روزنامه های تهران: تشییع جنازه غواصان با شعارهای علیه مذاکره

روزنامه های اصولگرا و تندرو چهارشنبه ۲۷ خرداد در صفحات اول خود با چاپ عکس هایی از تشییع جنازه ۱۷۵ غواص عملیاتی در جریان جنگ ایران و عراق، از زبان مردم علیه توافق های هسته ای هشدار داده و مسوولان دولتی را به مقاومت در مقابل هر نوع محدودیتی برای فن آوری هسته ای دعوت کرده اند. روزنامه های میانه رو و هوادار دولت با انتقاد از استفاده مخالفان از تشییع جنازه شهیدان جنگ، به یاد آن ها آورده اند که مبارزان جنگ همفکر اینان نبودند.

ادامه بحث تند بر سر تاثیر تحریم ها در دو جناح سیاسی همچنان در روزنامه ها انعکاس دارد. مقالاتی علیه کسانی که سخن از تفاهم و مذاکره می گویند در مقابل دیدگاه هایی که مخالفان دولت را دلالان تحریم معرفی می کند، دو هفته مانده به پایان مهلت تفاهم های هسته ای فزونی گرفته است.

اختلافات سیاسی در تشییع جنازه غواصان

تیتر و عکس صفحه اول جوان

منبع تصویر، na

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول جوان

<link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/455/3" platform="highweb"/></link>که تمام صفحه اول خود را به عکسی از مراسم تشییع جنازه غواصان جنگ ایران و عراق که بعد از ۲۵ سال بر تابوت ها نهاده شده، داده در متن گزارش خود نوشته: مردم حاضر در مراسم با سر دادن شعارهای ضد آمریکایی چون «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»، «این سند جنایت کدخداست» شهدا را تشییع نمودند. همچنین پلاکاردهایی در دست مردم بود که نوشته‌هایی چون «آب خوردن ما وابسته به یا حسین است، نه تحریم»، «با دستان بسته مقاومت کردید، ما با دستان باز چه کردیم؟!»، «سرداران فتح خرمشهرهای سیاسی، شهدا اگر منتظر کدخدا می‌ماندند، خرمشهر الان هم آزاد نشده بود» و ... در آنها درج شده بود.

<link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/723386" platform="highweb"/></link> عکسی مشابه کیهان با شعار «نکند غرق شده ایم که آمده اید» در صفحه اول خود دارد و در کنار آن نوشته: معروف است كه انسان اگر غرق شود، می میرد، چه در آب، چه در خواب، چه در هوس، چه در هراس، چه در هوی، چه در رؤیا، چه در حسد، چه در حرص، چه در فساد، چه در رفاه، چه در سازش و چه در تسلیم. آری انسان اگر در صلح هم غرق شود، می میرد! باید همواره در مبارزه بود. تا ظلم هست و تا استكبار هست، مبارزه هم هست و صلح و سازش، غرق شدن است و فنا.

این روزنامه ادامه داده: دیروز غواصان شهید آمدند. خودشان آمدند و این روزها را با محاسبه دقیق خود برای بازگشت انتخاب كردند.

اما شهدای غواص، نجات‌غریق‌های ما هستند. نكند ما حالا غرق شده‌ایم كه آنها آمده‌اند؟ نكند غرق رفاه و حرص و هوی شده‌ایم؟ نكند در هراس و در هوس افتاده‌ایم؟! شاید همگی در رؤیا یا در خواب غفلت رفته‌ایم؟ نكند ما غرق سازش یا غرق تسلیم شده‌ایم؟

این شهیدان رنگی نداشتند

<link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/9663-حاشیه-های-تشییع-پرشکوه--شهیدان-با-حضور-طیف%E2%80%8Cهای-مختلف-سیاسی،-اجتماعی-و-فرهنگی-مردم-.html" platform="highweb"/></link> در عنوان اصلی خود روی عکسی از مراسم دیروز نوشته شهدا بی رنگ بودند رنگی شان نکنید نوشته: دیروز در میان جمع پرشور مردمی اتفاق ها و رویدادهایی هم وجود داشت که البته شایسته نبود. از نمونه‌ این اتفاق‌ها، سعی گروه‌هایی برای استفاده از جمعیت پرشمار مردم در جهت تامین برخی منافع گروهی، سیاسی و حزبی بود. نکته آن است که شهدا هیچ رنگی نداشتند.

