غرب باید در قبال اوکراین چه سیاستی اتخاذ کند؟

منبع تصویر، BBC World Service

    • نویسنده, آناتول لیوِن
    • شغل, استاد شعبه دانشگاه جورج تاون در قطر

چنانچه آتش بس اخیر در شرق اوکراین دوام نیاورد، در واشنگتن سیاستمدارانی که موضع سخت و جنگ طلبانه دارند- اعم از دموکرات یا جمهوریخواه- باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا را تحت فشار قرار خواهند داد تا سلاح در اختیار دولت اوکراین قرار دهد و رهبران اروپایی نیز آن را تایید خواهند کرد.

اما شماری از تحلیلگران و مقامات سابق آمریکایی و اروپایی، این استراتژی را درست نمی دانند.

درس تاریخ

موضوع مهمتر این است که به نظر نمی رسد طرفداران مسلح کردن اوکراین برداشت صحیحی در باره توازن واقعی نیروها در اوکراین داشته باشند یا این که از اتفاقات اخیر تاریخ درس گرفته باشند، از جمله این که هنگامی که در اوت سال ۲۰۰۸، نیروهای دولتی گرجستان علیه شورشیان جدایی طلب و حامیان روس آنها به یک حمله تهاجمی در اوستیای جنوبی دست زدند، چه اتفاقی افتاد.

منبع تصویر، BBC World Service

ارتش گرجستان پس از پیروزی های اندکی که در بدو امر داشت توسط نیروهای تازه نفس روسیه درهم شکسته شد.

این حمله گرجستان تنها در صورتی قابل درک است که بگوییم میخائیل ساکاشویلی، رئیس جمهوری وقت گرجستان معتقد بود آمریکا برای جلوگیری از شکست گرجستان مداخله نظامی خواهد کرد.

ولی آمریکا یک چنین مداخله ای نکرد و دولت جورج بوش رئیس جمهوری وقت آمریکا نیز یک چنین قولی نداده بود.

البته با توجه به این که گرجی ها سلاح و حمایت سیاسی فوق العاده و وعده عضویت در پیمان ناتو در آینده را از آمریکا گرفته بودند، می توان محاسبه اشتباه آنها را بخشید.

با توجه به این پیشینه تاریخی، می توان با قاطعیت گفت که در آینده قابل پیش بینی، اعم از این که آمریکا چه مقدار اسلحه در اختیار ارتش اوکراین قرار دهد، چنانچه یک جنگ علنی با ارتش روسیه اتفاق بیافتد، احتمال می رود که اوکراین به سختی شکست بخورد.

______________________________

در گرجستان چه اتفاقی افتاد؟

  • در اوت ۲۰۰۸، تنش بین روسیه و گرجستان بالا گرفت و پس از آن که گرجستان سعی کرد اوستیای جنوبی را با توسل به زور از شورشیانی که روسیه حامی آنان بود پس بگیرد، این تنش به یک مناقشه نظامی منجر شد.
  • روسیه یه یک حمله تهاجمی دست زد و نیروهای گرجی را هم از اوستیای جنوبی و هم آبخاز بیرون راند و متعاقبا این دو منطقه جدا شده از گرجستان را به عنوان دو کشور مستقل به رسمیت شناخت.

_____________________________

تا کنون عده کمی از نیروهای روسیه توانسته اند توان جنگی ارتش اوکراین را فلج کنند. مقامات ناتو پاییز گذشته تخمین زده بودند که تنها سه هزار سرباز روس در دونتسک، مستقرند.

ولی با تسلیحات قابل توجهی که اوکراین از آمریکا دریافت می کند، ارتش اوکراین ممکن است بتواند در بدو امر یک حمله تهاجمی موفقیت آمیز علیه سربازان روس و حامیان جدایی طلب محلی آنها به راه اندازد. ولی بعدا چه پیش می آید؟

تمام شواهد مبین این است که دولت روسیه سرافکندگی ناشی از پیروزی نظامی اوکراین را تحمل نخواهد کرد. به عبارت دیگر مانند آنچه در اوت ۲۰۰۸ در گرجستان اتفاق افتاد، مسکو با یک نیروی نظامی به شدت تقویت شده، به حمله اوکراین پاسخ خواهد داد.

اما در صورتی که آمریکا نیروهای خودش را برای کمک به اوکراین اعزام کند- که احتمال آن بسیار کم است و تا کنون به دفعات منتفی دانسته شده- ما با یک جنگ اروپایی بین قدرت های هسته ای مواجه خواهیم شد. از سوی دیگر، اگر آمریکا سربازان خود را به اوکراین نفرستد، احتمال زیاد دارد که ارتش اوکراین شکست بخورد و در این صورت آمریکا و ناتو به شدت سرافکنده خواهند شد.

