زینالعابدین بنعلی؛ پایان یک رمان 'پلیسی'

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, علی جیحون
- شغل, منتقد هنری
"برای تشویق بنعلی عجله نکنید. گذشته نظامی او را فراموش نکنید، همینطور گذشته امنیتیاش را. آیا او ما را در راهی بدتر از راه بورقیبه هدایت نخواهد کرد؟"
این بخشی از مقاله هشدارآمیز نزیهه رجیبه، نویسنده تونسی است که در ژانویه ۱۹۸۸، درست دو ماه پس از به قدرت رسیدن زینالعابدین بنعلی در هفتهنامه "الرأی" تونس منتشر شد.
بنعلی رئیس جمهور خودخواندهای بود که خودخواسته از قدرت کنار نرفت. او پس از اعتراضات مردمی سال ۲۰۱۱ از تونس گریخت و به عربستان رفت و پنجشنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹ در تبعید درگذشت و پیکرش در قبرستان بقیع در شهر مدینه عربستان سعودی به خاک سپرده شد.
"مرد تغییر" که تحمل تغییر نداشت
در ابتدای زمامداری بنعلی، بسیاری از تونسیها از برکناری حبیب بورقیبه، اولین رئیس جمهور تونس پس از استقلال این کشور، استقبال میکردند و "لیاقتهای" بنعلی را به عنوان "مرد تغییر" میستودند.
هنوز خاطره اعتراضات اقتصادی ده سال قبل، یعنی ژانویه ۱۹۷۸ در حافظه تونسیها زنده بود؛ وقتی که حبیب بورقیبه ارتش را برای سرکوب اعتراضات به خیابانها فرستاد و موجب کشته شدن صدها معترض شد.
اما چاپ مقاله انتقادی نزیهه رجیبه که با اسم "ام زیاد" مطالبش را منتشر میکرد، از سوی حکومت جدید تونس تحمل نشد و فورا هفتهنامه الرأی که شش سال از آغاز انتشارش میگذشت، توقیف شد و برای همیشه از ادامه انتشار بازماند.

منبع تصویر، Getty Images
الرأی را حسیب بن عمار، ناشر تونسی و فعال حقوق بشر برای انتشار "نظرات دموکراتیک" به راه انداخته بود و میخواست در این مجله نظرات همه طیفهای سیاسی، از راشد غنوشی، فعال اسلامگرا و رهبر حزب النهضه، تا محمد حرمل، فعال کمونیست و اولین دبیرکل حزب کمونیست تونس، منعکس شود. حسیب بن عمار پیشتر اتحادیه حقوق بشر تونس (الرابطة التونسیة للدفاع عن حقوق الإنسان) را در سال ۱۹۷۶ تأسیس کرده بود.
توقیف این هفتهنامه بیانگر آن بود که وضعیت آزادی بیان در دوران جدید نه تنها بهتر نخواهد شد، بلکه سانسور مطبوعات و کتاب در تونس شدت مییابد.
بورقیبه هم سیاستمداری دموکرات نبود و فرهنگ را تحت سلطه خودش میخواست اما بنعلی در ۲۳ سال و دو ماه حکومتش، از نوامبر ۱۹۸۷ تا ژانویه ۲۰۱۱، با گسترش ادارههای دولتی برای کنترل تقریبا همه عرصههای عمومی و ارتباطی، ساختار سانسور در تونس را تقویت کرد.
مثلا با تأسیس آژانس ارتباطات خارجی تونس در سال ۱۹۹۰، که مستقیما از سوی دفتر نخست وزیری اداره میشد، همه خبرنگاران خارجی نیز که برای تهیه گفتوگو یا گزارش به تونس میآمدند، زیر نظر قرار گرفتند. در این میان، گاهی هم پیش میآمد که به خبرنگاران خارجی در تونس حمله فیزیکی، یا از کارشان جلوگیری شود.
بیشتر بخوانید:
در این دوران، اگر رسانهها یا ناشران خصوصی پا گرفتند، یا کاملا به دولت وفادار بودند، یا شدیدا از سوی دولت کنترل میشدند. حتی اصلاحاتی که در نیمه دوم حکومت بنعلی اعلام شد، تأثیری در این وضعیت نداشت.
به همین دلیل، در سالهای بنعلی، تونس همواره در ردههای پائین فهرست کشورها از نظر آزادی بیان و مطبوعات قرار داشت که سازمانهای مختلف غیردولتی مثل "گزارشگران بدون مرز" سالانه ارائه میکنند.
ادبیات تونس پیش از بنعلی
اما در زمان رسیدن بنعلی به قدرت، فضای ادبی تونس در چه وضعیتی بود و حکومت بنعلی چه تأثیری بر این فضا و همچنین چاپ آثار نویسندگان و شاعران تونس گذاشت؟
هسته اولیه ادبیات معاصر تونس، بسیار پیش از بنعلی و بورقیبه، در میانه دو جنگ جهانی و با ظهور حزب "جبهه مردمی" در سال ۱۹۳۶ ایجاد شد.
در این دوره آزادیهای فرهنگی نسبتا رعایت میشد و محافل فرهنگی، هنری و ادبی متعددی در تونس شکل گرفت، از جمله معروفترین حلقه ادبی تونس که با عنوان "زیر حصار" (جماعة تحت السور) در یک کافه به همین نام در محله باب سویقه، در مرکز پایتخت به وجود آمد. على دوعاجی، نویسنده و نمایشنامهنویس و مصطفى خریّف، شاعر و نویسنده تونسی از همین حلقه برآمدند.

