چگونه نتانیاهو انتخابات را باخت ولی مسئول تشکیل کابینه شد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیوان حسینی
- شغل, بیبیسی
بنیامین نتانیاهو، روز چهارشنبه با حکم رووین ریولین، رئیسجمهوری اسرائیل مسئول تشکیل کابینه شد. او اگر موفق شود ائتلافی با ۶۱ کرسی پارلمان شکل دهد، بار دیگر نخستوزیر اسرائیل خواهد شد. این در حالی است که فردای انتخابات اسرائیل، خبر اصلی درارتباط با نتیجه این انتخابات "شکست" نتانیاهو بود.
بر اساس نتیجه انتخابات که در روز ۲۶ شهریور (۱۷ سپتامبر)، برگزار شد، حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، از رقیب اصلیاش یعنی "اتحاد آبی و سفید" کرسیهای کمتری در پارلمان به دست آورد. علاوه بر این بلوک سیاسی او نیز (حزب لیکود به همراه تمامی متحدانش) نتوانست به اکثریت کرسیهای پارلمان دست یابد.
از آنسو، حزب بنی گانتس، رقیب اصلی آقای نتانیاهو در این انتخابات موفق شده بود که از حزب لیکود آرا و کرسیهای بیشتری به دست آورد. اگر چه برخلاف آقای نتانیاهو در اردوگاه آقای گانتس از یک ائتلاف پیشانتخاباتی منسجم از نیروهای مخالف خبری نبود، اما یک حساب کتاب سرانگشتی نشان میداد که حتی ائتلاف سیاسی احتمالی او نیز کرسیهای بیشتری در انتخابات دارد.
پس چه شد؟ چطور هم نتانیاهو انتخابات را باخت و هم مامور تشکیل کابینه شد؟ بخشی از پاسخ این سئوال در جزییات فنی نظام سیاسی اسرائیل و شکل اداره کشور نهفته است. اما بخش دیگر و چه بسا مهمتر، در تصمیماتی است که سیاستمداران عرب اسرائیلی گرفتند و در یک بزنگاه تاریخی، به دلیل یک شکاف حزبی-سیاسی جدی، مسیرهای متفاوتی رفتند.
اول: دموکراسی به سبک اسرائیلی

منبع تصویر، Getty Images
دموکراسی اسرائیلی در لایههایی عمیق و بنیادین، به دلیل سالها اشغال سرزمینهای دیگران یا نحوه برخورد با اعرابی که شهروند این کشور هستند، با انتقادهایی جدی روبهرو است. اما منطق دموکراتیکی که بحران سیاسی اخیر را آفریده یا موجب شده بار دیگر بنیامین نتانیاهو مامور تشکیل کابینه شود، مساله پیچیدهای نیست.
اسرائیل توسط یک نظام جمهوری پارلمانی اداره میشود؛ یک نظام دموکراسی نمایندگی که در آن شهروندان با رای به احزاب سیاسی مختلف، ترکیب پارلمان (کنست) را تعیین میکنند. سپس بر اساس آرایی که احزاب به دست آوردهاند، کرسیهای پارلمان بین احزاب تقسیم میشود.
پارلمان اسرائیل در حال حاضر ۱۲۰ کرسی دارد. حزبی که موفق شود اکثریت کرسیهای پارلمان (۶۱ کرسی) را به دست آورد، مامور تشکیل کابینه خواهد شد و رهبر آن حزب نیز به عنوان نخستوزیر، رئیس قوه مجریه و مسئول اداره کشور خواهد شد. در مقابل رئیسجمهور اسرائیل، بیشتر مقامی تشریفاتی است و قدرت سیاسی اصلی در دستان نخستوزیر است.
در تاریخ انتخابات پارلمانی اسرائیل از سال ۱۹۴۹ (اولین انتخابات) تا امروز هیچ حزبی به تنهایی ۶۱ کرسی را به دست نیاورده و همیشه حزبی که در انتخابات اول شده ناچار شده از طریق ائتلاف با احزاب کوچکتر دولت را تشکیل بدهد. البته این موضوع به معنای بیثباتی سیاسی دائمی در این کشور نیست. در دهههای نخست تشکیل اسرائیل، سیاستمداران چپگرایی مانند دیوید بن گوریون یا گلدا مئیر معمولا تنها چند کرسی تا اکثریت قاطع فاصله داشتند.
