روزنامه های تهران؛ اقتصاد و تجلیل، مساله دولت و مخالفانش
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های تهران در اولین روز ماه رمضان احتمال پخش ربنا با صدای محمدرضا شجریان را از صدای جمهوری اسلامی پیش کشیده و در عین حال خبر از صدور مجوز انتشار آلبوم این استاد بیمار را داده اند. از میان خبرهای سیاسی روز دیدار سید حسن خمینی از وزارت خارجه و تجلیل وی از تیم مذاکره کننده هسته ای از جمله خبرهایی است که در صفحه اول روزنامه های مستقل و میانه رو نقش بسته است.
کم آزار ندیدند

منبع تصویر، Etemad
<link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/94773/در--روزگار-ما--کسانی-که-عزیز--هستند-کم-آزار-ندیده%E2%80%8Cاند" platform="highweb"/></link> در گزارشی نوشته: حجتالاسلام سیدحسن خمینی در مراسمی که با حضور وزیر، معاونان و کارکنان وزارت خارجه برگزار شد، در سخنانی با اشاره به دشواریهای کار برای مردم اشاره کرد و گفت: «مگر امام نفرمود ظرف فرزندم مصطفی را در فیضیه آب کشیدند؟ ایشان انواع و اقسام دشنامها را شنیدند، حتی ملیت ایرانی ایشان را زیر سؤال بردند، در تبعید، لباس روحانیت را از ایشان گرفتند اما استقامت کردند. بنابراین اگر فکر کردهاید که مسیر پیروزی از خوشی و هورا شنیدن و تشویق میگذرد، اشتباه کردهاید».
به نوشته شرق نوه بنیان گذار جمهوری اسلامی خطاب به اعضای وزارت خارجه گفت: برای بهدستآوردن عزت کار نکنید زیرا هدفگرفتن چنین مقصدی از ابتدای کار، ایراد است؛ اما حتی اگر چنین نتیجهای را مدنظر دارید، راه آن همین است؛ خصوصا اگر کارشناس باشید.
ربنا و بازگشت شجریان
روزنامه های اولین روز ماه رمضان در صفحات اول خود با این پرسش که آیا امشب ربنا از صدای جمهوری اسلامی پخش خواهد شد یا همچنان مانند چند سال گذشته در محاق خواهد ماند، خبر داده اند که بعد از مدت ها وزارت ارشاد مجوز انتشار آلبوم جدیدی از استاد آواز ایران را صادر کرده است.
همزمان <link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/734/1" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود صفحه اول خود به دولتمردان و اصلاح طلبان به جهت تجلیل از شجریان و استقبال از مصطفی تاج زاده که از زندان آزاد شد انتقاد کرده است.
گزارش روز کیهان با شرح زندگی یک خانواده فقیر شروع شده و بعد از آن به دیدار برادر رییس جمهور از مصطفی تاج زاده در نخستین روز آزادی وی از زندان پرداخته و به طعنه نوشته: تنها حسین فریدون نیست که به دیدار آشوبگر و فتنهگر دیروز شتافته، چند نفر دیگر از مسئولان و وابستگان آنها و... هم به خیر مقدم قهرمان آزاد شده رفته بودند. هرچه باشد، او منشا خدمات بینظیری برای مردم بوده و نباید مجاهدتهای او، بیپاسخ بماند.
در ادامه این گزارش دولتمردان متهم شده اند که: بعد از سه سال حضور در شریان های سیاسی و مراکز تصمیم گیری به این نتیجه رسیده اند که مشکل مردم نه بیکاری نه ازدواج و نه هیچ چیز بلکه نشیندن صدای کسی است که شاید بزودی مسئله اول آسیا و حتی جهان شود! همانطور که روزگاری رهبر بودائیان، مسئله اول رسانههای غربی شده بود. آنها چنان در رثای «ربنا»ی شجریان اشک میریزند و پوستر منقش به لفظ ربنا طراحی میکنند که یادشان میرود شجریان، خودش چند سال قبل چه گفته بود.
