سقوط دیوار برلین؛ 'بدترین شب زندگی من بود'

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, استیو روزنبرگ
- شغل, بیبیسی، برلین
این یکی از عجیبترین تورهای شهرگردی بود که در آن شرکت کردم. من برلین را همراه با اگون کرنتس، آخرین دبیرکل کمیتهٔ مرکزی حزب اتحاد سوسیالیستی آلمان گشتم.
وقتی وارد خیابان کارل مارکس شدیم او گفت:" اینجا قبلاً خیابان استالین نام داشت! پس از مرگ استالین نام آن را عوض کردند".
"و آن طرف هم میدان لنین بود. مجسمهٔ بزرگی از لنین در آن قرار داشت اما آن را برداشتند".
از پنجره بیرون را نگاه میکرد و لبخند میزد.
"جمهوری دموکراتیک آلمان همه این چیزها را ساخته است".

منبع تصویر، Getty Images
آقای کرنتس، مرد ۸۲ سالهٔ زندهدلی است که فکرش را هم نمیتوان کرد روزی کشوری را اداره میکرده است. جمهوری دموکراتیک آلمان یا آلمان شرقی دیگر وجود ندارد. سی سال پس از رویدادهای پرآشوب سال ۱۹۸۹ و سقوط دیوار برلین، آقای کرنتس موافقت کرد با من ملاقات کند.
چرا کرنتس عاشق اتحاد جماهیر شوروی بود
به دلیل زبان آلمانی ضعیف من و انگلیسی بلد نبودن آقای کرنتس، ما به زبان روسی با هم حرف میزدیم. این زبانی بود که او خوب بلد بود؛ باید هم خوب بلد باشد چون جمهوری دموکراتیک آلمان یکی از کشورهای اقماری شوروی بود.

منبع تصویر، Getty Images
او به من گفت:"من عاشق روسیه هستم و عاشق اتحاد جماهیر شوروی بودم؛ هنوز خیلی از دوستان و آشنایانم آنجا هستند. جمهوری دموکراتیک آلمان فرزند اتحاد جماهیر شوروی بود. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باعث شد جمهوری دموکراتیک آلمان پا بگیرد و رشد کند و متأسفانه شاهد نابودی و مرگ آن هم بود".
برای روسیهٔ کمونیست، آلمان شرقی موقعیتی کلیدی و مهم در اروپا بود. اتحاد جماهیر شوروی ۸۰۰ پایگاه نظامی و بیش از نیممیلیون سرباز در جمهوری دموکراتیک آلمان داشت.
آقای کرنتس میگوید:"کاری ندارم اشغالگر بودند یا نبودند، ما میدیدیم که نیروهای شوروی دوست ما هستند".
بخشی از قلمروی شوروی بودن چه فایدهای به حال آلمان شرقی داشت؟
او پاسخ داد:"این عبارت "قلمروی شوروی" اصطلاح مرسوم غربیهاست، در پیمان ورشو ما از همپیمانان مسکو بودیم. هرچند البته در کشور من همیشه این شوروی بود که تصمیم نهایی را میگرفت".
چگونه کرنتس به این مقام رسید
او که فرزند یک خیاط بود، در سال ۱۹۳۷ به دنیا آمد و پلههای حزب کمونیست را خیلی سریع طی کرد.
"من پیشاهنگ بودم؛ عضو گروه جوانان آزاد آلمان شدم و سپس به حزب اتحاد سوسیالیستی پیوستم و بعد ازآن به رهبری این حزب رسیدم و این راه را به همت خودم طی کردم".
تا سالها او را "ولیعهد" مینامیدند به معنای جانشین چون منتظر بودند که جای رهبر آلمان شرقی، اریش هونکر را بگیرد.
در سال ۱۹۸۹ زمانی او به جای هونکر زمام امور را به دست گرفت که حزب حاکم دیگر رشته امور از دستش خارج شده بود.

منبع تصویر، Getty Images
از لهستان تا بلغارستان، نیروی مردم سراسر بلوک شرق را درنوردید و آلمان شرقی هم از این توفان برکنار نبود.
کرنتس چه اشتباهی کرد
یک هفته پیش از سقوط دیوار برلین، آقای کرنتس برای گفتگوهای فوری با رهبر شوروی، میخائیل گورباچف، به مسکو سفر کرد.
او میگوید: "گورباچف به من گفت مردم اتحاد شوروی، مردم آلمان شرقی را مثل برادران خود میدانند".

