۳۵ سالگی جنبش 'مادران روسریسفید' آرژانتین

منبع تصویر، non
- نویسنده, ولادیمیر هرناندز
- شغل, بیبیسی، بوئنس آیرس
"یه سر میرم بیرون و زود برمیگردم"
اینها آخرین کلماتی بود که اورانگا آلمیدا از زبان پسرش، الخاندرو شنید.
پس از ۱۷ ژوئن ۱۹۷۵، اورانگا نه تنها دیگر پسرش را ندید که هرگز پی نبرد چه بر سر او آمده است.
او هم به جمع "مفقودین" پیوست. اصطلاحی که در آرژانتین به کشتهشدگان خشونتهای سیاسی دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ اطلاق میشود.
برآورد گروههای حقوق بشری این است که در این دوره بیش از ۳۰ هزار نفر توسط گروههای افراطی راستگرا و دولت نظامی حاکم پس از کودتای ۱۹۷۶ ربوده شده و به قتل رسیدهاند.
از اغلب قربانیان اثری به دست نیامد.
یکی از مهمترین سازمانهای بستگان "مفقودین"، گروه مادران پلازا دو مایو است که هفته گذشته ۳۵ ساله شد.
از سال ۷۷ به بعد، هر پنجشنبه مادران گرداگرد "پلازا دو مایو"، میدان مرکزی بوئنوسآیرس در نزدیکی ساختمانهای دولتی، جمع میشوند.

منبع تصویر، non
طی سالها این گروه، با آن روسریهای سفید، در سراسر جهان شناخته شده است.
قدم اول
"زنی که میشناختم و پسرش در زندان بود، کسی بود که خبرش را به من داد... این که مادران زندانیان سیاسی میخواهند به پلازا دو مایو بروند... تا از مقامات بخواهند که اطلاعاتی راجع به وضعیت بچههایشان به آنها بدهند".
این شرحی است که هبه دو بونافینی، رییس و از موسسان مادران پلازا دو مایو از آغاز حرکتشان میدهد.
آوریل ۱۹۷۷ بود، یک سال پس از آن که نظامیان حاکم موج وحشیانهای از سرکوب را علیه فعالان چپ و مظنونین به همکاری با آنها به راه انداختند.
نیروهای امنیتی دو ماه قبل پسر اول خانم بونافینی را بازداشت کرده بودند.
او میگوید: "آن پنجشنبه به میدان رفتیم تا نامهای به ویدلا [خورخه ویدلا، حاکم نظامی وقت] بدهیم. به یاد میآورم؛ گروه کوچکی از مادران بودیم. بعضیهایمان وحشتزده بودند. بیشتر ما خودمان را از شهرهای کوچک اطراف به پایتخت رسانده بودیم. بعضیها، مثل خود من، حتی دبستان را تمام نکرده بودیم. دیگرانی بودند که حتی خواندن و نوشتن نمیدانستند".
درخواستهایشان بی جواب ماند. مقامات از ملاقات با آنان یا ارائه اطلاعاتی درباره سرنوشت فرزندانشان سر باز میزدند.
خانم آلمیدا میگوید که در آن زمان هنوز مفهوم "مفقود شدگان" شکل نگرفته بود.
"ما فکر میکردیم پسرانمان زندانی شدهاند و در سلولهای انفرادی هستند. اما مطمئن بودیم که به هر حال زندهاند".
عصر پنجشنبه ۳۰ آوریل ۱۹۷۷ گروه کوچکی از مادران در گوشه میدان شکل گرفت.
مقامات تجمع بیش از سه نفر را ممنوع کرده بودند، به همین دلیل پلیس بلافاصله برای متفرق ساختن آنها وارد عمل شد.
خانم بونافینی، که اکنون ۸۳ ساله است، ادامه میدهد: "اما از سر تصادف محض دو تا دو تا دست هم را گرفتیم، بازو به بازو، و شروع کردیم در حلقههایی به گرد میدان قدم زدن. این چیزی نبود که هیچ جور بشود آن را کاری غیرقانونی دانست".