به نظر کیهان محمد رضا شجریان شهرت خود را مدیون دهه اول انقلاب و فرار خوانندگان فاسد پاپ و خالی بودن میدان از هر نوع موسیقی است که ناگهان از ناراضی بودنش به خاطر پخش آن آثار سخن به میان آورد و حتی وکیل گرفت و شکایت کرد.
همزمان احمد جلالی در مقاله ای در <link type="page"><caption> اطلاعات</caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=208014" platform="highweb"/></link> نوشته: اگر در زبانِ پارسی، «سخن، ملکی است سعدی را مُسلّم»، که هست، آواز، ملکی است شجریان را مُسلّم. و اگر زبان سعدی زبانِ معیار است، آواز شجریان، آواز معیار برای شعر فاخر این زبان است. او مُهر خود را بر هنر آواز ما چنان زده است که در آینده هرکس بخواهد در این وادی به شایستگی گام نهد نمیتواند از سرسرای با شکوه و فریبای آوازِ او عبور نکند.
سفیر ایران در یونسکو در ادامه مقاله خود نوشته: این قدرشناسی، به معنای ندیدنِ سهم هنرمندان بزرگ دیگر پیش از او نیست. اما روشن است که شجریان در بازکردن این راه و پروریدن آموزههای اساتیدِ خود، تنوع و حجم آثار، جنس و وسعت و شخصیتِ صدا، یک استثناست.

منبع تصویر، NoAvaran
فرق ایرانی ها و سوئیسی ها
روزنامه های مختلف امروز همراه با گزارش انتشار نتیجه همه پرسی سوئیس درباره پرداخت یارانه به همه مردم آن کشور که با رای منفی مردم روبرو شد به طرح این پرسش پرداخته اند که چگونه است که همین یارانه مطلوب مردم ایران است. شرق در گزارشی همین سوال را با اقتصاددانان در میان گذاشته.
کمال اطهاری ضمن یادآوری این که سوئیس دارای دموکراسی مستقیم است که در آن مردم در لحظه به لحظه تصمیمگیریها حضور دارند نوشته: جامعه مدنی قوی هم به خود اطمینان دارد و هم به کسانی که بهعنوان نماینده مردم به واسطه او بر سر کار آمدهاند، اما در ایران دموکراسی مستقیم وجود ندارد؛ علاوه بر آنکه نمایندگان انتخابی ترجیح دوم یا سوم مردم هستند نه انتخاب اول آنها. در چنین شرایطی چون احزاب آزاد نیستند، مردم نمیدانند چه برنامهای را برای آینده خود انتخاب کنند.
علی قنبری به <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/94733/عكس%E2%80%8Cالعمل-متفاوت-ملت-در--رفراندوم-يارانه%E2%80%8Cها" platform="highweb"/></link> گفته: باید به دو دلیل عمده اشاره کرد؛ نخست، مردم سوئیس و البته اغلب کشورهای توسعهیافته میدانند آنچه به دست میآورند، باید حاصل دسترنجشان باشد، اما مردم ایران هنوز به این آگاهی لازم دست نیافتهاند که نباید به منابع طبیعی و خدادادی چشم داشته باشند، زیرا این منابع بینالنسلی است. مردم ایران هنوز دارای انگیزه و روحیه کارکردن نیستند و چشم به دست دولت و منابع طبیعی دارند.
وی شرح داده که: اگر دولت بتواند برای مردم فرهنگ انگیزشی را جا بیندازد و در کنار آن، به آنها آگاهی دهد که نسلهای آینده نیز باید از پول نفت بهرهمند شوند، این اقدام هم برای مردم و هم دولتها منفعت دائمی دارد، اما اکنون ایرانیها تصور میکنند اگر از این منابع استفاده نکنند، از آن بهرهمند نخواهند شد.
