روزنامههای تهران: آیا هنوز آمریکا شیطان بزرگ است؟
روزنامههای امروز صبح تهران همچنان به تحلیل و تفسیر سخنان رهبر جمهوری اسلامی در سالمرگ آیت الله خمینی مشغولند و برداشتهای خود را دارند، اصولگرایان شعارهای ضد آمریکایی را باز هم در سرلوحه گزارشهای خود آوردهاند و نشریات هوادار دولت با آمار نشان داده اند جنجال تازه مخالفان در مورد دسترسی بازرسان هستهای از مراکز نظامی ایران نابه جاست و این بازرسیها و مصاحبه با دانشمندان در زمان دولت پیشین صورت گرفته و هیچ نماینده مجلس و شخصیت نظامی هم اعتراضی نکرده است.

منبع تصویر، shargh
آتش سوزی در جنگل ایلام و نگرانی از کمبود امکانات برای مهار آتش جنگل ها از جمله مطالبی است که در روزنامهها به طور وسیعی منعکس شده است.
دستهای خالی در نبرد با هولوکاست جنگل
مسعود بُربُر در گزارش اصلی <link type="page"><caption> قانون </caption><url href="http://www.ghanoondaily.ir/News/51366/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84" platform="highweb"/></link>نوشته: دهها هکتار جنگل بار دیگر در آتش سوخت و این بار نیز نه بالگردی برای خاموش کردن آتش جنگلها از زمین بلند شد، نه پهپادی به پرواز در آمد و نه سنسورهای حریق هشداری مخابره کردند. خرگوشها و پرندگانی که در آتش میسوختند در گریز از حریق آتش تن نیمهسوختهشان را به نقاط دیگر بردند و این بار هم مردم محلی، هلال احمر، محیط زیست، آتشنشانی، نیروهای بسیج و سپاه با بیل و سطل به داد جنگلها رسیدند تا هولوکاست جنگل متوقف نشود.
بنا به توصیف این نویسنده: جایی درست در قلب جنگلهای سبز، همه چیز سیاه شده است. لانه پرندهای در آتش سوخته و تخمهای درون لانه ترکیدهاند. لاشه سوخته لاکپشتها و خرگوشها تنها تصویر باقیمانده از زیبایی جنگل است. از جیر جیر سنجابها که از میان آتش بیرون میدوند اکنون تنها سنگینی دود و سیاهی در هوای جنگل به جا مانده است و تن سوخته ماری روی زمین تاب خورده است.

منبع تصویر، ghanoun
به گزارش قانون: فعالان محیط زیست روی صفحههایشان عکسهای دلخراش جنگلهای آتش گرفته را همخوان میکنند، محیطبانان سطلهای خالی شده آب را بر میگردانند، مدیران کل محیط زیست از نداشتن هلیکوپتر و تجهیزات میگویند، تماسهای خبرنگاران بیپاسخ مانده است و درختان آماده آتش بعدی میشوند.
اسماعیل کهرم در مقالهای در قانون با عنوان وای بر ایران بدون جنگل نوشته: ایرانیها طی ۳۵ سال جنگلهایشان را نصف کردهاند، به این خاطر که نسبت به آنها بیتفاوت هستند. یادم میآید چندی پیش در آمل وقتی که جنگلها آتش گرفت این مردم بودند که رفتند و از سازمان جنگلها کپسول آتشنشانی گرفتند، سپس سه تا چهار ساعت در دل شب کوهپیمایی کردند و وقتی به بالای کوه رسیدند دیدند کپسولها خالی هستند.
این فعال محیط زیست در خاطرهای دیگر نوشته: دو سال پیش به رینه، پای کوه دماوند، جایی آتش گرفته بود و باد هم شدید میوزید. به سازمان جنگلها تلفن کردیم. بعد از نیم ساعت یک وانت از این سازمان آمد که جمعا ۵ یا ۶ نفر در آن بودند. اینها با خود ترکههای درخت بید و تبریزی آورده بودند تا به سر آتش بزنند و نگذارند محدوده آتش گسترش پیدا کند. این وسیله جدال با آتش در این سازمان بود.
