خصوصی شدن باشگاهها؛ شکست احتمالی قبل از آماده سازی

منبع تصویر، isna
- نویسنده, محمد شهرابی
- شغل, خبرنگار ورزشی
این روزها بحث خصوصی شدن دو باشگاه استقلال و پرسپولیس داغ است و وزارت ورزش و جوانان هم نشان داده که در این رابطه عزم جدی دارد. امیر رضا خادم کشتی گیر اسبق تیم ملی و نماینده دو دوره پیشین مجلس به عنوان نماینده پارلمانی وزارت ورزش و جوانان، ماموریت پیدا کرده که شرایط این کار را فراهم کند.
او در این رابطه جلسات مختلفی را برگزار کرده و چند جلسه هم در سطح وزرا و نمایندگان مجلس برگزار شده و رییس سازمان خصوصی سازی هم از واگذاری این دو باشگاه تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ خبر داده است. تمام این اتفاقات حاکی از آن است که عزم دولت برای خصوصی کردن این دو باشگاه و احتمالا سایر باشگاهها جدی است اما در این بین یک سوال خیلی مهم مطرح می شود و آن اینکه، آیا چنین کاری امکان پذیر است یا نه؟ و آیا با خصوصی شدن دو باشگاه مذکور، مشکلات آنها برطرف می شود؟
بحث خصوصی شدن دو باشگاه پرطرفدار کشور از سالها قبل آغاز شده و همیشه به عنوان یک ابزار تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفته است.
اینکه در تمام این سالها چه اتفاقاتی رخ داده و چه افرادی از این موضوع بهره برداری کرده اند، قرار نیست در این مطلب مورد بررسی قرار بگیرد. چیزی که مهم است اینکه با شرایط فعلی حاکم بر فوتبال ایران، نه تنها امکان خصوصی شدن ناگهانی باشگاهها فراهم نیست بلکه مشکلات آنها را بیشتر هم می کند.
این بدان معناست که اگر قرار است باشگاهها خصوصی شوند، باید مقدمات آن چه در داخل فوتبال و چه خارج از فوتبال فراهم شود و گرنه بحران فعلی وخیم تر می شود و هزینه های سنگین تری را به فوتبال باشگاهی ایران تحمیل خواهد کرد.
خرج بالا، دخل پایین
مهم ترین عامل پیش روی خصوصی شدن باشگاههای ایران، هزینه بالای باشگاههاست. خصوصی شدن یک باشگاه به معنای آن است که بتواند تمام هزینه های خود را بدون کمک دولت پوشش دهد اما به جرات می توان گفت در فوتبال ایران چنین امکانی وجود ندارد.
در فوتبال امروز دنیا، باشگاهها یا صرفا از راههای موجود در اقتصاد فوتبال مثل حق پخش تلویزیونی، بلیت فروشی، اسپانسرینگ و فعالیتهای تبلیغاتی هزینه های خود را جبران می کنند یا به افراد و شرکت های بزرگ وابسته هستند.
با این حال تمام تلاش نهادهای قدرتمند بین المللی به ویژه یوفا بر این است که راه دوم را هم حذف کند تا از یک طرف فوتبال فقط به خودش متکی باشد و از طرف دیگر جلوی ریخت و پاشهای بی مورد را هم بگیرد.
در این شرایط فضای عادلانه تری برای رقابت بین باشگاههای کوچک و بزرگ به وجود می آید و فساد نیز به حداقل ممکن می رسد. دقیقا به همین دلیل است که یوفا در حال بستن تمام راههای ممکن برای ورود پولهای اشخاص و شرکتهای روسی،عربی و غیره به فوتبال است و تاکید دارد که باشگاهها هزینه های خود را کنترل کنند و به درآمدزایی صرف از راه های منطقی و موجود بپردازند.
در حال حاضر فوتبال ایران با چنین مشکلی روبروست. از یک طرف هزینه باشگاهها به خاطر اتکا به بودجه دولت بالاست و از طرف دیگر پولهایی توسط اشخاص حقیقی وارد آن می شود که در سلامت آن تردید وجود دارد. طبیعی است در چنین شرایطی اگر کمک دولت برداشته شود و کنترل بیشتری نیز روی پولهای تزریق شده از سوی اشخاص حقیقی صورت بگیرد، بحران بزرگی به وجود خواهد آمد.
