روزنامه‌های تهران: پیروزی والیبال، مرگ محمدعلی

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار

روزنامه های امروز صبح یکشنبه شانزده خرداد در صفحات اول خود ضمن آن که به سخنان آیت الله خامنه ای در مزار بنیان گذار جمهوری اسلامی پرداخته اند، پیروزی والیبالیست های ایرانی را در گزینش برای شرکت در المپیک بزرگ شمارده و به مرگ محمدعلی قهرمان پرآوازه بوکس هم اهمیت داده اند.

تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

منبع تصویر، Jahan Sanat

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

پیروزی والیبال چه‌ها که نکرد

بهنام محمودی در مقاله ای در <italic><bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/94543/روان%E2%80%8Cشناسی-لوزانو-چه%E2%80%8Cها-که-نکرد-" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته: جامعه والیبال مستحق بود که به این دستاورد ارزشمند، یعنی حضور در بازی‌های المپیک برسد؛ چراکه سال‌هاست از مدیران قبلی تا مدیران فعلی و والیبالیست‌های باغیرتی که داشته و برنامه‌های مدونی که داشته‌اند، ثابت کرده استحقاق قرارگرفتن در کنار بهترین‌های دنیا را دارد. مهم‌تر اینکه حالا به یک الگو در ورزش کشور تبدیل شده است.

به نوشته این پیشکسوت والیبال: لوزانو، سرمربی تیم در این موفقیت سهم زیادی داشت. باید از او به‌عنوان یک روان‌شناس بزرگ نام برد؛ مردی که آرامش در چهره‌اش موج می‌زند و به‌گونه‌اي بازیکنان را در کنار زمین از لحاظ روانی قدرتمند می‌کند که می‌توانند از سد تیم‌هایی مانند لهستان و کانادا بگذرند. کارایی این مربی قطعا در آینده بهتر خواهد بود و نتیجه‌های درخشان‌تری در انتظار بلندقامتان ایرانی است.

مقاله شرق به این جا رسیده که: بازیکنان تیم ایران در این رقابت‌ها با نقاط ضعفی هم روبه‌رو بودند که ریشه آن در استرسی که درون همه آن ها بود. وقتی چنین مسابقاتي با حضور بزرگانی مثل فرانسه و لهستان برگزار می‌شود که جدال بر سر گرفتن سهمیه المپیک است، باید پذیرفت که داشتن استرس امری طبیعی است؛ هرچند قطعا لوزانو در فاصله باقی‌مانده تا المپیک ریو این بچه‌ها را از نظر روحی-روانی آماده‌تر خواهد کرد.

نتیجه گیری مقاله این است که: والیبال ایران در حالی می‌خواهد اولین حضورش را در بازی‌های المپیک تجربه کند که توانایی رفتن روی سکو را ندارد؛ اما با تجربیاتی که به دست آورده، می‌تواند جزء هشت تیم برتر این بازی‌ها باشد. امید می‌رود حالا که این پیروزی ارزشمند، یک ملت را تحت‌تأثیر خود قرار دهد و شادی و نشاط را برای مردم به ارمغان آورده، تلنگری باشد تا جایگاه ورزش در دولت و مجلس بالا برده شود. مرگ محمدعلی

<italic><bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/94569/تعظیم-بزرگان-به-مرگ-کلی" platform="highweb"/></link></bold></italic> گزارش مرگ محمد علی را با نگاهی به واکنش ایرانیان در شبکه های مجازی آغاز کرده و نوشته:تنها چند دقیقه بعد از انتشار مرگ محمدعلی هرکسی هرچه داشت رو کرد و درباره این بوکسور مسلمان نوشت. عکس‌هایی از قهوه‌خانه‌ای در تهران قدیم که در صورت برد، چایی و قلیان رایگان می‌دهد، عکس‌هایی از سال ٧٢ که «محمدعلی» به تهران و نمایشگاه کتاب آمده بود، حضور در نماز جمعه و عکسی که غفوری‌فرد را می‌توان در کنارش در حال نمازخواندن دید، تنها بخشی از لحظه‌هایی بود که اینجا و آنجا، از سوی ایرانیان منتشر شد و درباره‌اش نوشته شد.