به نوشته این روزنامه: آبی و زرد و سبز و بنفش و نبودند. حزب نداشتند! آنها مثل مردم خالص بودند و انقلابی. برچسب زدن به مراسم تشییع آنها یک رویه غیراخلاقی و نادرستی بود که این بار هم برخی نتوانستند بدون توجه به این امر خطیر، حضور مردم را جهت‌دار نکنند. دیروز می توانست بسیار پرشکوهتر از آنچه بود به عنوان نماد روز ملی وحدت مطرح باشد اما گروه هایی تلاش کردند آن را به یک نماد حزبی و جناحی تقلیل دهند.

رضا دهکی در سرمقاله همین روزنامه نوشته: این اول بار نیست که مراسمی ملی محل سوءاستفاده عده‌ای می‌شود که خود را بیش از همه مالک ایران و انقلاب اسلامی ایران می‌دانند. کسانی که حتی از پیامبر اسلام مسلمان‌تر می‌شوند. کسانی که از امام خمینی انقلابی‌ترند و جلوتر از رهبری که ادعای رهروی‌اش را دارند حرکت می‌کنند. فرقی نمی‌کند، ۲۲ بهمن باشد یا روز قدس؛ سوم خرداد باشد یا گرامیداشت سالگرد ارتحال؛ هر جا که باشد باید با شعار و پلاکارد و بداخلاقی‌هایی که از سیاست گذشته است و می‌خواهد روح اجتماع را با بازی رنگ و ریا، عربده و پرخاش بخراشد حضور یابند و بگویند ما هستیم.

در ادامه سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/9662-اینجا-جایش-نیست.html" platform="highweb"/></link> آمده: شهدا رفتند. و این شهدا مظلومانه رفتند. حقشان نیست که آن‌ها را دستاویز دعوایی کنیم که شاید بیش از نبرد با دشمن خارجی تخریب کند. قدر مسلم جماعتی که چنین می‌کند، تریبون کم ندارد تا بگوید و انتقادهایش را استدلال کند و به معرض قضاوت مردم بگذارد. های و هوی مال کسی است که حرف حساب نداشته باشد. این مدعیان باید بدانند که چنین رفتاری تنها بذر نفرت و تفرقه خواهد کاشت. نرسد آن روزی که این رفتارها، ملت را از هر آن چه برای ملت است زده و دور کند. زنهار!

همه چیز زیبا بود اما

تیتر و عکس شهروند

منبع تصویر، na

توضیح تصویر، تیتر و عکس شهروند

امیر عباس نخعی در سرمقاله <link type="page"><caption> فرهیختگان</caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=1687&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: همه‌چیز زیبا بود، حضوری که در کمتر مراسمی می‌شد نمونه‌ای از این دست را دید، اما متاسفانه این همه ماجرا نبود. عده‌ای دلواپس که همیشه دلنگرانند این‌بار هم بودند اما نه‌تنها برای گریستن بر مظلومیت و تنهایی این شهیدان، بلکه برای فریاد کردن بغض‌های خود علیه دولت و سیاست‌هایی که همین مردم و خانواده‌های شهدا برآن مهر تایید زده‌اند.

به نوشته این روزنامه: عده‌ای دیروز بازهم اتوبوس‌هایشان را مملو از کسانی کردند که آمده بودند شعار‌ها و امیال خود را به نام شهدا و جمعیتی که در حمایت از فداکاری‌های آنان به میدان آمده بودند، فریاد کنند. آمده بودند برای مصادره یاد شهدا. البته این امر دیگر غریب نیست. دیگر همه می‌دانند که برخی سودجو که تعداد اندکی هستند برای خودنمایی بیشتر در این‌گونه مراسم‌ برموج به راه افتاده از سوی مردم سوار می‌شوند و حرف‌های خود را می‌زنند که تعداد اندک‌شان را مخفی کنند.

