاد می‌گرفت. او با خبرنگاران چندزبانه‌ای احاطه شده بود و به راحتی با آن‌ها با هلندی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی کنار می‌آمد.»

با پایان ژوئن و ورود به ژوئیه اوج‌گیری هلند هم ادامه داشت و پیروزی دو بر صفر این تیم مقابل آلمان شرقی به معنای حضور در مقابل برزیل، مدافع عنوان قهرمانی مسابقات بود که در واقع نیمه‌نهایی این جام محسوب می‌شد.

این برزیل بدون پله بود. فوق ستاره برزیلی در سال ۱۹۷۱ تیم ملی را ترک کرد و بعدا گفت عدم حضور در جام جهانی ۱۹۷۴ در اعتراض به شکنجه مردم از سوی حکومت نظامی برزیل انجام داده است.

برزیل البته کماکان ستاره‌های بزرگ در اختیار داشت از جمله روبرتو رولینو و همین طور جرزینیو که یک فرصت عالی را در دقیقه ۲۰ بازی از دست داد. هلند سفید پوشیده بود و برزیل آبی، اما گذشته از رنگ پیراهن‌هایی که تشخیص دو تیم را سخت می‌کرد، آن مسابقه، تنش‌زا و سرشار از نبردهای فیزیکی بود.

کرول گفت: «بهترین بازی بود، سخت‌ترین مسابقه که همه چیز داشت. ترکیب جالبی از فوتبال زیبا و فوتبال کثیف بود. این مسابقه‌ای بود با منتهای کوشش و من، دوستش داشتم. هر کاری بکن که پیروز شوی.»

در نیمه اول برزیل سه کارت زرد گرفت و هلند یکی. اما در نیمه دوم کرویف بار دیگر یکی از نفوذ‌های زیبای خود را این بار از جناح راست انجام داد و توپ را روی دروازه فرستاد. نیسکنز خودش را به سوی توپ پرتاب کرد و توپ از بالای دستان دروازه‌بان برزیل وارد دروازه شد.

با توجه به تفاضل گل بهتر، هلند با تساوی هم به فینال می‌رسید، اما ۲۵ دقیقه مانده به پایان بازی، روی توپی که از جناح چپ ارسال شده بود، کرویف روی هوا بلند شد و با یک ضربه والی پای راست، گل دوم را به برزیل زد.

کرویف در زندگینامه‌اش نوشت: «هم چیز در بازی مقابل برزیل دور هم جمع شد. تا آن موقع کسی نمی‌دانست که ما چقدر خوب هستیم و احتمالا بازی با برزیل زمانی بود که شما می‌توانستید به آن اشاره کنید و بگویید این توتال فوتبال است.»

«با اضطراب وارد زمین شدیم، چون فکر می‌کردیم که هنوز داریم با تیم ۱۹۷۰ بازی می‌کنیم. ۳۰ دقیقه گذشت که فهمیدیم، در واقع مهارت ما از آن‌ها بیشتر است. پیروزی نتیجه فرآیندی بود که ما روی آن تمرکز کرده بودیم. قدم اول این است که کاری کنیم تماشاگران از فوتبال لذت ببرند و مرحل بعدی بردن بازی است.»

خط خاکستری

هلند آن قدر خوب بود که اعتماد به نفس تیم به تکبر پهلو می‌زد. در حرکتی عجیب و غریب، رینوس میشل در میانه تورنمنت به بارسلونا رفت تا تیم کاتالان را در فینال جام حذفی اسپانیا هدایت کند.

قبل از بازی فینال هم مشکلی در اردوی هلند به وجود آمد که خبر آن به روزنامه عامه‌پسند بیلد، چاپ آلمان رسید.

آن طور که آوکه کوک در کتاب «یوهان کرویف: همیشه در حمله» توضیح می‌دهد، کرویف دوری از همسر و فرزند سه ساله‌اش را «غیر انسانی» می‌دانست و از حضور در اردوی تیم ملی مقداری خسته و کسل شده بود.

برای این که حال و هوای تیم عوض شود، برخی از بازیکنان در یک مهمانی (حالا بدنام شده) بعد از پیروزی مقابل آلمان شرقی شرکت کردند.

گروه موسیقی «کتز» (گربه‌ها) از شهر ولدنام هلند برنامه اجرا کرد و بازیکنان شامپاین نوشیدند و سیگار برگ کشیدند. ساعت دو نیمه شب بود که کرویف و بعضی بازیکنان هوس شنا (لخت) کردند و گروهی از زنان محلی هم به آن‌ها ملحق شدند. کوک می‌نویسد: «اتفاق خاصی رخ نداد، غیر از کمی لاس زدن.»