به نوشته این گزارش: برخی از جملات او نیز در فضای مجازی بازتاب داشت؛ ازجمله «من از هر لحظه تمرین متنفر بودم، اما به خودم می‌گفتم اکنون رنج می‌برم، تا بقیه عمرم به ‌عنوان قهرمان زندگی کنم». محمدعلی برای مردان اکنون و کودکان دهه ٥٠ قهرمان بود، صبح‌های زود در روزهایی که او با جو فریزر مسابقه داشت، بسیاری در قهوه‌خانه‌هایی که تلویزیون داشت جمع شدند تا با صدای عطاالله بهمنش یا هر مفسر دیگری بازی را تماشا کنند. اگر کلی می‌باخت مردم ناراحت می‌شدند و اگر می‌برد تا روزها شادی‌شان ادامه پیدا می‌کرد.

روزنامه های اصولگرا به سفرهای محمدعلی به ایران بعد از انقلاب پرداخته اند و جوان نوشته: در ارديبهشت ماه سال ۷۲ بود که محمدعلي نابغه تاريخ بوکس جهان به ايران آمد و از بيت امام ديدن كرد. او در خانه امام نتوانست احساساتش را كنترل كرده وبغض‌اش تركيد. او مي‌گفت مگر مي‌شود رهبر يک کشور و بزرگ‌ترين فردي که يک کشور دارد باشي و در چنين خانه‌اي زندگي كني! او در اين حضور، شركت در نماز جمعه تهران را نيز تجربه كرد.

روزنامه سپاه پاسداران، <italic><bold><link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/789215/مرگ-محمدعلي-كه-بهترين-و-محبوب%E2%80%8Cترين-بود" platform="highweb"/></link></bold></italic>، نظر داده که: محمد علي ورزشکاري بود که ديگر در تاريخ جهان تکرار نمي‌شود. او در دهه ۷۰ دو بار به کشور ما سفر کرد و خاطرات شيريني از حضورش در ايران براي اهالي ورزش و مردم ايران باقي مانده است.» درگذشت اين اسطوره ورزش جهان بازتاب زيادي در بين اهالي ورزش داشته است. بسياري از سران باشگاه‌هاي بزرگ فوتبال دنيا درگذشت كلي را تسليت گفته‌اند، عده‌اي از رقبايش نيز فقدان او را ضايعه‌اي بزرگ براي ورزش دنيا قلمداد كردند.

در آن زمستان سرد سرد

کارتون محمد طحانی، نوآوران

منبع تصویر، Noavaran

توضیح تصویر، کارتون محمد طحانی، نوآوران

حمیدرضا صدر در مقاله ای با عنوان در آن زمستان سرد در شرق، از نبرد محمدعلی و فریزر در مدیسون اسکوئر گاردن نیویورک نوشته و افزوده: آن زمستان برفی با اعتصاب‌ها و اعتراض‌های سیاسی تهران گره خورده. پخش مستقیم تلویزیونی نبرد دو گلادیاتور سیاه‌پوست آمریکایی در ساعت هفت صبح به وقت تهران یعنی چشیدن طعم پخش زنده یک دیدار ورزشی بین‌المللی در تلویزیون ایران، یعنی نرفتن سر کار و حاضرنشدن سر کلاس درس، یعنی دل‌سپردن به تصاویر سیاه‌وسفید این جعبه کوچولو. یعنی آنهایی که تلویزیون ندارند، راهی منزل آنهایی که تلویزیون دارند، شده‌اند، یعنی خیلی‌ها در این صبح زمستانی به قهوه‌خانه‌هایی که تلویزیون دارند، پناه برده‌اند.