مصطفی عابدی در سرمقاله <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=264" platform="highweb"/></link> نوشته: در ٢٥ سالی كه از جنگ گذشته، هرازگاهی پیكر پاک تعدادی از شهدای جنگ، كشف و برای تشییع و بزرگداشت به محل سكونت آنان و نیز تهران آورده می شد. ولی مشایعت ١٧٥ شهید غواص از رنگ دیگری بود و این بار قضیه فرق داشت.

نویسنده سه دلیل برای تشییع جنازه باشکوه غواصان برشمرده اول از همه وضعیت امروز منطقه كه در آتش جنگ‌های داخلی می سوزد، مردم ایران را دوباره به یاد ریشه‌های امنیت و استقلال میهن آنها یعنی جانفشانیهای رزمندگان در طول ٨ سال جنگ تحمیلی انداخته است، از این رو با چنین استقبالی، میخواهند یک بار دیگر بر آن رفتارها و از خودگذشتگی‌های فرزندانشان ارزش‌گذاری كنند و یاد و خاطره آنان را گرامی دارند، و این پیام را بدهند كه برای حفظ استقلال و نیز امنیت كشور خود آمادگی هرگونه فداكاری را دارند و قدردان پیشگامان این راه هستند.

مقاله شهروند علت را در وضعیت ویژه این شهدا دیده كه با دستان بسته، و برخلاف تمامی مقررات بین‌المللی به شهادت رسیده‌اند، و رژیم بعث عراق تمامی كینه و نفرت و عقده های خود از شکست‌های قبلی را بر روی این عزیزان خالی کرده است. طبیعی است كه چنین شهادتی متفاوت است با شهادتی كه در حین جنگ و مبادله آتش و در یک رودرویی منصفانه رخ میدهد. و بالاخره سومین دلیل وجود شبكه‌های اطلاع‌رسانی غیررسمی است. می دانیم كه صداوسیما به عنوان رسانه فراگیر و رسمی، كارآیی خود را نزد مردم از دست داده است، و اعتماد گذشته آن تبدیل به سراب شده و دیگر قادر به ایجاد حركت در میان مردم نیست.

حمله به هاشمی

در حالی که روزنامه های امروز در صفحات اول خود خبر داده اند که هاشمی رفسنجانی بار دیگر در مراسمی بر لزوم پایان دادن به تحریم گفت و اشاره کرد که تحریم ها استخوان مردم را پوسانده است روزنامه های تندرو مناسبت تازه ای برای حمله به وی یافته اند.

<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/news/47585/آقای-هاشمی-نمی%E2%80%8Cداند-چه-کسانی-گرای-تحریم%E2%80%8Cهارا-دادندخبر-ویژه" platform="highweb"/></link> نوشته: نگرانی آقای هاشمی برای جیب مردم و شکستن استخوان آنان در حالی است که خود ایشان به عنوان یکی از افراد ذی‌مدخل در فتنه سبز بهتر از همه می‌دانند که چه کسانی از طرف سران جنبش سبز کذایی گرای تحریم‌های فلج کننده را به آمریکا و اروپا دادند تا به خیال خود از دولت وقت (دولت دهم) انتقام بگیرند؟ نمی‌شود که جریان مدعیان دروغین اصلاح‌طلبی و اعتدال، از یک طرف گرای فشار اقتصادی علیه ملت ایران را به بیگانگان بدهند تا ناکامی فتنه سبز در بسیج مردم علیه حاکمیت جبران شود و هم خود را به عنوان نگران و دلواپس تحریم‌ها و منجی اقتصاد کشور جا بزنند.