اما بازیکنان هلند خبر نداشتند که یک خبرنگار مخفی هم در آن جمع حاضر است. روزنامه بیلد مقاله‌ای با این تیتر چاپ کرد: «کرویف، شامپاین و دختران عریان». کاپیتان خشمگین هلند مجبور شد ساعت‌ها پای تلفن حرف بزند و از همسرش دلجویی کند.

کرویف همیشه وقوع هر اتفاقی در آن شب را رد کرد و رینوس میشل، سرمربی تیم هم آن را تلاشی از سوی رسانه‌های آلمانی برای بی‌ثابت کردن تیم هلند دانست که قرار بود با میزبان در فینال بازی کند.

دیدار نهایی ۷ ژوئیه در ورزشگاه المپیک مونیخ برگزار شد.

کرویف و سایر بازیکنان هلند نتوانستند از گل زودهنگامی که در فینال زدند، استفاده کنند
توضیح تصویر، کرویف و سایر بازیکنان هلند نتوانستند از گل زودهنگامی که در فینال زدند، استفاده کنند

هنوز هم بسیاری از هلندی‌ها با نقش آلمان در جنگ جهانی دوم کنار نیامده بودند. برای مثال ویلم فان‌هنگم، هافبک تیم ملی هلند پدر، خواهر و دو برادرش را در آن جنگ از دست داده بود.

به هر حال این هلند بود که در فینال بخت بیشتری برای پیروزی داشت و بسیاری فکر می‌کردند که لاله‌های نارنجی برای نخستین بار برنده جام جهانی می‌شوند.

برند هولتسنباین، مهاجم تیم ملی آلمان در آن مسابقات گفت: «شما می‌توانستید این را در چشمان‌شان ببینید. طرز فکر آن‌ها در مورد ما این بود: "بچه‌ها، امروز با چند گل می‌خواهید ببازید؟" قبل از این که وارد زمین شویم، تلاش کردم به چشم‌های آن‌ها نگاه کنم، اما نتوانستم. آن‌ها کاری کرده بودند که ما احساس کوچکی کنیم.»

هلند درست و حسابی برای فینال آماده نشده بود. کرویف شب قبل از فینال خوب نخوایبده بود و بجای آن صبح زود بلند شد و در اتاقش سیگار کشید. هنگامی که تیم قبل از مسابقه برای عکس گرفتن صف کشید، او آدامس می‌جوید. این نخستین مسابقه‌ای بود که هلند محبوب، باید با تیمی می‌جنگید که حمایت پرشور تماشگران خانگی را پشت سرش داشت.

البته میزبان همیشه هم این قدر محبوب نبود و پس از باخت مقابل آلمان شرق از سوی تماشگران هو شده بود. هلند بازی را توفانی آغاز کرد و قبل از این که پای بسیاری از بازیکنان آلمان غربی به توپ بخورد، کرویف به داخل محوطه جریمه نفوذ کرد و توسط اولی هوینس سرنگون شد. داور بلافاصله نقطه پنالتی را نشان داد.

نیسکنز پنالتی را تبدیل به گل کرد تا تیم رینوس میشل شروعی عالی داشته باشد. بعضی از بازیکنان هلند بعدا گفتند که پس از زدن آن گل به این فکر می‌کردند که با فوتبالی که تا آنجا در تورنمنت بازی کرده بودند، میزبان را تحقیر کنند، اما هلند نتوانست به اندوخته‌اش اضافه کند.

کرویف در زندگینامه‌اش نوشت: «موضوع بدون شک یک داستان کلاسیک تکبر از قبل از سقوط بود. به محض این که شما از مرز اعتماد به نفس زیادی عبور کنید، دیگر خیلی سخت است که به قبل از آن بازگردید.»

«در طول مسابقه همه یا یک کم زیادی جلو بودند یا یک کم زیادی عقب، هیچ کس ۱۰۰ درصد به موقع سر یک صحنه نبود. گاهی وقت‌ها شما یک بازی را در ذهن‌تان می‌بازید.»

آلمان غربی به رغم شروع ضعیف، در ادامه عالی کار کرد. کمی پس از این که رپ، موقعیتی که کرویف ساخته بود را از دست داد، هولتسنباین داخل آن یکی محوطه جریمه سرنگون شد و پل براینتر ضربه پنالتی را گل کرد و کار به تساوی کشید؛ از این جا آلمان مالک فینال شد.