اما وضعیت تعداد کرسیهای احزاب مدعی رفته رفته کاهش یافت. افزایش شکافهای سیاسی جامعه اسرائیل از سویی و قدرت گرفتن ایدههای رادیکال و حاشیهای از سوی دیگر موجب شد تا بر تعداد احزاب کوچکتر و میزان موفقیتهای انتخاباتی آنها افزود شود.
حالا وضعیت به شکلی است که نه تنها به دست آوردن اکثریت کرسیها به تنهایی غیرممکن است، که حتی ائتلافهای سیاسی با حضور چندین حزب هم نمیتوانند ۶۱ کرسی مورد نیاز را به دست بیاوردند و به عنوان گروهی که بیشترین قدرت سیاسی را دارند، دولت تشکیل بدهند.
در انتخابات اخیر نیز اتفاق مشابهی رخ داد. یعنی نه حزب لیکود و نه اتحاد آبی و سفید، یک ائتلاف از پیش برنده با ۶۱ کرسی در اختیار ندارند.
دوم: نقش عربها در انتخابات اخیر

منبع تصویر، Getty Images
احزاب عرب اسرائیلی در انتخابات اخیر در یک ائتلاف رسمی به نام "فهرست مشترک" وارد انتخابات شدند و نتیجه خوبی هم گرفتند. این گروه بعد از اتحاد آبی و سفید (۳۳ کرسی) و حزب لیکود (۳۲ کرسی) با ۱۳ کرسی در این انتخابات سوم شدند.
در جریان محاسبات ائتلافهای ممکن، اظهارنظرهای ضد نتانیاهوی بسیاری از سیاستمداران عرب موجب شد تا برخی ناظران در شمارش کرسیهای دو ائتلاف، ۱۳ کرسی عربها را نیز به حساب بنی گانتس بنویسند. همزمان از فردای انتخابات برخی از این سیاستمداران از جمله ایمن عده، رهبر حزب عربی "جبهه دموکراتیک صلح و عدالت" یا احمد طیبی، رهبر "جنبش عربی تغییر" (هر دو از چهرههای رهبری ائتلاف اعراب) اعلام کردند که حاضرند از نخستوزیری بنی گانتس حمایت کنند.
اعراب در اظهارنظرهای پراکنده از شرایطی نیز برای این حمایت صحبت کرده بودند؛ مثلا از سرگیری مذاکرات صلح با فلسطینیها یا بهبود وضعیت حقوق شهروندی و شرایط اقتصادی اعراب اسرائیل. همزمان بنی گانتس مذاکراتی نیز برای شکل دادن ائتلافش آغاز کرده بود که هنوز روشن نبود شامل گفتوگو با اعراب خواهد شد یا نه.
با این وصف به نظر میرسید که اگر اعراب از بنی گانتس حمایت کنند، او اگرچه به ۶۱ کرسی مورد نیازش دست پیدا نمیکند، اما با توجه به کرسیهای حزب خودش و دو حزب کارگر و اتحاد دموکراتیک (هر دو از مخالفان نتانیاهو) میتواند به ۵۷ کرسی دست یابد؛ در مقابل ۵۵ کرسی که نتانیاهو میتوانست از ائتلاف با دستراستیهای مذهبی به دست بیاورد.
بدین ترتیب بنی گانتس، هم رهبر حزب نخست انتخابات بود و هم از ائتلاف بزرگتری بهره میبرد و ظاهرا چیزی نمانده بود که مسئول تشکیل کابینه شود.
رووین ریولین، رئیسجمهور اسرائیل از تک تک احزاب برنده انتخابات خواست تا نامزد مورد نظرشان را برای نخستوزیری معرفی کنند. طبیعتا تمامی احزاب راست مذهبی به همراه لیکود، نتانیاهو را معرفی کردند. اما در اردوگاه روبهرو، در میان اعراب شکاف افتاد.
در این ائتلاف که در ابتدا به شکل گروهی از بنی گانتس حمایت کرده بودند، حزب "بلد" (یکی از احزاب چهارگانه ائتلاف اعراب به رهبری امطانس شحاده) اعلام کرد که حاضر نیست از آقای گانتس به عنوان نخستوزیر حمایت کند. این حزب که کنترل سه کرسی ائتلاف اعراب را در دست دارد در نامهای به شکل رسمی این موضع را رئیسجمهور اسرائیل اعلام کرد.