این روزنامه تندرو افزوده: آقای هاشمی برای چندین بار است که با هر انگیزه‌ای کشور را ضعیف و مستأصل نشان می‌دهد و سؤال این است که آیا چنین تصویری، خدمت به تیم مذاکره کننده است یا بستن دست آنها؟ غرب باید از شنیدن قبیل اظهارات آقای هاشمی، میل به تعامل و دادن حق ملت ایران بکند یا فشارها را بر ملت ما بیفزاید؟

به قول معروف فعلاً که تحریم‌های حامیان خارجی فتنه، برای حامیان داخلی آن هم آب شده و هم نان!

در آستانه دهم تیرماه

آفرین چیت ساز اول در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5955&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> روزنامه دولت نوشته: شهروندانی که ۲ سال پیش، پای صندوق رأی «گزینه مذاکره» را به عنوان راهی برای پایان تنگنا و تحریم برگزیدند، اکنون می‌توانند در آیینه این مذاکرات عملکرد جناح‌ها و جریان‌های سیاسی کشور را به قضاوت نشینند. مسیر مذاکرات هسته‌ای در این مدت حوادث تلخ و شیرین بسیار به خود دیده است.

به نوشته این مقاله: اما هر چه عقربه زمان به روز دهم تیرماه که موعد پیش بینی شده برای دستیابی به توافق هسته ای است نزدیک تر می‌شود صحنه سیاسی ایران و صف مدافعان از اقلیت مخالفان شفافیت بیشتری می‌یابد. اما در اردوگاه اقلیت مخالفان، بازی متفاوتی جریان دارد. الگوی رفتار تندروها در این صحنه بازی صفر و صد است و البته صف آنان را از منتقدان دلسوز جدا کرد. مخالفان مذاکره به معنای واقعی به نوعی شرط بندی و قمار سیاسی دست زده‌اند.

سرمقاله روزنامه دولت پیش بینی کرده: تجربه ۲۰ ماه گذشته می‌گوید که اقلیت مخالف مذاکره از راهی که برای مقابله‌جویی و مانع تراشی پیش گرفته دست نخواهد کشید کما اینکه در این مدت همه‌اندرز و انذار بزرگان نظام به دیواره سخت اذهان آنها برخورد کرد. گروه مخالفان با آنکه بر سر مقابله با توافق متحد شده‌اند اما خاستگاه و پایگاه‌شان متفاوت است. شماری از آنها از زمره شرکای دولت سابق و دارای منصب و موقعیت در امور هسته‌ای آن دولت بودند اما عده‌ای دیگر از آنها دست در دست مراکز و مؤسساتی دارند که سودهای سرشار از سفره تحریم برده‌اند.

عسگر اولادی خندید

پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/65889/-عسگراولادی-خندید" platform="highweb"/></link> اشاره کرده که اسدالله عسگراولادی که رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین گفت با شنیدن سخنان حسن روحانی که درباره اقتصاد حرف زده، خندیده است و نوشته: عسگراولادی در پاسخ به این سؤال که با شنیدن سخنان محمود احمدی‌نژاد چه واکنشی نشان می‌‌داده، گفت: «نُت برمی‌داشتم». برخلاف عسگراولادی که تازه خنده‌اش گرفته، مردم هشت سال به سخنان اقتصادی محمود احمدی‌نژاد می‌خندیدند و فکر می‌کردند قضیه شوخی است. اما بعد که از بی‌پولی و تورم گریه‌شان درآمده بود، فهمیدند قضیه واقعا شوخی بوده و خنده‌شان گرفت.

به نوشته این طنزنویس: عسگراولادی که از خنده دلش درد گرفته بود و افتاده بود کف اتاق بازرگانی، گفت: «جان من آن تلویزیون‌رو خاموش کن... دلم... آخ دلم... عجب خنده‌داره... ».عسگراولادی بعدش گفت: «حرف‌های روحانی گفتاردرمانی است». مردم گفتند: «دقیقا! منتها احمدی‌نژاد هم فقط حرف می‌زد ولی حرفش روی مخمان می‌رفت، ولی الان روحانی حرف می‌زند، ما خوشمان می‌آید».