درگیری های ارضی

منبع تصویر، BBC World Service

سربازان روسیه پس از درهم کوبیدن ارتش گرجستان در اوت ۲۰۰۸، از مرزهای سرزمین هایی که در اختیار جدایی طلبان اوستیای جنوبی و آبخاز بود فراتر رفتند و برای مدت کوتاهی قسمت هایی از خاک اصلی گرجستان را اشغال کردند ولی چندی بعد از مناطق اشغالی خارج شدند.

از آنجا که نه روسیه و نه جدایی طلبان، هیچ گونه ادعای تاریخی یا بومی بر این نواحی فاقد اهمیت استراتژیکی نداشتند، دلیلی برای باقی ماندن نیروهای روسیه در این مناطق وجود نداشت.

ولی موضع روسیه در قبال اوکراین شرقی و جنوبی بسیار متفاوت است و چنانچه سربازانش وارد خارکف یا دنیپروپتروسک شوند، احتمال زیاد می رود که آنجا باقی بمانند.

البته اوکراین بدون تسلط بر دونتسک، لوگانسک و کریمه می تواند دوام بیاورد و حتی قوی تر و منسجم تر خواهد بود. پیروزی پترو پروشنکو در انتخابات ریاست جمهوری این کشور مبین این واقعیت بود.

ولی از دست دادن یک سوم خاک کشور، موضوع کاملا متفاوتی است.

تقسیم اوکراین در حقیقت به معنی بازگشت به دوران جنگ سرد خواهد بود و موجب افزایش قابل توجه هزینه های نظامی کشورهای اروپایی و نیز افزایش زیاد حجم کمک ها به اوکراین به منظور اماده کردن این کشور برای عضویت سریع در اتحادیه اروپا خواهد شد؛ عضوی که اتحادیه اروپا بهیچوجه آمادگی پذیرشش را ندارد.

از این رو وظیفه رهبران غربی این است که برای حفظ آتش بس کنونی تلاش کنند.

با موجود درگیری در دبالتسو، به نظر می رسد شانس رعایت این آتش بس وجود دارد- یا دست کم شانس ادامه آن در مقایسه با آتش بس های قبلی بیشتر است.

یکی از دلایل این خوش بینی این است که در توافق آتش بس کنونی، به یک موضوع مهم که در آتش بس های گذشته دیده نمی شد توجه شده، به این معنی که راه حل سیاسی با یک جدول زمانی مشخص ارتباط داده شده که به تمام جناح های اصلی درگیر در مناقشه ( احتمالا به استثنای رهبری جدایی طلبی در دانباس) اجازه می دهد به مهمترین هدف خود دست یابند.

در حال حاضر با بیرون بردن سلاح های سنگین، قرار است گفتگو در مورد برگزاری انتخابات محلی در مناطق تحت کنترل شورشیان شروع شود. این انتخابات بر اساس قوانین اوکراین در مورد خودمختاری موقت برای نواحی، برگزار خواهد شد.

برقراری مجدد روابط اقتصادی

در طول سی روز رعایت آتش، پارلمان اوکراین قطعنامه ای در این باره تصویب خواهد کرد.

تا پایان سال ۲۰۱۵، اوکراین کنترل کامل مرزهای شرقی خود را باز خواهد یافت. همچنین تا پایان این سال یک قانون اساسی فدرال جدید تدوین خواهد شد که در آن خودمختاری ویژه برای دانباس، در نظر گرفته می شود.

منبع تصویر، AFP

در این فاصله، دولت کیف مناسبات اقتصادی با دانباس را از سر خواهد گرفت و حقوق مقامات و کارمندان این ناحیه را طبق گذشته پرداخت خواهد کرد و به این وسیله به روند ادغام دانباس در اوکراین کمک خواهد کرد

برای دولت اوکراین و دولت های غربی، این توافق مهمترین هدف آنها یعنی حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین به استثنای کریمه را تضمین می کند و دولت مرکزی قادر خواهد شد برنامه اصلاحات را که شدیدا به آن نیازمند است به اجرا درآورد.

این هدفی است که در صورت عدم این توافق تنها با پیروزی نظامی به دست می آمد و اعم از این که سیاستمداران جنگ طلب در آمریکا ممکن است چه فکری بکنند، تقریبا به طور قطع می توان گفت که هر گونه جنگ تمام عیار بین اوکراین و روسیه به پیروزی اوکراین نخواهد انجامید بلکه به شکست کامل اوکراین و تجزیه این کشور منجر خواهد شد.