منبع تصویر، AFP
این سرآغاز جنبشی بود که اندک اندک توجه جهانیان را نسبت به سرکوب دولتی بیرحمانه در آمریکای جنوبی جلب کرد.
بازداشت
خانم آلمیدا میگوید: "شوربختانه هر هفته مادران بیشتری به دنبال فرزندانشان میآمدند و به ما میپیوستند".
تا پایان سال ۱۹۷۷ حکومت میکوشید که مادران توجه بیشتری جلب نکنند، خصوصا خارج از آرژانتین.
چهار تن از مادران موسس گروه، به همراه دو راهبه فرانسوی و چندین فعال دیگر بازداشت شدند.
آنان را به بازداشتگاهی نظامی بردند، شکنجه کردند و سپس -احتمالا زنده زنده- از هواپیمایی به دریا انداختند.
چند روز بعد که جنازههای بعضی از آنان، از جمله سه تن از مادران، بر امواج به ساحل آمد، آنان را در گور جمعی بی نام و نشانی دفن کردند.
تیمی از پزشکی قانونی آرژانتین در سال ۲۰۰۳ موفق به تشخیص بقایا و علت مرگشان شد.
هفته پس از این آدمربایی مادران انگشتشماری به میدان آمدند.
همانها که آمدند هم پلیس با باتوم و سگ انتظارشان را میکشید.
خانم بونافینی میگوید: "باید همه چیز را از اول شروع میکردیم. باید خانه به خانه میرفتیم تا با مادران بازداشتیها حرف بزنیم. باید به راه میانداختیمشان".
شخص او دلیل بیشتری هم برای مبارزه یافت. نیروهای امنیتی پسر دومش را بردند. چند ماه بعد عروسش نیز بازداشت شد.
او هیچگاه هیچیک از آنان را ندید.
"به خاطر نمیآورم که هر گز هراسیده باشم. نمیتوانستم به چیز دیگری فکر کنم. ولی این همان ذهنیت و احساسی بود که موقع به دنیا آوردنشان داشتم. آدم به درد زایمان فکر نمیکند، فقط میخواهد بچه به دنیا بیاید و سالم باشد".
'نومیدی'
پلیس گاه به گاه مادران را برای مدتهایی کوتاه بازداشت میکرد. حتی برخی مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند اما مبارزهشان را ادامه میدادند.
خانم آلمیدا میگوید: "آنها به عزیزترین چیزی که یک زن ممکن است از دست بدهد، دست دراز کرده بودند: فرزندش. وقتی آلخاندرو را بردند من ۴۵ ساله بودم، الان تقریبا ۸۰ سال دارم و هنوز نمیدانم چه بر سر او آوردند. من تمام این مدت را در انتظار به سر بردهام".
"البته که میدانیم آنان مردهاند، اما از منظر سیاسی آنان هنوز "بازداشتیهای مفقود شده" به حساب میآیند. تا موقعی که آنان که این کارها را کردهاند به سخن درآیند و بگویند که چه کردهاند".

منبع تصویر، afp
صدها مقام نظامی سابق به خاطر نقششان در آدمرباییها محاکمه شدهاند، اما معدودی نشانهای از جایی که جسدها به آن برده شدهاند دادهاند.
بیشتر آنچه امروز به دست آمده است محصول کاوشهای کند و طاقتفرسای پزشکی قانونی آرژانتین در آثار به جامانده و گورهای شناختهشده است.
مادران زیادی از میان آنان که این حرکت را آغاز کردند، زنده نماندهاند. بسیاری از آنهایی هم که زندهاند به واسطه سنشان دچار مشکلات و بیماریهای مداومند.
اما آنهایی که هنوز میتوانند قدم از قدم بردارند، هنوز همان طوری که مادران در ۳۵ سال گذشته راهپیمایی میکردند، به میدان میآیند.
خانم آلمیدا میگوید: "ای کاش جمع ما اصلا شکل نمیگرفت. چرا که گم شدن فرزندانمان ما را به هم پیوست".