اما هادی حقشناس در جواب شرق و در پاسخ به کارشناسانی که معتقدند مردم حاضر به گذشت از آنچه بهدست آوردهاند نیستند و نگاهشان کوتاهمدت است گفته حتی دراینباره هم پای دولتها در میان است. مردم از این منافع کوتاهمدت عبور کردند، به منافع بلندمدت دست نیافتهاند؛ زیرا اولا قانون، باثبات و بلندمدت نبوده و در ثانی به شکل عادلانه اجرا نشده است. برای مثال، دولت در مقطعی می گوید شایستهترین افراد جذب دستگاههای اجرائی یا استخدام میشوند، اما در عمل مشاهده میکنیم هزاران نفر بدون آزمون درحالیکه پیشتر در شرکتها مشغول به کار بوده و بیکار نبودهاند، جذب و استخدام میشوند. این رفتارهای متناقض در دولتها کم نبوده است.
به گفته این اقتصاددان: در واقع منافع از یک منظر و ارائه تسهیلات قانونی از منظری دیگر، هرگز در چارچوب بلندمدت هدفمند نبوده است. بنابراین در کشورهایی شبیه ما آن جمله معروف قابلیت بیان دارد که «دم را غنیمت شمار».
سوئیس بدبخت
محمد حسین روانبخش در ستون طنز <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=38155" platform="highweb"/></link> نوشته: اگر روزی قرار شود همهپرسی صورت بگیرد و از مردم پرسیده شود میخواهید به شما ماهی چند میلیون تومان یارانه بدهیم؟! آن وقت کی میخواهد مردم را کنترل کند؟ همین الان ما برای ماهیانه ۴۵هزار تومان لحظه شماری میکنیم؛ در بین ما عزیزانی هستند که درآمد ماهیانه شان ده – پانزده برابر یارانهای است که دولت سوئیس میخواست به مردمش بدهد ولی جانشان برای یارانه ۴۵ هزار تومانیشان درمیرود و به دولت اجازه نمیدهند چپ به یارانه آنها نگاه کند.
به نوشته این طنزنویس: تنها دارنده هاله نور در کشورمان برای روشن شدن دوباره لامپ هالهاش قول یارانه ۲۵۰ هزار تومانی داده است و همین الان ترکیب کابینه آیندهاش را چیده است، روزنامه توپخانه هم روزنامه فردای رایگیری و اعلام نتایج را چاپ کرده و در انبار گذاشته برای توزیع در آن روز ... آن وقت میشود ادای سوئیسیها را درآورد؟ نتیجه انتخابات که اعلام شود میبینید ۲۸۸ درصد مردم ایران به این همهپرسی رای مثبت دادهاند و بلافاصله بعد از انداختن برگههای رایشان، خیلی متمدنانه پشت باجههای عابر بانک صف بستهاند که پولشان را بگیرند.
در پایان ستون طنز مردم سالاری آمده: سوئیس است دیگر؛ یک کشور غربی بدبخت که نه نفت دارد، نه گاز، نه مردمش را باشعور بار آوردهاند که بدانند «پول» همه چیز است: ارزش آدمیزاد به موجودی حساب بانکی و درآمد ماهیانه و ارزش خانه مسکونی و مدل ماشینی است که سوار میشوند! کسی نیست که صبح تا شب نصیحتشان کند و آنها را به طرف نجات و خوشبختی هل بدهد. واقعا بدبخت هستند؛ بدبخت!
حال جامعه خوب نیست
محمدامین قانعیراد در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=449&pageno=1" platform="highweb"/></link> با اشاره به آمار اخیری که درباره بالا بودن جرم و جنایت، زندانیان کشور، پرونده های دادگاه ها و آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد و طلاق نوشته سخن گفتن از این همه از آن روست که مشکلات آنقدر بالا گرفته و آمارها آنقدر رشد داشته که نگران شدهایم اما تا زمانی که رویکرد جامعهشناسی برای بررسی مسائل وجود نداشته باشد، تا زمانی که تنها با تحلیلهای امنیتی، مهندسی اجتماعی و روانشناسی بخواهیم با آسیبهای اجتماعی مواجه شویم، نتیجهای حاصل نمیشود.