منبع تصویر، Getty Images
همزمان با آغاز صنعت سینما در تونس (اولین فیلم تونسی با عنوان "زهره" به کارگردانی آلبر شمامه شیکلی در سال ۱۹۲۲ ساخته شد)، نشریات هنری و ادبی نیز پا گرفت.
همچنین در این دوره، تعامل دو زبان عربی و فرانسوی، بیش از همیشه بود. تونسیها در قیاس با همسایگان الجزایری خود، این بخت را داشتند که به دلیل تفاوت نوع حضور سیاسی فرانسه در این دو کشور، از زبان مادریشان منع نشده بودند.
هرچند که مدرسه علمیه زیتونه، نقش خود را به عنوان حافظ سنت مذهبی و عربی در تونس ایفا میکرد، اما به مرور آموزش دوزبانه عربی-فرانسوی، موجب ایجاد طبقهای از روشنفکران تونسی شد که متاثر از فرهنگ غرب و شرق، فکر و زبانشان به روی جهان گشاده بود.
حتی گفته میشود ابوالقاسم شابی (۱۹۰۹-۱۹۳۴) بزرگترین شاعر عربیزبان قرن بیستم تونس، که شعر معروف او در زمان انقلاب از زبان تظاهرکنندگان شنیده میشد و به شعار انقلابیون تبدیل شده بود، متأثر از شعر رومانتیک فرانسه بوده است.
پس از استقلال تونس در ۱۹۵۶ و آغاز حکومت حبیب بورقیبه، گرچه نوشتن به زبان فرانسه منع نشد اما به دلایل ملیگرایانه، این زبان عربی بود که اهمیت یافت.

منبع تصویر، Getty Images
با این حال، نویسندگانی مثل آلبر ممی، نویسنده اثر معروف "چهره استعمارگر، چهره استعمارزده" کتابهای خود را به زبان فرانسه مینوشتند.
آغاز دهه شصت میلادی، این آوانگاردهای تونسی بودند که با راهاندازی یک نشریه به نام "التجدید" جان تازهای به ادبیات تونس دمیدند. در آثار بخشی از نویسندگان در این دوره، سرخوردگی دیده میشد که از به وقوع نپیوستن رؤیاهای استقلال به وجود آمده بود.
همچنین در این دوره دفاتر نشر جدیدی پا به عرصه گذاشت: "خانه نشر تونس" (۱۹۶۶) و "باشگاه داستان" (۱۹۶۴) که دومی از سوی محمد عروسی مطوی تأسیس شد. محمد عروسی مطوی دو سال بعد، نشریهای را با عنوان "قصص" (داستانها) در سپتامبر ۱۹۶۶ به راه انداخت.
در سال ۱۹۷۱، اتحادیه نویسندگان تونس (اتحاد الکتاب التونسیین) با مجوز وزارت کشور تونس تشکیل شد و محمد مزالی، از سیاستمداران و نویسندگان معروف دوران حبیب بورقیبه به عنوان اولین رئیس آن انتخاب شد.
در این دوره، ادبیات عربیزبان تونس، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، در اوج خود بود. نظریههای ادبی غرب به واسطه منتقدانی چون "توفیق بکار" به تونس راه یافت و آثار نویسندگان عرب فرانسهزبان شمال آفریقا مثل کاتب یاسین، مولود فرعون و ادریس شرایبی به زبان عربی ترجمه شد.

