پزشکیان در یکسالگی دولت: ما بدجوری گیریم

مسعود پزشکیان

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی

یکسال از ریاست جمهوری مسعود پزشکیان گذشت. تندباد حوادث برای آقای پزشکیان دریک سال اخیر آنقدر شدید بود که ممکن بود او حتی یکسالگی ریاست جهموری‌اش را نبیند. آقای پزشکیان گفته‌ است در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل قصد داشت او را ترورکند.

خود او همزمان با سالگرد تحلیف‌اش در نشست فعالان سیاسی و اجتماعی در زنجان دوران مدیریتش را چنین توصیف کرد: «ما بدجوری گیریم، از روزی که آمدیم همش مصیبت می‌بارد و دست بردار هم نیست و تا می‌خواهیم به یک ساحل برسیم یکی دیگر می‌آید.»

مسعود پزشکیان در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در ۱۵ تیرماه سال ۱۴۰۳ پیروز شد و در ۹ مردادماه نیز به شکل رسمی قدرت اجرایی را در دست گرفت. اما نخستین سالگرد پیروزی او، زیر سایه اخبار مربوط به آتش‌بس یا «توقف جنگ» میان ایران و اسرائیل قرار گرفت و توجه چندانی در رسانه‌ها نداشت.

به دلیل فضای سیاسی حاکم بر ایران، شاید کمتر کسی سالگرد پیروزی او را به یاد داشت. در آن زمان بیشتر توجه‌ها وگمانه‌زنی‌ها متوجه غیبت طولانی رهبر جمهوری اسلامی ایران بود. تا آن‌که در نهایت، در شب عاشورا در مراسم عزاداری حسینیه‌اش ظاهر شد و به گمانه‌زنی‌ها پایان داد.

جدا از شرایط جنگی در ایران، بی‌راه نیست اگر گفته شود که سرگذشت مسعود پزشکیان در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بی‌سابقه است. بعضی‌ او را «بدشانس‌ترین رئیس جمهور پس از انقلاب» و «دولت بی‌مهلت» می‌خوانند؛ به قول رسانه‌های ایران دولتی که خیلی زود و در حالی که به ۱۰۰ روزه نرسیده بود «جوانمرگ» شد و حالا به نقطه‌ای رسیده که مخالفانش برای او «آرزوی شهادت» می‌کنند.

عباس عبدی، از حامیان انتخاباتی آقای پزشکیان، معتقد است رئیس جمهور «فقط» تا پایان سال فرصت اصلاحات دارد و «فقط توانسته یک سال دیگر به تاب‌آوری سیاست‌های رسمی موجود کمک کند».

با گذشت یکسال از ریاست جمهوری‌ مسعود پزشکیان، اکثر مخالفان و موافقان، بر این نکته اشتراک نظر دارند که او «انتخاب اصلح نظام بود» و اگر نظر موافق و حمایت علی خامنه‌ای نبود، اسم او از صندوق رای بیرون نمی‌آمد.

آقای پزشکیان در یک برهه مهم تاریخی در جمهوری اسلامی ایران، با شعار «وفاق» حلقه اتصال میان بخشی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان شد تا آنها را سر یک سفره جمع کند.

تحلیل‌گران بر این باورند که او با تقسیم مناصب بین گروه‌ها وافراد وفادار به حکومت، هم بخشی از منتقدان خودی و بخصوص اصلاح‌طلبان را به حامی تبدیل کرد و هم آنها را شریک در ناکارآمدی حکومت یا همان «ناترازی‌ها» در زمینه اوضاع بد اقتصادی و مالی، کمبودهای آب،برق، گاز، بنزین و... کرد.

با گذشت یکسال از آغاز ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان، فرضیه‌ها و تحلیل‌های تئوریکِ دوران انتخابات کنار رفته‌اند و اکنون می‌توان بر اساس مواضع، تصمیم‌ها و عملکرد او، تصویری روشن‌تر از کارنامه‌اش ترسیم کرد و درباره آن به قضاوت نشست.

مسعود پزشکیان پس از مراسم تحلیف

منبع تصویر، PEZESHKIAN.IR

توضیح تصویر، مسعود پزشکیان در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در ۱۵ تیرماه ۱۴۰۳ پیروز شد و در ۹ مردادماه نیز به شکل رسمی قدرت اجرایی را در دست گرفت

«آیه‌ای که بد آمد»

مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور نهج‌البلاغه‌خوان نیز شناخته می‌شود؛ کسی که در ایام انتخابات و ماه‌های اول آغاز به کارش از نهج‌البلاغه و امام اول شیعیان بسیار یاد می‌کرد هرچند آرام آرام از این ادبیات فاصله گرفت.