به نوشته رییس انجمن جامعه شناسان: این آسیبها نشاندهنده حالات جامعه هستند، این آسیبها یعنی حال جامعه خوب نیست، یعنی جامعه قدرت خود را از دست داده و از تولید معنا و رابطه صحیح ناتوان شده است. باید قدرت جامعه را به آن بازگردانیم. باید برای آسیبهای اجتماعی راهحلهای اجتماعی پیدا کنیم و به راهکارهای حقوقی، قضایی و روانشناسی به عنوان راهکارهای ثانویه بنگریم. اگر اقدامات ما از پشتیبانی بینش عمیق جامعهشناسی برخوردار شود میتوانیم به موفقیت امیدوار باشیم.
مقاله اعتماد به این جا رسیده که: وقتی مهمترین نهادهای برخورد با آسیبهای اجتماعی در دست افرادی است که دانش لازم را ندارند، افرادی که سررشتهای در علوم اجتماعی ندارند یا در اجتماع علمی جامعهشناسان مورد قبول نیستند، هر قدر هم که نیت خیر خوبی داشته باشند نتیجه کار ارایه راهکارهای نامناسب است. بخشی از آسیبهایی که امروز نگرانی آورده نتیجه برنامهریزیهای اشتباه برای مقابله با آسیبهای اجتماعی است، برنامهریزیها و سیاستهایی که در دورههای مختلف و به اشتباه تدوین شدهاند و حالا سوال اینجاست که آیا رسیدگی به این مساله باز هم قرار است در اختیار ذهنهای خام قرار گیرند یا خیر؟

منبع تصویر، Ghanoon
جرم سیاسی همچنان در ابهام
یک روز بعد از ابلاغ <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/daily/detail/69101/جرم-سیاسی-همچنان-در-هاله%E2%80%8Cای-از-ابهام" platform="highweb"/></link> جرم سیاسی، عبدالصمد خرمشاهی در مقاله ای در روزنامه قانون نوشته دلیل انتظار ۳۷ ساله برای تنظم قانون جرم سیاسی دشوار بودن و جامع و مانع بودن تعریف جرم سیاسی بوده که البته در نهایت نیز همچنان مبهم و ناقص باقی مانده است.
به نوشته این حقوقدان آنچه که در ابتدای امر به چشم میخورد، عدم انطباق جرم سیاسی مصرح در این قانون با تعاریفی است که از جرم سیاسی در دنیا به دست آمده است. هرچند در این مقال مختصر فرصت کافی برای نقد و تفسیر این قانون وجود ندارد، در حالی که جرم سیاسی تعریف سهل و ممتنعی دارد چرا قانونگذار به این نکته مهم توجه نکرده و صرفا در شش ماده به صورت ناقص، قانون جرم سیاسی را تصویب کرده است و تعریف مصداق جرم را به قضات سپرده است.
در ادامه مقاله قانون آمده: نقد کننده حکومت یا اساسا اظهار نظر و نقد سیاست و حکومت، از مظاهر حقوق مدنی هر شهروندی است، او حق دارد در چهارچوب رعایت احترام و اخلاق، عملکرد مسئولان مملکت را به بوته نقد بگذارد. طبیعتا اینگونه افراد هرگز در مطالب انتقادی خود، مبادرت به توهین و افترا نسبت به مسئولان مملکت نمیکنند که اگر اینگونه باشد قانونگذار در قوانین مختلف از جمله قانون مجازات اسلامی تکلیف این اشخاص را مشخص کرده و نیازی به وضع قانون جدید نبود.
و خلاصه این که آنچه که در شش ماده به عنوان جرم سیاسی تصویب شده است هرگز آنچیزی نبوده که مدنظر اندیشمندان سیاسی و حقوقدانان و صاحبنظران مربوط باشد. با این اوصاف به نظر میرسد جرم سیاسی همچنان در هالهای از ابهام باقی خواهد ماند و ناگزیر در طی زمان، اصلاحات و تغییرات فراوانی بر آن وارد خواهد شد.