منبع تصویر، Getty Images
او میگوید: "پس از مردم کشور خودش، او مردم جمهوری دموکراتیک آلمان را دوست داشت. پس من از او پرسیدم که آیا هنوز خود را مثل پدری برای آلمان شرقی میبیند؟ و او گفت:" البته اگون، اگر منظورت اشاره به امکان اتحاد دو آلمان است، این امر در دستور کار نیست".
"آن زمان خیال میکردم گورباچف راست میگوید. اشتباه من همین بود".
پرسیدم آیا فکر میکند اتحاد شوروی به او خیانت کرده است؟
"بله"
چگونه آلمان شرقی از بین رفت
در روز ۹ نوامبر ۱۹۸۹ دیوار برلین سقوط کرد. جمعیت عظیمی از مردم هیجانزدهٔ آلمان شرقی از مرز گشوده شده سرازیر شدند.

منبع تصویر، Reuters
آقای کرنتس به خاطر میآورد: " آن شب سختترین شب زندگی من بود؛ هرگز نمیخواهم چنین چیزی را دوباره تجربه کنم. وقتی سیاستمداران غربی آن را جشن مردم مینامند به خوبی میفهمم اما همهٔ مسئولیت بر دوش من بود. در چنین موقعیت حساس و پرشوری، اگر کسی کشته میشد، ما به ناچار وارد درگیری نظامی با قدرتهای بزرگ جهان میشدیم".
حدود یک ماه پس از سقوط دیوار برلین آقای کرنتس از رهبری آلمان شرقی برکنار شد. در همان سال آلمان شرقی و غربی با هم متحد شدند و جمهوری دموکراتیک آلمان به تاریخ پیوست.
چیزی نگذشت که خود اتحاد جماهیر شوروی هم ازهم پاشیده شد اما در میان کشورهای اروپای شرقی میخائیل گورباچف برخلاف اگون کرنتس به عنوان قهرمانی شناخته میشود که اجازه داد پردهٔ آهنین کنار زده شود.

منبع تصویر، Getty Images
رئیسجمهور شوروی سابق، سال ۲۰۱۳، در گفتگو با من گفت: "بیشتر اوقات مرا متهم میکنند که اروپای شرقی و مرکزی را رها کردم. اما به چه کسی دادم؟ برای مثال من لهستان را به لهستانیها بازگرداندم. این کشور به چه کس دیگری جز مردم آن تعلق دارد؟"
آقای کرنز قدرت و کشورش را از دست داد.
پس از آن آزادیاش را هم از دست داد.
در سال ۱۹۹۷ او به اتهام قتل اهالی آلمان شرقی که تلاش میکردند از دیوار برلین عبور کنند، مجرم شناخته شد و چهار سال زندانی شد.
"جنگ سرد هرگز به پایان نرسید"
اگون کرنتس هنوز به سیاست علاقمند است و هنوز از روسیه حمایت میکند.
"بعد از رئیسجمهوریهای ضعیفی مثل گورباچف و یلتسین، [ولادیمیر] پوتین خوشاقبالی بزرگی برای روسیه است".
او اصرار دارد که جنگ سرد هرگز به پایان نرسیده است بلکه به جای آن "امروزه با روشهای دیگری میجنگند".
این روزها آقای کرنتس زندگی آرامی در نزدیکی ساحل دریای بالتیک در آلمان دارد.
"من هنوز نامهها و تلفنهای بسیاری از نوههای شهروندان آلمان شرقی دریافت میکنم. آنها به من میگویند مادر و پدربزرگهایشان خیلی خوشحال میشوند که من تولدشان را تبریک بگویم. گاهی هم کسانی نزد من میآیند و از من عکس یا امضا میگیرند".
وقتی در مرکز برلین از ماشین پیاده شدیم، معلم تاریخ و گروهی از دانشآموزان کلاس دهم به طرف ما آمدند. امروز بخت با آنها یار بود.
معلم تاریخ به آقای کرنتس گفت:"ما و دانشآموزان مدرسه از هامبورگ به اینجا آمدهایم تا بچهها با تاریخ جمهوری دموکراتیک آلمان آشنا شوند؛ خیلی جالب است که توانستیم شما را به عنوان شاهد زندهٔ تاریخ ملاقات کنیم. شما در هنگام سقوط دیوار برلین چه احساسی داشتید؟"
آقای کرنتس توضیح داد: "سقوط دیوار برلین، کارناوال جشن و شادی نبود، شب پرماجرا و پور شوری بود".