مقاله قانون بدین جا رسیده که: در هیچ جای دنیا برای اطفای حریق جنگل، نه از بالگرد که از هواپیماهای دی سی ۱۰ استفاده میشود که بتواند با تانکر آب بلند کند. همین دیروز صحنه خجالتآوری در تلویزیون دیدم که با بالگرد ظروف ۲۰ لیتری آب را بردند تا با دست روی آتش بپاشند. چطور میتوان از پس آتش عظیم جنگل با ظرفهای ۲۰ لیتری برآمد؟ مگر اصلاً میشود به آتش جنگل نزدیک شد؟
ترافیك در بزرگراه مجازی
وحید معتمدنژاد در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://www.ghanoondaily.ir/News/51376/وای-بر-ایران-بدون-جنگل" platform="highweb"/></link>نوشته:طبق آماری كه به نقل از برخی مراكز تحقیقاتی نشر یافته، بیشترین سهم بازدید از سایت تلگرام در دنیا برای كاربران ایرانی به ثبت رسیده است. این به آن معناست كه گره كور راه بندانهای سیاسی در سایر بزرگراههای مجازی از جمله واتسآپ، وایبر و دیگر شبكهها، راه را به كاربران ایرانی در اینگونه شبكهها نشان میدهد؛ راهی كه هر روز در كشور ما از مناطق صعبالعبور گذشته و خیل مشتاقان به آگاهیهای اجتماعی را بیشتر از پیش به سوی خود رهنمون میسازد.
به نوشته این مقاله: آنچه در این بین محلی از اعراب دارد، توجه یا عدم توجه مسوولان كشوری به این «بازگشایی»ها است كه هر روز جامعه ایرانی را در تقابل با انسداد هرگونه آگاهی رسانی قرار میدهد و زنگ هوشیاری است برای متولیان حوزه ارتباطات سیاسی كه شتابزده، سعی در كند كردن مسیر اطلاعرسانی به جامعه بیدار امروزی دارند. تجربه چند سال گذشته نشان میدهد كه نه تنها اینگونه مسدود كردن راههای ارتباطی مجازی، راهی از پیش نبرده كه برعكس بیشتر راهگشایی دیگر در تنگناهای اجتماعی نیز بوده است؛ تنگناهایی كه بر كلیه امور جاری افرادش مستولی و آنها را خواسته یا ناخواسته به واكنش وامیدارد.
در پایان مقاله شرق آمده: فراموش نكنیم كه بسیاری از جنبشهای اجتماعی خارج از اهداف سیاسی آن، از پیامدهای همین انسداد یا محدودسازیها به وقوع پیوسته و جامعهای را دگرگون ساخته است. پس چاره كدام است؟ ، شاید زیبنده آن باشد تا با ارتقای فرهنگ جامعه در برخورد با این دست از اطلاعات كه به زعمی درست و به زعمی غلط قلمداد میشود، یكسونگری را كنار گذاشته و شعور اجتماعی را استقبال کنیم.

منبع تصویر، Other
پس قضیه این بود
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق </caption><url href=" http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=165&pageno=1" platform="highweb"/></link>نوشته: از آنجا که صبح تا شب خواب به چشم مسئولان نمیآید و شب تا صبح خواب این را میبینند که چطوری وضع زندگی ما راحتتر شود و به همین مناسبت هردفعه یک خوابی برای ما میبینند، در خبرها خواندیم که «دبیر شورایعالی فضای مجازی از اجرای پروژه احراز هویت کاربران در فضای مجازی توسط یک دستگاه اجرائی خبر داد».مهمترین مسئله ما هم امروز دقیقا همین است که هویت کاربران اینترنت احراز شود.
طنزنویس شرق افزوده: یعنی الان همهچیمان سر جایش است و تنها چیزی که روی مخ شهروندان است، این است که این کاربران اینترنتی دقیقا چه کسانی هستند. مسائل مربوط به شغل و مشکلات اقتصادی و بیمه کارگری و وضعیت بازنشستگان و وضعیت تحصیل و خودروهای غیراستاندارد و چیوچی خوشبختانه حل شده و از هفته گذشته تنها دغدغه مردم، احراز هویت کاربران اینترنت است که قرار شده با تلاش مسئولان تنها مشکل باقیمانده هم حل شود.
