بازی سیاست در کشوری که محبوب یک قوم، مغضوب قوم دیگر است

- نویسنده, ستار سعیدی
- شغل, بی بی سی
مردم افغانستان به عذرخواهی رهبران و سیاستمداران عادت ندارند؛ ژنرال عبدالرشید دوستم، شاید اولین رهبر و سیاستمدار افغان باشد که به خاطر عملکرد گذشته اش از مردم پوزش می خواهد؛ آن هم به خاطر جنگهای داخلی دهه نود میلادی که بسیاری از کسانی که امروز، یک طرف معاملهها و ائتلافهای انتخاباتی را تشکیل میدهند، به نوعی در آن جنگها دست داشتهاند.
در بهار سال ۱۹۹۲ میلادی، گروههای مجاهدین پس از ماهها محاصره کابل، عرصه را بر حکومت چپگرای دکتر نجیب الله آنچنان تنگ کردند که او مجبور به واگذاری قدرت شد. مجاهدین، کابل را به آرامی تحویل گرفتند، اما دیری نپایید که سخت ناآرامش کردند.
نقشه سازمان ملل این بود که ابتدا یک حکومت موقت ایجاد شود و در این فاصله، قانون اساسی تازهای تدوین و مقدمات برگزاری انتخابات فراهم شود؛ درست همان روندی یک دهه بعد و درپی سرنگونی طالبان طی شد. رهبران و فرماندهان مجاهدین، پیش از ورود به کابل، قدرت را بین خود تقسیم کرده بودند و با نقشه سازمان ملل وارد پایتخت شدند. اما چند ماهی نگذشت که ائتلاف شکننده شان از هم پاشید و جنگ قدرت شروع شد.
گروههایی که تا دیروز در یک صف علیه دشمن مشترک (ابتدا شوروی و بعد حکومت تحت حمایتش) میجنگیدند، حالا تفنگها را به سوی هم نشانه رفته بودند. این جنگ قدرت، کابل را به ویرانهای تبدیل کرد و هزاران تن از غیرنظامیان را به کشتن داد.
جنگیدند و محبوب شدند
جنگهای کابل، جنگ قومی بود. پشتون علیه تاجیک، تاجیک علیه ازبک، ازبک علیه هزاره، هزاره علیه پشتون. اختلاف رهبران اقوام، شکاف میان مردم را هم عمیقتر کرد، تاجایی که از آن زمان تا هنوز، رهبران و فرماندهانی که مردم یک قوم دیگر را از دم تیغ گذراندند، در میان همتباران خود، محبوب و قهرمان محسوب میشوند و این، واقعیت جامعه افغانستان است.
همان رهبران، امروز حرف اول را در انتخابات میزنند. نامزدهایی که سابقه عضویت در گروههای درگیر در جنگهای داخلی دهه نود را نداشته باشند، شانسی برای پیروزی ندارند، مگر اینکه یک یا هر دو معاونشان را از یک قوم دیگر و چه بسا از رهبران درگیر در آن جنگها برگزیده باشند.
ژنرال دوستم، از رهبران درگیر در جنگهای داخلی کابل است. او بزرگ ازبک هاست، به صراحت گفته که رای ازبکهای افغانستان را که از او پیروی میکنند، به صندوق کسی هدایت خواهد کرد که پست معاون اولی را به او، یا به یک ازبک مورد حمایت او بدهد.
یکی از چهرههای تکنوکرات حاضر در صحنه سیاسی افغانستان، که با وجود برخوردار بودن از تحصیلات بالا، پیشینه اجرایی و معروفیت بین المللی، در انتخابات گذشته حدود سه درصد رای آورد، اشرف غنی احمدزی است. آقای احمدزی اینبار میداند که بدون داشتن حمایت رهبران اقوام، سرنوشتی بهتر از انتخابات گذشته نخواهد داشت. به همین دلیل، رهبر حزب جنبش ملی اسلامی (عبدالرشید دوستم از قوم ازبک) و سرور دانش (معاون حزب وحدت اسلامی از قوم هزاره) را به عنوان معاون اول و دومش انتخاب کرد. هر دو حزب جنبش و وحدت، در جنگهای داخلی دهه نود دست داشتند.
حضور این دو رهبر در ائتلاف انتخاباتی اشرف غنی احمدزی، بدون شک رای اکثر ازبکها و بخشی از هزارهها را به صندوق آقای احمدزی خواهد ریخت.
مخاطبان پوزش
حامیان آقای دوستم، او را همانطور که هست قبول دارند، حتی اگر عذرخواهی نکند، همانطور که تاکنون عذرخواهی نکرده بود و در میان مردمش محبوب بود. بخش زیادی از محبوبیت آقای دوستم در میان همتباران ازبکش، به خاطر چیزی است که آن را جنگ ژنرال دوستم برای احقاق حق ازبکها میخوانند.
ژنرال دوستم در حقیقت از کسانی عذرخواهی میکند که خاطره خوشی از جنگ او ندارند و چه بسا از آن آسیب دیده اند؛ و این عذرخواهی، کمتر از ۲۴ ساعت بعد از نامنویسی او به عنوان معاون اول اشرف غنی احمدزی انجام میشود. برای عدهای، این عذرخواهی یک ترفند انتخاباتی محسوب میشود، و نوشداروی پس از مرگ سهراب. عده ای دیگر اما، این اقدام را به فال نیک میگیرند و آن را نشانه شجاعت ژنرال میدانند.
آقای دوستم از دیگر رهبران و فرماندهان درگیر در جنگهای داخلی هم میخواهد همانند او از پیشینه شان ابراز ندامت کنند. کم نیستند نامزدهای ریاست جمهوری که یا خودشان از گروههای درگیر در این جنگها بودهاند یا یکی از معاونان شان.
عبدالله عبدالله، هم خودش هم هر دو معاونش، محمد خان و محمد محقق، از رهبران احزاب درگیر در جنگ های داخلی بودند. عبدالرب رسول سیاف، دیگر نامزد انتخابات، در جنگ های داخلی، رهبر حزب اتحاد اسلامی و از چهره های درگیر در جنگ بود. معاون اولش اسماعیل خان، اگرچه در جنگ های کابل حضور نداشت، اما از فرماندهان جمعیت اسلامی در غرب افغانستان بود که از شمال با نیروهای ژنرال دوستم و از جنوب با طالبان می جنگید.
گل آقا شیرزی هم، از فرماندهان جنگی بوده است. زلمی رسول که در زمان جنگ ها، در خارج از افغانستان بوده، احمدضیاء مسعود را به معاون اولی خود برگزیده که اگرچه شخصاً درگیر جنگ نبوده، اما بخش زیادی از وزن سیاسی اش را، مدیون برادرش، احمدشاه مسعود، فرمانده اصلی درگیر در جنگ های کابل است. به این ترتیب، در میان نامزدهای مطرح انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، کسی نیست که خودش، یا یکی از معاونانش، مبرا از جنگی باشند که ژنرال دوستم به خاطر حضور در آن، از مردم پوزش می خواهد.
اما بعید به نظر میرسد کسی در این راه به ژنرال دوستم اقتدا کند، حداقل تا زمانی که سیاستمداران افغان، به وزن قومیشان مینازند و خالیگاه ها را با وام گرفتن از وزن قومی رقیبان سابق خود پرمیکنند.