لزوم تغییر مجازت ها
<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/65883/توجه-به-شیوه%E2%80%8Cهای-جایگزین-مجازات" platform="highweb"/></link> با اشاره به خبر شلاقزدن ١٧نفر از کارگران معدن آقدره آذربایجانغربی که نهتنها در داخل کشور که در سطح جهانی نیز انعکاس داشته در صدد کشف این موضوع برآمده که آیا این مجازات قانونی بوده و اگر گفته شود که شرعی است باید گفت در گذشته نیز بر اساس همان برداشت ظاهری از شرع، دیه نیز منحصر به شش مورد گوسفند، شتر، گاو، درهم، دینار و حلّه یمنی بود. وجود چنین مواردی در قانون مجازات اسلامی مشکلات عدیدهای ایجاد کرد تا اینکه با فتوای رهبر مسأله حل شد و به جای این شش مورد معادل ریالی آن درنظر گرفته شد.
به نوشته این مقاله: با آن تصمیم همه مردم راضی هستند و هیچ حسی هم بهوجود نیامده که حکم اسلام نادیده گرفته شده است؛ زیرا هدف پرداخت دیه است. اگر گاو و شتر هم داده شود، در نهایت باید تبدیل به پول شود. خوب چرا لقمه را دور سر خود بچرخانیم و کلی مشکلات ایجاد کنیم؟ در نتیجه و از ابتدا مثل همه عقلای جهان پول را مبنای پرداخت دیه قرار میدهیم.
در ادامه مقاله شهروند آمده: اکنون هم میتوان گفت که هدف اصلی شلاق اعمال مجازات است و چون در گذشته زندان وجود نداشت یا در همه جا مرسوم نبود، راحتترین کار تنبیه بدنی بود و معنای تحقیرآمیزی هم نداشت. حالا که زندان یا جریمه یا انواع شیوههای دیگر برای مجازات وجود دارد و شلاق هم تعبیر متفاوتی پیدا کرده، چرا از این شیوههای جایگزین استفاده نمیکنیم؟ فرق آن با دیه چیست که بهراحتی و بهدرستی پذیرفتیم که پول را مبنای پرداخت دیه قرار دهیم و نه شش مورد تعیین شده در فقه را؟
آماده برای گریه

منبع تصویر، Ghanoon
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/94757/ماه-عسل-هم-ماه-عسل%E2%80%8Cهای-قدیم" platform="highweb"/></link> نوشته: از امروز برنامههای ویژه ماه مبارک شروع میشود و صداوسیما در مسابقه همیشگی «هر کی بیشتر گریه مردم رو دربیاره اولتره...» دوباره حتما خودش را خواهد برد. یعنی اینطوری است که همه شبکههای تلویزیون شروع میکنند در دکورهای گرانقیمت، مجریهای کتوشلوار و دکمهسردستی را مینشانند جلو ما مردم. صبر کنید.
اصلا معنی حرفم این نیست که شیکبودن و برنامهسازی گران بد است؛ نه. بد جایی است که شما بخواهی فقر و مصیبت را تبدیل به پرنسیب اجتماعی کنی آن هم درحالیکه مسئولان در تحقق ساختن زندگی بهتر و خرج درست پول عمومی، وامانده باشند یا وا داده باشند. آن هم این شو در کجا برگزار میشود؟ در تلویزیونی که سالهاست مسئله مالیاش قرار شده تحقیق و تفحص شود و گزارش عمومی منتشر نمیکند که با پول عمومی چه برنامههایی ساخته که نفع عمومی را در بر داشته. مسئله همین است که ما نمیتوانیم وقتی درصد امید به زندگی را بالا نبردیم توقع کیفیت زندگی را پایین بیاوریم. وقتی پول را درست تخس نکردیم و مردم لنگ پول هستند تبلیغ کنیم که پول بیارزش است.
نمیتوان به هزار جادو غم را روی تخت تلویزیون تشریح کرد و توقع داشت مردم غمزده در غم هم شریک شوند. نمیتوان با توضیح گرسنگی برای گرسنگان از ایشان خواست که از بار گرسنگی دیگری بکاهند. نمیتوان با توضیح خیسی دریا از ماهیها خواست در خشک شدن ماهی دیگری تلاش کنند. نه، نمیشود. البته درآوردن اشک ما کار سختی نیست. ما اشکمان دم مشکمان است، درآوردن گریه ما که کاری ندارد.