علاوه بر این، تلاش برای تبدیل اوکراین به کشوری که قادر به برنامه ریزی یک چنین جنگی باشد مستلزم وجود تا حدودی ناسیونالیسم خودکامه خواهد بود که می تواند اوکراین را نه تنها به اتحادیه اروپا نزدیک تر نکند، بلکه دورتر کند.

از نگاه روسیه توافق آتش بس، دانباس را به صورت یک منطقه خودمختار در داخل خاک اوکراین نگاه می دارد. یک قانون اساسی فدرال همچنین موقعیت مناطقی در اوکراین را که ساکنانش به زبان روسی صحبت می کنند، تضمین کرده و مانع هر گونه اقدام دولت کیف برای اوکراینیزه شدن اجباری این مناطق می شود.

از نقطه نظر مسکو، این توافق همچنین هر گونه تلاش اوکراین برای پیوستن به اردوگاه نظامی غرب بدون اتفاق نظر کامل جامعه اوکراین-از نوع توافق جامعی که در کشورهای اروپای مرکزی در جریان اقدام برای پیوستن به ناتو دیده می شد- را دشوارتر خواهد کرد. یک چنین اتفاق نظری هرگز در اوکراین وجود نداشته.

توافق مورد بحث، از این جهت باعث نگرانی سیاستمداران سختگیر و انعطاف ناپذیر در اوکراین و آمریکا شده که عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا را برای اوکراین غیر ممکن خواهد ساخت.

"تغییرات طولانی و دردناک"

ولی در عمل اینها مسئله ای نیستند. مقامات ناتو به دفعات گفته اند که در هیچ شرایطی برای دفاع از اوکراین نیرو به این کشور نخواهند فرستاد. از اظهارات ناتو چنین برمی آید که احتمال عضویت اوکراین در این نهاد وجود ندارد.

در مورد عضویت در اتحادیه اروپا، بعید به نظر می رسد که رهبر یک کشور اروپایی تصور کرده باشد که این عضویت در آینده نزدیک تحقق خواهد یافت. به نظر رهبران اروپایی شاید این عضویت ده ها سال دیگر و به دنبال یک رشته تغییرات بی نهایت طولانی و رنج آور امکان پذیر شود.

از این رو می توان گفت این تصمیمی است که در هر گونه شرایطی باید به نسل آینده واگذار شود.

علاوه بر این با توجه به وابستگی اقتصادی اوکراین به روسیه، نجات اقتصاد در حال از هم پاشیدن اوکراین تنها با همکاری با روسیه امکان پذیر است و بس.

مگر این که اتحادیه اروپا حاضر باشد از مردم کشورهای عضو بخواهد به خاطر کمک به اوکراین فداکاری زیادی بکنند. هر کسی که فکر می کند این احتمال وجود دارد کافی است گفتگوی کوتاهی با یک شهروند یونانی داشته باشد.

منبع تصویر، Getty

دولت های فرانسه و آلمان برای حفظ آتش بس و یافتن یک راه حل سیاسی باید در طول سال آینده عزم و اراده و پشتکار فوق العاده ای از خود نشان دهند.

از یک طرف، این دو کشور باید برای مسکو این موضوع را روشن کنند که تعدیل تحریم های علیه روسیه تنها در صورتی خواهد بود که شورشیان دانباس برای رعایت مفاد آتش بس و درخواست خودمختاری در داخل خاک اوکراین- و نه استقلال- به طور واضح و بدون وقفه تحت فشار گذارده شوند.

از طرف دیگر، لازم است فرانسه و آلمان برای دولت اوکراین و جنگ طلبان در واشنگتن این نکته را روشن کنند که کمک قابل توجه اتحادیه اروپا به اوکراین ونیز طی مسیر نهایی برای عضویت احتمالی در اتحادیه اروپا، بستگی به این دارد که اوکراین به وعده اعطای خودمختاری واقعی به دانباس وفادار بماند.

آتش بس کنونی و روند سیاسی وابسته به آن، کامل و بدون عیب نیست ولی معرف بهترین شانسی است که تا بحال برای پایان مناقشه وجود داشته و سبب شده که بخش به مراتب بزرگ تر اوکراین به صورت یک کشور واحد باقی بماند و از توسعه جنگی که به احتمال زیاد هم برای روسیه و هم غرب بد بوده و برای اوکراین مطلقا ویران کننده خواهد بود، جلوگیری شود.