شیطان بزرگ و بچه شیطان ها
رضا صالحی امیری در سرمقاله<link type="page"><caption> ایران </caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5946&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link>روزنامه دولت به یک همایش در تهران اشاره کرده و نوشته: جهان عاری از خشونت به همان میزان که در بطن تعالیم اسلامی ودر شیوههای مبارزاتی انقلاب اسلامی حضوری انکار ناپذیر دارد، از سوی دشمنان در معرض انکار بوده و برخی سعی کرده اند اسلام را به شکل دینی سرشار از خشونت وجنگ طلبی معرفی میکنند .
رئیس کتابخانه ملی در این مقاله ادعا کرده که آیت الله خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی هم به دنبال چنان جهانی بوده چنان که در یک سخنرانی گفته است: یک مدت زیادی گرفتار عرفا بودیم، اسلام گرفتار عرفا بود. آنها خدمتشان خوب بود؛ اما گرفتاری برای این بود که همه چیز را برمیگردانند به آن ور. هر آیهای دستشان میآمد میرفت آن طرف؛ کانه قرآن با این کارها کار ندارد. یک وقت هم گرفتار شدیم به یک دسته دیگری که همه معنویات را برمیگردانند به این، اصلاً به معنویات کار ندارند؛ کانه اسلام آمده برای اینکه [دنیا را بگیرد] اسلام هم طریقه اش مثل هیتلر که او آمد که دنیاگیری کند و کشورگشایی کند، اسلام هم آمده کشور گشایی کند!»
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/446/2" platform="highweb"/></link> سه روز بعد از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی در جریان سالروز درگذشت آیت الله خمینی در تیتر اول خود، خبر داده که آیت الله خامنه ای هم آمریکا را شیطان بزرگ می نامد.
با این عنوان، این روزنامه تندرو در سرمقاله خود به سخنانی از بنیادگذار جمهوری اسلامی در آغاز اشغال سفارت آمریکا در تهران اشاره کرده و با آن استناد میانه رو ها و هواداران مذاکره برای حل بحران هسته ای را شیطان های کوچک خوانده است.
در یادداشت روز کیهان آمده: دور جدید مذاکرات هستهای ایران و۵+۱ که متاسفانه به دلایل مختلف تا حد زیادی به مذاکرات هستهای ایران و آمریکا مبدل شده، این امید را در دل این دو گروه زنده کرده است که میتوان به سمت عادیسازی روابط با «شیطان بزرگ» نیز گام برداشت. البته این خوشخیالی دوطرفه است و غرب نیز هوشمندانه به آن دامن میزند. به این تیترها نگاهی بیندازید؛ تایم: بای بای شیطان بزرگ!، گاردین: ایران برای حرکت به جلو باید شیطان بزرگ را فراموش کند، نیویورک تایمز: حالا ایرانیها درباره شیطان بزرگ چه میگویند؟ و…
به نظر این روزنامه : رسانهها، تحلیلگران و سیاستمداران غربی عامدانه و هدفمند میکوشند آمریکا ستیزی جمهوری اسلامی ایران را به شعاری تزئینی و تشریفاتی در قالب «مرگ بر آمریکا» -آن هم در چند روز و مراسم خاص مانند نمازهای جمعه، راهپیمایی ۲۲ بهمن، ۱۳ آبان و روز قدس- تقلیل دهند حال آن که اعتقاد به شیطان بزرگ بودن آمریکا یک سیاست عینی و عملی است که عمری به درازای عمر انقلاب اسلامی دارد و امروزه گستردهتر از هر زمان دیگری قابل مشاهده و پیگیری است.
کی باید دلواپس باشد
اعتماد در سرمقاله خود پرسیده چه کسی باید دلواپس باشد و چه موقع باید دلواپس و نگران بود و خواب را بر چشمهای خود حرام كرد و در برابر، چه موقع میتوان راحت خوابید؟ در یك كلام با آزادی نقد. اگر مذاكرهكنندگان و كسانی كه مدیریت انجام هر یك از این امور، به ویژه مذاكرات ١+٥ را عهدهدار هستند، قابل نقد باشند و هر كسی بدون لكنت زبان و ترس از متهم یا بازداشت شدن بتواند رفتار و گفتار آنان را نقد كند، در این صورت هیچ جای نگرانی و دلواپسی نیست.
