از خاتمی تا پزشکیان؛«وفاق» یا «شرکت سهامی»

منبع تصویر، JAMARAN
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
چند ماه بعد از رای اعتماد مجلس ایران به وزرای پیشنهادی مسعود پزشکیان و تشکیل کابینه وفاق، حالا صحبت از این است که با «وفاق بنزینی»، «وفاق فیلترینگ»، «وفاق حجاب و عفاف»، «وفاق دلاری»، «وفاق بر سر افایتیاف»، «وفاق برای حل ناترازیهای اقتصادی» و... میتوان مشکلات را حل کرد.
در جمهوری اسلامی ایران موضوع «وفاق» تازگی ندارد و این نخستین بار نیست که دولتمردان و حکومت به فکر «وفاق» افتادهاند. «وفاق» یکی از پر تکرارترین واژههایی است که مسعود پزشکیان در سخنرانیها و مصاحبهها به کار میبرد و تحت «وفاق ملی» میخواهد مشکلات متعدد کشور را حل کند.
با گذشت چندماه از عمر دولت چهاردهم، چند همایش با عنوان «وفاق» برگزار شده است. معاونت راهبردی رئیس جمهور نیز در مهرماه فراخوانی برای جمع آوری مقالات منتشر کرد و قرار است دولت هم همایشی در همین زمینه برگزار کند.
روزنامههای مختلف با گرایشهای مختلف فکری بارها تیتر و عکس و مطالبشان را به موضوع وفاق ملی اختصاص دادهاند وهر یک واژه «وفاق» را تعبیر و تفسیر کردهاند و ملاحظاتی برای آن دارند.
با پایان یافتن ماه عسل دولت و سپری شدن صد روز نخست، فعلا در زمینه «وفاق فیلترینگ» به اندازه دو قدم رو به جلو برداشته شده و واتسآپ و گوگلپلی رفع فیلتر شده است، «وفاق برسر لایحه حجاب و عفاف» با کشمکش میان موافقان و مخالفان این لایحه به شورای عالی امنیت ملی رفته است، تکلیف افایتیاف و مراوده با بانکهای جهانی مشخص نیست، ارزش دلار، هر روز، رکوردی تازه و تاریخی میزند و خاموشیها و کمبود برق و گاز و ناترازیها، موضوع «وفاق» را در سرمای این روزها با مشکلات و چالشهای جدی روبرو کرده است.
فعلا پروژه «وفاق» از نظر بعضی از منتقدان «خوب» پیش رفته اما برخلاف آنها، منتقدانی مانند محسن رنانی، استاد علم اقتصاد و از حامیان پزشکیان معتقدند «وفاق واقعی با حضور واقعی منتقدین و مخالفان عملی میشود و این درحالی است که ۹۹ درصد بازیگران حذف شدهاند و صحبت از وفاق بیمعنی است.»

منبع تصویر، Getty Images
معنای «وفاق»
از نظر آقای پزشکیان وفاق یعنی «پایبندی به حق و عدالت و دوری از ضلالت و یا تابعیت از هوای نفس» (مصاحبه تلویزیونی ۱۳ آذرماه) اما متخصصان علم سیاست مانند محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی تهران معتقدند که «وفاق» ریشه آکادمیک ندارد و باید به جای آن از «اجماع ملی یا استراتژی ملی» استفاده کرد.
تعریف کلی و مبهم آقای پزشکیان باعث شده است که بسیاری از موافقان و مخالفانش به کم و کیف آنچه او از «وفاق» در ذهن دارد خرده بگیرند و آن را فاقد چارچوب فکری و نگاه استراتژیک و بلند مدت بدانند و این تعریف را در محدوده یک توافق حکومتی برای رفع مشکلات فوری و فوتی کشور تلقی کنند.
آقای سریعالقلم در مصاحبه با «اکو ایران» با طرح این سوال که منظور ما از وفاق ملی چیست، گفت: «اگر تنها وفاق میان افراد منظورمان باشد که تجربه نشان داده عمر کوتاهی دارد و چندان طولانی نیست. اما اگر منظور از وفاق میان احزاب و جریانهای فکری باشد، عمری طولانیتر دارد.»
استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی برای وفاق ملی ۳۰ ویژگی را لازم و ملزوم می داند. او تورم یک رقمی، تحزب و رای مردم به احزاب و برنامههای آنها، رسانههای آزاد و آزادی رسانهها در علنی کردن فساد، اعتقاد و علاقه مردم به رعایت قانون، ثبات اقتصادی و پولی، افزایش اعتبار ملی، اقتصاد رقابتی، تفکیک قوا، تعامل با همسایگان و جامعه جهانی را از جمله ملزومات وفاق ملی میداند.
محمود سریعالقلم با بررسی سخنرانیهای آقای پزشکیان نتیجه میگیرد که «اگرچه این صحبتها بسیار مطلوب و خوب است و احساسها را تهییج میکند، اما راه حل حکمرانی نیست.»

منبع تصویر، Getty Images
ابراهیم رئیسی و «وفاق»
مسعود پزشکیان مبتکر «وفاق ملی» نیست. او نخستین بار به طور «رسمی» در نهم مردادماه امسال در مراسم تحلیف خود در مجلس اعلام کرد که دولتش «دولت وفاق ملی است.»
بررسی سخنان آقای پزشکیان این احتمال را تقویت میکند که او ادامه دهنده همان خط و راه ابراهیم رئیسی است با این تفاوت که در معرفی وزرا، انتخاب استانداران و مسئولان اجرایی تلاش کرده است مناصب را برخلاف آقای رئیسی بین همه گروهها تقسیم کند.
علی خامنهای روز ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی از او خواست که «دولت مظهر وفاق باشد» و یک روز پس از این مراسم، وبسایت دفتر آقای خامنهای نیز با مرتضی نبوی، فعال سیاسی اصولگرا و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفتوگویی درباره الزامات و پیشزمینههای وفاق ملی در کشور داشت.
ابراهیم رئیسی همین خط را در مراسم تحلیف در مجلس دنبال کرد و به نمایندگان مجلس گفت: «من امروز خادم همه جمهور و همه مردم ایران هستم. امروز نوبت ماست که ادای امانت کنیم. دولت مردمی، دولت وفاق ملی است.»
آقای رئیسی وعده داد که «در دولت مردمی جناحهای سیاسی و دستهبندیهای قومی و نژادی رنگ میبازد و همه برای خدمت به نظام دور هم جمع میشوند.»
موضوع «وحدت کلمه» از نظر آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران و پس از آن از زبان علی خامنهای بارها شنیده شده است. رهبر جمهوری اسلامی موضوع وفاق را در سالهای گذشته بارها تکرار کرده و اصرار داشته است که وفاق و وحدت کلمه «پیش نیاز قطعی» برای استحکام «بنیانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی» است و گفته است «معنای وفاق این است که نسبت به هم خوشبین باشند، همدیگر را تحمل کنند.» ( دیدار با نمایندگان مجلس- هفتم خردادماه۱۳۸۱)

منبع تصویر، Getty Images
محمد خاتمی و جشن وفاق
پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ و روی کار آمدن محمد خاتمی، موضوع وفاق از محورهای رسانهها بود. در ۱۸مرداد آن سال، پس از رای اعتماد مجلس به کابینه پیشنهادی آقای خاتمی، روزنامه همشهری نوشت که «مردم به خیابان آمدند و با شیرینی جشن وحدت و وفاق گرفتند.»
سعید لیلاز، نویسنده و روزنامهنگار در یادداشتی با عنوان «وفاق ملی» در روزنامه همشهری از رای اعتماد مجلس اصولگرا به کابینه پیشنهادی محمد خاتمی به عنوان نماینده مردم استقبال کرد و نوشت نزدیکی و هماهنگی مجلس اصولگرا (یا همان جریان راست سنتی) با وزرای پیشنهادی نشان داد که آنها «عصاره فضایل ملت هستند» و از آن به عنوان «حماسه» و «وفاق ملی» یاد کرد. آقای لیلاز براین نکته تاکید داشت که این اتفاق مانع از «تجزیه و فروپاشی» کشور میشود و در حفظ و تحکیم هرچه بیشتر آن باید کوشید.
