جشنواره آوینیون؛ از دیپورت کارگردان ایرانی تا رقصندههای آفریقایی
محمد عبدی، منتقد هنری، آوینیون

منبع تصویر، Christophe Raynaud de Lage/Festival d'Avignon
از بام تا شام ستایش از هنرهای نمایشی؛ از تئاتر و کمدیهای تک نفره تا رقص و باله و اپرا در شهر تاریخی زیبای آوینیون در جنوب فرانسه که سال ۲۰۲۲ باز در ماه ژوئیه، پس از جشنواره کم و بیش کرونازده سال گذشته، به شکل تمام و کمال برگزار شد و به رغم دمای هوای سوزان در این منطقه - که آتش سوزی های جنگلی را تا کنار آوینیون آورد - با استقبال گسترده مردم روبرو بود.
جشنواره امسال هفتاد و ششمین دورهاش را جشن گرفت و در بخش اصلی میزبان حدود چهل اثر از سراسر جهان بود که در کنار هزاران اثر در بخش جنبی (Off)، شمایل همیشگی جشنواره را تکمیل کرد. با ذکر این نکته که این جشنواره آخرین سال ریاست اولیویه پی بر بخش اصلی بود که با کنار رفتن او پس از نه سال، احتمالاً جشنواره از سال آینده شاهد تغییراتی خواهد بود.
حضور نمایشی از ایران

منبع تصویر، Christophe Raynaud de Lage/Festival d'Avignon
سهم ایران از چند دهه جشنواره آوینیون (بخش اصلی) تا همین اواخر بسیار محدود بوده و تنها یک بار در سال ۱۹۷۱ یک گروه موسیقی از ایران در بخش اصلی اجرا داشت. سرانجام در دوره هفتادم (سال ۲۰۱۶) اثری از ایران در بخش اصلی حضور پیدا کرد: «شنیدن» اثری از امیررضا کوهستانی. این کارگردان ایرانی این بخت را داشت تا در سال ۲۰۱۸ با «بی تابستان» به جشنواره آوینیون بازگردد. و حالا در سومین حضور خود در این جشنواره، امسال نمایشی به نام «در ترانزیت» را اجرا کرد.
داستان دو نمایش قبلی کوهستانی در ایران میگذشتند و به زبان فارسی بودند، اما نمایش تازه در اروپا میگذرد و زبان اصلی آن فارسی نیست: چهار هنرپیشه زن نمایش به زبانهای مختلف از جمله آلمانی، فرانسه و همین طور فارسی حرف میزنند.
کوهستانی یک داستان واقعی را که برای خودش رخ داده دستمایه اصلی کار قرار داده: دیپورت شدن از اروپا و پرداخت جریمه به دلیل چند روز اضافه ماندن (بیشتر از تاریخ ویزا) در اروپا، که داستان چند لایهای را شکل میدهد که در زمانها و مکانهای مختلف حرکت میکند. این داستان با رمانی آمیخته میشود که داستان تلاش برای مهاجرت و رفتن از اروپا را در زمان جنگ دوم جهانی روایت میکند. به این ترتیب چهار بازیگر نمایش (دو بازیگر ایرانی: مهین صدری و خزر معصومی) در زمان و مکانهای مختلف در رفت و آمدند و کوهستانی - که نقش خودش را هم به زنان واگذار کرده - سعی دارد مفهوم مرز و سختگیریهای این دوران را به چالش بکشد.
در این راه کوهستانی هر چند از فضای دو اثر قبلیاش فاصله گرفته، اما از نظر تکنیکی کماکان به شدت به ویدئو و تصاویر و دوربینهایی که شخصیتها را در شکلهای مختلف بر پرده به نمایش می گذارند، تکیه می کند. در این راه اما گاه شخصیتپردازی را فدای فرم می کند و بر ساختاری به شدت فرمالیستی تأکید دارد؛ حتی به قیمت آسیب دیدن روح اثر.

