اعتراضات اوکراین: مبارزه بر سر نفوذ غرب

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, مارک ماردل
- شغل, سردبیر آمریکای شمالی بیبیسی
چندان جای تعجب ندارد که جان کری، وزیر خارجه آمریکا، از خشونتهای "غیرقابل قبول" در اوکراین ابراز "نگرانی شدید" میکند. در اوکراین دعوا بر سر دسترسی و نفوذ غرب در جهان است.
مسأله این است که آیا مردم هنوز به آمریکا به چشم رهبر و بخشی از آینده مورد نظرشان نگاه میکنند یا نه.
یکی از ناراحت کنندهترین مصاحبههایی که تاکنون شنیده ام، گفتگوی شبکه خبری بیبیسی با آلن دیباتن (فیلسوف) بود. او ظاهرا میگفت که ما وقایع اوکراین را بیش از حد پوشش میدهیم، و دلیلش هم جذابیت خشونت است. وگرنه اوکراین کشوری دوردست است که اهمیت چندانی برای اکثر مردم ندارد.
او فرد هوشمندی است. به همین خاطر هم اینکه چرا اهمیت ماجرا را درک نمیکند، نگران کننده است.
قضیه چیزی بهمراتب فراتر از ماجرای افراد نامطبوع و کلمات شیطنتآمیز است. از زمان فروپاشی اتحاد شوروی، روسیه در مقابل غرب شکست فاجعهباری را متحمل شده است.
این کشور به درست یا به غلط، اتحادیه اروپا را عامل آمریکا میداند. نه تنها متحدان سابقی نظیر لهستان و جمهوری چک، بلکه بعضی از مناطقی که قبلا بخشی از اتحاد شوروی بودند، از جمله لیتوانی و لتونی، حالا عضو اتحادیه اروپا هستند.
صربستان، متحد تاریخی روسیه و کشوری که روسیه در حمایت از آن وارد جنگ جهانی اول شد هم تصمیم گرفته به این اتحادیه بپیوندد.
اتحادیه اروپا ممکن است متصلب، کهنه و ناکارآمد بنظر برسد، اما هنوز هم نماد غرب است و جذابیت بسیار زیادی دارد.
کشورهای فقیرتر حاشیه آن مثل برادههای آهن که جذب آهنربا میشوند، بهسوی آن کشیده میشوند. مرگ در خیابانها، کوبیدن بر سپرهای ضد شورش و پرتاب کوکتل مولوتوفها جنبهای نمادین دارد. اما دلیل همه اینها تمایل بسیاری از اوکراینیها برای پیوستن به اتحادیه اروپاست و اینکه روسیه احساس میکند کاهش قدرتش باید همینجا متوقف شود.

منبع تصویر، AP
پوتین میخواهد برای مقابله با اتحادیه اروپا یک اتحادیه اورآسیایی ایجاد کند و از نفت و کمک مالی بهعنوان مشوق استفاده میکند.
رئیسجمهوری اوکراین با اشتیاق از این مسیر حمایت کرده است. گرجستان و دیگر کشورهای منطقه با وجود تمایل بیشتر به غرب با دقت این تحولات را نظاره خواهند کرد.
گاتفرید ویلهلم لایبنیتز، فیلسوف قرن هجدهم، هشدار داد که روسها به "ترکهای شمال" تبدیل شده اند. به بیان دیگر، اروپا در گذشته با امپراتوری عثمانی مقابله میکرد، ولی اکنون روسیه به تهدید سرزمینی و ایدئولوژیک مشابهی تبدیل شده.
قرن بیستم نشان داد که حق کاملا با او بوده است. تاریخ به پایان نرسیده است. من مطمئنم که جهان به حدی از بلوغ رسیده که وقایع اخیر اوکراین آتش یک درگیری نظامی تازه را میان قدرتهای بزرگ امروز جهان روشن نخواهد کرد. اما با توجه به اینکه از دید بسیاری اروپا در موضع ضعف است و باراک اوباما کار زیادی به مسائل خارجی ندارد، وقایع بعدی از اهمیتی حیاتی برخوردار خواهند بود.