به نوشته این روزنامه: اما امروز کشور با چنین وضعی مواجه است که دولت و گروه مذاكرهكننده را نه تنها میتوان نقد كرد یا در صداوسیمای بسته به پرسش كشید و حتی فراتر از معیارهای یك نظام دموكراتیك نیز آنها را با چالش مواجه كرد، بلكه میتوان در مجلس كه باید محیط عقلانیت و گفتوگو باشد، به آنان توهین كرد و بر سرشان فریاد كشید.
اعتماد نوشته: باید در سالهای ١٣٨٤ تا ١٣٩٢ نگران و دلواپس میبودیم كه هیچ كس حق كوچكترین اظهارنظری درباره عملكرد مذاكرهكننده نداشت. اگر هم كسی چیزی میگفت جایی كه بتواند منتشر كند نبود. چرا با آزادی نقد خودشان مخالف بودند؟ برای اینكه آنان فاقد اعتماد به نفس درباره سیاستهای خود بودند و توان آن را نداشتند كه از پس منتقدین برآیند. با نخستین انتقادات شیرازه ذهنی آنان پاره میشد و برگهای آن اوراق میشد. مشكل در آن دوره این بود كه حتی نمیتوانستیم این نگرانی را ابراز كنیم و این خود موجب فشار بیشتر به ناظران و مردم میشد.
نمونهبرداری از پارچین در دولت قبل
<link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/64869/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF" platform="highweb"/></link>در گزارشی نوشته: اگرچه اینروزها، به نظر میرسد بازرسی از مراکز نظامی و هستهای ایران به خط قرمزهای مذاکراتی تبدیل شده اما این اقدام در دورههای پیشین مذاکرات نمونهها و مصادیقی دارد که با بررسی اینترنتی کوتاه میتوان آنها را یافت. در حالی که اکنون مذاکرات هستهای به آن گره خورده است.
در ادامه گزارش این روزنامه آمده: مهمترین نقطه تمرکز غرب بر «پارچین» قرار دارد؛ مرکزی نظامی در اطراف تهران که تاکنون دوبار اجازه بازدید از این مرکز داده شده و تأکید شده که اینبار آخر خواهد بود. به عنوان مثال در گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در دسامبر ٢٠٠٥ به صراحت از بازدید بازرسان آژانس و نمونهبرداریهایی که انجام گرفته، نوشته شده است: «ایران در نوامبر ٢٠٠٥ (یعنی حدود آبانماه ١٣٨٤، در زمان دولت نهم) موافقت کرد که به آژانس اجازه بازدید از سایتی در تأسیسات نظامی پارچین را بدهد. آژانس توانست برای اثبات نبود مواد هستهای در آن سایت نمونهبرداریهای لازم را انجام دهد».
در ادامه گزارش شرق آمده: در همینحال نباید از یاد برد که نمونههای متعددی از امکان مصاحبه با دانشمندان هستهای در دوران زعامت علی لاریجانی و سعید جلیلی بر مذاکره هستهای وجود دارد. اگرچه روزهای گذشته بارها توضیحات عراقچی در مورد دسترسی مدیریتشده به تمسخر گرفته شد اما قواعد پروتکل نشان میدهد انجام بازرسیها تنها به شرط موافقت تهران عملی میشود و در صورت ایجاد، دسترسی مدیریتشده و موردی خواهد بود.

منبع تصویر، Other
دلواپسان/ امیدواران
علی میرفتاح در ستون کرگدن <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=165&PageNO=16" platform="highweb"/></link>نوشته: وقتی رئیس جمهور را نگذارند حرف بزند، چه كسی را میگذارند وقتی رئیس جمهور نتواند حرف بزند، وقتی رئیس جمهور در مرقد امام- آن هم در سالروز وفات امام - نتواند آسوده سخنرانی كند، پس وای به حال منتقدان و مخالفان و دگراندیشان و... آنها كه با خود چنین كنند، به دیگران برسند چهها كه نكنند. مملكت قانون دارد، حساب و كتاب دارد، خدا نكرده زبانم لال اینجا تگزاس كه نیست هیچكس حرف هیچكس را گوش ندهد.
به توصیف نویسنده این مقاله:. یك روحانی انقلابی كه به فرمایش رهبری، امتحان پس داده است و از اول در جریان همه مسائل و موضوعات انقلاب بوده با رای اكثریت شده است رئیس دولت. به هر دلیلی به وعدههای صاف و ساده و معمولیاش نتوانسته جامه عمل بپوشاند سخنرانی هم نتواند بكند؟ خیلی جالب است.