در نتیجه تعداد کسانی که از نخستوزیری گانتس حمایت کرده بودند به ۵۴ کرسی کاهش یافت؛ در مقابل ۵۵ کرسی بنیامین نتانیاهو. و طبیعتا رئیسجمهور اسرائیل نیز نتانیاهو را مسئول تشکیل کابینه کرد.
سوم: چرا بلد از گانتس حمایت نکرد؟

منبع تصویر، Getty Images
احزاب عرب اسرائیل به طور سنتی از ائتلافهای سیاسی این کشور حمایت نمیکنند، در تشکیل دولت مشارکت نمیکنند، و انرژی و نفوذ خود را برای بهبود وضعیت اعراب و البته فلسطینیهای سرزمینهای اشغالی صرف میکنند.
آخرین بار که یک سیاستمدار اسرائیلی با حمایت احزاب عرب در این کشور به قدرت رسید، سال ۱۹۹۲ بود که دو حزب عربی "اتحاد دموکراتیک" و "جبهه دموکراتیک صلح و عدالت" از نخستوزیری اسحاق رابین، سیاستمدار چپ گرای اسرائیلی حمایت کردند، اما در کابینه مشارکت نکردند.
از آن زمان سالها گذشته. اسحاق رابین که گامهایی تاریخی در مسیر صلح با فلسطینیها برداشت به دست یک فعال افراطی یهودی ترور شد. و از آن پس چرخش گام به گام جامعه اسرائیل به سوی ایدههای قومیتی-مذهبی دست راستی شدت گرفت و حالا سالهاست که راستها قدرت را در این کشور در دست دارند.
در چنین شرایطی که احزاب چپگرا - و طرفدار صلح با فلسطینیها یا حتی تشکیل کشور فلسطین - بختی برای رسیدن به قدرت ندارند، بیش از ۱۰ سال است که بنیامین نتانیاهو به عنوان کسی که از شهرکسازی در مناطق اشغالی حمایت میکند، یا افراطیهای مخالف تشکیل فلسطین را به کابینه راه داده، نخستوزیر است. اتحاد اعراب در زمینه چنین تحولاتی تصمیم گرفتند در اقدامی "عملگرایانه"، کنار زدن نتانیاهو را به یکی از اولویتهایشان تبدیل کنند.
اما امطانس شحاده، رهبر حزب بلد نظر دیگری داشت و بر نظرش هم پافشاری کرد: اینکه همکاری با دولت اسرائیل و حمایت از نخستوزیری یک سیاستمدار که او نیز در اردوگاه راست قرار میگیرد (بنی گانتس)، منفعتی برای اعراب این کشور ندارد.
آقای شحاده حتی معتقد است که حمایت اعراب از اسحاق رابین نیز کار درستی نبوده و به گفته او بعدها روشن شد که او در نهایت، گاهی برای بهبود وضعیت اعراب اسرائیلی برنمیدارد.
این سیاستمدار عرب اسرائیلی همچنین معتقد بود که خود بنی گانتس هم علاقهای به حمایت اعراب ندارد و در این مدت حتی حاضر نشد با ائتلاف اعراب اسرائیلی وارد مذاکره شود.
مجموعه این نظرات، به قیمت سه کرسی کمتر برای گانتس انجامید و البته موجب شد تا برخی امطانس شحاده را برای احتمال نخستوزیری دوباره بنیامین نتانیاهو سرزنش کنند؛ انتقادی که با پاسخ آقای شحاده در روزنامه هاآرتص روبهرو شد.
در پایان: حالا چه میشود؟

منبع تصویر، Getty Images
اما همه اینها به معنای پایان داستان نیست. نتانیاهو که چهار هفته فرصت دارد تا کابینه را تشکیل بدهد، هنوز به شش کرسی دیگر برای رسیدن به اکثریت نیاز دارد؛ وضعیتی که از سوی رسانههای اسرائیلی "ماموریت غیرممکن" توصیف شده است.
اصولا بحران دولت دست راستی بنیامین نتانیاهو از جایی شروع شد که متحد دیرینش، آویگدور لیبرمن به همراه حزب راست افراطی سکولارش به نام "اسرائیل خانه ماست"، راهش را از نتانیاهو جدا کرد. اختلاف اصلی بین این دو بر سر احزاب مذهبی و خواستههایشان است که در ائتلاف نتانیاهو در دولت حضور داشتند.