منبع تصویر، Christophe Raynaud de Lage/Festival d'Avignon
از هنر عرب تا آفریقا
اولیویه پی همیشه با افتخار از توجه ویژهاش به نمایشهای عربی و آفریقایی یاد میکند و حتی در گفتوگویی با نگارنده، معتقد بود که زیرنویس عربی برای اجراها از زیرنویس انگلیسی واجبتر به نظر میرسد چون جمعیت عرب زبان این منطقه بسیار قابل توجه است!
نتیجه این توجه طی این نه سال ریاست بیچون و چرای اولیویه پی بر این جشنواره، حس متضادی است برای نگارنده به عنوان یک تماشاگر حاضر در هر نه دوره که ترکیبی از آثار دیدنی و متفاوت در کنار آثاری بوده که تنها به دلیل حواشی خود - و نه ارزش های هنری - انتخاب شدهاند.

منبع تصویر، Christophe Raynaud de Lage/Festival d'Avignon
از طرفی اما این رویکرد اولیویه پی مزایایی هم داشته که از جمله آن اجرای رقص دیدنیای از دادا ماسیلو از آفریقای جنوبی به نام «ایثار» در جشنواره امسال بود که در کمتر جایی در اروپا میتوان به تماشایش نشست؛ یک اثر هوشمندانه که رقص سنتی آفریقایی را با تکنیکهای رقص مدرن میآمیزد و با جسارت مرزها را میشکند، تا آنجا که رقصنده گاهی میایستد و به نوازنده اعتراض میکند تا نوع موسیقی را عوض کند. در عین حال در یک تصویر شاعرانه، خواننده زن از گوشه صحنه به میان آن میرود تا شخصیت اصلی را در آغوش بگیرد و او را برای مرگی شاعرانه آماده کند.

منبع تصویر، Christophe Raynaud de Lage/Festival d'Avignon
کیریل سربنیکوف، فیلمساز شناخته شده و جنجالی روس که حالا ساکن اروپا شده، با یک نمایش عظیم در حیاط قصر پاپها، توجهها را به خود جلب کرد. «راهب سیاه» که مدرن شده اثری از آنتون چخوف بود، در چهار بخش روایت میشد و حکایت جنون یک روزنامهنگار در شرایط تلخ سیاسی و اجتماعی را از چند زاویه روایت میکرد. سه بخش اول هر کدام از دید یک شخصیت، ماجرا را از زاویههای گوناگون به زیبایی پیش میبرند و تکرار وقایع نه تنها آزارنده نیست، بلکه شیوه روایت اثر را جذابتر میکند، اما بخش چهارم، بیجهت طولانی است و به تکراری میرسد که نمایش به آن احتیاجی ندارد.

منبع تصویر، Christophe Raynaud de Lage/Festival d'Avignon
بشار مارکوس از حیفا با نمایشی به نام «شیر»، داستان یک جهان آخرالزمانی را روایت میکند که در آن چند زن زنده ماندهاند. در این نمایش مفهوم شیر دادن و زندگی بخشیدن در فضایی نزدیک به سوررئالیسم، تماشاگر را با خود درگیر میکند.
«تن» (Flesh) اثر سوفی لینزمو و اولریو مرگولا از بلژیک از دیدنی ترین آثار امسال بود که در چند پرده، بدون دیالوگ، احوال بشر معاصر را به سخره میکشد. در بخش اول بیماری کووید و قوانین دست و پاگیر آن را دست میاندازد و این که انسان چقدر محتاج در آغوش گرفتنی است که از او دریغ شده است. در بخشی دیگر دو برادر و خواهر را پس از مرگ مادر به نمایش میگذارد که با موسیقی آداجیوی آلبینونی، مراسم ادای احترامشان به خاکستر مادر، به دعواهای خانوادگیای ختم میشود که به کمدیهای بزن و بکوب سینمای صامت بیشتر شبیه است تا مراسم عزاداری.
«آینده نزدیک» رقص جذاب دیگری بود از یان مارتنز که رقصندگان مختلفش را با سن و سال گوناگون (حتی با رقصندهای ده یازده ساله) در برابر جهانی قرار میدهد که از هر سو به شخصیتهایش حمله میشود و عکسالعمل هر رقصنده با جهان پیرامونش متفاوت است. اجرای موسیقی روی صحنه بخشی از روایت را پیش میبرد.