منبع تصویر، Getty Images
پیشروی بیسابقه ادبیات عربی، ظهور ادبیات فرانسویزبان تونس را به تاخیر انداخت. اولین اثر مهم نویسندگان فرانسویزبان تونس در نیمه دوم قرن بیستم، رمانی از مصطفی تلیلی بود که در سال ۱۹۷۵ در پاریس منتشر شد.
در این دوره بسیاری از نویسندگان و شاعران تونسی که وارد فعالیتهای سیاسی و حزبی شده بودند، بازداشت شدند، یا وطن را ترک گفتند. یکی از نویسندگان و شاعران جوان آن دوره که به زندان حبیب بورقیبه افتاد، طاهر بکری بود. طاهر بکری، پس از آزادی از زندان، در سال ۱۹۷۶ از تونس خارج و به فرانسه پناهنده شد.
ادبیات تونس پس از بنعلی
آغاز حکومت زینالعابدین بنعلی، برای بسیاری از نویسندگان هم مثل اقشار دیگر جامعه، نویدبخش بود. آنان منتظر هوای تازه بودند تا آزادانهتر خلاقیت ادبی خود را بروز دهند.
طاهر بکری هم جزو نویسندگان تبعیدی تونس بود که با همین امیدواری به کشورشان بازگشتند. او در بازگشت متوجه شد که علاوه بر سانسور گذشته، خودسانسوری و پروپاگاند دولتی هم تقویت شده است
بکری در گفتگوی اختصاصی که با نویسنده این مطلب داشت، گفت: "میتوان گفت که بنعلی در ابتدای کارش تلاش داشت که هنرمندان و روشنفکران را به خود جذب کند. اما خیلی زود انسداد سیاسی و فقدان دموکراسی ترمز خلاقیت ادبی را کشید."

منبع تصویر، Ali Jeyhoun
با این حال، در دوره بنعلی، آنچه به عنوان میراث از دوران بورقیبه مانده بود، کاملا از بین نرفت؛ نمایشگاههای کتاب برگزار، جوایز ادبی اهدا و حتی جلساتی با حضور نویسندگان خارجی برپا میشد، اما سایه سنگین نظارتهای دولتی، مرزهای فعالیت فرهنگی را تنگ، و همه از جمله خود دولت را در برگزاری آنها دچار تناقض کرده بود.
طاهر بکری که اکنون ۶۸ ساله است، در برخی از این جلسات شرکت میکرد: "من به طور مرتب به این جلسات و دیدارها دعوت میشدم، اما کمکم متوجه فضای پلیسی، سانسور موضوعی و رسانهای آنجا میشدم."
در شرایطی که از نویسندگان نزدیک به حکومت حمایت میشد، دولت از برگزاری نشستهایی که قرار بود در آنها نویسندگان منتقد شرکت کنند، جلوگیری میکرد: "برخی از دستنوشتهها همچنان ممنوع باقی میماند و اگر ناشری کتابهای مورد نظر حکومت را منتشر نمیکرد، حمایتهای دولتی از آن قطع میشد."
با این حال معدود نویسندگان دگراندیشی هم بودند که در داخل کشور ماندند و راه مقاومت را در پیش گرفتند: "اگر ادبیات تونس به دو زبان عربی و فرانسه همچنان به حیات خود ادامه میداد، میتوان گفت که به دلیل مبارزه نویسندگان شجاعی بود که مانع از تلاشها برای به حاشیه راندن نویسندگان میشدند."
همچنین، ادبیات فمینیستی تونس که همزمان با دیگر کشورهای عربی شمال آفریقا از سوی گروهی از نویسندگان زن ظهور کرد، در شکستن این فضای سنگین تاثیر داشت؛ هرچند که نوشتن از موضوعات جنسی، همچنان یکی از تابوها بود: "به طور کلی، سوءظنها به ادبیات، بیشتر سنتی و مذهبی بود تا سیاسی... زندگی ادبی دچار یک خفقان بود."
قصه سانسور در سالهای حکومت بنعلی فقط به داستان نویسندگان معترض یا دگراندیش گره نخورد. «ام زیاد»، همان زنی که در سال اول، بوی تند استبداد را حس کرده بود، میگوید که طی سالهای بعد، "حتی اگر شما با سیاست کاری نداشتید، سیاست با شما کار داشت."