در پایان طنزنوشته امروز شرق آمده: مردم اعلام کردند واقعا ما توقع زیادی نداریم. همین که مسئولان دولت طوری حرف نزنند که بروند روی مخ ما، باقیش اوکی است؛ کاری هم نکردند، ‌نکردند. یعنی کاری به ‌کار ما نداشته باشند، باقیش حل است. در این لحظه مردم گفتند: عسگراولادی‌جان آن هشت سال که اقتصاد آن‌طور بود، به حال ما گریه نکردی؟ عسگراولادی گفت: مگر طوری شده بود؟ همه‌چیز که اوکی بود. در اینجا مردم زدند زیر خنده.

دولت مقتدر یا سایه‌ای از دولت

فریدون مجلسی در مقاله اصلی <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/65831/دولت-مقتدر-یا-سایه%E2%80%8Cای-از-دولت-" platform="highweb"/></link> در مورد در حواشی مذاکرات ژنو نوشته: نماینده روسیه از سویی از توافق طرفین مذاکره بر «مکانیزم بی‌بازگشت‌بودن تحریم‌ها» سخن گفته است؛ درحالی‌که غربی‌ها ظاهرا از «تعلیق» آن سخن می‌گویند؛ یعنی اگر دریابند ایران عهدشکنی می‌کند، تحریم‌ها خودبه‌خود باز می‌گردند! روس‌ها از طرف دیگر می‌گویند ایران نیز در صورت نقض تعهدات طرف مقابل بی‌درنگ مقابله‌به‌مثل خواهد کرد. این سخن گنگ است. داوری غربی‌ها درباره عهدشکنی ایران بر چه پایه و مبنایی خواهد بود؟

به نوشته این تحلیلگر مسایل سیاسی: درعین‌حال در ایران بدبینی‌هایی وجود دارد که براساس نظر ظریف، وزیر خارجه، «طرح مسائل جدید» و «زیاده‌طلبی طرف مقابل» عنوان می‌شود. اگر چنین باشد، طرف‌های غربی واقعا برای این کارشکنی چه دلیلی دارند؟ مگر دو سال پیش مذاکرات در محیطی حاکی از تفاهم آغاز نشد؟ آیا گروه‌های افراطی در ایران بر بی‌اعتمادی دامن زده‌اند یا افراطیون آمریکایی و تبلیغات مسموم «تل‌آویو» و «عربستان» باعث این اتفاق شده است؟ آیا برخی متوجه نیستند کاستن از اعتبار دولت ایران در اثر رفتار سازماندهی‌شده، چه عواقبی برای منافع ملی دارد؟

«دولت سایه» معمولا گنگ و ساکت عمل می‌کند اما برخی تندروها طوری رفتار می‌کنند که گویی دولت سایه‌اند و علاوه ‌بر تسلط بر رسانه‌های عمومی و گسترده، مصونیت عملکردی نیز دارند. آنان با سخنان و رفتار‌های دیگر در آستانه آخرین مرحله مذاکرات، تلاش می‌کنند از دولت منتخب اکثریت و موردحمایت جامعه، جز سایه‌ای باقی نماند! پیروزی در مذاکرات مستلزم حضور «دولت مقتدر» است، نه «سایه دولت» و نه «دولت سایه». سناریوی قطع مذاکرات و کوتاه‌کردن دست دیپلماسی مگر بدیلی جز تنش تا مرز درگیری دارد؟

طفلی به نام شادی

کارتون نعیم تدین، شهروند

منبع تصویر، na

توضیح تصویر، کارتون نعیم تدین، شهروند

امان‌الله قرایی‌مقدم در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/65892/طفلی-به-نام-شادی" platform="highweb"/></link> نوشته: ما مردم شادی نیستیم؛ چرا؟ چون در طول تاریخ ایران‌زمین مردممان با غم پرورده شده‌اند. تاریخ این «غم‌گرایی» را شاید حتی بتوان تا دوره ساسانیان عقب برد. نوعی بی‌اعتمادی نسبت به دیگری در طول تاریخ و هم فرهنگ «دنیاگریزی» بین مردم رواج یافته است. بی‌اعتمادی به شادی و آرامش دنیوی برای ما در طول سال‌ها تبدیل به یک فرهنگ شده است و نشانه‌های این فرهنگ را نیز می‌توان در ادبیات و باورهای عامیانه مردم و ضرب‌المثل‌های آنها دید.