این احزاب که با آرای جمعیت "اولترا-ارتدوکس" (یهودیان بنیادگرای حریدی که عقاید سختگیرانهای در مورد روش زندگی دارند) به قدرت میرسند، در خدمت منافع همین گروه مذهبی هستند؛ از جمله مثلا با سربازی رفتن این گروه مخالفند یا نمیخواهند که در مدارسشان، دروس رسمی مملکت تدریس شود.
لیبرمن و همحزبیهایش اما از راستیهایی هستند که همزمان سکولارند و معتقدند مذهبیها هم باید مانند بقیه به سربازی بروند و در مدرسه، در کنار دروس دینی، بخشی از همان درسهایی را بخوانند که باقی ملت میخوانند. این دو گروه در اردوگاه راست، آبشان توی یک جوی نمیرود. به همین دلیل هم لیبرمن حاضر نشد بعد از انتخابات ماه آوریل در ائتلافی با حضور مذهبیها شرکت کند.
الان هم وضعیت تغییری نکرده. لیبرمن و حزبش در این انتخابات هشت کرسی دارند و به هر طرف بچرخند میتوانند معادله را به ضرر حریف تغییر بدهند. اما او در ائتلاف نتانیاهو شرکت نمیکند، چون مذهبیها هستند. از ائتلاف گانتس و چپها نیز حمایت نمیکند چون بدون اعراب به اکثریت دست پیدا نمیکنند.
لیبرمن میگوید که تنها یک راهحل منطقی باقی مانده است: کابینه "وحدت ملی" که از نظر او ائتلافی است از سه حزب لیکود به رهبری نتانیاهو، اتحاد آبی و سفید به رهبری بنی گانتس و اسرائیل خانه ماست به رهبری خودش. چنین ائتلافی نیز در حال حاضر، دو مانع دارد.
اول اینکه تشکیل این ائتلاف به معنای پشت کردن بنیامین نتانیاهو به متحدینش در جناح راست افراطی مذهبی خواهد بود. این گروه به شدت از نخستوزیری نتانیاهو حمایت کردهاند و در این سالها، نقشی تعیینکننده در قدرت سیاسی او داشتهاند. مانع دوم نیز پرسش نخستوزیری است. بنی گانتس میگوید که حزب او از لیکود آرای بیشتری به دست آورده و او باید نخستوزیر باشد. این به معنای حضور حزب لیکود در دولت بدون نخستوزیری نتانیاهو است.
این میان ماجرای پرونده فساد مالی بنیامین نتانیاهو نیز وجود دارد که مساله را پیچیدهتر میکند. از دست دادن مصونیتی که مقام نخستوزیری برای نتانیاهو به ارمغان میآورد میتواند به محاکمه او و حتی زندانی شدنش بیانجامد؛ پایانی که بسیاری از مخالفانش از جمله متحد اصلی بنی گانتس یعنی یائیر لاپید به دنبالش هستند.
البته بنبست نخستوزیری، راهحلهایی مانند نخستوزیری نوبتی (دو سال بنی گانتس و دو سال بنیامین نتانیاهو) نیز دارد که رسیدن به آن نیازمند مصالحه این دو سیاستمدار با یکدیگر است.
و در نهایت اگر همچنان بنیامین نتانیاهو نتواند به هیچ ترتیبی به یک ائتلاف با حداقل ۶۱ کرسی دست یابد، رئیسجمهور میتواند به بنی گانتس ماموریت بدهد که کابینه را تشکیل بدهد.
این میان شاید برپایی انتخاباتی سوم هم هنوز بسیار محتمل باشد، انتخاباتی که موجب خواهد شد بنیامین نتانیاهو همچنان به عنوان سرپرست دولت به کارش ادامه دهد و بار دیگر وارد مبارزه انتخاباتی شود؛ گزینهای که در میان افکار عمومی اسرائیل محبوبیتی ندارد و هیچ کس نمیخواهد "مقصر" در برپایی دوباره انتخابات معرفی شود. فعلا وضعیتی که اسرائیل با آن روبهرو است همچنان آمیزهای است از بیثباتی سیاسی، شکاف میان گروههای مختلف، و ضعف ساختاری هرکس که اداره امور را در دست دارد.