به نوشته این روزنامه نگار: کارمندان و دانش‌آموزان نتوانسته‌اند در محل کار و کلاس‌هایشان حاضر شوند. شما با لب‌ولوچه‌های آویزان دنبال یافتن اتوبوس یا تاکسی برای سوارشدن و رسیدن به مدرسه پرپر زده‌اید. سرگردان در طول خیابان‌ها صف کشیده‌اید. کارگران شرکت واحد اعتصاب کرده‌اند و پشت فرمان ننشسته‌اند. اتوبوس‌های شرکت واحد بی‌راننده و بدون شاگرد مانده‌اند. راننده‌های ارتش و شهربانی که در چند مسیر پشت فرمان نشسته‌اند، ناآزموده هستند و بیگانه با رانندگی در خیابان‌های شهر. جابه‌جایی در تهران دشوار شده. رسیدن به مدرسه خیلی سخت.

در پایان مقاله شرق آمده: ولی در آن آخرین روزهای اسفند سرد ١٣٤٩ از محمدعلی حرف می‌زنید؛ از پخش زنده تلویزیونی یک مسابقه ورزشی در ایران به صورت زنده از تلویزیون، از مشت‌زن سیاه‌پوست دوست‌داشتنی، از کسی که چند سال بعد عنوان قهرمانی‌اش را پس می‌گرفت، از کسی که خیلی بعدها به ایران می‌آمد، وقتی که پارکینسون گرفته بود؛ وقتی که سایه‌ای از خودش شده بود، وقتی که رسانه همه‌تان را بلعیده بود.

نوید تحول

عبدالله جوانی در سرمقاله روزنامه <italic><bold><link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/789261/نويد-تحول-در-آرايش-سياسي-كشور" platform="highweb"/></link></bold></italic> از سخنان آیت الله خامنه ای نوید تحول در آرایش سیاسی کشور خوانده و نوشته:با شكل‌گيري آرايش جديد كه برگرفته از علل محدثه انقلاب اسلامي است، تفسيرهاي برونگرا، واگرا و متحجرانه در تنگناي گفتماني قرار خواهند گرفت و مفاهيم تندرو و كندرو قلب ماهيت خواهند شد. حضور در جريان انقلابي كشور داراي جامعيتي است كه هم توجه به مردم را دربر مي‌گيرد و هم استكبارستيزي را، هم آنان كه در پيمودن مسير انقلاب اسلامي نمره ۲۰ مي‌گيرند را شامل مي‌شود و هم نمره ۱۲ را، هم فداييان انقلاب را شامل مي‌‌شود و هم وفاداران را، اما شرايط براي «دوستداران محتاط» انقلاب اسلامي قدري سخت خواهد شد.

به نظر روزنامه سپاه پاسداران: بازتوليد فضاي جديد فرصتي ذي‌قيمت را براي بخش درون نظام جريان اصلاحات فراهم كرده است. اين رهيافت زمينه را براي رهايي نئواصلاح‌طلبان از مهره‌هاي پدرسالار و سوخته فراهم مي‌آورد. آنان كه براي فرار از انگ اصلاح‌طلبي موجود، به دامن لاريجاني پناه مي‌برند از اين فرصت استفاده نمايند و اين بهانه را براي انقطاع از مسير آلوده و غبارآلود گذشته مغتنم شمارند.

روزنامه جوان نظر داده که: نمي‌توان هم انقلابي بود و هم دهها مانيفست و طرح و راهبرد و كتاب از گذشته اصلاح‌طلبان همچون جزوه «زيست مسلماني»، «مانيفست جمهوريخواهي»، «مانيفست مشروطه‌خواهي»، «سند تأملات پنج‌ساله حزب مشاركت» و «جزوه حالا وقتش هست» را به عنوان انقلاب اسلامي قالب كرد.