سر مذاكرات هستهای یك عده راه افتادهاند و هرچه دلشان- به هر كه بخواهد- میگویند. خیلی هم خوب، اصلا از لوازم و اسباب دموكراسی همین اعتراضات تشكلیافته است؛ منتها به شرطی كه طرف مقابلشان هم اجازه تظاهرات و اعلام موجودیت داشته باشند و آنها هم بتوانند نظر خودشان را اعلام عمومی كنند.
به نوشته اعتماد: الان شده اینكه یك سری نه فقط از طرف دولت كه از هفت دولت دیگر هم آزادند كه هركار میخواهند بكنند و هرچه میخواهند بگویند اما طرف مقابلشان هیچ مجال حرف زدن نداشته باشد. كاش غیردلواپسان- اسمشان را بگذاریم امیدواران- كاش امیدواران هم مجاز به حضور و برگزاری راهپیمایی و اعلام موجودیت باشند.
اگر زلزله مهیب آمد
مهدی مالمیر در مقالهای در روزنامه <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=255&PageNO=20" platform="highweb"/></link>به زلزله مهیب دریایی در جزایر ژاپن اشاره کرده که با هشت و نیم ریشتر یک دقیقه آن کشور را تکان داد. زلزلهای که میتوان تصور کرد با این قدرت به راحتی میتوانست در شهری همانند تهران یا سایر شهرهای دیگر کشورمان که در برابر حوادث اینچنینی کاملا بیدفاع هستند، فاجعهآفرین باشد. اما ژاپنیها سالهاست که با برنامهریزی، خود را در برابر زمینلرزه، مسلح کردهاند و هر بار که با زلزلهای رودررو میشوند با کمترین خسارت و آسیب از آن در گذشتهاند.
نویسنده با یادآوری این که ژاپن در هنگامه زلزله، الگوی بیخدشه «وقار زیر فشار» است نوشته: برای سلامت یک نظام اجتماعی شاهدی بهتر از چگونگی رفتار مردم در زمانهای سختی نمی توان یافت. چه، تنها در زمان اضطرار است که درجه خلوصِ سرمایه اجتماعی، انضباط جمعی و عشق به همنوع که پایه استواریِ هر نظام اجتماعی است، آشکار میشود.

منبع تصویر، Other
در پایان مقاله شهروند نویسنده با حسرت نوشته: ژاپنیها سالهاست که دیگر نیازی به اثبات درک اجتماعی بالای خود ندارند. آگاهی از سرنوشت مشترک، ظریفهای نیست که تنها در روزگار خروش طبیعت بر آنها آشکار شود. ژاپنیها با این آگاهی اجتماعشان را سامان دادهاند. هم رأیی و همکاری اجتماعی در این سرزمین تا اندازهای بالاست که نیازی به سردادن شعارهای پرطمطراق و بهجوشآوردن دیگ ترحم خلایق در زمان مشقت نیست.
نگرانی دولت برای سلامت پوست هتاکان
آیدین سیار سریع با موضوع «دولت در مواجهه با تندروهای هتاک» که موضوع این روزهاست یک مناظره را مجسم کرده است:
دولت: عزیزم! گلم! قشنگم! کاکتوس من!
تندروی هتاک: چیه؟
دولت: هتاکی نکن.
تندروی هتاک: هتاکی میکنم. دوست دارم!
دولت: هتاکی برای پوستت ضرر دارهها. میدونستی؟
تندروی هتاک: کرم میزنم.
دولت: هرطور راحتی عزیزم.
تندروی هتاک: دولت!
دولت: جونم!؟
تندروی هتاک: فکت شیت!
دولت: الان فکت شیت ندارم. بذار از سر کار برگشتم میخرم.
تندروی هتاک: پس کنسرت لغو کن، فیلم بیار پایین، سخنرانی به هم بزن.
دولت: من که زشته اینا رو انجام بدم. وعده دادم به مردم.
تندروی هتاک: پس من انجام میدم.
دولت: به هرحال تصمیم با خودته، ولی بهتر نیست بذاری مردم راحت باشن؟
تندروی هتاک: بالاخره وقتی رای اشتباه میدن باید فکر اینجاش رو هم بکنن.
دولت: حرفت منطقیه عزیزم.