همین الان که لیگ سیزدهم فوتبال ایران رو به پایان است، اغلب باشگاهها با مشکل بی پولی روبرو هستند و بعضا کار به اعتصاب و اعتراض هم کشیده شده است، پس شکی نیست که با برداشته شدن کمک دولت این وضعیت وخیم تر هم خواهد شد.
در شرایط فعلی هزینه های باشگاهها در هر فصل به طور میانگین حدود ۱۲ میلیارد تومان است و با توجه به وضعیت حاکم بر اقتصاد ایران به ویژه در حوزه فوتبال، امکان جبران نصف این مبلغ برای تیمهای کوچک و کم طرفدار و کل این مبلغ برای تیم های بزرگ و پرطرفدار وجود ندارد.
نکته مهم این است که بیش از ۸۰ درصد این هزینه ها مربوط به حقوق بازیکنان و مربیان می شود که هر سال افزایش پیدا می کند و تمرکز مدیران را هم برای انجام کارهای زیربنایی به هم می زند. اگر در بهترین شرایط ممکن هر باشگاه بتواند سه میلیارد تومان از راه اسپانسرینگ و سه میلیارد تومان هم از حق پخش تلویزیونی و بلیت فروشی به دست بیاورد، در مجموع ۶ میلیارد تومان درآمدزایی کرده که این مبلغ برای دو باشگاه پرسپولیس و استقلال به اعتراف مدیرانشان در بهترین شرایط به ۱۰ میلیارد تومان می رسد که با هزینه های تقریبا ۲۰ میلیاردی آنها فاصله زیادی دارد.
اگر قرار باشد فوتبال ایران با این وضعیت کاملا خصوصی شود، زیاد طول نمی کشد که همه بازیکنان و مربیان اعتصاب کنند و لیگ تعطیل شود مگر اینکه دولت، مجلس، فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ از راه دیگری وارد شوند.
مقدمات لازم پیش از خصوصی سازی

منبع تصویر، mehr
در سالهای آغازین دهه ۹۰ میلادی که فوتبال ترکیه راه استانداردسازی را در پیش گرفت، دولت تورگوت اوزال حمایت همه جانبه ای از باشگاهها کرد.
شنش ارزیک رییس فدراسیون وقت ترکیه مدیر توانمندی بود و با استفاده از رابطه نزدیکش با دولت، وام های بلند مدت و کم بهره ای را به صورت کنترل شده در اختیار باشگاهها قرار داد تا زیرساخت هایشان را توسعه دهند و برای درآمدزایی از راههای موجود در فوتبال برنامه ریزی کنند.
از طرف دیگر ظهور شبکه های خصوصی تلویزیونی، راه را برای رقابت میان آنها باز کرد و لیگ فوتبال ترکیه از این وضعیت بهره مند شد و قراردادهای خوبی برای گرفتن حق پخش تلویزیونی امضا کرد. به حداقل رساندن محدودیت های سیاسی-اقتصادی و فضای نسبتا باز اجتماعی در ترکیه نیز به این پیشرفت کمک کرد اما در ایران هیچ کار خاصی برای خصوصی شدن باشگاهها نشده است.
در وهله اول نیاز است که وزارت ورزش و مجلس مشکل صدا وسیما با فوتبال را حل کرده یا زمینه را برای ظهور شبکه های خصوصی فراهم کنند. حق پخش ۳۸ میلیارد تومانی فعلی که تبلیغات محیطی ورزشگاهها را هم در بر می گیرد، به هیچ وجه منطقی و توجیه پذیر نیست و با استانداردهای منطقه هم همخوانی ندارد چه برسد به استانداردهای جهانی.
در قدم دوم باید مشکل مالکیت یا مدیریت ورزشگاهها برطرف شود تا باشگاهها کاملا روی آنها کنترل داشته باشند و برای بلیت فروشی و امضای قراردادهای اسپانسرینگ دستشان باز باشد. البته بسیاری از ورزشگاههای ایران استاندارد نیستند و نیاز به بازسازی یا جایگزینی دارند که طبیعی است دولت باید بودجه آنها را از طریق کمک بلاعوض یا پرداخت وام حل کند.
در قدم بعدی، استفاده از تجربه ژاپن در مالکیت شرکتی باشگاهها و واگذاری سهام آنها به چند شرکت خصوصی هم می تواند توسط دولت و مجلس مورد بررسی قرار بگیرد.