این جامعه شناس اضافه کرده: جالب‌تر اینکه ما نه‌تنها شاد نیستیم بلکه از آن می‌ترسیم. دقت کرده‌اید که وقتی زیادی شاد و خوشحال هستیم، ناخودآگاه فکر می‌کنیم قرار است اتفاق بدی بیفتد و این شادی پیش‌زمینه یک فاجعه است؟! با وجود این فکر می‌کنم می‌توان شادی را به دست آورد. در فرهنگ ما امکاناتی هم برای رواج این شادی وجود دارد؛ در تاریخ باستان جشن‌های ماهانه برپا می‌شده.

با این همه در انتهای مقاله شرق آمده: شادی، بدون وجود رفاه محقق نمی‌شود. ابزارهایی از قبیل رفع بیکاری، گسترش تأمین اجتماعی، اشتغال‌زایی، ایجاد امکانات ازدواج و تلاش برای کاهش طلاق موجب شادی نسل جوان می‌شود. این شادی به کل فضای جامعه تسری پیدا کرده و آن‌ها را با نشاط خواهد کرد. در این میان نباید کسی به اسم دلسوزی و دلواپسی مانع شادی جوانان شود.

حمایت از لغو کنسرتِ خالی!

طرح محمد طحانی، آرمان

منبع تصویر، na

توضیح تصویر، طرح محمد طحانی، آرمان

آیدین سیار سریع در صفحه بی <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://www.ghanoondaily.ir/News/52326/اعلام-حمایت-اهالی-موسیقی-از-لغو-کنسرتِ-خالی!-" platform="highweb"/></link> با اشاره به حملات گروه های فشار و لغو کنسرت های موسیقی نوشته: این دوستان لغّاو (بسیار لغوکننده) چند روز پیش احساس کردند لغو کنسرت دارد تکراری می‌شود و باید تنوعی به آن بدهند تا مردم هم از این همه لغو خسته و دل زده نشوند. برای همین در آخرین کنسرتی که لغو شد ابتکار جالبی به خرج دادند. در خرم آباد که قرار بود کنسرت سامان جلیلی و گروهش برگزار شود با نصب یک بنر اعلام کردند که به علت سانحه تصادف گروه سامان جلیلی کنسرت این گروه تا اطلاع ثانوی کنسل می‌باشد! در حالی که این گروه در تهران بودند و از آنها خواسته شده بود به سمت خرم آباد راه هم نیفتند.

به نوشته این طنزنویس: در واقع دوستان (؟) به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر لغو و کنسل کردن کنسرت‌ها جواب نمی‌دهد و باید ریشه‌ای کار کرد. یعنی کاری کنیم که هنرمند خودش از ارائه کنسرت منصرف شود. حالا اگر عقلش برسد که خودش در راه تصادف می‌کند و می‌میرد، اگر هم عقلش نرسد خب باز مشکلی نیست، ما خودمان می‌گوییم تصادف کرده.

طنزنویس صفحه بی قانون احتمالاتی را بررسی کرده از جمله این که: احتمالا جمعی از اهالی موسیقی در آینده‌ای نزدیک طی بیانیه‌ای موافقت خود را با لغو کنسرت‌ها اعلام می‌کنند و می‌گویند: فقط به لغو اکتفا کنین، دیگه بنر نزنین! سقف مطالبات ما هم می‌شود همان بنر نزدن! آنوقت کاندیدای ریاست جمهوری بعدی که می‌خواهد در حوزه فرهنگ وعده سر خرمن بدهد، می‌گوید: من اگر انتخاب شوم همه کنسرت‌ها را بدون بنر لغو می‌کنم (تشویق شدید ما) در دوره ریاست جمهوری من همه اهالی موسیقی می‌توانند زنده بمانند. (جر دادن لباس ها از خوشحالی) خیلی هم اعتدال پسند.