مرور یک‌ سال نخست ریاست‌جمهوری مسعود پزشکیان نشان می‌دهد که ارزیابی‌ها از عملکرد او طیفی گسترده را در بر می‌گیرد؛ از کسانی که او را «گورباچف ایرانی» لقب داده‌اند تا منتقدانی که از تعبیر «دولت فریب» استفاده کرده‌اند.

موافقان آقای پزشکیان معتقد بودند که او دست به چاقو و یک جراح است و این توان را دارد که با حمایت نظام، طرحی نو در اندازد و ساختار سیاست داخلی و خارجی و انحصارگرایی در ساختار قدرت را «جراحی کند» و« قطار انقلاب اسلامی» را به ریل برگرداند.

او کابینه‌ای با شعار «وفاق» تشکیل داد؛ کابینه‌ای که به گفته حامیانش تلاش برای همگرایی جناح‌های مختلف بود و به تعبیر برخی ناظران، به «شرکت سهامی» احزاب و گروه‌ها شباهت داشت. با وجود حمایت اصلاح‌طلبان و جریان‌های میانه‌رو در دوران انتخابات، شماری از کرسی‌های کلیدی در دولت او به چهره‌های اصولگرا واگذار شد.

نسخه او برای بحران‌های متعدد کشور «وفاق» است، برای همین می‌خواست با «وفاق بنزینی»، «وفاق فیلترینگ»، «وفاق حجاب و عفاف»، «وفاق دلاری»، «وفاق بر سر اف‌ای‌تی‌اف»، «وفاق برای حل ناترازی‌های اقتصادی» و... مشکلات را حل کند.

در این مدت، او موفق شد اجرای قانون «حجاب و عفاف» را با تصمیم شورای عالی امنیت ملی به‌طور موقت به تعویق بیندازد. در حوزه فیلترینگ نیز، با وجود کش‌وقوس‌های فراوان، تنها واتس‌اپ و گوگل‌پلی رفع فیلتر شدند و وضعیت سایر پلتفرم‌ها همچنان نامشخص است.

در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴هم قانون اف‌ای‌تی‌اف (قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به معاهده سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی) از سد مجمع تشخیص مصلحت نظام گذشت.

فراتر از این موارد، پزشکیان با قفل‌ها و درهای بسته‌ای روبروست که به نظر می‌رسد امکان مانور اجرایی او را کاهش داده‌اند. تصمیم‌ها و عملکرد او در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که در مواجهه با برخی از این موانع، عملاً با دست‌باز عمل نمی‌کند و اختیاراتش در برخی حوزه‌ها به‌شدت محدود شده است. برخی تحلیلگران معتقدند او در برابر ساختارهای غیرپاسخگو و نهادهای موازی، عملا «آچمز» شده است.

مسعود پزشکیان در مراسم روز دانشجو در جمع دانشجویان دانشگاه شریف گفته بود که «به هرچی می خواهیم دست بزنیم می گویند به این دست نزن. در برق مشکل داریم، در آب مشکل داریم، در گاز مشکل داریم، نفت، بنزین، پول... همه چیز پر از مشکل است. به هر جا دست بزنیم یک جا دردش می آید».

تا اینجای کار، و با گذشت یک چهارم از دوران ریاست جمهوری چهارساله‌ آقای پزشکیان، به نظر می‌رسد ورود او به پاستور خوش‌یمن نبوده و از ۳۶۵ روزی که گذشته، احتمالا کمتر روزی آب خوش از گلویش پایین رفته است. از کمبود آب و برق و آلودگی هوا گرفته تا مشکلات مزمن اقتصادی و فشارهای خارجی. مجموعه این عوامل چشم‌انداز روشنی از ثبات و گشایش در دوره او ترسیم نمی‌کند.

عملکرد و اتفاقات یک سال اخیر یادآور نخستین روز ورود او به نهاد ریاست جمهوری است؛ روزی که آقای پزشکیان در بدو ورود در مراسمی که زنده از تلویزیون پخش می‌شد، با قرآن استخاره کرد: «در صف اقوام گمراهی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش وارد شوید».