مشکل مهم دیگر ممنوعیت حضور خانواده ها در استادیوم هاست که برطرف شدن آن می تواند به پرتماشاگر شدن بازیها و بلیت فروشی بیشتر کمک کند و از طرفی تمایل بنگاههای اقتصادی را به سرمایه گذاری بیشتر در فوتبال افزایش دهد. تصویب قوانین سخت گیرانه تر برای اجرای کپی رایت و حمایت از قانون ثبت علائم تجاری نیز موارد مهمی هستند که می توانند به درآمدزایی باشگاهها کمک زیادی کنند.
در این میان نکته خیلی مهم و تاثیر گذار، کاهش هزینه های جاری باشگاهها در رابطه با خرید بازیکن و مربی است که باید با فشار وزارت ورزش و با کمک مدیران فدراسیون، سازمان لیگ و باشگاهها به شکل اصولی انجام شود.
الان باشگاههای ایران در هر فصل به فراخور توانایی خود، مبلغی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد تومان یعنی چیزی در حدود ۳ تا ۷ میلیون دلار برای خرید بازیکن و مربی هزینه می کنند در حالی که این مبلغ در لیگ فوتبال استرالیا که هزینه های زندگی و دستمزد در این کشور چند برابر ایران است، به ۲ تا ۳ میلیون دلار در هر فصل خلاصه می شود.
فدراسیون فوتبال استرالیا حتی برای دستمزد ۲۳ بازیکن هر باشگاه، مجموعا سقف ۵/۲ میلیون دلار در هر فصل -به غیر از موارد خاص- را در نظر گرفته تا هزینه های جاری آنها بی رویه افزایش پیدا نکند. طبیعی است که دخل و خرج باشگاهها در چنین کشوری که تمامی قوانین تجاری فوتبال در آن رعایت می شود با این هزینه ها به مراتب راحت تر از کشوری مثل ایران است که از نظر پرداخت حقوق حتی جلوتر از بسیاری از کشورهای اروپایی است اما درآمدزایی آن به ضعیف ترین شکل ممکن انجام می شود.
در چنین شرایطی تنها راه موفقیت فوتبال ایران در راه خصوصی شدن، کاهش چشمگیر این هزینه ها و برداشتن موانع درآمدزایی بازیکنان و مربیان از راههای تبلیغاتی است تا هم مشکلات باشگاهها حل شود و هم ستاره ها بتوانند از راههای قانونی به حق و حقوق خود دست پیدا کنند.
اینها البته اتفاق نمی افتد مگر اینکه شایسته سالاری در فوتبال هم پیاده شود و مدیرانی بر سر کار بیایند که اقتصاد فوتبال را بفهمند. در حال حاضر بخش بازاریابی در باشگاههای ایران، بسیار ضعیف است و اغلب مدیران و کارمندان باشگاهها حتی با الفبای اقتصاد فوتبال هم آشنا نیستند. نتیجه این می شود که همه آنها هر روز از جدی نگرفتن قاتون کپی رایت در کشور گلایه می کنند در صورتیکه فوتبال به قانون ثبت علائم تجاری که بیش از ۷۰ سال قبل در ایران تصویب شده بیشتر وابسته است.
نکته مهم اینکه ایران در این رابطه به کنوانسیون پاریس هم ملحق شده و اگر مدیران باشگاهها راه و رسم درآمدزایی را بلد باشند به خوبی می توانند از این قانون بهره برداری کنند اما خیلی از آنها آگاهی لازم در این زمینه را ندارند.
علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال چند روز قبل درباره خصوصی شدن باشگاههای پرسپولیس و استقلال به ایسنا گفت:" ما همیشه موافقیم اما قوانین و مقرراتی برای باشگاهها وجود ندارد تا در بخش خصوصی کار کنند. به همین دلیل این موضوع از لحاظ اجرایی امکانپذیر نیست."
علی کفاشیان به این مشهور است که خیلی جدی نیست و معمولا با شوخی حرف می زند، اما به نظر می رسد پیش بینی او در این زمینه کاملا درست باشد. قبل از اینکه مقدمات خصوصی شدن باشگاهها فراهم شود، هرگونه اقدام در این زمینه با شکست مواجه خواهد شد.











