جشنواره ادینبورگ؛ از اکرم خان تا مارکوپولوی جهان عرب
محمد عبدی، منتقد هنری - محل برگزاری جشنواره

منبع تصویر، EIF/JassyEarl
بازگشت دوباره شور و هیجان و جشن و ستایش از هنر در ادینبورگ، این شهر تاریخی زیبای اسکاتلند، که امسال پس از دو سال محدودیتهای کرونایی، باز میزبان بزرگترین جشنواره هنرهای نمایشی دنیاست که اول بار در سال ۱۹۴۷ افتتاح شد تا مرهمی باشد بر زخمهای جنگ دوم جهانی و نوید دهد صلح و دوستی و گردهمایی مردمان را از طریق هنر.
امسال جشنواره بینالمللی ادیبنورگ به همراه بخش فرینج با هزاران اجرای مختلف از بام تا شام، حدود یک میلیون جهانگرد را که در ماه اوت به این شهر سفر میکنند با انواع و اقسام اجرا، از تئاتر و کنسرت تا رقص و کمدی تک نفره به خود مشغول کرد.
جشنواره فیلم ادینبورگ هم پس از سالها جدا شدن از جشنواره هنری ادینبورگ و برگزاری در ماه ژوئن، خوشبختانه دوباره به ماه اوت بازگشت تا در کنار جشنوارههای دیگری چون هنرهای تجسمی و کتاب، حلقه شگفتانگیز جشنوارههای هنری این شهر در ماه اوت را کامل کند.

منبع تصویر، EIF/JShurte
در بخش اصلی که با عنوان جشنواره بینالمللی ادینبورگ از آن یاد میشود، امسال دو هزار و سیصد هنرمند از ۴۵ کشور جهان اجرا داشتند و طبق معمول هر سال آثاری با کیفیتهای گوناگون را در زمینههای مختلف برای تماشاگران اجرا کردند.
«ارکستر آزادی اوکراین» یک کنسرت بزرگ مجانی را برای حمایت از مردم اوکراین اجرا کرد و در بخش «پناهگاه»، هنرمندانی از ملیتهای مختلف به اجرا پرداختند تا هنرهای ملی خود را به عنوان مهاجر و پناهنده با مخاطبان قسمت کنند. از جمله این اجراها، کنسرت عارف قربانی بود که موسیقی کلاسیک و محلی را به زبان فارسی اجرا کرد.
دو هنرمند بزرگ و ستایششده جهانی هم امسال در جشنواره ادینبورگ شرکت داشتند: اکرم خان رقصنده و طراح رقص طراز اول بریتانیایی-بنگلادشی با اثری به نام «بازخوانی کتاب جنگل»، رقصندههایش را در قالب حیواناتی نظیر میمون، گرگ و خرس در یک اثر ترکیبی با انیمشین جای داده است.

منبع تصویر، EIF/JShurte
ایوو ون هوف یکی از ستایششدهترین کارگردانان تئاتر جهان با اثری به نام «یک زندگی کوچک» در این جشنواره حضور داشت. نمایش که بر اساس رمانی از هانیا یاناگیهارا نوشته شده، داستان چهار دوست را پس از فارغالتحصیلی و مهاجرت به نیویورک روایت میکند. صحنه باز اجرا به شکل عرضی از راست به چپ گسترش چشمگیری یافته و هر گوشه آن، بدون دستکاری چندانی به محلهای متفاوتی تبدیل میشود که داستان در آن ادامه مییابد. نمایش بر جود تمرکز میکند، جوانی که در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و حالا با مشکلات روحی دست و پنجه نرم میکند. تلاش دوستانش برای کمک به او به تلاشی عملاً بینتیجه و دلسردکننده بدل میشود و نمایش این سوال را مطرح میکند که چطور میتوان به کسی که نمیخواهد به او کمک شود، کمک کرد؟
ایوو ون هوف میگوید نویسنده رمان به او گفته به نظرش یک زندگی کوچک «یک داستان جن و پری درباره یک کودک بیمادر است که با چالش ترسناکی روبروست و راه خودش را مییابد.» این تعریف غریبی است از این داستان، که ایوو ون هوف سعی دارد با مینی مالیسمی محرز به سراغش برود، هرچند که به اندازه آثار اخیر این هنرمند موفق نیست.