مسعود پزشکیان به گفته کسانی مانند سعید لیلاز، اقتصاددان و چهره نزدیک به اصلاح‌طلبان، برای «حل ناترازی‌های اقتصادی» و «ابربحران‌ ناامیدی مردم» تائید صلاحیت شد اما با ورودش به پاستور مشخص شد که نه تنها توان تحمل این ماموریت سنگین را ندارد بلکه قادر نیست در چانه‌زنی با ارکان قدرت حتی چهره‌های نزدیکش مانند محمدجواد ظریف را حفظ کند. او از همان ماه‌های نخست، با ریزش طرفداران و نزدیکانش روبرو شد.

دیدار پزشکیان و خامنه ای

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آقای پزشکیان در یک برهه مهم تاریخی در جمهوری اسلامی ایران، با شعار «وفاق» حلقه اتصال میان بخشی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان شد تا آنها را سر یک سفره جمع کند

پزشکیان و دردسرهایش

عملکرد مسعود پزشکیان را نمی‌توان بدون اتفاقات سهمگینی که مثل آوار برسر دولتش فرود آمد، ارزیابی کرد.

آقای پزشکیان در همان شب تحلیف که قبای ریاست‌جمهوری را به تن او کردند، خواب از چشمش پرید؛ حوالی ساعت دو بامداد، خبر کشته شدن مهمانش، اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، به او رسید. این عملیات سرآغاز سلسله‌ اتفاقاتی شد که دولت او را، خواه‌ناخواه، تحت‌تأثیر قرار داد؛ به‌ویژه آن‌که او و نزدیکانش بارها تأکید کرده بودند که خواهان مذاکره با آمریکا برای رفع تحریم‌ها هستند و امیدوار بودند این مسیر به گشایشی در اقتصاد ایران بینجامد.

سقوط سنگر به سنگر «محور مقاومت» در منطقه، به‌تدریج بر حکومت ایران نیز تأثیر گذاشت و دولت پزشکیان، متأثر از همین تحولات، با چالش‌های تازه‌ای در حوزه سیاسی، به‌ویژه در عرصه دیپلماسی، روبرو شد.

پس از کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران، دامنه جنگ غزه به لبنان نیز کشیده شد. انفجار پیجرها و بی‌سیم‌های حزب‌الله لبنان در روزهای ۲۷ و ۲۸ شهریور، کشته شدن شماری از فرماندهان ارشد این گروه، و در نهایت مرگ حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در ۶ مهر، نشان از تغییرات مهمی در معادلات خاورمیانه و آینده «محور مقاومت» داشت؛ تحولاتی که برای جمهوری اسلامی ایران نیز پیامدهای راهبردی به همراه داشت.

تجربه‌های پیشین جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که دولت‌ها معمولاً در امتداد سیاست‌های کلان حکومت حرکت می‌کنند و مسیر خود را بر مبنای اولویت‌هایی که در سطوح بالاتر تعیین می‌شود، تنظیم می‌کنند. در همین چارچوب است که دولت پزشکیان در همراهی با نهادهای نظامی، از عملیات «وعده صادق ۲» در ۱۰ مهرماه حمایت کرد.

در ۱۵ آبان‌ماه، اسرائیل در واکنش به عملیات «وعده صادق ۲» چند حمله را در داخل ایران انجام داد. مقام‌های ایران بارها اعلام کردند که به این حملات پاسخ خواهند داد، اما با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در ۱۶ آذر و سقوط حکومت بشار اسد در سوریه تنها دو روز بعد، اولویت سیاست خارجی ایران به‌تدریج به‌سمت دیپلماسی تغییر کرد. تهران امیدوار بود که بتواند با دولت ترامپ وارد مذاکره شود و به توافقی برای کاهش فشارها و تحریم‌ها دست یابد.

با روی کار آمدن دونالد ترامپ، سیاست «فشار حداکثری» از سوی دولت آمریکا دوباره شدت گرفت.

در ۱۷ اسفند ۱۴۰۳، آقای ترامپ نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت. علی خامنه‌ای در ابتدا هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرد و در حالی‌که مسعود پزشکیان پیش‌تر تمایل خود را به گفت‌وگو با واشنگتن ابراز کرده بود، او نیز از مواضع اولیه‌اش عقب‌نشینی کرد. با این حال، روند دیپلماتیک میان دو کشور ادامه یافت و ایران در نهایت وارد پنج دور گفت‌وگوی مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا شد. بنا بر اظهارات عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، حملات اسرائیل به شهرهای ایران موجب توقف این مذاکرات و در نهایت، به گفته او، باعث «نابودی» روند گفت‌وگوها شد.