چرا برخورد قضایی ؟

علی ربیعی در یادداشتی که <italic><bold><link type="page"><caption> اطلاعات</caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=207524" platform="highweb"/></link></bold></italic> چاپ کرده به اجرای حکم شلاق برای هفده نفر از کارگران معدن طلای آق دره انتقاد کرده و نوشته واقعیت این است که به رغم همه تلاش‌های صورت گرفته برای بهبود شرایط اقتصادی و با وجود برخی گشایش‌ها، شدت مشکلات و چالش های باقی مانده به حدی بوده و هست که نیازمند همکاری همه جانبه، آرامش، گذشت و خلق سرمایه اجتماعی برای عبور از مشکلات هستیم.اما سوال این است که آیا از اجرای حکم شلاق کارگران معدن آقدره تکاب، جامعه ایرانی بطور کلی و جامعه کارگری بطور خاص احساس بهتری دارد و عزم آن برای سخت کوشی و اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی بیشتر شده است؟

وزیر کار و امور اجتماعی اظهار عقیده کرده که: گذشت و عدم اجرای حکم در پرونده مذکور، قطعاً بیش از اجرای آن می‌توانست همدلی و فضای الفت لازم برای تامین پایدار نظم عمومی را ایجاد کند. امیدوارم در سایه همدلی و الفت میان کارگران، کارفرمایان و دولت، دیگر شاهد رخدادهای ناخوشایند در جامعه کارگری نباشیم و به کمک یکدیگر بتوانیم بار سنگین مشکلاتی را که ناشی از آثار شرایط مزمن اقتصادی در سالهای گذشته و برخی سوء مدیریت ها برکشور تحمیل شد، تحمل کنیم.

سردبیر سابق روزنامه کاروکارگر در مقاله اطلاعات به سابقه خود در زمینه دفاع از امور کارگران اشاره کرده و ضمن ابراز همدردی با کارگران و کسانی‌ که گاه ماهها حقوق نگرفته اند و کارگاه‌های مشکل دار و جوانان جویای کار، از کارگران تکابی خواسته اگر تصور این است که وی قصوری داشته او را ببخشند.

آمار جرایم غیرقانونی است؟

کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

منبع تصویر، Shahrvand

توضیح تصویر، کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

<italic><bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/65641/ضررهاي-محدوديت-انتشار-آمار-اجتماعی" platform="highweb"/></link></bold></italic> در سرمقاله خود با اشاره به اهمیت آمار برای پیشگیری و تحقیق در مورد مسایل احتماعی از در روزهاي گذشته رئيس پليس آگاهي كشور در مصاحبه‌اي به نكات جالبي از آمار جرايم و به‌طور مشخص قتل پرداخت و در بخشي از گفت‌وگوي خود گفت: «تعداد پرونده‌های قتل محرمانه است، فقط درباره‌ درصد افزایش یا کاهش پرونده‌ها اطلاع‌رسانی می‌کنیم ...به تفکیک استان‌ها وقوع قتل را داریم و می‌توانیم اعلام کنیم اما به نظر ما اعلام این آمارها باعث تشویش اذهان عمومی می‌شود.

این روزنامه افزوده: آمار قتل تا سال‌ها پيش با ريز جزييات، برحسب استان محل وقوع، سن و جنسيت قاتل و مقتول و... در دسترس بود. چه عوارض منفي بر آن بار شده بود كه اكنون انتشار اين آمار را مصداق تشويش اذهان عمومي معرفي مي‌كنيم؟ کدام دادگاه چنین حکمی داده که این کار مصداق تشویش اذهان عمومی است؟ اساسا افكار عمومي تصوري از تعداد قتل‌ها ندارد. اينكه در هر‌ سال ٢٠٠٠ نفر كشته شوند يا ٢٥٠٠ نفر چه اثري بر ذهنيت مردم دارد؟ ا

به نوشته شهروند: مخفی داشتن آمار، يكي از دلايل عدم موفقيت‌ها در حل مسائل جامعه است و توصيه کرده كه نيروي انتظامي و دستگاه قضائي روال گذشته را زنده كنند. زماني كه آمارها تا حد ممكن منتشر مي‌شد، حتي در سالنامه‌هاي آماري مركز آمار نيز درج مي‌شد و پژوهشگران و مردم از آنها بهره‌برداري مي‌كردند و هنوز هم از آن آمار بهره‌برداری می‌کنند. اتفاقا نتايج اين بهره‌برداري‌ها نصيب آن دو دستگاه هم مي‌شد، ولي اكنون كه جامعه از دسترسي به اطلاعات محروم شده است، بهره‌اي هم نصيب نهادهاي متولي مبارزه با جرم نخواهد شد.