کرویف خیلی قبل از این که اصطلاح ۹ کاذب (مهاجمی که وظیفه‌اش بیشتر شبیه هافبک نفوذی است و برای بال‌هایی که دو طرفش هستند، فضاسازی می‌کند.) باب شود، این پست را بازی می‌کرد. او در طول جام جهانی همه جا بود: به عنوان بازیساز در عمق خط میانی، به عنوان بازیکنی که بعد از بقیه پشت محوطه جریمه می‌رسد و همین طور بازیکنی که به دو جناج متمایل می‌شود. او بیش از هر بازیکنی در تورنمنت موقعیت خلق کرد و بیشتر از هر کسی دریبل موفق داشت.

اما در حالی که هلند تقلا می‌کرد که کنترل مسابقه را دوباره بدست بیاورد، کاپیتان دور از دروازه آلمان نگه داشته شده بود و همواره چند بازیکن سفیدپوش مراقب بودند که او فضایی بدست نیاورد که زهرش را بریزد.

برتی فوگس برای مهار کرویف از چاشنی خشونت هم استفاده می‌کرد و یک کارت زرد هم گرفت، اما بعد خود کرویف هم به دلیل بحث با داور بازی، از جک تیلور اخطار گرفت. این در حالی بود که گرد مولر میزبان را پیش انداخت و کار بیش از پیش سخت شد.

کرویف که از نظر ذهنی و بدنی تخلیه شده بود، هرگز نتوانست آتش‌بازی سایر مسابقات را در ادامه فینال تکرار کند. او در نیمه دوم موقعیت‌هایی ایجاد کرد اما نتوانست گرهی از کار هلند باز کند.

کرویف نوشت: «طبیعتا وقتی همه چیز تمام شد، فقط یک سرخوردگی بزرگ بجا مانده بود. شما می‌دانید که بهترین‌های جهان هستید اما برنده چیزی نمی‌شوید.»

یوهان کرویف همراه با رینوس میشل و بقیه اعضای تیم ملی هلند با ملکه جولیانا دیدار کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یوهان کرویف همراه با رینوس میشل و بقیه اعضای تیم ملی هلند با ملکه جولیانا دیدار کرد

در بازگشت به هلند از تیم مثل قهرمانان استقبال شد. آن‌ها به دیدار خانواده سلطنتی رفتند و کرویف بعدا نوشت که خیلی زود از ناامیدی پس از فینال خلاص شد: «مهم‌تر از همه واکنش‌های مثبت و ستایشی بود که به دلیل نمایش ما در جام جهانی در تمام دنیا به وجود آمد.»

«ما به عنوان مثالی برای میلیاردها آدم مطرح شدیم. همچنین موجب امیدواری بازیکنانی (مثل خود من) شدیم که تنومند و قوی نبودند. تمام فلسفه این که فوتبال چگونه باید بازی شود، پس از تورنمنت تغییر کرد.»

این جام جهانی چهره شخصی کرویف را هم تغییر داد. او تا آن زمان دو بار به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب شده بود اما می‌گفت که هرگز احساس نکرده آدم معروفی است. پس از آن جام جهانی کرویف یک فوق ستاره جهانی بود و اواخر همان سال برای سومین بار توپ طلا را برد.

آرسن ونگر، سرمربی سابق آرسنال می‌گوید: «کرویف یک بازیکن کارگشا بود و در هر موقعیتی راه حلی برای مشکل پیدا می‌کرد. تصمیم‌هایی که او در موقعیت‌های سخت گرفته، استثنایی است. شما همیشه احساس می‌کردید که او از کلاسی بالاتر نسبت به سایر بازیکنان داخل زمین برخوردار است. بازیکنان کمی شبیه او هستند و همه می‌خواهند در زمین فوتبال مثل او به نظر برسند.»

جام جهانی ۱۹۷۴ تنها حضور کرویف در یک جام جهانی بود. او به هلند کمک کرد تا به جام جهانی ۱۹۷۸ برسد اما در آن بازی نکرد. کرویف بعدا گفت به دلیل تلاش برای ربودن خانواده‌اش در بارسلونا، حاضر به بازی در آن تورنمنت نشده است.

اما جام جهانی ۱۹۷۴ به دلایل مختلف اسطوره کرویف را قوام بخشید.

او طی آن چهار هفته در مرکز توجه جهانی بود. بازیکنی که بعدا مربی شد و فلسفه جدیدی را به فوتبال هدیه کرد. ستاره شماره ۱۴ که با گل‌ها، پاس‌ها، ضربات و حتی توپی که از پشت پایش رد کرد و چرخید، نامش را در تاریخ فوتبال ثبت کرد.