مسعود پزشکیان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، در یکسالی که گذشت از نگاه منتقدان و طرفداران مسعود پزشکیان، مهمترین کاری که او انجام داد مخالفت و مقاومت در ابلاغ قانون مربوط به حجاب اجباری بود

پزشکیان و «دوز دیوانگی»

با توجه به شرایط حاکم بر ایران نامزدی برای ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی ایران به قول نویسنده روزنامه هم‌میهن یک «دوز دیوانگی» می‌خواهد که ظاهرا مسعود پزشکیان از آن برخوردار بود. به نوشته هوشنگ صدفی، روزنامه‌نگار، نامزدهای ریاست جمهوری باید «کمی دوز دیوانگی داشته باشند وگرنه در پس معرکه حمایت از حقوق مردم درنهادهای حاکمیتی و چانه‌زنی با آنان، وعده‌ها یا شعارهای انتخاباتی آنها امکان بروز و ظهور پیدا نمی‌کند.»

آقای پزشکیان در سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کرده بود، یکبار خودش انصراف داد و یکبار هم رد صلاحیت شده بود ولی بار سوم با وجود اینکه دوباره رد صلاحیت شده بود، با حمایت علی خامنه‌ای از سد شورای نگهبان عبور کرد.

مسعود پزشکیان پس از پیروزی در انتخابات، اعضای دولتش را با «هماهنگی» علی خامنه‌ای انتخاب کرد و کابینه‌اش از مجلس رای اعتماد گرفت.

مرور یک‌ سال نخست دولت نشان می‌دهد که مسعود پزشکیان، با وجود تشکیل کابینه‌ای ائتلافی که برخی آن را «شرکت سهامی» جناح‌های مختلف توصیف کرده‌اند، از انتقادها و فشارهای مخالفان، به‌ویژه طیف‌های تندرو اصولگرا، در امان نمانده است. در طول این مدت، چندین‌بار نیز شایعاتی درباره احتمال استعفای او در رسانه‌ها منتشر شده است.

اگرچه گمانه‌زنی‌ها درباره استعفای او همواره از سوی منابع رسمی تکذیب شده، اما عملکرد پزشکیان در طول یک‌ سال گذشته، حتی از سوی برخی حامیان و نزدیکان سیاسی‌اش نیز با انتقادهایی جدی مواجه بوده است.

روزنامه هم‌میهن، از رسانه‌های نزدیک به جریان اصلاح‌طلب، در سرمقاله‌ای به تاریخ ۱۶ تیر، به این پرسش پرداخت که آیا دولت مسعود پزشکیان توانسته ایران را از مسیر «پرتلاطم و خطیر» کنونی نجات دهد یا نه. این روزنامه با لحنی انتقادی پاسخ این پرسش را «منفی» دانست و نوشت: «مجموعه ناترازی‌های گوناگون کشور، جز در دو مورد، در سایر زمینه‌ها اگر کمتر نشده، بیشتر هم شده است. آن دو موردی هم که تا حدی تعدیل شده، در حوزه‌های سیاست داخلی و اجتماعی است؛ حد تعدیل هم بسیار کمتر از انتظارات جامعه است.»

روزنامه هم‌میهن با اشاره به حوادث داخلی و خارجی نوشت: «متأسفانه اکنون همه در انفعال هستیم. نمی‌دانیم برنامه و سیاست چیست؟ چه تصویری باید یا می‌توانیم از آینده داشته باشیم؟... مشکل اصلی، فقدان سیاست‌‌های جدید است. زمان زیادی در اختیار نداریم. به‌جای سفرهای خارجی لازم است برای رسیدن به سیاست‌های کارآمد و جدید کوشش کنیم».

از طرف دیگر محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاح طلب، که بارها از انتخاب مسعود پزشکیان ابراز خشنودی کرده است او را «مظلوم‌ترین و بدشانس‌ترین رئیس‌جمهور ایران» می‌داند که در جزئیات «ایرادات زیادی» دارد اما در یک نگاه کلی «موفق» عمل کرده است.

از نگاه منتقدان و حتی برخی حامیان مسعود پزشکیان، در یک‌سال گذشته شاید مهم‌ترین اقدام او، مخالفت با ابلاغ و اجرای قانون «حجاب و عفاف» بوده است؛ اقدامی که با اتکا به مصوبه شورای عالی امنیت ملی، به تعویق افتاد. با این حال، بدنه اصولگرایان همچنان فشارهایی را برای اجرای این قانون بر دولت وارد می‌کنند.