این سیاه نمایی نیست

غلامرضا کیامهر در سرمقاله <italic><bold><link type="page"><caption> جهان‌ صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.ir/54504-روابط-اجتماعی-مردم-در-چنبره-مشکلات-اقتصادی-و-تنگناهای-معیشتی.html" platform="highweb"/></link></bold></italic> ضمن اشاره به مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی مردم نوشته: تحت‌تاثیر این مشکلات نوعی روحیه پرخاشگری بر افراد در سنین مختلف حاکم شده و در نتیجه آن مردم تحمل خود را در قبال کوچک‌ترین تخلف ناخواسته‌ای که از نزدیک‌ترین دوست یا همسایه دیوار به دیوارشان سر می‌زند، از دست داده‌اند و با کوچک‌ترین بهانه‌ای درگیر برخوردهای لفظی با یکدیگر می‌شوند که در موارد بسیاری کار این درگیری‌های لفظی به درگیری‌های فیزیکی می‌کشد و سروکار دو طرف به نیروی انتظامی و مراجع قضایی می‌افتد.

نمونه‌های بارز اثرات سوء مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی را در رفتارهای خشن و دور از منطق رانندگان خودروهایی که در خیابان‌های سطح شهر ناخواسته با هم تصادف می‌کنند، حتی در تصادف‌هایی که خسارت چندانی به هیچ‌یک از دو خودرو وارد نشده است، هر روز در گوشه و کنار شهرهایمان خصوصا کلانشهرهایی چون تهران مشاهده می‌کنیم یا در شیوه رانندگی شهروندانی که وقتی پشت فرمان اتومبیل‌های خود می‌نشینند انگار سر جنگ با دیگران را دارند، حق و حقوق سایر رانندگان و حتی عابران پیاده را رعایت نمی‌کنند و دور از چشم ماموران راهنمایی و پلیس هر تخلفی را که بخواهند در حالتی کاملا عصبی مرتکب می‌شوند.

به نوشته جهان صنعت: مقامات مسوول کافی است چند روز بدون خدم و حشم به میان مردم بیایند و با آنها زندگی کنند که صدالبته این یک آرزوی برآورده‌نشدنی است. مدت‌هاست شنیدن جمله معروف «مگر من چقدر حقوق می‌گیرم» از زبان کارمندان و مدیران دون‌پایه دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی که مردم هر روز با آنها سروکار دارند اما مشکلات‌شان در آن سازمان‌ها به آسانی برطرف نمی‌شود، به امری عادی برای همه ما تبدیل شده است.

تیم ابومسلم چرا؟

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه <italic><bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=447&PageNO=16" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشته: در سياست ما مرداني داريم كه بي‌آنكه تجربه‌اي داشته و دوره‌اي ديده و مطالعه خاصي كرده باشند و از ديپلماسي و كشاورزي و ورزش و اقتصاد و علم سررشته‌اي داشته باشند، درباره همه‌شان حرف مي‌زنند و حتي در مورد سريال‌هاي تلويزيوني و باشگاه‌هاي ورزشي هم راي مي‌دهند، بلكه از خود راي صائب صادر مي‌كنند و راه اظهارنظر بقيه را مي‌بندند. مخالفت با آن را كه كسي برنمي‌تابد. آنها هرچه بگويند از موضعي مي‌گويند كه امكان چون و چرا كردن در فرمايش‌شان نيست.