منبع تصویر، EIF/JShurte
«مدهآ» اثری از تئاتر ملی اسکاتلند سعی دارد خوانش تازهای از این اثر کلاسیک هزاران بار اجرا شده را ارائه کند. مایکل بوید، بازیگر سیاهپوست طراز اولی به نام آدورا اوناشیل را در نقش مدهآ کارگردانی میکند تا در صحنهای که به میانه تماشاگران گسترده شده - و در واقع تماشاگران به طور ایستاده از اطراف به تماشای او مشغولند - داستان تراژیک یک انتقام ترسناک را روایت کند، با همخوانانی که از میان تماشاگران سر بر میآورند و به صدای درون مدهآ بدل میشوند و نقش مهمی در روایت مییابند.
جیمز تییره با تازهترین اثرش به نام «اتاق» به جشنواره ادینبورگ بازگشته تا به ترکیبی از موسیقی زنده، رقص و پانتومیم برسد، اما در نهایت اثرش به اجرای شلوغ و بیسرانجامی بدل شده که سوال اصلی خود او در میانه نمایش رو به تماشاگران («اصلاً قصد و غرض این اجرا چیه؟») را به سوال اصلی تماشاگرش بدل میکند.

منبع تصویر، EIF/ManonBollery
«پایان ادی» هم با بازی چهار جوان و اجرای زنده سعی دارد تصویر مشکلات بزرگ شدن یک نوجوان همجنسگرا در یک محیط کارگری فرانسه را ترسیم کند که اما در نهایت به اثر نامنسجم و شعاریای بدل میشود.
آکاش اوددرا رقصنده بریتانیایی-هندی در اثر تازهای به نام «سامسارا» که با همکاری هو شنی یوهان رقصنده چینی خلق شده، سعی دارد از ریشههای سنتی و تکنیکهای رقص هندی و چینی به ترکیبی برسد که به همراه موسیقی زنده جذاب، سفری از شرق به غرب باشد و از درون آن تلاشی برای یافتن معنای زندگی.
اما «آشر هال» هم هر شب میزبان یک کنسرت عظیم موسیقی کلاسیک بود که به بخش مهمی از جشنواره ادینبورگ بدل شده است.

منبع تصویر، EIF/RyanBuchanan
«ابن بطوطه: مسافر زمان» کنسرتی بود که داستان یکی از مشهورترین جهانگردان جهان را با زبان موسیقی روایت میکرد. این جهانگرد اهل مراکش که همدوره مارکوپولو بود، بیست و هفت سال را در سفر گذراند و از کشورهای مختلفی چون مصر، شام، عراق، ایران، هند، چین و غرب اروپا دیدن کرد. این کنسرت که از گردهمایی نوازندههای مختلفی از سه کشور جهان شکل گرفته بود، با رسیدن او به هر منطقه از جهان، با سازهای آن کشور به سراغ روایت داستان این جهانگرد میرفت، با این توضیح که اشاره این کنسرت به چندین بار سفر ابن بطوطه به ایران، بسیار گذرا بود و نوازندههای ایرانی جایی در این گروه نداشتند.
ارکستر فیلارمونیک چک دو اجرای جذاب داشت که یکی از آنها سمفونی شماره هفت گوستاو مالر را با ظرافتهای خاص خود با مخاطبش قسمت میکرد و ارکستر سمفونیک لندن هم با اجراهایی از آهنگسازانی چون برلیوز و مالر تماشاگرانش را شگفت زده کرد، از جمله قطعه مالیخولیایی شگفتانگیز بلا بارتوک که اولین اجرایش در سال ۱۹۲۶ به یک رسوایی پر سر و صدا بدل شد.