منتقدان مسعود پزشکیان، در نقدهای خود از سطح تذکر و انتقاد فراتر رفته‌اند و او را در اظهاراتشان فردی «ناتوان و بی‌اراده» معرفی می‌کنند.

در همین زمینه، حمید رسایی، نماینده اصولگرای مجلس، در واکنش به یکی از مصاحبه‌های رئیس‌جمهور ایران با یک رسانه آمریکایی، اظهاراتی تمسخرآمیز مطرح کرد که حتی واکنش روزنامه اصولگرای «جوان» را نیز در پی داشت. این روزنامه در سرمقاله‌ای به تاریخ پنج‌شنبه، ۱۹ تیر، با اشاره به سخنان آقای رسایی، او را «اراذل سیاسی» خواند و نوشت: «چه کسانی به این بی‌هویت‌ها اجازه داده‌اند تا رئیس‌جمهور کشور را در حساس‌ترین مواقع سال‌های اخیر به باد تمسخر و توهین بگیرند و چه پاره‌متاعی از این هجوگویی گیرشان می‌آید؟»

حمید رسایی در واکنش به مصاحبه اخیر مسعود پزشکیان با یک رسانه آمریکایی نوشته بود «پزشکیان ... خوش‌زبان و مهربان است، اما فقط به درد مراسم خواستگاری می‌خورد نه ریاست. آن هم به شرطی که فقط چای بخورد و حرف نزند، چون ممکن است با یک جمله همه‌ چیز را خراب کند».

مسعود پزشکیان در مصاحبه با رسانه آمریکایی، فتوای محارب خواندن دونالد ترامپ از طرف دو نفر از مراجع تقلید را رد کرده بود و درباره شعار «مرگ بر آمریکا» نیز گفته بود که منظور از این شعار دولت و مردم آمریکا نیستند.

مصاحبه آقای پزشکیان با واکنش تند حامیان حکومت نیز روبرو شد و بعضی از مخالفان با راه‌اندازی کارزاری خواهان محاکمه و استیضاح رئیس جمهور شدند.

حسین شریعتمداری، مدیر روزنامه کیهان، در یادداشتی نوشت که «اظهارات آقای پزشکیان در این مصاحبه با مواضع کشورمان‌ فاصله‌ای پرناشدنی دارد».

نماینده آقای خامنه‌ای درروزنامه کیهان خطاب به رئیس جمهور نوشت که «جنابعالی در این‌گونه امور از تخصص لازم برخوردار نیستید» و خواستار عزل «مشاوران غرب‌گرای» او شد.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، در واکنش به نوشته آقای شریعتمداری نوشت: «یا رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور نیست و یا مملکت، مملکت».

او در کانال تلگرامش افزود: «آخر این چه مملکتی است که به جای رئیس‌جمهور، مدیر مسئول یک روزنامه "مواضع کشور" را تعیین و اعلام می‌کند. با این وضع، بهتر است آقای پزشکیان ساختمان پاستور را به مدیرمسئول کیهان تحویل دهد و خودش به شغل شریف طبابت مشغول شود».

استرداد لایحه «مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی» تازه‌ترین نمونه سردرگمی و ناتوانی مسعود پزشکیان در فرایند تصمیم‌گیری است.

این لایحه که به گفته منتقدان «در تضاد با اصول قانون اساسی و حق آزادی بیان است»، هفته گذشته با امضای آقای پزشکیان با قید دو فوریت این لایحه در مجلس تصویب شد اما دولت پس از دو روز در ۸ مردادماه آن را پس گرفت. امضای لایحه «مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی» با انتقادات گسترده‌ای از طرف حامیان رئیس جمهور روبرو شد و در مقابل اصولگرایان از اقدام رئیس جمهور حمایت کردند. اما در نهایت آقای پزشکیان مجبور شد که آن را در آخرین فرصت قانونی پس بگیرد.

در مجموع، به نظر می‌رسد مسعود پزشکیان در نخستین سال ریاست‌جمهوری‌اش میان حفظ وضع موجود و اصلاح ساختارهای اقتصادی و سیاسی گرفتار مانده است. او که خود را «اصولگرای اصلاح‌طلب» می‌نامد، حالا با شرایطی روبروست که از یک سو محدودیت‌های بنیادین و نهادهای موازی، دست او را برای ساده‌ترین تغییرات بسته‌اند، و از سوی دیگر، تیغش برای جراحی بحران‌ها و ناترازی‌ها هم، کند به نظر می‌رسد.