نویسنده مقاله با اشاره به سابقه تاریخی ابومسلم خراسانی که با نامش روی یک باشگاه خراسانی مخالفت شده است نوشته: آیا همين ميزان ذوق و منطق كه اسم اتوباني پر عيب و ايراد را مي‌گذارند امام‌ علي، اسم يك تيم را هم مي‌خواهند بگذارند مشهد الرضا. شما تراكتور و پرسپوليس و ذوب‌آهن و اينها را بگذار مقابل مشهدالرضا. يك بار اگر در عمر با بركت‌تان به استاديوم رفته بوديد چنين اشتباهي نمي‌كرديد و اگر يك بار پاي نود نشسته و بحث‌هاي فوتبالي را دنبال كرده بوديد به چنين ايده‌اي نمي‌رسيديد.

ستون کرگدن بدون اشاره به نام علم الهدی امام جمعه مشهد که هفته گذشته مخالفت خود را با نام باشگاه ورزشی اعلام داشت نوشته: بهتر است كه كارها را به كاردان‌ها بسپريم و بگذاريم خود اهل فن به نتيجه‌اي كه مي‌خواهند برسند. ولي اينطوري با اوتوريته آن مكان مقدس شما وارد هر بحثي شويد آن بحث مختومه مي‌شود و ديگران پا پس مي‌كشند و الكي هم شده به نفع‌تان عقب مي‌روند. با شما كه نمي‌شود بحث كرد. بعد هم بحث چه بكنند؟ در اينجا هر بحثي حمل بر اين مي‌شود كه مخالفين شما مي‌خواهند از ابومسلم عليه ما عليه دفاع كنند، حال آنكه فوتبال خراسان چه ربطي به ابومسلم دارد.

محمدعلی در تهران

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در ستون طنز <italic><bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/65657/ناک-اوت-در-راند-آخر" platform="highweb"/></link></bold></italic> در اشاره به درگذشت محمدعلی نوشته: در کودکی، دوچرخه‌اش دزدیده می‌شود. قطعا اگر دوچرخه من دزدیده می‌شد، پیش ننه بابایم گریه‌کنان می‌رفتم! اگر دوچرخه جان اف کندی دزدیده می‌شد، او فقط به سشوارکردن موهایش می‌پرداخت، اگر دوچرخه کیارستمی را می‌دزدیدند، اون از این واقعه فیلم می‌ساخت، اما کلی هیچ‌کدام از این کارها را نکرد، بلکه رفت بوکس یاد گرفت تا بتواند دمار از روزگار سارق دربیاورد و این درسی است برای تک‌تک ما ایرانی‌ها!

به نوشته این طنزنویس محمدعلی پس از تغییر دین، مانند آقامون تختی، مدام درحال دستگیری از نیازمندان و معاشرت با فقرا بود و حتی در زلزله جنوب لاس‌وگاس، کیسه دست گرفت و اعانه جمع کرد و با توجه به محبوبیتی که داشت، همین‌جور النگوی طلا و... بود که توی کیسه اون مرحوم می‌ریختند و به همین دلیل کلی از ادامه کار خیر منصرف شد! همچنین کلی از رفتن به جنگ ویتنام سرباز زد و هنگامی که از او پرسیدند: تک‌ فرزندی؟! سهمیه داری؟! خریدیش؟! بابات بالای ٦٥ساله؟! چیه داستان؟ جواب داد من به روی همنوعان خود اسلحه نمی‌کشم. و به او جواب دادند: لابد گیاهخوارم هستی؟!

و خلاصه طنز شهروند به این جا می رسد که: از‌ سال ١٩٨٢ دچار بیماری پارکینسون شده بود و طی تنها سفرش به ایران، هرچه به داروخانه سیزده آبان و هلال‌احمر و شبانه‌روزی‌ها سر زد تا داروی پارکینسون را گیر بیاورد، هیچ‌کدام نداشتند و او را به داروفروش‌های ناصرخسرو حواله دادند. کلی داروی درمان پارکینسون در یک هفته را از ناصرخسرو به دست آورد، اما به دلیل تقلبی بودن آن، دچار رعشه‌های بیشتری شد.