در حالی که نسیم دوم خرداد نوید بهار تازهای برای فعالان سیاسی به خصوص طرفداران اصلاحات میداد، آقای لیلاز در پایان مطلب خود نوشته بود: «در ماههای اخیر ملت و کشور و نظام ما زیر سایه ولایت اسلام و قرآن و رهبری در مدتی بس کوتاه، راهی بس دراز پیمود اما هشدار که راهی بس درازتر و وظایفی بس سترگتر در پیش روی است.»
در آن دوره از انتخابات، علیاکبر ناطقنوری رئیس مجلس و رقیب آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بود و پس از شکست در انتخابات نقش مهمی در همراهی با کابینه آقای خاتمی داشت.
در دوران دوم خرداد تلاشهایی برای وفاق و همدلی برداشته شد و به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی این امید بود که «آقای خاتمی با استفاده از وفاق ملی و پشتوانه مردمی کارها را بهتر از گذشته ادامه دهد.»
براساس همان فضای سیاسی دوران دوم خرداد اعلام شد که «همایش رقابتهای سیاسی، امنیت ملی با هدف ایجاد وفاق میان گروههای سیاسی، در اسفند ماه برگزار میشود.»
در خاطرات اکبر هاشمیرفسنجانی بارها به موضوع برگزاری «همایش وفاق ملی» اشاره شده است.
در خاطرات آقای هاشمی در ۲۷ آبانماه ۱۳۷۸ آمده است: «برای سخنرانی در "اجلاس وفاق" که از سوی جامعه روحانیت مبارز برقرار شده بود، به مدرسه شهید مطهری رفتیم. به دنبال اجلاسی به همین منظور در قم، از سوی جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم]. آقایان [محمدرضا] مهدوی [کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز]، [علی] مشکینی، [رییس مجلس خبرگان] و [مهدی] کروبی، [دبیرکل مجمع روحانیون مبارز] و من صحبت کردیم.»
آقای هاشمی فردای برگزاری این همایش نوشته است: «بخش فارسی رادیوهای آمریکا و انگلیس و اسرائیل در مورد اجلاس وفاق، از دیروز حساسیت به خرج میدهند و نگراناند که اختلافات رفع شود و از اینکه آقای [مهدی] کروبی، [دبیرکل مجمع روحانیون مبارز] در اجلاس دیروز، خواستههای غیرعملی مطرح کرده و مانع وفاق خواهد شد، خوشحالاند.»
در خاطرات آقای هاشمی در اسفندماه ۱۳۷۸هم آمده است: «عصر، سران گروههای مؤتلفه، ایثارگران، انجمن اسلامی پزشکان، جامعه اسلامی مهندسان و ... آمدند. پیشنهادهایی در جهت جلوگیری از تفرقه بیشتر و ایجاد وفاق بین نیروهای وفادار به انقلاب داشتند.»
همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی درباره دیدار اعضای ستاد همایش وفاق ملی در سال ۱۳۷۹ خبر میدهد که براساس گزارش آنها «نگرانی» هایی برای برگزاری آن وجود دارد و نوشت: «من هم تذکر دادم که به گونهای عمل شود که باعث داغتر شدن اختلافات و عقبگرد نباشد؛ بهخصوص که ممکن است، این سئوال پیش بیاید که سران سه قوه، چرا در مذاکرات خصوصی، اختلافات را حل نمیکنند و میخواهند، در همایش عمومی مطرح کنند.»
براساس خاطرات هاشمی رفسنجانی همایش وفاق ملی به خاطر بالا گرفتن اختلافات میان گروهها و احزاب برگزار نشد. در آن دوران، قتلهای زنجیرهای (۱۳۷۷)، وقایع خونین کوی دانشگاه (۱۳۷۸)، نامه تهدیدآمیز شماری از فرماندهان سپاه به محمد خاتمی... و حوادث دیگر باعث که برنامه وفاق ملی در آغاز کار به پایان برسد:« اخوی محمد، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. در مورد مطالب مقالهای که برای همایش وفاق ملی تهیه کرده، و نیز جوابی که به سازمان مدیریت و برنامه و بودجه، در مورد گزارش عملکرد دولت فعلی داده که مطالب نادرستی از عملکرد دولت قبلی هم دارد، مشورتکرد. گفتم، همایش فعلاً منتفی شده است.»

منبع تصویر، Getty Images
«وفاق» از حرف تا عمل
درسالهای پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، موضوع «آشتی ملی» از سوی چهرههایی مانند محمد خاتمی بارها تکرار شد که با واکنش تند علی خامنهای روبرو شد و آن را «بیمعنی» دانست و به سرانجام نرسید. (۲۷ بهمن ۱۳۹۵)
با روی کار آمدن مسعود پزشکیان، بین برخی از جریانهای سیاسی به خصوص روزنامه هممیهن که بخشی از اصلاحطلبان را نمایندگی میکند، دوباره بحث تشکیل «دولت وحدت ملی دمکراتیک» زنده شد و با تیترهای «آغاز عصر وفاق»، «در انتظار کابینه ملی»،« اتفاق ملی»،« وفاق برای ایران»،«وفاق در قم»،«نگران وفاق» و «عبور از وفاق» به استقبالش رفتند و بیشترین توجه را به این موضوع نشان دادند.
آنچه روشن این است که هرکس و هر جریانی در سپهر سیاسی ایران از ظن خودش به «وفاق ملی» نگاه میکند و آن را تعریف میکند و به نظر میرسد بیشتر کانون توجهها درباره وفاق ملی، به توافق گروههای سیاسی برسر تقسیم قدرت محدود میشود.
سایت تابناک، رسانه نزدیک به اصولگرایان در ۱۲ آذرماه درباره شروط تحقق وفاق ملی نوشت: «نخستین و اصلیترین ایرادی که به چنین شعاری وارد میشود بیش از حد انتزاعی بودن آن است! درواقع مشخص نیست مخاطب اصلی این وفاق و غایت آن چیست، وفاق که با که؟ مرز و خط قرمز این وفاق کجاست؟ شرایط حساس؟»
کسانی مانند عبدالواحد موسویلاری، وزیر کشور دوران اصلاحات معتقدند که مسعود پزشکیان تعریف روشنی از وفاق ملی ندارد و مشخص نیست که وفاق ملی را میخواهد با ۶۰ درصدی که در انتخابات شرکت نکردند، پیوند بزند و یا با جریان مقابل که ۲۰ درصد آرا را در انتخابات به دست آورد.
آقای موسوی لاری معتقد است که وفاق با رقیب انتخابات آن را تبدیل به «شرکت سهامی» میکند و «پاشنه آشیل» مسعود پزشکیان میشود.
وزیر کشور دوران اصلاحات میگوید «آقای پزشکیان ذهنیتی از وفاق ملی دارد که وقتی به آن نگاه میکنم بیشتر به ائتلاف و سهم دادن به صاحبان قدرت تعریف شده. وفاق ملی این نیست. در نتیجه از سهم دادن به ارباب قدرت، وفاق ملی در نمیآید.»(خبرآنلاین ۱۳ آذرماه ۱۴۰۳)
محمدرضا تاجیک»، تئوریسین اصلاحات و مشاور محمد خاتمی معتقد است «نه وفاق در بالا (میان اصحاب قدرت)، و نه وفاق در پایین (میان مردمان)، از موضوعیت و فوریتی برخوردار نیست، لذا باید به آن وفاق اندیشید که قادر باشد شکاف فزاینده میان 'ملت-حکومت' و 'قدرت-مشروعیت' و 'گروههای مرجع-سرمایههای اجتماعی' و سایر شکافهای متقاطع و متراکم را تا حدودی مرتفع نماید.»















